Charmed

Charmed

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 5

Informações de lançamento

Charmed S05E12 Centennial Charmed 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 5 قسمت 12 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publicado em: 2025-11-28
Downloads: 11
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

پیج؟

.بیا بیرون پیج، میدونم اینجایی. خودت صدام زدی

پیج؟

.پیج

!اینم از دفع شر

.لعنتی، پیج

.ممنون میشم اگه روی من تمرین نکنی

.شاید مرده باشم، ولی بازم درد داره. ببخشید لئو

.ولی فکر کنم یه راه عالی برای نابود کردن کول پیدا کردم

همش با خودم فکر می‌کردم، "چی باعث میشه اون اینقدر نابود نشدنی باشه؟"

بعدش فکر کردم "سپر محافظشه."

...واسه همین یه معجون درست کردم که به اندازه کافی نامرئی‌ام می‌کنه

که ازش رد بشم، یه ورد بخونم و از تو داغونش کنم...

.اولاً، تبریک میگم. معجون باحالیه

.ممنون. ثانیاً، هیچ‌وقت جواب نمیده

.باشه، حتی اگه جواب بده، این کاری نیست که باید تنهایی انجام بدی

.هر راه حلی که باشه، تو قدرت سه خواهر نهفته‌ست

.آره خب، اونو امتحان کردیم. به علاوه، منم یه ساحره‌ام

.و نمی‌فهمم چرا نتونم گهگاهی خودم تنهایی عمل کنم

.میتونی و این کارو کردی

.ولی کول فرق داره و خودتم میدونی

.نه، نمیدونم لئو. من خودم چند روزه واقعاً سخت رو این کار کردم

.میدونم میتونم این کارو بکنم

.و میخوام که بکنم. بخاطر فیبی

.تولدت مبارک

!انجامش دادم

.نفس بکش، یک، دو، سه، چهار. و ریلکس کن، یک، دو، سه، چهار

.و نفس بکش، یک، دو، سه

.خوبی؟ نه، خوب نیستم

!یالا، برگرد رو توپ. تو برگرد رو توپ. من تسلیمم

...اولش سخته، میدونم پایپر. ولی این توپ زایمان واقعا میتونه

زایمان رو خیلی راحت‌تر کنه، مخصوصاً برای زایمان در خانه...

بیمارستان، مردم! چند بار باید به شما دیوونه‌ها بگم؟

.بیمارستان. من میرم بیمارستان

زایمان در آب چطور؟ اون رو میتونیم تو خونه انجام بدیم؟

.البته، میتونیم یه وان اجاره کنیم

.من چی‌ام، دلفینم؟ من که ماهی به دنیا نمیارم

.در واقع، دلفین‌ها ماهی نیستن، پستاندارن

.خفه شو. هی بچه‌ها. ببخشید دیر کردم. خواب موندم

.سلام، ایو. اشکال نداره، تازه شروع کردیم

شب بیدار موندی؟

.راستش رو بخوای، آره

.این دیگه چه کوفتیه؟ یه تقویت‌کننده نوک سینه

.برای شیردهی

.عافیت باشه

.ممنون. از صبح دارم عطسه می‌کنم جونم دراومد

.بقیه بدنت که بماند

.یه کم ریشه زنجبیل و برگ تمشک خوبش می‌کنه

.داروی قدیمی کولی‌هاست. فکر کنم تو آشپزخونه یه مقدار ازش داریم

چرا نمیری ببینی ازش تو آشپزخونه داریم؟

.حتماً. الان برمی‌گردم

.چی؟ سلام

...چی؟ تو متوجه نیستی

که همزمان عطسه کردی و جابه‌جا شدی؟...

