As primeiras 200 linhas.
به من بگو کی
ضبط میشه
خوب ؛ من لئو ورما هستم
پشت دوربین آلخاندرا چاوزه
ما در حیاط خلوت من هستیم
این آزمایش بعدی سرم CRS 379
تکرار های دیگه به شکست رسیدند
ما اینجا تاکومارو داریم
اون فقط چند روزه که با ماست
و در یک مزرعه خوک شرکتی بود
در بیشتر عمرش در جایی که مایکوتوکسیکوز گرفت
بیماری ناشی از قارچ های سمی در خوراک ذرته
اون خیلی درد کشیده
بیشتر عمرش انواع داروها رو استفاده کرده
اما ما امیدواریم که تغییرش بدیم
این سرم ؛ اگه همه چیز خوب پیش بره
اندام های آسیب دیده رو در طی پنج روز کاملا ترمیم می کنه
یک زندگی کاملا جدید بهش میده
سرم به صورت سیستمی داده میشه نه به صورت موضعی
برای همین ما باید عوارض جانبی بیشتری رو پیش بینی کنیم
حالا منتظریم
تيــم ترجــمــه .:: قــقــنـوس ::. .تـقـديـم مـي کـنــد
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
ممنونم
برو
تموم نشده
اگه مجبوری سینه خیز بری
برو
برای منه
برای ما
منهای مربع بی مساوی است با بی.سی
رونویسی ژن در هر ژن 15 ئه
اما این هیچ معنایی نداره
اما اگه پی ایکس مساوی باشه با ۲-۹-۰-۰
...کی از ۲
لعنتی
این با عقل جور در نمیاد
باشه
ما میریم ؛پس این چیزیه
لعنتی، این نیست
این سه پیئه یا پنج پی
اب اونجاست
...معنی نداره ؛ اما
متاسفم ؛ تو اینجایی؟
من چند روزی اینجا هستم
عالیه
میخوای برات بیارم؟
چی میخوای بیاری؟
آب میخوای برات بیارم؟
نه من خوبم
پس دوست داری اینجا کار کنی؟
مثل رستوران؟
اره جای خوبیه
درسته ببخشید
به من مربوط نیست
رسیدت رو یادت نره نه ممنون
بهش نیازی ندارم فقط بگیرش
هیچوقت نمیدونی کی لازمت میشه
لئو ؛ لئو کجا بودی؟
کار می کردم
نه، کار اینجاست
فقط یه دقیقه بهم فرصت بده بذار استراحت کنم
نه لئو من اینجا نشستم ...و منتظر بودم
فقط بذار استراحت کنم باشه؟
فقط بذار استراحت کنم
تو فکر می کنی من استراحت می کنم؟
تو استراحت می کنی ؛ غیبت میزنه و کار می کنی
هر کاری که میخوای انجام بدی دلیل اینه که اینجا هستیم
تو دلیلی داری که اجازه نمیده بری
و کارهای مزخرف دیگه ای بکنی
اینقدر سرم داد نزن
فقط بس کن
مثل یه بچه رفتار می کنی
چی رو تمومش کنم؟
فقط بس کن
همین الان بس کن باشه؟ چی لئو؟
...دیگه نمیخوام مزخرفاتت رو بشنوم
تو اینقدر مرد نیستی که با
عواقب تصمیمت روبرو بشی؟
اینو بهم نگو
من باید همه کارها رو انجام بدم؟
من باید همه کارها رو انجام بدم لئو؟
منو ببین لئو
چیه؟ ازم چی میخوای؟
چی میخوای؟ ...من میخوام
میخوام بزرگ بشی
...ازت میخوام یه مرد بشی ؛ اینو بفهم
دیگه اینو بهم نگو
این چرندیات رو بهم نگو باشه؟
اینو نگو
چرا؟ چون خیلی واقعیه؟
چون من همیشه مجبور بودم همه کارها رو برای تو انجام بدم؟
اصلا حواست هست دیگه؟
اصلا اهمیت میدی؟
این قرار بود برای ما باشه
یادته؟
برای ما
یه چیزی بگو
لئو، مرد باش و یک چیزی بگو
چی میخوای بگم؟
