Charmed

Charmed

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 1

Informações de lançamento

Charmed S01E01 720p BluRay DD2 0 x264-NTb
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 1 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publicado em: 2025-11-17
Downloads: 15
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

بیا عزیزم. یالا عزیزم

دختر خوب

ای باستانیِ اعماق زمین

ای ارباب ماه و خورشید

من تو را به روش جادویی‌ام محافظت می‌کنم

اینجا در حلقه گرد من

از تو می‌خواهم این فضا را محافظت کنی

و نیروی خورشیدت را ارزانی داری

اینجا چکار می‌کنی؟

پرو؟ اینجام

دارم رو لوستر کار می‌کنم

ببخشید دیر کردم. دیگه چی جدید شده؟

پایپر، خودم می‌اومدم اینجا که برقکار رو ببینم

ولی تا ساعت ۶ نمی‌تونم موزه رو ترک کنم. حتی وقت نکردم لباس عوض کنم

من فقط، نفهمیدم چقدر تو محله چینی‌ها موندم. جرمی زنگ زد؟

نه، ولی یه دسته گل رز و یه بسته فرستاده

تو محله چینی‌ها چکار می‌کردی؟ فکر کردم مصاحبه داشتی؟

داشتم، ولی بعد از مصاحبه رفتم بازار یانگ لی

تا مواد لازم برای دستور غذای آزمایشی فردا رو بگیرم

پس اون "ولفگانگ پاک" قلابی امروز استخدامت نکرد؟

نه، ولی شاید همین کار رو برام جور کنه

جرمی برات پورت فرستاد؟

این بهترین ماده اولیه برای دستور غذای منه

چه دوست‌پسر خوبی

وای خدای من. باورم نمی‌شه

بگو که اون تخته روح قدیمی‌مون نیست

تو زیرزمین پیداش کردم وقتی دنبال تستر مدار می‌گشتم

"به سه دختر زیبای من

باشد که این، نور لازم را به شما بدهد تا سایه‌ها را پیدا کنید

قدرت سه شما را آزاد خواهد کرد. با عشق، مامان."