.خوبه که ایو اون رو ندید

.خب، ما قبیله کولی‌شو نجات دادیم. فکر کنم مشکلی باهاش نداشته باشه

.خب، دونستن یه چیزه و دیدنش یه چیز دیگه

من بیشتر به این علاقه دارم که چرا این اتفاق افتاد. چی باعثش شد؟

.فکر کنم باید بهشون بگی

.باشه

.دیشب سعی کردم کول رو نابود کنم

.چی؟ میدونم

اون حس عذاب وجدان خواهر بزرگه رو راه نندازید، باشه؟

.میدونستم چیکار دارم می‌کنم و تقریباً هم جواب داد. تا اینکه خیس آب شدم

.سعی کردم منصرفش کنم. پیج، ممکن بود کشته بشی

.خب، چیز جدیدی نیست که؟ فقط می‌خواستم یه کم آرامش بهت بدم

.خیلی لطف داری ولی من برای پیدا کردن آرامش نیازی ندارم کول نابود بشه

.من خوبم، واقعاً. از نظر احساسی ازش آزاد شدم

...و به علاوه، فکر کردم توافق کردیم که یه مدت از نابودی (دشمنان) دست بکشیم

توی سه ماه آخر بارداری‌ام؟...

.واسه همین نمیخواستم اذیتت کنم. (باید) اذیت می‌کردی

.چون این کاری نیست که بتونی تنهایی انجامش بدی

.معلومه که من مخالفت کردم

.مشکلات من به شما ربطی نداره

.تنها چیزی که باید براتون مهم باشه اینه که من حاضرم به شما بپیوندم

.آواتار بشم

.متوجه‌ام. و از شنیدنش خوشحالیم

...با این حال، نمیتونم کنجکاو نباشم که چرا حالا

بعد از این همه مدت؟...

شما قدرت‌های نامحدود دارید، مگه نه؟

.ما قدرت اینو داریم که نیروهایی مثل نیروی شما رو ارتقا بدیم

.تا اون‌ها رو فراتر از محدودیت‌های خیر و شر بالا ببریم

که باعث میشه نامحدود بشن، بله؟

...بله. پس به همین دلیل فعلاً

که یعنی، فرض می‌کنم، میتونم از این قدرت‌ها برای دستکاری مثلاً زمان استفاده کنم؟

حتی واقعیت؟

.متوجه باش کول، این قدرت‌ها قرار نیست برای انتقام‌جویی‌های شخصی استفاده بشن

...بلکه باید با دیگرانی مثل ما استفاده بشن

تا آینده‌ای رو شکل بدیم که خودمون کنترلش می‌کنیم...

.اوه، خیلی خوب متوجه شدم واقعاً

.و باور کنید، من کاملاً موافقم

.ولی اول باید یه کاری رو انجام بدم. و برای اون کار، به قدرت‌های نامحدود نیاز دارم