فقط منو تنها بذار
منو تنها بذار
دیگه نمیتونم این کار کوفتی رو ادامه بدم
من جواب ها رو ندارم
من جواب های کوفتی رو ندارم
من جواب ها رو ندارم
من نمیدونم
نمیدونم چیه
تو مهم نیستی
...من تو اهمیتی نمیدی
چیزی دیدی من چیزی ندیدم
نمودارهای من، یادداشت های من، تو دیدی
این حتی دستخط من نیست
چیز دیگه ای دیدی وقتی از وسایل من جاسوسی می کردی؟
...خب انگار دیوونه شدی ؛ من نمیدونم
من چیزی دربارش نمی دونم باشه؟
بهتره خودت توضیح بدی من اومدم اینجا
ماه ها گذشته و حالا دختر جدید ازم جاسوسی می کنه؟
این دستخط توئه؟
بهم گوش کن
ببین ؛ دهنتو صاف می کنم
اگه منو از این کار اخراج کنی
قبلا بهت گفته بودم که چیزی دربارش نمیدونم
باید برگردم سر کار وایسا
فردا شب برمی گردم
پس بهتره با من حرف بزنی
ممنون که منو آوردی خونه
ماریا ؛ نمیتونم توی شب سوار قطار بشم
خطرناکه
تو باید چیزهای بیشتری بفهمی
میدونی کارای زیادی برای انجام دادن دارم
چند شب گذشته چطور برگشتی خونه؟
لوسی لوسی
خب ؛ میتونی دوباره بپرسی
آره اون پنج تا بچه داره باید بره خونه
پنج تا بچه؟ پس چی؟
اون میتونه دوباره تو رو ببره درسته؟
من هم باید کارهایی انجام بدم
باشه ؛ فقط ازت درخواست می کنم رفیق
میدونی، خوبه
آره البته مشکلی نیست
من امشب با میگل ملاقات می کنم
شوخی میکنی؟ یه پسر دیگه؟
باشه
آره میدونی چیه؟ آره باحاله
تو کاملا با رفتارت منو قضاوت می کنی
بعد میتونی به خونه بری ؛ چطوره؟
همین جا، همین الان
میای داخل؟
مامان و بابا مدتی میشه تو رو ندیدند
نه فقط بهشون بگو که لوسی تو رو رسونده
درسته
ممنون که رسوندیم
آره
لوسی
آره اون عالیه
مامان ؛ اون تازه از اونجا شروع کرده
خودم می فهمم
مامان
باشه
بابا؟
من سریع برمیگردم ؛ باشه؟
برای الیزابته
باشه خداحافظ
دیر اومدی
خب ؛ نمیشه توی کیفیت عجله کرد
چرا ما اینجا هستیم؟
تو خوبی؟
خانواده ات چطورند؟
باهاش کنار میان
پس تو سند رو داری؟
مدیر پروژه در این مورد نگرانه
آره
من همیشه به خودمون فکر می کردم ؛ میدونی؟
اینکه چطور بودیم و چی با هم داشتیم
چقدر عمیق بود
واقعا؟
....:::: ترجمه : مـحـمـد حـیـدری ::::.... telegram : @subforu
....::::هادي عليزاده و مهدي عليزاده::::.... تـيـم تـرجـمـه قـقـنـوس
جديدترين زيرنويس ها را از اينجا دانلود کنيد @subforu
تو فقط میتونی قضایا و فرمول ها رو وصل کنی
و چیزهایی که توی یادداشت ها گذاشتم
این عالیه
استدلال خودت رو وارد کردی؟
همه چیز اونجاست
لباس هات هنوز توی خونه منه
اون سوتین که مارهای تاریک روشه
مارها
اونا چی بودند؟ مار بودند
چه فرقی می کنه؟
اونا دو معنی متفاوت دارند
یکی افسانه ایه و یکی شروره
اون یکی فریبنده است
اون سوتین رو دوست داشتم
میتونی بندازیش دور
میشه یه مدت با هم صحبت کنیم؟
موفق باشی جان
گوش کن ؛ من یکی دیگه رو هم دارم میخوام بهت پیام بدم ؛ باشه؟
No comments yet. Be the first to leave one.