ما هیچ‌وقت نفهمیدیم معنی این کتیبه چی بود

بفرستش برای فیبی. اون دختر اینقدر بی‌خبره، شاید یه ذره نور کمکش کنه

تو همیشه خیلی بهش سخت می‌گیری

پایپر، اون دختر هیچ دیدگاهی نداره. هیچ حسی نسبت به آینده

من واقعاً فکر می‌کنم فیبی داره بهتر میشه

تا وقتی که اینجا پیداش نشه، فکر کنم خبر خوبیه

باشه

باشه. الان سه تا واحد فرستادیم سرش

خب، دیگه وقتش بود. تا شنیدم اومدم اینجا

یه زن مرده دیگه، درسته؟ بیست و چند ساله؟

بیش از یه ساعته دارم بهت پیج می‌زنم ترودو. کجا بودی؟

اوکلند، داشتم یه سرنخ رو بررسی می‌کردم

چه سرنخی؟

یکی که به جایی نرسید. داری از جواب دادن به سوالم فرار می‌کنی

چون نمی‌خوای بدونی که من رفتم یه مغازه لوازم جادوگری

از من متنفری، نه؟ می‌خوای منو رنج کشیدن ببینی

من می‌خوام این قتل‌ها رو حل کنم

یکی دنبال جادوگراست. زنا

اون زنی که اونجاست، شرط می‌بندم با یه آتامی کشته شده

اشتباهه. چاقوی فولادی دو لبه

درسته. اون یه آتامیه

این یه ابزار تشریفاتیه. جادوگرا ازشون برای هدایت انرژی استفاده می‌کنن

اون زن هیچی هدایت نکرد

چاقو خورده بود. همین و بس

نزدیک قربانگاه پیدا شده بود؟

بله

روی اون قربانگاه حکاکی بود؟

فقط یه لطفی در حق من بکن

هیچ‌وقت دنبال سرنخی نرو بدون اینکه اول با من هماهنگ کنی

می‌خوای بری مغازه‌های لوازم جادوگری؟

فقط برو سر کار، باشه؟

بازرس ترودو

جرمی برنز، خبرنگار سان فرانسیسکو کرونیکل

نظری دارید؟ یه زن چاقو خورد

همین و بس

این سومی توی سه هفته‌ست

نمی‌فهمم. همه چیز رو بررسی کردم

هیچ دلیلی نداره که لوستر کار نکنه

داشتیم در مورد اینکه با اون اتاق اضافه چکار کنیم حرف می‌زدیم

فکر کنم حق با توئه. ما واقعاً یه هم‌خونه نیاز داریم

خب، می‌تونیم اتاق رو با نرخ کمتری اجاره بدیم

در ازای کمک توی کارهای خونه

فیبی دست به آچارش خوبه

فیبی تو نیویورک زندگی می‌کنه

دیگه نه

چی؟

نیویورک رو ترک کرده. داره برمی‌گرده پیش ما زندگی کنه

شوخی می‌کنی دیگه

خب، به سختی می‌تونستم نه بگم

خونه اون هم هست. به همه ما به ارث رسیده بود

آره، ماه‌ها پیش و از اون موقع ندیدیمش یا باهاش حرف نزدیم!

خب، تو باهاش حرف نزدی. نه، منم نزدم

شاید یادت رفته چرا اینقدر عصبانیم

نه، معلومه که نه، ولی اون هیچ جای دیگه ای نداشت که بره

کارش رو از دست داده. بدهکاره

و این خبر جدیده؟

چند وقته از این موضوع خبر داری؟

چند روزی میشه

شاید یه هفته. یا دو هفته

ممنون که گفتی. کی میرسه؟

سوپرایز!

کلید مخفی رو پیدا کردم

فیبی، خوش اومدی خونه

سلام پایپر. چقدر خوبه که می‌بینمت

مگه نه، پرو؟ من که حرفی ندارم

اوه. تاکسی رو فراموش کردم. من حساب می‌کنم

پایپر، اون کیف پول منه!

مرسی. پس میدم

همه وسایلی که آوردی همینه؟

همه چیزی که دارم همینه. اون و یه دوچرخه

ببین، می‌دونم که نمی‌خوای من اینجا باشم.

خونه‌ی مادربزرگ رو نمی‌فروشیم.

فکر می‌کنی به خاطر همینه که برگشتم؟

تنها دلیلی که من و پایپر از آپارتمانمون دل کندیم و برگشتیم،

این بود که این خونه نسل به نسل تو خانواده ما بوده.

درس تاریخ لازم نیست. منم اینجا بزرگ شدم.

پس می‌تونیم در مورد چیزی که واقعاً ناراحتت کرده حرف بزنیم؟

نه، من هنوز از دستت عصبانیم.

پس ترجیح میدی یه ملاقات پر از تنش داشته باشیم؟

که پر از صحبت‌های بی‌مزه و حرف‌های الکی باشه؟

نه، ولی خب در غیر این صورت حرفی برای گفتن نداریم.

من هرگز به راجر دست نزدم. وای!

می‌دونم تو جور دیگه فکر می‌کنی چون اونی که کت و شلوار آرمانی می‌پوشید،

اون بچه پولدار شراب‌خوار بهت گفته بود، ولی...

هی!

یه فکر عالی دارم! چرا من یه شام فوق‌العاده برای دیدارممون درست نکنم؟

گرسنه نیستم.

تو اتوبوس خوردم.

باشه، بغل دسته جمعی رو بعداً امتحان می‌کنیم.

من یه ساختمون آپارتمانی هستم نبش خیابون هشت و فرانکلین،

که اوایل امشب یه قتل اونجا اتفاق افتاده.

قربانی که فکر میشه پرستار بیمارستان "کانتی جنرال" بوده،

طبق گزارش‌ها تو آپارتمانش با چاقو به قتل رسیده.

منم. بیا تو.

اوه، خدا رو شکر. دارم از گرسنگی می‌میرم! فکرشو می‌کردم.

هی، اون دوست پسرم، جرمی‌ئه!

چی شد؟ اوه، یه زنی رو کشتن.

"کشتن"؟ فیبی، خیلی وقته تو نیویورک بودی.

آره. باید همونجا می‌موندم.

چرا به پرو نگفتی که دارم برمی‌گردم؟

و ریسک کنم که قفل‌ها رو عوض کنه؟

تازه، تو باید بهش می‌گفتی، نه من.

حرف حساب زدی، جوجه.

