Never Here

Never Here

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

Never Here 2017 WEB-DL x264-MovieFull-HD com
Never Here 2017 WEB-DL x264-FGT
Never Here 2017 720p WEB-DL XviD AC3-FGT
Never Here 2017 1080p WEB-DL DD5 1 H264-FGT
Never Here 2017 WEB-DL XviD MP3-FGT
Never Here 2017 WEB-DL XviD AC3-FGT
Never Here 2017 720p WEB-DL-MkvCage
Never Here 2017 HDRip XviD AC3-iFT
Never Here 2017 HDRip XviD AC3-EVO
Never Here 2017 HDRip XviD-juggs
Um comentário por Behzad_Aslani
► iSubtitle.ir ترجمه و زیرنویس از زهــرا _ مرجع دانلود زیرنویس فارسی ◄ WEB-DL

Tags

Web-DL
web-dl
web
WEB-DL
XviD
AC3
x264
HD
hdrip
HDRip
720p
720
mkv
MkvCage
1080
Publicado em: 2017-11-09
Downloads: 33
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

XiXi ترجمه و زیرنویس از زهـــرا WEB-DL نسخه هماهنگ با

‫چه سریع بود ‫سلام

‫اوه، از آشناییت خیلی خوشحالم

‫منم همینطور ‫سلام!

‫سلام، عزیزم! این سگ منه ‫میذارمش تو...اتاق خواب

‫بیا تو

‫میدونستی ما باهم همسایه ایم؟ ‫من درست پایین خیابون زندگی میکنم

‫وای - ‫سلام -

‫از کابینت ها شروع میکنم

‫عالیه ‫همه جا بهم ریخته اس داریم دکورو عوض میکنیم

‫راحت باش

‫بیا...یالا، جکس!

‫اونا...دفترهان؟

‫آره

‫اجازه هست؟ - ‫آره...بفرما -

‫هر نمایش دفتر خودشو داره -.. ‫آره -

‫خب، راجب افتتاحیه امشب بهم بگو ‫مبارک باشه

‫ممنون

‫تو یه گوشی تو خیابون پیدا کردی

‫نمیدونستی مال کیه

‫من شروع کردم با کسایی که اسمشون ‫تو لیست مخاطبین گوشی بود...

‫راجب صاحب گوشی صحبت کردم، یعنی آرتور آندرتون

‫به لیست جی پی اسش نگاه کردم....

‫جاهایی که رفته بود ‫به اونجاها سر زدم...

‫ازشون عکاسی کردم...... به آهنگاش گوش دادم

‫به اون گوشی به چشم منشوری نگاه کردم...

‫که از طریقش میتونستم اون مرد رو ببینم

‫چیزی بود که تو گوشیش چک نکرده باشی؟

‫به تاریخچه سرچش تو اینترنت نگاه نکردم ‫و ایمیل هاش رو هم نخوندم

‫میخواستم این وسیله اطلاعاتی رو به من بده...

‫که ممکن بود خود آرتور بخواد باهام درمیون بذاره...

‫تحت شرایط مختلف، البته

‫احساس "آرتور آندرتون" راجب این قضایا چیه؟

‫در حین گسترش نمایشگاه؛ دوستان و خانواده اش......

‫میگفتن ممکنه اون خوشش بیاد

‫اما خوشش نیومد؟

‫نه

‫تو، تو کار اجرا هم هستی؟

‫بنظرت این "تم یکی سازی" چی میتونه باشه......

‫تم یکی سازی؟ - ‫پشت تمام......... -

‫تمام کارهایی که میکنی؟

‫شانس

‫من دوست دارم که اتفاقات بیفتن .......

‫و من هم باهاشون رو به رو شم

‫اتفاقات دیکتاتورهای کار منن...

‫مثل یه تیکه نخ برش میدارم و دنبالش میکنم..

‫و می بینم که منو به کجا میبره

‫ممنون، بازم ممنونم....

‫و امیدوارم بازم سر راه هم قرار بگیریم

‫منم همینطور - ‫ممنون، بای -

‫راه رفته اش؟

‫تقریبا از ساعت 11 نه

‫باشه، شاید خودم ببرمش پیاده روی ‫بیا

‫وقتی برمیگردی من اینجا نیستم..

‫میرم آماده شم

‫باشه، امشب می بینمت - ‫آره -

‫چند وقته که ارائه اش میدی؟

‫چند وقته که تو رو نمایش میدم؟

‫اوه.....خیلی وقته، ما دوستای قدیمی هستیم

‫تو مدرسه هنر مربیه منه

‫اوه

‫ترسناکه

‫خیلی ممنون ‫مرسی که اومدید

‫فکر کردم روش اسم گذاشتی ‫خیلی خاصه

‫نه، فقط داریم آشنا میشیم ‫این پاول هستش

‫اون.... دلاله منه

‫سلام

‫آرتور آندرتون

‫و حالا با این تکنولوژی......

‫همه امون با این گوشی ها به اطراف قدم میزنیم...

‫جوری که انگار به خودمون متصل شدیم

‫دیگه شماره تلفن کسی رو بخاطر نمی سپریم

‫اصلا - ‫درسته؟ -

‫درسته! ‫همه چیز توی این...

‫جعبه های کوچیک ساخته شده

‫آرتور؟

‫خیلی خوشحالم که امشب تونستی بیای

‫مادرم این عکسو بهت داده؟

‫آره

‫خوشحالم که امشب اینجایی

‫بنظرت افتضاح نیست که منو ملاقات کنی؟

‫یه انسان واقعی

‫از آشناییت خیلی خوشحالم

‫این قلمروئه کوچیک، مال.....منه

‫این بدن، این دست ها، این پاها...مال منن

‫تو کار خیلی بدی کردی

‫خب، فکر کنم امشب همه چی خیلی خوب پیش رفت.....

