Первые 200 строк.
به شرکت داروسازی بلکوود خوش آمدید.
از علاقه شما به آزمایشات بالینی فاز یک ما سپاسگزاریم.
بلکوود به نوآوری متعهد است.
و سالانه پیشگام تحقیق در صدها داروی جدید است.
در فاز یک، ما از داوطلبان سالمی مثل شما استفاده میکنیم.
تا به ما کمک کنید بهتر بفهمیم یک دارو چگونه بر بدن تأثیر میگذارد.
قبل از اینکه آن را به بیماران بدهیم.
بدون کمک شما، هیچکدام از اینها ممکن نبود.
امکانات ما کاملاً مجهز هستند.
و پیشرفتهترین امکانات را دارند.
امیدواریم از اقامتتان لذت ببرید.
هی!
حتماً تو کلر هستی. من آلیسونم.
به نظر میرسه هماتاقی هستیم!
باحاله. آره، از دیدنت خوشبختم.
هی... من آلیسونم.
به نظر میاد فقط ما سه تا دختر هستیم.
وای... مطمئنی برای پنج روز این همه چیز آوردی؟
من تا حالا از این کارها نکردم، تو چطور؟
یکم استرس دارم.
احمقانه است، میدونم که خوب میشیم.
این انتظار، شاید بدترین قسمت باشه.
آلیسون، ببخشید. دیشب خیلی سخت گذشت و من خستهام.
فقط میخواستم قبل از شروع کار یک چرت بزنم.
آره، ببخشید، راحت باش. من ساکت میشم. مرسی.
صبح بخیر.
از همه شرکتکنندگان خواهشمندیم در اتاق معاینه جمع شوند.
وایفای نداره. آنتن نداره. مزخرفه!
چی انتظار داری؟ تو زیرزمینیم.
نه، عمداً این کار رو میکنن.
که نتونیم در مورد آزمایش توئیتی بزنیم یا هرچی.
برای همینه که همش میگم ما به اتحادیه نیاز داریم.
هر آزمایشی یه گند جدید بالا میارن.
سلام به همه. من دکتر بِرک هستم و ناظر این آزمایش خواهم بود.
مطمئنم همه اینها رو قبلاً شنیدین ولی فقط برای یادآوری.
این یک مطالعه ایمنی فاز یک برای آبِکسِتین BRN14 است.
جمعاً پنج روز.
دوز از ۲۵ میلیگرم شروع میشود.
و تا پایان به ۸۵ میلیگرم افزایش مییابد.
این یک آزمایش دو سوکور است.
شما برای هرگونه ناهنجاری یا عوارض جانبی به دقت تحت نظر خواهید بود.
اما این دوز نسبتاً کمی است.
بنابراین انتظار داریم همه چیز به خوبی پیش برود.
با این حال، اگر سؤالی دارید.
لطفاً با هر یک از پرستاران صحبت کنید... بله، ری؟
اصلاً میتونیم بریم بیرون؟
متأسفانه نه. شرکتکنندگان برای تمام مدت به همین طبقه محدود هستند.
آخ، شوخی میکنی، درسته؟
متأسفم، اما من اینجا قوانین رو تعیین نمیکنم.
این همه درخت برای چیه؟
نمیدونم.
حداقل غذاش از بلمونت بهتره.
آره، گه سگ سرخشده هم از غذای بلمونت بهتره.
پولشم خوبه برای کاری که هست.
شنیدی پارسال یه آزمایش غیرقانونی انجام دادن؟
پنجاه هزار دلار برای متوقف کردن قلبت.
اون یه افسانهست. نه بابا، نیست!
یکی از دوستام توش بود.
خب، دوستِ دوستت. آره، درسته.
قبلاً ندیدمت.
اولین باره؟ آره.
بذار حدس بزنم.
از یه دوست شنیدی و فکر کردی "پول مفت"، درسته؟
در مورد "مفت" بودنش نمیدونم.
ولی من به پول نیاز داشتم و گزینههای زیادی نداشتم، خب...
جوان، بیپول و ناامید.
ترکیب جادویی برای آزمایشهای دارویی.
اون ونساست. تو این چیزا زیاد میبینیمش.
یه خورده آدم عجیبیه.
از اوناییه که تو خونه درس خوندن، میدونی؟
پدر و مادرش مذهبیهای افراطی و دیوونهای بودن.
از اون آتش جهنم و گوگرد و این حرفا.
باید حواست به آدمای ساکت باشه.
حالا یه نفس عمیق بکش و نگه دار.
ببخشید... لعنتی!
سرگیجه؟ نه.
حالت تهوع؟ نه.
سردرد؟ نه.
بیحسی، گزگز؟ نه.
دلدرد؟ - نه. خشکی دهان؟ - نه.
دیگه جون ندارم، نمیتونم اینقدر ادرار کنم.
تنگی نفس؟ نه.
تا ده دقیقه دیگه برمیگردم.
کلر.
کلر.
کلر، خوابیدی؟
کلر... چی!
میخوای عکس گربهام رو ببینی؟
آره، این یه گربه است.
تتو داری؟ نه.
پس اون روی قوزک پات چی؟
چرا میپرسی وقتی خودت جوابش رو میدونی؟
چون خوشم اومد. معنیش چیه؟
چینیه، به معنی "لطفاً ساکت باشید".
منم باید یه تتو بزنم.
هرچند نمیدونم چی میزنم!
حس میکنم هرچی بزنم.
پنج سال دیگه فکر میکنم کاملاً احمقانه بوده.