.متاسفم، ولی این اجازه داده نمیشه

.پس متاسفم، نمیتونم به شما بپیوندم

کیو گول میزنی؟

.شما به من نیاز دارید

.وگرنه از اول پیش من نمی‌اومدید

.فقط یه لطف، همین رو میخوام

.بعدش من مال شما هستم

.میشل برنچ، تقدیم به همه

چه بامزه‌ست

سلام. عینک

باشه

باشه، بفرمایید

به سلامتی. به سلامتی ستوان موریس

تبریک می‌گم

صبر کنید، نباید منتظر پیج باشیم؟

فکر نمی‌کنم بتونه بیاد چون سرماخوردگی خیلی بدی داره

!به سلامتی

!زنده باد. به سلامتی

!خیلی وقت بود منتظرش بودیم. به سلامتی

الان برمی‌گردیم. واقعاً؟

بله، برمی‌گردیم

لئو، بریز

اهمیت ندید. اونا... اونا زیاد این کارو می‌کنن

سلام بچه‌ها

دیوونه شدی؟ اینجا چیکار می‌کنی؟

دارم میرم مهمونی دریل؟

!عطسه‌ها، پیج، عطسه‌ها

آه، اون؟ نه. داروی معجزه‌آسای اِو عالی جواب داد

امروز اصلا عطسه نکردم

اون زن دریله؟ بامزه‌ست. وایسا، وایسا، وایسا

اول حرف می‌زنیم. بیا

بهت گفتم. همه چی خوبه

نه، مسئله اون نیست

مسئله مربوط به امروز صبحه که رفتی

خیلی ناراحت به نظر می‌رسیدی

آه، اون؟ نه، فقط یه حال و هوای دخترونه داشتم. می‌دونی که

نه، فکر می‌کنم همه‌مون می‌دونیم یه کمی بیشتر از این حرفاست

چیزی داره اذیتت می‌کنه. پس چرا باهامون حرف نمی‌زنی؟

باشه. واقعا می‌خوای بدونی؟

تازگیا یه جورایی یه کم احساس سرکوب‌شدگی دارم

مشکل شما نیست، مشکل منه

و می‌دونم که شماها بهترین اتفاق زندگی من هستید، واقعا همینطوره

اما یه «اما» وجود داره

فقط حس می‌کنم، می‌دونی، ۲۵ سال تک‌فرزند بودم

عادت دارم همه کارا رو خودم تنهایی انجام بدم

...و انگار تازگیا مجبورم همه کارا رو گروهی انجام بدم و این

حس می‌کنی تو این راه خودتو گم کردی؟

آره

باشه. پس ما چیکار می‌تونیم بکنیم؟

مشکل شما نیستید. مشکل منم

...فقط فکر می‌کنم، شاید

باید شروع کنم دنبال یه جای مستقل برای زندگی بگردم

خب؟

چه حسی داری؟

احساس زنده بودن می‌کنم

قدرتمند

تو حالا یکی از مایی. بیا

نه به این سرعت

اول، همسرم رو برای همیشه برمی‌گردونم

این چیزی بود که می‌خواستی؟

قدرت‌های جدیدت نمی‌تونه روی عشق تاثیر بذاره

شاید نه

اما امیدوارم اون اتفاقی رو که منجر به سقوطمون شد تغییر بدن

روزی که فیبی با خواهر جدیدش آشنا شد

روزی که سه خواهر افسونگر دوباره تشکیل شدند

برگردی به گذشته؟

نه

بهتر

چیزی که بود رو باطل کنم تا چیزی که هست رو تغییر بدم

من و فیبی قبل از پیج در بهترین حالت خودمون بودیم

اگه همدیگه رو پیدا نمی‌کردن

ما الان به جاش ازدواج کرده بودیم

هیچ ایده‌ای نداری وارد چه چیزی می‌شی

تغییر گذشته برای ایجاد یک واقعیت جایگزین

عواقب غیرقابل پیش‌بینی داره، کول

حتی برای تو

...اثر موجی حتی یک تغییر کوچک می‌تونه

اهمیتی نمی‌دم

صد سالگرد تولد دیگه رو بدون اون نمی‌گذرونم

اوه، نه، تو این کارو نمی‌کنی. عطسه ممنوع

عطسه نکن

کنار برید، مردم. خانم باردار داره رد می‌شه

یه عطسه اساسی

هی، کی چراغا رو خاموش کرد؟

و گرما چی؟

پایپر

پایپر؟

لئو

!لئو

اوه خدا، منو ترسوندی. تو کی هستی؟

اینجا چیکار می‌کنی؟

منم می‌تونم همین سوالو ازت بپرسم. اوه، واقعاً؟

هی، چیزی نیست... اشکالی نداره

این کلاب منه

کلاب تو؟ این کلاب خواهر منه

!چاقو. چاقو

لعنتی، چه بلایی سر قدرت‌هام اومده؟

!لئو

لعنتی، تا حالا کدوم گوری بودی؟

تو کی هستی؟ شوخی می‌کنی؟

شوخی نمی‌کنی؟ منم، پیج. خواهرشوهرت؟

ببین، نمی‌دونم تو کی هستی خانم و وقت بازی ندارم

...اون بیرون اوضاع به هم ریخته. پس اگه اجازه بدی

عقلتو از دست دادی؟ متوجه چیزی متفاوتی نمیشی؟

نه، واقعا نه

پس اگه اجازه بدید

وایسا

منم تحت حمایت توام. وگرنه چطور می‌تونستی صدای منو بشنوی؟

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left