It's Always Sunny in Philadelphia

It's Always Sunny in Philadelphia

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 6

Informações de lançamento

IASIP-S06E11-TVWorld
Um comentário por Ozymandiass
TVWorld.iNFO

Tags

other
Publicado em: 2014-01-29
Downloads: 37
Deficientes Auditivos: Yes

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

فرانک"، مي خوام ازت تشکر کنم که اين" فرصت تکرار نشدني رو بهم دادي

.حالا هرچي

اميدوارم که اونا چندتا جونور ...عجيب غريب و باحال داشته باشن

.که باهاشون ور بريم و بازي کنيم

دنيس" ما داريم مي ريم به يک" مراسم حمايت از حيوانات

.اونجا همه جور جونور عجيب و غريب پيدا ميشه - اينجوري فکر مي کني؟ -

بهتره که يکم چيزاي باحال تو اين مراسم باشه

منظورم اينه که، پولي که من واسه اين خيريه .گذاشتم، مي شد باهاش يه باغ وحش بسازي

،آره. در واقع بچه ها باغ وحش ها زندون حيوانات هستند

من حرفايي که در مورد حمايت از حيوانات ... مي زنن رو تمرين کردم

واسه اينکه موضوع واسه .حرف زدن با "چيس" داشته باشم

،اون عاشق پروپاقرص حمايت از حيواناته .و حتماً مياد اونجا

حراست عمراً نمي ذاره نزديک .چيس آتلي" بشي، داداش"

اون نامه هاي عجيب غريبي که براش نوشتي؟ .اسمت حتماً بايد تو يه ليستي باشه

اصلاً تو به کار من چيکار داري، باشه؟

."دي" همونيه که ميخواد همينجوري هيچي نشده بره دنبال "رايان هاوارد" - خب، که چي؟ -

اين کجاش عجيبه؟ .کاملاً با عقل جور در مياد

.من يه خانوم مجردِ جذابم. اونم يه مرد مجردِ جذابه - جذاب؟ -

.دي"، تو مثل سگ حامله اي"

.فرانک"، اين ميانبر مزخرفيه" - .اين که ميانبر نيست -

خب، پس واسه چه کوفتي مارو آوردي تو جنگل؟ .برو تو آزادراه آتلانتيک سيتي

.مستقيم مي ره به سمت آتلانتيک سيتي- .مي خوام عوارض ندم -

باشه، يه لحظه صبر کن. تو داري ميري ... يه عالمه پول بدي واسه خيريه

اونوقت نمي توني چند دلار واسه عوارض جاده خرج کني؟

،مي خواي چيکار کنم همه ي پولم رو بدم به چندتا کلاه بردار عوارضي؟

!آره - فقط واسه ماشين سواري تو خيابون؟ -

!سنجاب - چي؟-

.: گروه تو جنگل گير مي افته :.

.: فيلادلفيا هميشه آفتابي است :.

« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »

