Первые 200 строк.
.پادشاهیِ پادشاهیها، وارث جدیدی داره
،بهافتخار تبدیلشدن به حافظ موردرد
.قسم میخورم
.اوتر دشمنانش رو زیادی نزدیک کرده
.من برنمیگردم
…دنبال من باش
وقتی از رودخانه رد میشی که .به اون عالم برسی
.به آوالون خوش اومدین، شاه گوندلئوس
افتخار میدین کنار ما غذا بخورین؟
.بچه که نمیتونه به بریتانیا حکومت کنه
!بکشینشون - !فرار کن -
.دروئید
!سرورم
.این ولیعهد نیست
.بچه رو عوض کردن
…تو مادر یک پادشاه بودی؛ الان
.هیچی نیستی
.بیاین. بیاین. باید حرکت کنیم
!حمله
.دور پادشاه یه دایره تشکیل بدین
.تو خائنی و قاتل
.بکشینش
.آرتور اومده
کانال رسمی تیم ترجمهی ۳۰نما @CinamaSub
« ترجمه از امیرحسین » .:: AmirH_Na ::.
…شمشیرت
.بندازش
« پادشاه زمستان »
باشد که احسان خداوند را
.در زمین زندگان ببینم
باشد که برای خداوند منتظر باشم و قوی بشم
.تا دلم را تقویت کند
،اسقف بدوین .سوارکارهایی دارن میان
.فوراً بیاین
.غیرممکنه
!دروازه رو باز کنین
.بدوین
!آرتور
.ولیعهد - .خدا رو شکر -
.خداوند معجزه کرده، بدوین
.این معجزه نبود
…خواهرم …و تمام این افراد شجاع
.اونا نجاتش دادن
گوندلئوس چی؟
!میکشیمش - !آره -
!خائن! تو ملکهمون رو کشتی
.به دروئیدمون هم تجاوز کردی
…اما خدایان هنوز در کنارشن
!و خواستار مجازاتن…
!باید بمیری
،من از شما قربانی نمیخواهم» …بلکه ترحم میخواهم.» این وحشیانهست و
.این یه انتقام شایستهست
،گوندلئوس اَپ مِیر
،پادشاه سیلوریا
.خدایان از مرگت خوشحال میشن
!نه - !لدویس -
!ولم کن
من دروئید مرلین هستم !و قربانیم رو میخوام
کسی جایگاه یا رنجی که کشیدی رو
.زیر سؤال نمیبره، نیموه
.امروز خون دیگهای ریخته نمیشه
.بلندش کنین .زرهشون رو باز کنین
برادر، دیوانهای؟ - چرا این کارو میکنی؟ -
کشتن گوندلئوس به بریتانیا
.آرامش نمیده
.به من که آرامش میده
جای امنی برای زندانیها داریم؟
.هیچجا نیست .اوتر زندانی نداشت
.من قربانیشدن رو به زندان ترجیح میدم
…آرتور .سنت رو زیر پا نذار
.اتاق پادشاه قفل داره
میخوای این خائن رو بذاری توی اتاق پدرمون؟
.بهم اعتماد کن… خواهر
.آرتور
تو از من آرامشم رو
،و از «سولویا»، خدای حکومت
.قربانیش رو دریغ کردی
تو هم مثل من درد میکشی
.و مجازات میشی
روح اوتر همینجا وارد اون عالم شده؟
.آره
.نمیتونم اینجا بمونم !نمیتونم اینجا بمونم
.ولش کن .اون بهتون آسیب نزده
.اتفاقاً بهاندازۀ خودش از مردم آوالون کشت
.همینجا میمونه
.اتاق رو خالی کنین
.مطمئن شین هیچ راه فراری نباشه
.شاه گوندلئوس، ما براتون آب و غذا میاریم
پس ما میپوسیم و تو هم پادشاهی رو میدزدی؟
.پدرت فهمید که یه حرومزادۀ خائنی، آرتور
یه گوشه نشستی تا بابات بمیره
.و بعدش از فرصتت استفاده کردی
جای پادشاه چلاق پیش اون .از پیش من امنتر نیست
…یه بار
،جلوی پدرم…
،قسم خوردم از هر بچهای که به دنیا بیاره .محافظت میکنم
.بازم این قسم رو میخورم
،اگه کسی به ولیعهد آسیبی بزنه
.من انتقام اون آسیب رو میگیرم
.با جون خودم از جونش محافظت میکنم
…مرلین بهم گفت
خدایان مثل مه میمونن؛
.شناورن و کمرنگ
،اگه صداشون رو بشنویم و راضیشون کنیم
ضخیم میشن
و با کمک هم .تمام سرزمین رو پوشش میدن
.ازمون محافظت میکنن