مثلاً وقتی ۱۵ سالم بود میخواستم تتوی یادگاران مرگ بزنم.
فکر کردن بهش هم خیلی خجالتآوره.
آلیسون، میشه دهنتو...!
روز طولانی بود، نه؟
آره
با این حال، همهش برای یه هدف ارزشمند بود، مگه نه؟
واقعاً؟ این دارو قرار بود چی کار کنه اصلا؟
اوه، دنبال انواع و اقسام کاربردهاش هستن
لاغری، حساسیت، درمان تهوع ناشی از حرکت
آره، واقعاً داریم کار خدا رو انجام میدیم
تو هم دانشجوی پزشکی هستی؟
چی؟! نه. اوه.
فکر کردم چند نفر دیگه هم باشن
مثل اینکه فقط منم
من برای دوره کارآموزی تابستونی بلکوود اقدام کرده بودم
هنوز منتظر جواب هستم، ولی درباره این آزمایش باهام تماس گرفتن
گفتن برای پر کردن ظرفیت مشکل دارن
برای همین فکر کردم فرصت خوبیه که بهشون نشون بدم
که اهل کار گروهی هستم، میدونی؟
حالا یه جورایی دارم فکر میکنم که تو چه دردسری افتادم
خوابم نمیبرد
آره، میدونیم
هیچکدوممون نتونستیم
فکر کردم قرار بود همه چی رو به راه باشه؟
آره، همیشه همین رو میگن
راستش، تو نصف این آزمایشهای اولیه روی انسان
اصلاً نمیدونن قراره چی بشه
به هر حال مثل آمفتامین نیست، این...
خیلی بیشتر از این حرفاست
اینه... حتی نمیتونم توصیفش کنم
فقط یکم بیخوابیه، آخر دنیا که نیست
وقتی به اندازه کافی از این آزمایشها انجام بدی
هیچی دیگه غافلگیرت نمیکنه
احتمالاً با نبود پرسنل شبانه، یکم کمبود نیرو دارین، درسته؟
اگه برای انجام آزمایشها یا هر چیز دیگهای کمک لازم دارین
یعنی... این کاملاً غیر اخلاقیه
پس شما هرگز... من میدونم
میدونم. داشتم... امم... شوخی میکردم
معلومه که آره
فقط باید ببینیم چقدر طول میکشه
الان ۳۰ ساعته که نخوابیدم
حس غریبیه
اما تصور کن اگه ادامه پیدا کنه چی؟
مثلاً تا ابد
فکر کن با اون همه وقت اضافه چی کارا میتونستیم بکنیم
روزها به اندازه کافی طولانی هستن
کیش و مات. چی؟
نه... آره
باشه، باید یه دست دیگه بازی کنیم
گفتی یه بازی. منم با یه بازی موافقت کردم
میدونم، ولی فکر کردم بیشتر طول میکشه
بیخیال، یه بار دیگه. کار دیگهای که نداریم
باشه، قبول
اینا همه مال خودتن؟
واقعاً خوبن
کلی عکس از پاول اینجاست، میبینم. نه، نیست
من دارم از همه میکشم
میخوای بری باهاش حرف بزنی؟
نه، نمیتونم
وقتی با پسرا حرف میزنم خیلی خجالتی میشم، نمیدونم چی باید بگم
هی، پاول! کلر، نکن!
میخوای بیای برای یه پرتره ژست بگیری؟ - چی؟
میخوای برای یه پرتره ژست بگیری؟ - منظورت چیه؟
هیچی
خندهدار نیست
پس معلومه که هیچکس دارونما مصرف نکرده
این هرچی که هست
مستقیماً داره روی سیستم عصبی مرکزی اثر میذاره
و داره باعث التهاب شدید مغزی میشه
مطمئنی این قرصها فقط ۲۵ میلیگرمه؟
این یک آزمایش دو سر کوره
میدونی که نمیتونم اون اطلاعات رو بهت بدم
آره. باشه.
اسکنهایی که فرستادم رو دیدی؟
همین الان دارم نگاهشون میکنم
برای سوژه ۷، اسکن دوم چند روز بعد گرفته شد؟
نه، متوجه نمیشی
هر دو اون تصاویر تو همون یک اسکن گرفته شدن
تمام اون رشد توی همون یه اسکن اتفاق افتاد
الو؟
سلام، جرج بانون هستم، معاون ارشد تحقیقات
میشه دوباره تکرار کنی؟
کلر، نگاه کن! موش توشه!
بیشتر شبیه موش صحرایی هستن تا موش معمولی
نه، اونا موشهای کوچولوی بامزه هستن
دیدنشون تو اون قفسها خیلی ناراحتکنندهست
چرا؟
کجای دیگه میتونن کاری رو بکنن که اونجا نمیتونن؟
خیلی کارا
تو نمیدونی یه موش از پس چه کارایی برمیاد، باشه؟
میتونن با موشهای دیگه آشنا بشن، میتونن ماجراجویی کنن
میتونن عاشق بشن!
یا خورده بشن یا له بشن
حداقل اینجا یه سقفی بالای سرشون دارن
تو خودت سقفی بالای سرت داری؟
من بین جاهام
آره، ولی تو کسی رو داری که بعد از این بری پیشش بمونی
مثلاً خانواده یا همچین چیزی؟
صادقانه بگم، اگه من یه موش بودم ترجیح میدادم
توی قفس امن باشم که بهم غذا بدن و ازم مراقبت کنن
تا اینکه بیرون برای خودم دنبال غذا باشم
نه... نه، این درست نیست
No comments yet. Be the first to leave one.