FROM

FROM

Baixar Legenda em Farsi/persian

Temporada 4

Informações de lançamento

From 2022 S04E05 Filamingo Fa
Um comentário por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Tags

webdl
Publicado em: 2026-07-18
Downloads: 22
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi/persian

As primeiras 192 linhas.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏ آنچه گذشت... ‏

‏بوید، واقعاً مشکلی نداری قارچ جادویی بخوره‏

‏که توی یه جنگل جن‌زده پیدا کرده؟‏

‏اگه توی سرش جوابی هست‏

‏باید بیرونش بکشیم؛ برای این کار آماده‌ای؟‏

‏به‌هیچ‌وجه‏

‏داره یه گولم می‌سازه‏

‏یه غول ساخته‌شده از گِل‏

‏از مردم محافظت می‌کنه؛ یه قهرمانه‏

‏اون چیزی رو که درونم حمل می‌کردم، هنوز حس می‌کنم‏

‏این ارتباط دوطرفه‌ست‏

‏اون ترسم رو حس می‌کنه‏

‏اما ساختن این باعث می‌شه احساس قدرت کنم‏

‏فکر کردم کت‌وشلوار زردش بامزه‌ست‏

‏مثل همهٔ ما با ماشین اومد‏

‏اما مثل ما نبود‏

‏وقتی مامان رو کنار درخت بطری پیدا کردم، دیدمش‏

‏داشت مامان رو می‌خورد‏

‏خدای من... خدایا‏

‏نمی‌تونم تصور کنم چه حالی داره‏

‏- صبر کن!‏ ‏- دارم میام!‏

‏تکون نخور، باشه؟‏

‏کجات درد می‌کنه؟‏

‏دستم آسیب دیده‏

‏این می‌تونه واقعاً دفترچهٔ راهنمایی باشه‏

‏برای نجات‌دادن بابام‏

‏لعنتی! جواب نداد!‏

‏باید دریاچهٔ اشک‌ها رو پیدا کنم‏

‏بابام گفت این‌جاست‏

‏شاید وقتی پیداش کنم، حال اون هم خوب بشه‏

‏مامان؟‏

‏دارم بهت می‌گم، اون‌ها جسدن‏

‏باید بکشیم‌شون بیرون‏

‏دیوونه شدی؟‏

‏یه چیزی از ته دریاچهٔ کابوس میاد بالا‏

‏و اولین فکرت اینه بکشیمش توی خشکی؟‏

‏شاید توی عمارت کلونی‏

‏تو دستور بدی، اما این‌جا همه حق نظر داریم‏

‏ببین، امشب باید همین‌جا بخوابیم‏

‏حتی اگه همین حالا بدویم‏

‏قبل از تاریکی به شهر نمی‌رسیم‏

‏نمی‌دونم شما چی، اما من خیلی خیالم راحت‌تر می‌شه‏

‏اگه بدونم چه‌کسی یا چه‌چیزی‏

‏همین الان اومد روی آب‏

‏حق با اونه‏

‏ساکتی‏

‏تو چی فکر می‌کنی؟‏

‏بکشیم‌شون بیرون‏

‏بجنبید!‏

‏گرفتمش‏

‏خدای من‏

‏حالا چی؟‏

‏بکشیدش روی خشکی‏

‏باشه‏

‏متأسفم نتونستیم نجاتت بدیم‏

‏واقعاً می‌خواستم همون دریاچهٔ اشک‌ها باشه‏

‏می‌دونم‏

‏مامان؟‏

‏بله؟‏

‏حال‌مون خوب می‌شه؟‏

‏امیدوارم‏

‏هی، بوید‏

‏بوید؟‏

‏فکر کنم قارچ‌ها اثر کردن‏

‏جید؟‏

‏یه‌کم مستقیم‌تر از چیزی بود که انتظار داشتم‏

‏باشه‏

‏اوه! یا خدا!‏

‏لعنتی!‏

‏جید! وایسا!‏

‏جید! جید! آروم! هی!‏

‏ببین، چیزی اون‌جا نیست‏

‏هیچ‌چیزی نیست‏

‏خدای من‏

‏شاید این‌قدرها هم فکر خوبی نبود‏

‏شاید بهتره بریم پیش کریستی و...‏

‏نه، نه، نه‏

‏باید این کار رو بکنم‏

‏اما به تو نیاز دارم‏

‏باید لنگر و راهنمای من باشی‏

‏باید بگی چی واقعیه و چی نیست‏

‏و یه کلمهٔ امن لازم داریم؛ چیزی که بگی‏

‏اگه اوضاع از کنترل خارج شد‏

‏تا من رو برگردونه‏

‏باشه، کلمهٔ امن‏