:ترجمه از Hypnos & Ozymandias

.اوه خدا رو شکر - .نزديک بود

چرا اينکارو کردي، "مک"؟ !خدا لعنتت کنه

."نزديک بود اون سنجاب رو زير بگيري، "فرانک

.خوب تو بايد ميزاشتي بزنم بترکونموش .اون فقط يه سنجاب احمق بود

هي، امشب تو مراسم حمايت از حيوانات

.اينجور حرفاي احمقانه نزني

.ولي دارم واسه سخنرانيم لحظه شماري مي کنم

مي خوام برم اون بالا و .بزنم تو دهن اين ليبرال هاي ديوونه

.چي؟ من فکر کردم که الان ديگه عاشق حيواناتي

نه. من اين همه پول رو وقف کردم، فقط به خاطر اينکه .بتونم مراسمشون رو مسخره کنم

.حيوونا بايد به غذا، قاليچه و نشان پيروزي تبديل بشن

فکر مي کني چرا يه کت چرم پوشيدم؟- واقعاً؟ اون چرمه؟ -

.معلومه که چرمه - .هاه. من فقط فکر کردم که پلاستيکه -

کي کت پلاستيکي مي پوشه؟ - ."نمي دونم، "فرانک -

ولي من ديگه در مورد کارايي که .مي کني، ازت سوال نمي پرسم

گوش کنيد، من دارم زنگ مي زنم که يه جرثقيل .بياد و ما رو از اينجا در بياره

.ولي من آنتن ندارم تو آنتن داري، "فرانک"؟

من هيچي ندارم. چه خبره؟

.خبر اينه که ما وسط ناکجاآباد لعنتي هستيم -

چي شده؟ رسيديم آتلانتيک سيتي؟

نه، نرسيديم "آتلانتيک سيتي". چونکه "مک" ماشين رو .داغون کرد و الانم يه جا تو گل گير کرديم

!اوه، پسر

"خودت گفتي "بيا بريم آتلانتيک سيتي

بذار ببنديمت و يه کيسه بکشيم" .رو سرت تا نترسي

"،اين يه ماجراي خوب ميشه .تو گفتي

.خب، من دارم يکم مي ترسم

."آروم، آروم باش "چارلي .اين يه ماجراي عالي ميشه

.اين هيجان انگيزه. اين ناشناخته است .همه ي اينا بخشي از ماجراست، پسر

.خب، واسه من که ماجراي خوبي نبوده

...سوار جت اختصاصي شدن، نوشيدن شامپاين .به اون ميگن ماجرا

پس چرا ما رو با جت اختصاصي نبردي به "آتلانتيک سيتي"؟

.همش 80 مايله مي دوني اون مسافرت چقدر سريع ميشه؟

.کاملاً هدر دادن پوله

.واسه همينه که من از "فيلي" بيرون نميام .از "فيلي" که يياي بيرون، اتفاقاي بد مي افته

