As primeiras 200 linhas.
XiXi ترجمه و زیرنویس از زهـــرا WEB-DL نسخه هماهنگ با
چه سریع بود سلام
اوه، از آشناییت خیلی خوشحالم
منم همینطور سلام!
سلام، عزیزم! این سگ منه میذارمش تو...اتاق خواب
بیا تو
میدونستی ما باهم همسایه ایم؟ من درست پایین خیابون زندگی میکنم
وای - سلام -
از کابینت ها شروع میکنم
عالیه همه جا بهم ریخته اس داریم دکورو عوض میکنیم
راحت باش
بیا...یالا، جکس!
اونا...دفترهان؟
آره
اجازه هست؟ - آره...بفرما -
هر نمایش دفتر خودشو داره -.. آره -
خب، راجب افتتاحیه امشب بهم بگو مبارک باشه
ممنون
تو یه گوشی تو خیابون پیدا کردی
نمیدونستی مال کیه
من شروع کردم با کسایی که اسمشون تو لیست مخاطبین گوشی بود...
راجب صاحب گوشی صحبت کردم، یعنی آرتور آندرتون
به لیست جی پی اسش نگاه کردم....
جاهایی که رفته بود به اونجاها سر زدم...
ازشون عکاسی کردم...... به آهنگاش گوش دادم
به اون گوشی به چشم منشوری نگاه کردم...
که از طریقش میتونستم اون مرد رو ببینم
چیزی بود که تو گوشیش چک نکرده باشی؟
به تاریخچه سرچش تو اینترنت نگاه نکردم و ایمیل هاش رو هم نخوندم
میخواستم این وسیله اطلاعاتی رو به من بده...
که ممکن بود خود آرتور بخواد باهام درمیون بذاره...
تحت شرایط مختلف، البته
احساس "آرتور آندرتون" راجب این قضایا چیه؟
در حین گسترش نمایشگاه؛ دوستان و خانواده اش......
میگفتن ممکنه اون خوشش بیاد
اما خوشش نیومد؟
نه
تو، تو کار اجرا هم هستی؟
بنظرت این "تم یکی سازی" چی میتونه باشه......
تم یکی سازی؟ - پشت تمام......... -
تمام کارهایی که میکنی؟
شانس
من دوست دارم که اتفاقات بیفتن .......
و من هم باهاشون رو به رو شم
اتفاقات دیکتاتورهای کار منن...
مثل یه تیکه نخ برش میدارم و دنبالش میکنم..
و می بینم که منو به کجا میبره
ممنون، بازم ممنونم....
و امیدوارم بازم سر راه هم قرار بگیریم
منم همینطور - ممنون، بای -
راه رفته اش؟
تقریبا از ساعت 11 نه
باشه، شاید خودم ببرمش پیاده روی بیا
وقتی برمیگردی من اینجا نیستم..
میرم آماده شم
باشه، امشب می بینمت - آره -
چند وقته که ارائه اش میدی؟
چند وقته که تو رو نمایش میدم؟
اوه.....خیلی وقته، ما دوستای قدیمی هستیم
تو مدرسه هنر مربیه منه
اوه
ترسناکه
خیلی ممنون مرسی که اومدید
فکر کردم روش اسم گذاشتی خیلی خاصه
نه، فقط داریم آشنا میشیم این پاول هستش
اون.... دلاله منه
سلام
آرتور آندرتون
و حالا با این تکنولوژی......
همه امون با این گوشی ها به اطراف قدم میزنیم...
جوری که انگار به خودمون متصل شدیم
دیگه شماره تلفن کسی رو بخاطر نمی سپریم
اصلا - درسته؟ -
درسته! همه چیز توی این...
جعبه های کوچیک ساخته شده
آرتور؟
خیلی خوشحالم که امشب تونستی بیای
مادرم این عکسو بهت داده؟
آره
خوشحالم که امشب اینجایی
بنظرت افتضاح نیست که منو ملاقات کنی؟
یه انسان واقعی
از آشناییت خیلی خوشحالم
این قلمروئه کوچیک، مال.....منه
این بدن، این دست ها، این پاها...مال منن
تو کار خیلی بدی کردی
خب، فکر کنم امشب همه چی خیلی خوب پیش رفت.....