‫خیلی، خیلی خوب

‫مصاحبه ات رو، روی جلد مجله میندازن، میدونی؟

‫آره، خب فکر کنم امشب نمایش خیلی خوب پیش رفت

‫راجب عکسبرداری فردا چه حسی داری؟

‫ها؟

‫میشه یک دقیقه بهم وقت بدی؟

‫آره

‫میدونی آرتور میخواد شکایت کنه؟

‫چی؟

‫آره، یکم باهاش حرف زدم

‫کجا داری میری؟

‫آب بخورم. توام میخوای؟

‫نه

‫آخ!آخ! ‫لعنتی، کی اینارو جابجا کرده؟

‫میدونی......اگه شکایت کنه، بدم نمیشه

‫الو؟

‫نه، کسی رو به این اسم اینجا نداریم

‫پاول؟

‫هی! هی! هی - ‫پاول -

‫هی! بس کن! هی

‫چی شده؟ چخبر شده؟

‫یه زن اونجا بود ‫و اون مرد....

‫کجا؟ چی شد؟ - ‫رو زمین -

‫اما آخه چی شد؟

‫زنه سرش رو آورده بود پایین ‫و مرده داشت اذیتش میکرد

‫درست به من نگاه کرد

‫لعنتی! لعنت بهش

‫بیا به پلیس زنگ بزنیم

‫و بهشون چی بگیم؟

‫و ماجرارو بهشون بگیم

‫من نمیتونم.این...انصاف نیست

‫عادلانه نیست

‫از گوشی خودم به شکل ناشناس تماس میگیرم

‫این که نشد ناشناس، میراندا

‫حال زنه خوبه؟ فکر میکنی مرده هنوز داره دنبالش میکنه؟

‫میخوای بهشون چی بگی؟

‫قیافه مرده چطوری بود؟

‫یه مرد سفید پوست بود ‫موهای تیره داشت

‫خدایا!

‫کاغذ؟ کاغذ؟ کاغذ؟ کاغذ؟

‫زنه کت تـنش بود

‫صورت مرد رو دیدی؟

‫درست داشت تو صورتم نگاه میکرد

‫شما به 911 تماس گرفتید

‫تماس شما برای ما مهم است ‫لطفا صبر کنید

‫چی شده؟

‫پشت خط موندم - ‫پشت خط؟ -

‫الو؟ بله من ‫میخوام که یک حمله رو گزارش بدم....

‫که در گوشه خیابون رِوری و خیابون چهارم اتفاق افتاده

‫نه، الان دیگه تموم شده

‫حدود 5 دقیقه

‫عجب جهنمی!

‫فکر میکنم عجیبه که تو گوشی منو جواب دادی

‫چی باعث شد اینکارو کنی؟

‫داشت زنگ میخورد

‫کی بودش؟ - ‫اشتباه گرفته بود -

‫پس چی باعث شد جواب بدی؟

‫سلام ‫بله، میتونم

‫مرد سفید پوست، کت قهوه ای ‫موهای تیره

‫بله، درسته ‫خودم هستم

‫بله. میراندا ف-ا-ل ‫فال

‫ممنون. خیلی ممنونم

‫قراره فردا یکی رو بفرستن اینجا

‫اوه، عالیه

‫لعنتی

‫میتونی چیز دیگه ای راجب ظاهرش بهم بگی؟

‫فک مربعی. موی تیره

‫کاکل داشت، شایدم نداشت

‫شایدم نه

‫فقط میخوام یکم بهتر متوجه شم.....

‫پس من جای توام و توام جای منی

‫اینجا نشستم

‫تلفن زنگ میخوره

‫میرم که جواب بدم

‫و مطمئنم که می بینم اون پایین داره یه حمله صورت میگیره

‫حالا دقیقا اینجاها وایستاده

‫و....

‫دست راستش رو اینجوری گذاشته بود...

‫و دستشو رو پشت زنه گذاشت و اینجوری پیچوندش

‫و یجورایی داشت کتکش میزد..

‫میکوبیدش رو زمین

‫و بعدش من سروصدا کردم و اون مستقیما بهم نگاه کرد

‫فکر کنم، از سمت چپـیه خوشم میاد

‫باشه ‫سریعا میریم سراغش

‫ممنونم

‫جای نگرانی نیست، رئیس ‫از طبقه پایین شروع میکنیم

‫سلام

‫امکان نداره

‫با پلیس تماس گرفته بودی

‫اول از همه، هیجان زده نشو

‫این یه تصادف نیست

‫میذاری بیایم تو؟ - ‫بیاید تو! بیاید تو! بیاید تو -

‫سلام

‫سلام

‫شنیدم که تماس گرفتی

‫شنیدی؟ - ‫آره -

‫تو یجورایی اهل کیش و آیین خاصی هستی، خب...

‫چی؟

‫تو زندگی قبلی، من با این ‫خانوم جوان به دانشگاه رفتم

‫واقعا؟

‫ببخشید. میراندا، ایشون خانوم اسنوعه ‫ایشون طراح هستن

‫سلام - ‫سلام -

‫اشکالی نداره اگه من...

‫بله - ‫وسایلامو بچینم -

‫این عالیه

‫ممنونم

‫ببخشید، براتون یکم چای بیارم؟

‫نه ممنون، خوبم

‫آره، تو حسابی پیش پلیسا معروفی

‫کاری که با دوربین تجسس کردی

‫دوربین ها - ‫اره -

‫باعث شد چندتا دوست پلیس پیدا کنی

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left