برام خیلی سخته باهاش حرف بزنم. همیشه بیشتر شبیه مادر بوده.

تقصیر اون نیست. عملاً مجبور شد فدا کنه،

بچگی خودش رو تا ما رو بزرگ کنه.

آره، آره، آره.

هی، خوش شانسیم که اون انقدر مسئولیت‌پذیر بود.

کار من و تو آسون بود. ما فقط باید اونجا می‌بودیم.

آره، خب، من دیگه مامان نمی‌خوام، می‌دونی، من یه خواهر می‌خوام.

هی!

اینجا همیشه سردترین اتاق خونه بود.

ممنون.

همون خالکوبی روی دو تا قربانی دیگه هم بود.

پس قاتل داره فرقه‌گراها رو می‌کشه.

نه، قاتل دنبال شکار جادوگرهاست.

اوه آره، و ۵۰۰ سالشه و تو سیلم زندگی می‌کنه.

دور و بر رو نگاه کن، ترودو. پنتاگرام، قربانگاه، نذورات.

همه ابزار یه جشن جنون آمیز.

بهشون میگن سابات (sabbats) و اینجا به هیچ وجه یه جشن جنون آمیز نبود.

اون یه جادوگر تنها بود. کارش رو به تنهایی انجام می‌داد.

اومم.

بذار یه چیزی ازت بپرسم. به یوفوها باور داری؟

عمراً نه. منم همینطور.

ولی آیا باور داری که آدمایی هستن که به یوفوها باور دارن؟

آره، ولی فکر می‌کنم دیوونه‌ان.

پس چرا نمی‌تونی باور کنی که آدمایی هستن که باور دارن جادوگرن؟

ببین، تنها چیزی که می‌دونم اینه که اگه دست از حرف زدن در مورد جادوگرها برنداری،

خودم شروع می‌کنم ازت بازجویی کردن.

ترودو، از اون گربه دور بمون.

داره همه رو پنجه می‌کشه.

تو ماشین می‌بینمت.

خوشحالم می‌شنوم که تو و جرمی هنوز با همید.

اصلاً کجا باهاش آشنا شدی؟

تو کافه تریا بیمارستان، همون روزی که مادربزرگ بستری شد، با هم آشنا شدیم.

اون داشت یه خبری رو پوشش می‌داد و من داشتم سر یه نون شیرمال گریه می‌کردم.

اونم یه دستمال بهم داد.

چه رمانتیک. راستش آره.

شماره تلفنش روی اون دستمال بود.

دست از هول دادن نشونه بردار. من بهش دست نمی‌زنم.

تو همیشه نشونه رو هول می‌دادی.

پاپ کورن بیشتر؟

هی، سوالت یادم رفت.

پرسیدم که آیا پرو با کسی می‌خوابه...

...به جز خودش، امسال؟

حال به هم زنه!

لطفاً بگو آره.

پایپر.

پایپر، بیا اینجا! چی؟

حالا چی کار کردید؟ من؟ من کاری نکردم.

اون نشونه روی تخته روح. خودش حرکت کرد.

جدی می‌گم. حروف الفبا رو نوشت "الف-ت".

خب، تو هولش دادی؟ نه!

تو همیشه نشونه رو هول می‌دادی.

انگشتام به زور بهش خورده بود. ببین.

دوباره این کارو کرد! حرکت کرد!

هنوز روی حرف "ت" هست. قسم می‌خورم، حرکت کرد.

اونجاست! نگاه کن!

تو هم دیدیش، نه؟ فکر کنم آره.

بهت گفتم که بهش دست نمی‌زدم.

پرو، می‌تونی یه لحظه بیای اینجا؟

حالا دیگه چی؟

فکر کنم داره سعی می‌کنه یه چیزی بهمون بگه.

اتاق زیر شیروونی.

فکر نمی‌کنی داری زیاده روی می‌کنی؟

ما اینجا کاملاً امنیم.

اون حرف رو نزن. تو فیلم‌های ترسناک، کسی که اینو میگه نفر بعدی‌ایه که می‌میره.

داره بارون شدید میاد. یه روانی آزاده. جرمی هم خونه نیست.

پس... تو تاکسی منتظر می‌مونم تا وقتی از سر کار بیاد خونه.

اون ارزون تموم میشه. پرو، من دیدم اون نشونه حرکت کرد.

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left