خیلی، خیلی خوب
مصاحبه ات رو، روی جلد مجله میندازن، میدونی؟
آره، خب فکر کنم امشب نمایش خیلی خوب پیش رفت
راجب عکسبرداری فردا چه حسی داری؟
ها؟
میشه یک دقیقه بهم وقت بدی؟
آره
میدونی آرتور میخواد شکایت کنه؟
چی؟
آره، یکم باهاش حرف زدم
کجا داری میری؟
آب بخورم. توام میخوای؟
نه
آخ!آخ! لعنتی، کی اینارو جابجا کرده؟
میدونی......اگه شکایت کنه، بدم نمیشه
الو؟
نه، کسی رو به این اسم اینجا نداریم
پاول؟
هی! هی! هی - پاول -
هی! بس کن! هی
چی شده؟ چخبر شده؟
یه زن اونجا بود و اون مرد....
کجا؟ چی شد؟ - رو زمین -
اما آخه چی شد؟
زنه سرش رو آورده بود پایین و مرده داشت اذیتش میکرد
درست به من نگاه کرد
لعنتی! لعنت بهش
بیا به پلیس زنگ بزنیم
و بهشون چی بگیم؟
و ماجرارو بهشون بگیم
من نمیتونم.این...انصاف نیست
عادلانه نیست
از گوشی خودم به شکل ناشناس تماس میگیرم
این که نشد ناشناس، میراندا
حال زنه خوبه؟ فکر میکنی مرده هنوز داره دنبالش میکنه؟
میخوای بهشون چی بگی؟
قیافه مرده چطوری بود؟
یه مرد سفید پوست بود موهای تیره داشت
خدایا!
کاغذ؟ کاغذ؟ کاغذ؟ کاغذ؟
زنه کت تـنش بود
صورت مرد رو دیدی؟
درست داشت تو صورتم نگاه میکرد
شما به 911 تماس گرفتید
تماس شما برای ما مهم است لطفا صبر کنید
چی شده؟
پشت خط موندم - پشت خط؟ -
الو؟ بله من میخوام که یک حمله رو گزارش بدم....
که در گوشه خیابون رِوری و خیابون چهارم اتفاق افتاده
نه، الان دیگه تموم شده
حدود 5 دقیقه
عجب جهنمی!
فکر میکنم عجیبه که تو گوشی منو جواب دادی
چی باعث شد اینکارو کنی؟
داشت زنگ میخورد
کی بودش؟ - اشتباه گرفته بود -
پس چی باعث شد جواب بدی؟
سلام بله، میتونم
مرد سفید پوست، کت قهوه ای موهای تیره
بله، درسته خودم هستم
بله. میراندا ف-ا-ل فال
ممنون. خیلی ممنونم
قراره فردا یکی رو بفرستن اینجا
اوه، عالیه
لعنتی
میتونی چیز دیگه ای راجب ظاهرش بهم بگی؟
فک مربعی. موی تیره
کاکل داشت، شایدم نداشت
شایدم نه
فقط میخوام یکم بهتر متوجه شم.....
پس من جای توام و توام جای منی
اینجا نشستم
تلفن زنگ میخوره
میرم که جواب بدم
و مطمئنم که می بینم اون پایین داره یه حمله صورت میگیره
حالا دقیقا اینجاها وایستاده
و....
دست راستش رو اینجوری گذاشته بود...
و دستشو رو پشت زنه گذاشت و اینجوری پیچوندش
و یجورایی داشت کتکش میزد..
میکوبیدش رو زمین
و بعدش من سروصدا کردم و اون مستقیما بهم نگاه کرد
فکر کنم، از سمت چپـیه خوشم میاد
باشه سریعا میریم سراغش
ممنونم
جای نگرانی نیست، رئیس از طبقه پایین شروع میکنیم
سلام
امکان نداره
با پلیس تماس گرفته بودی
اول از همه، هیجان زده نشو
این یه تصادف نیست
میذاری بیایم تو؟ - بیاید تو! بیاید تو! بیاید تو -
سلام
سلام
شنیدم که تماس گرفتی
شنیدی؟ - آره -
تو یجورایی اهل کیش و آیین خاصی هستی، خب...
چی؟
تو زندگی قبلی، من با این خانوم جوان به دانشگاه رفتم
واقعا؟
ببخشید. میراندا، ایشون خانوم اسنوعه ایشون طراح هستن
سلام - سلام -
اشکالی نداره اگه من...
بله - وسایلامو بچینم -
این عالیه
ممنونم
ببخشید، براتون یکم چای بیارم؟
نه ممنون، خوبم
آره، تو حسابی پیش پلیسا معروفی
کاری که با دوربین تجسس کردی
دوربین ها - اره -
باعث شد چندتا دوست پلیس پیدا کنی
No comments yet. Be the first to leave one.