،ولی اگه ازشون دریغ کنیم .گم میشیم
،فکر میکردم آرتور متوجه باشه
.ولی نیست .اون متوجه هیچی نیست
دوستم داری؟
.دستت رو بگیر بالا
،تا وقتی که جای این زخم باشه .زندگی تو مال منه
،تا وقتی که جای این زخم باشه
.زندگی منم مال توئه
.ما یکی شدیم، درول
…من
مطمئنم میتونیم داخل کائر کادارن .براتون جا پیدا کنیم
.ما به همچین جای خوابی عادت داریم
.بازگشت تو معجزۀ خدا بود .پادشاهی پادشاه میخواد
…بدون پادشاه
.توخالیه و هدف حملۀ فاتحین
!وقت حمومه
…آرتور. آرتور
.آخرش پدرت از تو حرف زد
.فکر میکنم از کارش پشیمون شد
تا کی میمونین؟
.تا هروقت که به ما نیاز داشته باشین
،طبق محاسباتم .پونزده نفر از کل کائر کادارن دفاع میکنن
لرد اووین اکثر مبارزهامون رو .برای جنگ برده
.اوتر
.اون توی کالیوا با ساکسونها میجنگه
ساکسونها وارد کالیوا شدن؟
هر سال کشتیهای بیشتری میاد
.و ساکسونهای بیشتری میان غرب سمت ما
بهزودی همهمون ساکسون میشیم؛
مگه اینکه پادشاهیها .قبلش همدیگه رو نابود کنن
پس هیچی عوض نشده؟ - …آرتور -
.اتفاقاً همهچی بدتر شده
.واقعاً بریتانیا در عذابه
.خواهشاً به موندن فکر کن
.انگار خیلی هوشیاره
برای سنش طبیعیه؟
از من میپرسی؟
.یه چیزی برات آوردم
…دندون خرس
.برای خواهر نترسم
.یه لحظه فکر کردم مردیم
.ببخشید. باید زودتر میاومدم
.نیازی به عذرخواهی نیست
.تو نجاتمون دادی
باید یه کاری میکردم؛
…روزی که پدرمون - .بیا در مورد اون حرف نزنیم -
.فقط یه چیزی میگم
،اگه الان زنده بود .خیلی قدردانت میشد
از بس دنبال نشوندن موردرد روی تاجوتخت بود که
…با گوندلئوس ریسک بزرگی کرد
.که جواب هم نداد
چرا زنده گذاشتیش، آرتور؟
.هم دیوانگیه هم خطرناک .میدونی که چه تواناییهایی داره
من یاد گرفتم که زندۀ افراد قدرتمند .از مردهشون بیشتر به کار میاد
چی؟
امشب کجا میخوابیم؟
.نگران اونش نباشین .فرمانده براتون جا پیدا کرده
.فردا حالتون بهتر میشه
،هرچقدر هم روز بدی داشته باشیم .خوردشید فرداش طلوع میکنه
مطمئنی، «سَگ»؟
از نظر من که بریتانیا .سرزمین مه و بارانه
یعنی گال نیستش؟
…گمونم .گمونم تو بهتر بدونی
کدومتون فرمانده رو بچگیهاش میشناخته؟
.آرتور اغلب آوالون بود
.همگی میشناختیمش
.پدرم، هایول، بهش مبارزه رو یاد داد
.با لبۀ شمشیر جلوی کاه و یونجه
آرتور در مورد پدرم حرف زده؟
.معلومه
دوست داره داستانهای بچگیش توی بریتانیا
و دوستانی که پشتسر گذاشته رو .تعریف کنه
اون هیچوقت اونایی که دوستشون داشته رو .از یاد نمیبره
در مورد منم حرف زده؟ - اسمت چیه؟ -
.درول
.درول؟ یادم نیست
!پسرۀ گودال مرگ
!پس تویی - اسم من رو این گذاشته؟ -
.داستان تو رو هزار بار شنیدیم
…خب؟ یک، دو
وای خدا! یه میخ تو قلبمه
!و دارم میمیرم
!خدایا، دارم میمیرم !ولی دیگه نه
.لنول، برو شمال سمت پویس
.میخوام بدونم گورفید چه برنامهای داره
.توی دامنونیا، این در امان نگهت میداره
.مهر پدرمه
،وقتی رسیدی به پویس .وارد قلمروی دشمن شدی
.مراقب باشیها
،جدی میگم. اگه پیدات کنن .میکشنت
،سعی خودشون رو که کردن .ولی هنوز موفق نشدن
.با تمام سرعت میرم و میام .جدی میگمها
،چشم رو هم بذاری .من برگشتم
No comments yet. Be the first to leave one.