منظورم اينه که، درخت؟ همه جا درخت؟ اين جا ديگه کدوم گوريه؟

من ميرم يه سواري بگيرم و برم خونه - ..."آروم باش، "چارلي -

،بيايد هممون پياده بريم اونوقت يه کمک پيدا مي کنيم، باشه؟

من راه نمي آم، چون يه بچه تو .شکمم دارم، پام هم درد مي کنه

منم هيچ جا نميام، چون اين .کُت داره ديوونم ميکنه

اوه، خدا. خيلي خب. "مک" و من و "چارلي" ميريم کمک پيدا کنيم. باشه؟

!اوه، اوه، اوه، اوه فقط من نمي آم

من همينجا مي مونم و دستکشم رو تميز مي کنم؟ ...دستک -

آخر اين بازيات چيه؟

(من قراره يه دست (بيس بال با "چيس آتلي" بازي کنم

.چيس آتلي" باهات بازي نمي کنه" - .بي خيال، بي خيال -

!"اينو نگو "چارلي !اينو نگو

.گوش کن .ما کمک پيدا مي کنيم

عجله کنيد - .عجله کنيد بچه ها. عجله کنيد -

.چونکه من بايد به بازي برسم

،هوا اينجا يه بوي عجيبي مي ده يا فقط من اين احساس رو دارم؟

.نه. فقط خودتي

.ببين، ميدونم که الان خيلي پريشوني

ولي اينو بايد درک کني، که ما جفتمون تو منطقه ي ناشناخته اي هستيم، قبول داري؟

ولي گوش کن، تو منو به عنوان يه آدم منظم مي شناسي، مگه نه؟

.اوه، آره، مثل يک قاتل زنجيره اي

.قاتل زنجيره اي .ازش خوشم مياد. ازش خوشم مياد

.البته يه مقدار اغراق داره، ولي منظورت رو مي فهمم - .آره -

و منم ازش حرفت خوشم اومد .و برداشتم اينه که ازم تعريف کردي

خب، ببين، بعضي وقتا حتي .من هم نمي تونم همه چيز رو کنترل کنم

واسه همين وقتي راه يک تجربه ي جديد به روم باز ميشه

.سعي مي کنم قبولش کنم و فقط بگم آره

بگي آره، هاه؟- .آره، هي، بذار يه چيزي نشونت بدم. بذار يه چيزي نشونت بدم -

.ببين- .هاه -

آرايش کردي؟- .خب، من هميشه يه مقدار خيلي کم آرايش مي کنم-

.ولي نکته اين نيست اينجا چي مي بيني؟

.اوه، لعنت! زخم شدي رفيق

-نه اين زخم .اين که زخم نيست، جاي مکيدنه

تاحالا جاي مکيدن نديدي؟

!چرا، ديدم. اَه! عجيبه

من فکر مي کردم زناي هم سن و سال ما .ديگه اينکارو نمي کنن

.اوه، نه. اونا ديگه نمي کنن .ولي زناي جوون انجام ميدن

و منم اون روز يه خانوم خيلي خيلي جوون رو ملاقات کردم .و اونم اين جاي مکيدن رو واسه من درست کرد

!عجيب غريبه - نه، اون قانوني بود. اون کاملاً قانوني بود -

.هميشه مدارکشون رو چک مي کنم .نکته اين نبود

نکته اينه که، چطور با اين زن جوون آشنا شدم؟

،خب، من يه روز يهو توي طوفان و بارون گير افتادم .واسه همين رفتم تو يه سالن تئاتر محلي

.اونجا من يه نمايش ديدم

و در طول اين نمايش، من اين خانوم جوان .رو ديدم. خودم رو معرفي کردم

،ما هردومون تو اون لحظه قرار داشتيم ...و هردو به تجربه ي جديد گفتيم آره

و اينجوري شد که من اين جاي مکيدگي .سکسي و شگفت انگيز گيرم اومد

.هاه- ميفهمي چي دارم ميگم در مورد ماجراجويي، "چارلي"؟

.آره، تو هميشه به همه چيز ميگي آره

.خب، نه، من هميشه هم نمي گم آره

،اونجوري احمقانه است. حتماً مي ميرم اونجوري .مگه نه؟ اگه به همه چيز بگم آره

.اوه، لعنت، رفيق. اون کاميون رو اونجا نگاه کن- .اوه، آره-

فکر مي کني کسي توش باشه؟ - -خب -

تو اين سناريو ما چي بايد بگيم، "چارلي"؟

.بايد بگيم آره

.سلام. شرمنده بيدارت کرديم .شرمنده

چي مي خوايد؟

.ماشينمون يه کم عقب تر خراب شده .اميدوار بوديم که بتونيد کمکمون کنيد

من مي تونم اينو تو بيسيم خبر بدم و يه جرثقيل براتون بگيرم .ولي من خودم الان دارم مي زنم به جاده

.هر وقت بخواهيد مي تونيد سوار ماشين من بشيد- اوه، مسيرت کجاست؟ -

."آتلانتيک سيتي"

خوردني تو ماشين نداري؟ .شکمم داره قار و قور ميکنه

...نه، "فرانک"، هيچي تو ماشين نداريم

چون که داريم خودمون رو گرسنه نگه مي داريم .واسه بوفه ي کازينو

.مثلاً قرار بود 45 دقيقه اي برسيم

.بايد زود يه چيزي بخورم .کم کم سرم داره گيج مي ره

.آره، من هم سرم داره گيج ميره

"چند روزه که به خاطر "چيس .دارم به خودم گرسنگي مي دم

چي؟

من مي خواستم از اون قيافه هاي لاغر زاويه دار .با استخون هاي گونه ام درست کنه تا اون رو تحت تاثير قرار بدم

