The Axiom

The Axiom

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

The Axiom 2018 720p BluRay DD5 1 x264-PTer
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian The Axiom 2018 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Publicado em: 2025-11-15
Downloads: 9
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم، متاسفم.

التماس می‌کنم!

نمی‌خوام برم تو.

خواهش می‌کنم مجبورم نکن برم تو.

خواهش می‌کنم.

خواهش می‌کنم.

خواهش می‌کنم.

خواهش می‌کنم.

درگاهی که به دنیایی دیگر راه دارد.

جایی که طبیعت طور دیگری رفتار می‌کند.

یک زیبای...

اوسیس. نه، واحه.

ممنون. می‌دونی، دست‌خط خواهرت...

خیلی بده، شاید برای همین هم هست که این صفحه‌ها رو پاره کرده.

خودش هم نمی‌تونسته بخوندش.

ام... رانندگی یکم طولانی‌تر شد.

از اون چیزی که فکر می‌کردیم، نه؟

احتمالاً باید یکشنبه صبح زود برگردیم.

یکشنبه؟ یعنی اصلاً این همه وقت کافیه؟

پنج روزه.

یعنی، چقدر می‌خواستی اونجا بمونی؟

نمی‌دونم. یعنی...

ولی مریلین معلومه که اولویت منه.

خب، اگه پیداش نکنیم چی؟

خدای من، پیداش می‌کنیم.

باشه؟ ولی من باید برگردم سر کار.

تا دوشنبه صبح. آره. منم همینطور.

آره، اون هتل Days Inn این موقع سال واقعاً کمبود پرسنل داره.

این موقع سال، نه گریک؟

گمشو. موقتیه.

اگه ویزای کاریم رو رعایت نکنم، اخراجم می‌کنن.

اوه، تو بامزه‌ترین دربان هستی.

کنز، نگران نباش.

پنج روز زمان کافیه.

خیلی زودتر از اون پیداش می‌کنیم.

باشه.

از کجا می‌دونیم مریلین تو دردسر افتاده؟

و فقط مریلینِ خودش نیست؟

و، می‌دونی، تو یه کمون هیپی خوش می‌گذرونه.

یا یه همچین چیزی؟

آره، از مریلین بعید نیست.

باشه، خب، شماها واقعاً نمی‌فهمید.

چون حتی اگه تو یه کمون هیپی هم بود...

مریلین به من خبر می‌داد.

یعنی، خدایا، وقتی رفت کمپینگ...

تو اون یخچال طبیعی تابستون پارسال تو گذرگاه لوگان...

باز هم بهم نامه نوشت.

اونم تو یه یخچال کوفتی!

از گذرگاه لوگان بهت نامه نوشت؟

آره.

چند بار.

که بیشتر از اون چیزیه که من از تو می‌شنوم.

و شماها همین پایین خیابون زندگی می‌کنید.

باشه، دیگه بسه.

ام، من اصلاً انتظار نداشتم سفر با ماشین انقدر طولانی بشه.

قرار غروب آفتاب امشب ساعت هشت و چهل و پنج دقیقه‌ست.

پس تا وقتی قبل از اون برسیم اونجا...

و چادرهامون رو برپا کنیم، اوکی می‌شیم.

خدای من، بهتره قبل از اون برسیم.

از حوصله سررفتگی دارم می‌میرم.

اوه خدای من، گریک.

خودت می‌دونستی چقدر طول می‌کشه.

اصلاً چرا اومدی؟

چون مک‌کنزی دعوتم کرد.

نه، نه، نه، من نکردم.

من از مارتین خواستم بیاد.

و اون اصرار داشت که شماها هم بیاید.

خب، هرچی بیشتر، بهتر، نه؟

ولی جدی، چقدر دیگه مونده؟

حداقل سه ساعت دیگه.

باشه، خفه شو.

من دارم رانندگی می‌کنم، پس فقط یه چرت کوفتی بزن.

خب، من برای سفر با ماشین هیجان‌زده بودم.

واقعاً انتظار داشتم یکم بیشتر خوش بگذره، می‌دونی؟

آبجو خوردن.

توقف تو پمپ بنزینای قدیمی که یه پیرمرد توش کار می‌کنه.

و با شما دخترا عجیب و ترسناک رفتار کنه.

و ادگار هم، مثلاً، تف کنه تو صورتش.

و اون دنبالمون کنه چون می‌دونه داریم کجا می‌ریم.

اوه خدای من، گریک.

داری می‌شنوی چی میگی؟

و فقط جهت اطلاع، داریم خوش می‌گذرونیم، باشه؟

اینجوری فکر کن: داریم میریم شکار آدم.

من تا حالا تو شکار آدم نبودم، برای همین خیلی هیجان‌زده‌ام.

چون داریم میریم شکار آدم.

منم همینطور.

مثلِ، امم، خطرناک‌ترین بازی.

امم. می‌دونی؟

به جز اینکه ما داریم سعی می‌کنیم مریلین رو پیدا کنیم.

نه اینکه بکشیمش.

آره، تفاوت بزرگیه.

هی، چیز دیگه ای هم در مورد این یارو می‌دونیم؟

که قرار ملاقات داریم باهاش؟

به جز اینکه این عوضی...

داره تلاش می‌کنه پول بگیره قبل از اینکه بهمون بگه چی می‌دونه...

درباره خواهر گمشده‌مون؟

آره، گور بابای اون یارو.

