As primeiras 200 linhas.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند
مشکلی پیش نمیاد
میزنه دهنم رو سرویس میکنه
گفتم مشکلی پیش نمیاد
با کمربند کُتک میخورم
نه، نمیخوری
من میخورم
تو برو توی اتاقت و همونجا بمون
سی دقیقه دیگه دوباره برای گشت برمیگردم
پس سریع بگو چی شده؟
خودت میدونی چی شده
آره، اما میخوام از زبان تو بشنوم
داشتم از یه بچه، ماریجوانا میخریدم
میخواست سرم کلاه بذاره و آخرش با هم درگیر شدیم
میخوای قضیه رو اینطوری تعریف کنی؟
خیلیخب - دارم حقیقت رو میگم -
نه. نه، نمیگی
بهنظرم تامی رفته بود مواد بخره، نه تو
از نظر من، اتفاقی از اونجا داشتی رد میشدی دیدی چه اتفاقی افتاده
و وارد دعوا شدی - ... تامی هیچکاری نکر -
با بچهای که کُتکش زدی، صحبت کردم جول
و همینطور با پلیسهایی که سر صحنه حاضر شده بودن
من احمق که نیستم
و اگه تو و تامی، پسرهای من نبودید الان هر دوتون میافتادید کانون اصلاح و تربیت
نباید روی تامی دست بلند کنی
داستان اون دفعهای که شکلات دزدیدم رو برات تعریف کردم؟
... گمون کنم
ده سالم بود
بابابزرگ خبردار شد و مجبورم کرد شکلات رو پس بدم و از صندوقدار معذرتخواهی کنم
و بعدش رفتیم خونه
... درست قبل از اینکه از ماشین پیاده شم
فکم رو شکوند همهجا خون ریخته بود
مامانبزرگ فکر میکرد مُردهام
تا دو ماه دهنم رو با سیم بسته بودن
همه دلیلش رو میدونستن واقعا تحقیرآمیز بود
وقتی میدونی چه حسی داره پس چرا این کار رو میکنی؟
بهخاطر این برات تعریفش نکردم
خیلیخب، آره. تا حالا کُتکت زدم
تامی رو هم کُتک زدم
اما هیچوقت از این کار خوشم نمیاومده
حتی ذرهای
... خب، شاید زیادهروی کرده باشم، من
... نمیدونم، واقعا
... نمیدونم
اما رفتارم یهخرده از بابام بهتره
... و میدونی، وقتی خودت پدر شدی
امیدوارم رفتارت از منم بهتر باشه
فیلامینگو را در اینستاگرام دنبال کنید .:: filamingo.official ::.
«مترجم: سـپهـر» ::. Overhaul .::
::. @OverhaulSubs :کانال تلگرام .::
بهبه، آقای تازهوارد
الان دو ماهه که اینجام سث
بازم تازهواردی چیزی برام آوردی؟
پشمام
نوههام عاشق اینا میشن
چطور پیداشون کردی؟
خونههای قدیمی حوالی هوباک رو گشتم
من اون خونهها رو گشته بودم
خب، من میدونم کجا رو بگردم ... چون قاچاقچی هستم و تو
من از اول شغلم این نبوده
پلیس بودم
پلیس میلواکی
خب، معامله، معاملهست
میتونیم چیزی که میخوای رو ... برات بسازیم و تا جمعه
به دستت برسونیمش
نه، تا فردا لازمش دارم
وانیلی یا شکلاتی؟ بگو وانیل، چون سادهتره
وانیلی
اوه، یه چیز دیگه هم میخوام
آروم باش. یهعالمه ازش داری
!جول
چی شده؟ - تو از کجا اومدی؟ -
مسکن خورده، حالش خوبه زود باش
مسکن؟ - نه، نه، نه -
نه، نه، نه، ولش کن ولش کن، بهش دست نزن
تامی، چی شده؟
داشت توی آشپزخونه کار میکرد و زد دستش رو سوزوند
خب، چطور؟
دستم رو چسبوندم به قابلمه
از عمد این کار رو کردی؟
«با خودم گفتم «برو بریم و بعد انجامش دادم
چی؟ چرا؟ - هیچکس ندید. خودم تنها بودم -
و وقتی دستم رو بلند کردم قرمز، ذوب و چندش شده بود
میدونی چه بویی میداد؟ بوی گوشت خوک
کی گذاشت این اتفاق بیفته؟ - منظورت چیه «گذاشت»؟ -
کی انتظار همچین چیزی رو داشت؟ من داشتم شام میخوردم
اوه، درد میکنه - خیلیخب -
آروم عزیزم
آروم، آروم - دکتر وی رفت کلینیک -