مي دونيد، مي خواستم قيافه ام .ورزشکاري تر بشه

... اما .دارم از گرسنگي مي ميرم

خيلي خب، بيايد بريم تو جنگل و .اونجا يه غذايي پيدا مي کنيم

!پشمام فر خورد! اون يه خرگوشه

!هوي! "فرانک"، نه ما نبايد حيوونا رو بکشيم، باشه؟

کون لقش. من گشنه امه .الان فصل شکار خرگوشه

.باشه، عيب نداره. "دي"، با من بيا

.من يه چيزي برا خودمون پيدا مي کنم که بخوريم

کجايي، خرگوشي؟

.من ميگيرمت، خرگوشي

.اوه

.اونجايي

چي شد؟

خرگوشي، کجا رفتي؟

لعنتي! چجوري اين کارو کردي؟

چرا زل زدي به من؟

چرا اونجوري نگاهم ميکني؟

.واي

اين يه اتفاقي داره بين ما ميافته، مگه نه؟

.شما پسرا، آه، بدجوري خوش تيپ کرديد

.اوه. آره. آره، لباسامون رسميه

حتماً، آره، خب، ما داريم مي ريم .به "آتلانتيک سيتي" واسه يه مراسم خيريه

.شما يه جورايي با اون لباساتون پاهاي من رو شل کرديد

.معمولاً تو جنگل مارمولکاي کاميوني پيدا نميشه

مي دوني چيه؟ .من خيلي از اصطلاحاي کاميوني سر در نميارم

... يک مارمولک کاميوني يعني، آه

.يه مارمولک

.مي دونيد ...فاحشه هاي ايستگاه کاميون. منظورم اينه که

!اوه! -اوه - .جسارت نشه -

،نه، پسر، به خودمون نگرفتيم .چون ما که فاحشه نيستيم

.نه، نه، ما روسپي نيستيم - .قطعاً مارمولک هم نيستيم -

.هي، هي. هيس. هي

.رازتون رو نگه مي دارم .نگران نباشيد. من پليس نيستم

...ما فاحشه ني- .من قضاوت هم نمي کنم شما رو -

يه مرد بايد خرج زندگيش رو دربياره، و با قيافه اي .که شما داريد، خيلي هم عجيب نيست

.خيلي هم عجيب نيست - .اوه، ممنونم ازت، ممنونم ازت -

.اما بازم بگم، ما فاحشه نيستيم - .ولي مارمولک نيستيم -

.عشوه هاتون رو واسه يکي ديگه نگه داريد

من ديگه گول مارمولک هارو نمي خورم. نه

،اون قديما، آره ...مخالفتي نمي کردم. به جهنم

بهتون اجازه مي دادم که منو .تبديل به يه پنير سوئيسي کنيد

-بهتون اجازه مي دادم که منو، آه .منو تبديل به صندوق پستي کنيد

فقط چاک رو باز کنيد و .هرچي خواستيد بندازيد تو

عجب. - ما اينکارو نميکنيم - .ولي ديگه نه -

.الان ديگه زن دارم

،من شيره ي شما رو نمي کشم .و نمي ذارم شما هم شيره ي من رو بکشيد

.باشه؟ همين

.شيرفهم شديم

.آره، حرفات رو کاملاً گرفتيم

،فقط تصريح کنم که .ما شيره ي ملت رو نمي کشيم، ما يه بار داريم

.شما بار داريد؟ اوه، حتماً هم داريد - .آره-

.حتماً هم داريد - .آره. آره-

چقدر ديگه مونده تا "آتلانتيک سيتي"؟ ... خيلي ديگه راه داريم، يا

"خيلي ديگه مونده تا "آتلانتيک سيتي .خيلي مونده

هنوز راه داريم، ها؟ - .آره-

."اون علفه، "مک .داري علف مي خوري

چارلي" هم همش داره علف مي خوره، باشه؟" - اوه واقعاً؟ -

باشه، خب، "چارلي" مثال خوبي ... براي يه آدم سالم نيست، پس

،ببين چارلي" زنده مونده. خيلي خب؟"

...و ما هم اينجوري بايد فکر کنيم .هر چيزي بخور تا زنده بموني

اوخ. اون ديگه چيه؟

.اون يه کلاغ مرده است

.خب، من قطعاً اون رو نمي خورم

صبر کن، صبر کن. چرا که نه؟

.چونکه اون يه لاشه ي تهوع آور پرنده است .واسه همين

تو هميشه مرغ ها و .بوقلمون هاي مرده مي خوري

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left