باشه، اون پول نمی‌خواد.

خب، پس چی می‌خواد؟

یعنی، حدس می‌زنم باید بفهمیم.

اون تنها کسی بود که به پستم جواب داد. خب

"در جستجوی خواهرم، مریلین کودی"

"آخرین بار در مسیر پارک سیندر دیده شده"

"در صورت داشتن هرگونه اطلاعات، لطفا تماس بگیرید."

این رو توی کرگس‌لیست پست کردی؟

بدون هیچ پیشنهاد جنسی؟

و واقعاً کسی جواب داد؟

آره، خب منظورم اینه که مردم همیشه به چیزایی که تو کرگس‌لیست هست جواب می‌دن

اگه چیزی بدونن.

راسته. اون یارو تو آلمان اینجوری بود که...

کسی رو پیدا کرد که اجازه داد بخورتش.

اوه خدای من. من اون یارو رو فراموش کرده بودم.

آره. آرمین مایوس.

دوستاش احتمالاً اینجوری بودن که...

"هیچ‌کس به این جواب نمی‌ده."

خب، احتمالاً اون هیچ دوستی هم نداشت.

ولی ایمان داشت.

و برای همین آگهی آدم‌خواریشو تو کرگس‌لیست گذاشت.

و یه هفته بعد اون یارو دانمارکی رو ملاقات کرد.

آره. اجازه داد بخورتش.

گاهی وقتا باید یه ذره امید داشته باشی.

این واقعی بود؟ عین سگ واقعیه، برو خودت ببین.

اوه خدای من. آدما چقدر داغونن.

من باید برم دستشویی.

منم. و منم.

بیخیال.

کس دیگه‌ای نمی‌خواد؟

اوه خدای من. آره. مرسی.

اوه، اوه، اوه!

آدمای دوقطبی اجازه دارن مشروب بخورن؟

بی‌خیال، بابا.

آره، می‌تونم آبجو بخورم عوضی.

فقط بعد از نیمه‌شب بهم غذا نده، همین.

این همون یه مورد خاصه.

ببخشید، رفیق. باشه.

فقط...

آخه، می‌دونی، با اون بستری شدن تو بیمارستان و اینا.

باشه بچه‌ها، من خوبم.

باشه؟ اون حمله شیدایی،

اون‌طور که دکترا می‌گن، به خاطر استرس بود.

پس تنها کاری که باید بکنم اینه که فقط مصرف کنم

فقط اون کوفتی که بهم دادن رو بخورم و بی‌خیال باشم.

و راستش، این بهترین چیزه برای من.

خیلی وقته که کمپ نرفته بودم.

یعنی، لعنتی، به این نیاز داشتم.

ادگار بهترین آدمیه که می‌شه اینجا داشت.

همین چند وقت پیش بود

تورهای قایق‌سواری رو تو کلرادو راهنمایی می‌کرد.

مریلین همیشه درباره کارایی که می‌کردی حرف می‌زد.

می‌گفت واقعاً خطرناک بود.

پس از نظر اون، حتماً کار چشمگیری بوده.

مریلین واقعاً اینو درباره ادگار گفت؟

آره. گفت.

لعنتی.

تحت تاثیر قرار گرفتم. آره.

خواهر بزرگترت یه زن عالیه.

زن مستقلیه.

باید پیداش کنیم.

حالا که بحثش شد، بریم؟ آره.

بیا دیگه، مک‌کنزی.

باشه.

باید نزدیک باشیم.

راستش، فکر کنم رسیدیم.

اوه، لعنتی.

اونجا داغونه.

باشه، نه.

معلومه یه پیرمرد ترسناک

با دندونای نصفه‌نیمه اونجا کار می‌کنه.

آره. یه قاتل سریالی بازنشسته مثلاً؟

که داره دعا می‌کنه یه گروه آدم شهری از اونجا رد بشن

و تو دامش بیفتن.

فکر می‌کنی قاتل‌های سریالی بازنشسته وجود دارن؟

مثلاً اونایی که هیچ‌وقت گیر نمی‌افتن

بعد پیر می‌شن و بی‌خیالش می‌شن؟

آره. آره، الان دارن زندگی عادی می‌کنن.

مطمئنم صاحبخونمون ممکنه یکی از اونا باشه.

خب، کی میاد تو؟

من خوبم.

آره. نه، فکر کنم شماها از پسش برمی‌آین.

اصلاً چرا این ترسوها رو آوردیم؟

بیا دیگه، باید جیش کنم.

تو می‌تونی، خواهر.

اوه، این لعنتی چقدر ترسناکه.

شاید این یارو واقعاً یه قاتل سریالی بازنشسته باشه.

ها. خفه شو لعنتی. اینو نگو.

قربانی‌هاشو قاطی غذاهاش می‌پزه.

اه، دارسی.

من فقط دارم می‌گم. خودتو برای یه چیز لعنتی عجیب و غریب آماده کن.

سلام؟

وای.

سلام به شما.

اوه خدای من. یا ابوالفضل.

خدای من. شما دخترا...

تا حد مرگ منو ترسوندین.

اوه، آره؟ ما تا حد مرگ ترسونیمت؟

تو بودی که یواشکی از پشت سر اومدی، و...

کی این کارو می‌کنه؟ من گفتم...

من سلام کردم.

آره، ولی می‌تونی قبل از اینکه عین

دو قدمی ما باشی انجامش بدی؟

More Farsi Persian subtitles for The Axiom

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left