رفته یه مسکن دیگه بیاره
الی
واقعا دلم میخواست دوباره آستینکوتاه بپوشم
ببخشید. واقعا متاسفم
چیزی نیست
چیزی نیست. حالت خوبه
لعنت بهت سث - سلام -
سلام
«تولد 15 سالگیت مبارک ایلای»
خب، امیدوارم کیکپزی سث از املاش بهتر باشه
بهتره
خیلی خوشمزهست
اوه، آره
همینجا بمون
یه چیز دیگه هم برات دارم چشمهات رو ببند
!باز نکنیها
خیلیخب، بچرخ سمت من
حالا باز کن
این چیه؟ - بعضیها بهش میگن گیتار -
یکی از نقاشیهات رو برداشتم و ازش الهام گرفتم
یهخرده اصلاح نیاز داشت خرکش از استخوان واقعی درست شده
کل گیتار رو جلا دادم و برای حکاکی این، از درمل استفاده کردم
درمل، نوعی دریلـه میشه بهعنوان اَره هم ازش استفاده کرد
بستگی به سریش داره
اما در اصل ابزار چندمنظورهایه
بگذریم
... قول داده بودم بهت گیتار یاد بدم، پس
خب اگه خواستی، بعدا میتونیم با هم تمرین کنیم
یه چیزی برام بزن
برات آهنگ بزنم؟ - باهاش هم بخون -
نه، نه، نه، نه نه، من صدام خوب نیست
!ناسلامتی تولدمهها ببینم چی توی چنته داری
گندش بزنن
... خب
خیلی هم بد نبود
درک میکنم
کاری که با دستت کردی
متوجهم
تولدت مبارک بچهجون
تیر و کمان؟ - نه -
آبپاش؟
نه - !دایناسور -
امکان نداره بتونی حدس بزنی - صبر کن، وایسا، وایسا -
گربهی کودکـه؟
گربهی کودک؟
منظورت بچهگربهست؟
بچهگربه؟ واقعا؟
آره و نه - لعنتی -
ماشین کروکیـه؟
آخه با ماشین کروکی میخوای چی کار کنی؟
سوارش بشیم - باید از اینجا رد بشیم -
چطور میدونی الان کجاییم؟
موقع گشت پیداش کردم
میدونی، جسی وقتی گشت رو شروع کرد 16 سالش بود
جدی؟ - اشتباه برداشت نکن -
من عاشق شمردن سبزیجات و جمعکردن پهن گوسفندم
صرفا دارم میگم بهنظرم ... خارج از دیوار میتونم
مفیدتر باشم
بالاخره برای گشت هم میری
فعلا باید از دوران کودکی لذت ببری
اوه، چون دوران کودکی تا الان بهشدت برام لذتبخش بوده
کلا چهار ساعته 16 سالت شده
تا آموزش نبینی نمیفرستیمت بیرون
نیاز به یه چیزی به اسم صبر داری
جسی گفت اگه تو اجازه بدی بهم آموزش میده
شما دوتا با هم رابطهای چیزی دارید؟
ببخشید؟
خیلی با هم وقت میگذرونید
خندهداره؟
دیدم چطوری بهش نگاه میکنی من استاد اینجور چیزهام
فکر نمیکنم - خیلیخب، به من ربطی نداره -
اما کسی تا حالا در مورد پرندهها و زنبورها باهات صحبت کرده؟
منظورت کیر و کصـه؟
خدای بزرگ - بذار یه چیزی بهت بگم -
قول میدم اگه برای گشت بهت آموزش بدی حامله نشم. قبوله؟
ببینم چی کار میتونم بکنم
خیلیخب، چقدر دیگه مونده رفیق؟
رسیدیم
اوه خدای من
!دایناسورـه
!جول - دوستش داری؟ -
آره. دوستش داره
الی
!الی
اوه خدای من. مراقب باش
!من روی دایناسور ایستادم
!جول، یه موزه اونجاست - !آره، میدونم -
... اگه از روی این تیرکس کوفتی نیفتی پایین
میبرمت اونجا
خیلی باحالـه
چند وقته از اینجا خبر داری؟
یه مدتی میشه
خب، چرا نگفته بودی؟
میخواستم یه روز خاص بیارمت اینجا
میبینی؟ به این میگن صبر
اوه آره. در موردش شنیدم
کار میکنه؟
حتما یه نفر روغنکاریش کرده
میتونی تصور کنی رفتی فضا؟
تو دوست داری؟ - دوست دارم چی؟ -
بری فضا
واقعیـه؟
آره
این رفته فضا و برگشته
آپولو 15، سال 1971
خب، بازش کن
آفرین
قراره بری فضا
کلاه لازم داری
یکی بردار
توش چه بویی میده؟
No comments yet. Be the first to leave one.