‏چی باشه؟‏

‏«کاپریکورن»‏

‏کاپریکورن؟ باشه‏

‏آره‏

‏باشه‏

‏باشه‏

‏بریم یه‌کم عجیب‌وغریب بشیم‏

‏خیلی خب‏

‏از کجا شروع کنیم؟‏

‏از این طرف می‌ریم‏

‏فقط نفس‌های عمیق و آروم بکش، باشه؟‏

‏عالی از پسش برمیای‏

‏- آماده‌ای؟‏ ‏- صبر کن، صبر کن‏

‏شاید... شاید مجبور نباشیم‏

‏شاید بهتره صبر کنیم؛ دیگه...‏

‏واقعاً مثل قبل درد نمی‌کنه‏

‏می‌دونم می‌ترسی، اما اگه استخون رو جا نندازیم‏

‏درست جوش نمی‌خوره‏

‏و اون‌وقت مشکلات خیلی بزرگ‌تری داریم‏

‏که این‌جا نمی‌تونیم حل‌شون کنیم، باشه؟‏

‏باشه‏

‏باشه‏

‏فقط نفس بکش‏

‏با شمارش سه انجامش می‌دیم‏

‏یه نفس عمیق و بلند بکش‏

‏آماده‌ای؟‏

‏نفس عمیق‏

‏یک...‏

‏ببخشید؛ می‌دونم بدترین قسمتش بود‏

‏فکر کردم اگه سریع انجامش بدیم بهتره‏

‏حالت خوبه‏

‏آتل رو داری؟‏

‏نه، توی آمبولانسه؛ الان برمی‌گردم‏

‏عالی بودی‏

‏موهات رو کوتاه کردی‏

‏بهت میاد‏

‏ممنون‏

‏داستانش طولانیه‏

‏این‌ها عروسکن‏

‏خدای من‏

‏داری چی‌کار می‌کنی؟‏

‏مطمئن می‌شم غافلگیری دیگه‌ای در کار نیست‏

‏چرا باید کسی اون‌ها رو توی دریاچه بندازه؟‏

‏لعنتی‏

‏چی؟‏

‏فقط یه دلیل به ذهنم می‌رسه‏

‏که آدم‌ها عروسک‌های قد آدمِ پُرشده رو بیرون بذارن‏

‏مترسک‏

‏توی مزرعه می‌ذارن‌شون تا پرنده‌ها رو بترسونن‏

‏اگه دلیل این‌که این‌ها توی دریاچه بودن‏

‏این بوده که نذارن یه چیز دیگه از اون پایین‏

‏بیاد بیرون چی؟‏

‏اوه‏

‏خوبی؟‏

‏آره، خوبم‏

‏خوبم‏

‏خب... حالا چی؟‏

‏جید!‏

‏چی؟‏

‏برنامه دقیقاً چیه؟‏

‏قراره تمام روز توی جنگل بچرخیم‏

‏تا درخت‌ها شروع کنن حرف‌زدن؟‏

‏دنبال چی می‌گردیم؟‏

‏حق با توئه‏

‏اوه!‏

‏دربارهٔ چی؟‏

‏هنوز سؤال رو نپرسیدم؛ باید...‏

‏سؤال درست رو بپرسیم‏

‏و نیت درست داشته باشیم‏

‏باشه، بلدم‏

‏چیزی رو که قبلاً می‌دونستم‏

‏اما یادم نمیاد، نشونم بده‏

‏چیزی رو توی ذهنم نشونم بده که کمک کنه از این‌جا بریم‏

‏می‌شنوی؟‏

‏نه‏

‏خدای من‏

‏چی شده؟ چی می‌بینی؟‏

‏چیزی که فراموش کرده بودم‏

‏خودمم، وقتی دوازده سالم بود‏

‏روز مرگ مادربزرگمه‏

‏نمی‌فهمم‏

‏ازم خواست براش بنوازم، من هم نواختم‏

‏تمام روز نواختم‏

‏و یه جایی...‏

‏فهمیدم که اون...‏

‏دیگه توی اتاق نیست‏

‏اما نمی‌تونستم نگاهش کنم؛ فقط ادامه دادم‏

‏چون می‌دونستم همون لحظه‌ای که دست بردارم‏

‏واقعاً از دست رفته‏

‏پس فقط نواختم و نواختم و نواختم‏

‏لعنتی! خدا لعنتش کنه!‏

‏این چیزی نبود که خواستم!‏

‏می‌خوام یادم بیاد چرا این‌جا گیر افتادیم!‏

‏می‌خوام یادم بیاد چطور برگردیم خونه!‏

‏- این رو نمی‌خوام!‏ ‏- هی، نه‏

‏جید، جید، جید‏

‏اشکالی نداره‏

‏می‌خوام برگردم‏

‏فقط می‌خوام برگردم! می‌خوام برگردم!‏

‏لعنتی‏

‏تو چطور اومدی این‌جا؟‏

‏جید؟‏

‏یا مسیح!‏

‏جید؟‏

‏با من حرف بزن‏

‏اون... همون مردیه که...‏

More Farsi/persian subtitles for FROM

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left