As primeiras 200 linhas.
» SUBELITES PRESENTS «
تا جایی که در یاد ها هست
یه جنگ بین انسان ها و اورک ها بوده
ولی یه وقتی بود که
حتی نمیدونستیم دشمنمون کیه
یا حتی نمیدونستیم اون جادوی سبز پلید " فل " چه بلایی سرمون آورده
ولی اولش ... چجوری ممکن بود بفهمیم
چه انتخابی داشتیم؟
دنیامون داشتم میمرد
و من باید واسه قبیلم یه خونه پیدا میکردم
دیورتان
میتونم چشماتو حس کنم
فک کردم خوابیدی
خوابیده بودم
خواب شکارکردن توی برف رو میدیدم
یه اسمی واسه بچمون به ذهنم رسیده
خب، خانم، واسه خودت نگهش دار
وقتی به دنیا بیاد، خودم واسش
اسم میذارم
اه
،اگه من با دیورتان بزرگ نیام
اون چجوری واسه پسرش اسم میذاره؟
بچمون پسره؟
میتونی شکم گُــندتو مخفی کنی؟
بهتر از تو که سر گندتو قایم میکنی
کلی قبیله از یی جا اومدن،اورگریم
جمجمه های خندون" "صخره سیاه
همشونو فراخوندن
با هم باشن، یه ارتش قدرتمند میشن
من فقط در عجبم کی مونده که بجنگه؟
پیـــروزی یا مـرگ
پیـــروزی یا مـرگ
قبیله صخره سیاه، اونجا
چقدر دیگه حاضرین؟
ما آماده ایم گولدان
کمکم کن
پسرم ... لطفا بذار اون بره
التماست میکنم
اون چی گفت؟
اون واسه آزادی بچش التماست میکنه
ولی من به اون نیاز دارم به همشون نیاز دارم
راه بیا دو رگه
- چیه؟ - جادوی گولدان
جادوی من قدرتشو از زندگی آدما میگیره
تعداد زندانیامون در حدی که فقط میتونیم قوی تـرین جـنگـجویـانمون رو بفـرستـیـم
ولی همینقدرکافیه دشمنمون ضعیفه
وقـتی بـرسیـم، از زندگـیـشـون واسـه نیرو بخشیدن به جادوم استقاده میکنم
ما یه دروازه جدید میسازیم و وقــتـــی کــــامـــل شــد
و کُل هـورد رو باهاش نجات میدیم
بذار من اول برم
برای هــورد
با بچه؟
تو چطور جرئت کردی اون رو به گردان من بیاری؟
بذار من برم سیـاه دست دارکــا
یکم فشارش بده، فشارش بده
پسرم
یه جنگجوی جدید برای هـورد
@subelites :ترجمه،ارائه و پخش از
*آهنــگری*
لوثر بیا، واست یه چیزی دارم
- این چیه؟ - یه چیز عجیب مکانیکی
این یه بوم استیکه *تفنگ
عجیـبه
برو یه دهنی تازه کن
شاید شما بخواین برین خونه، قربان
یه نفر به یکی از پادگان هات حمله کرده
ظاهرا پادشاهت بهت نیاز داره فرمانده
*استورم ویند*
همه پادگان،هیچ کسم هیچی ندیده
ما یکیو پیدا کردیم
اون داشت جنازه ها رو بررسی میکرد همینجا،توی محل استراحت سربازا
توی سربازخونه؟
بالاخره،شما فرمانده شدین؟
* صحبت به زبان دیگر*
اون علامت کرین تور هست
توی شهر من چیکار میکنی اسپل چاکر؟ *پرتاب گر جادو*
بذار آزمایشمو روی جسد های تو تالار کامل کنم
چرا باید همچین کاری کنم؟
ی رازی بین اون جـسـدِ و حمله ای که شده هست
اون چی بود؟
باید نگهبان رو احضـار کنی
مدیو؟
اون،کسیه که میتونه اینو توضیح بده
فقط پادشاه، نگـهبان رو احضار میکنه
ببرش گلدشایر
- چجور جونوری هستند؟ - فقط در حد شایعه ازشون شنیدیم
چطور ممکنه یه گردان 30 نفره بدون کوچک ترین خبری ناپدید بیشه
" به وسیله " فل *جادوی تسخیر*
یا حداقل تاثیرش
این همونه؟
اعلا حضرت
پدر
متشکرم پسرم
ببینم تو کی هستی جادوگر؟
اسم من کدگاره من یک محافظ کارآموز هستم
یعنی بودم من قسمم را شکستم
یعنی تو یه فراری هستی
قایم نشدم
اعلا حضرت
من ممکنه تمریناتم را ترک کرده باشم ولی، توانـایی هام رو کنـار نـذاشـتـم
من یه چیزی احساس میکنم
نیرو های تاریکی ، وقتی که قوی باشند یه بویی میدن
وقتی فـهمیدم یه چیزی به این شیـطانی اینقدر نزدیکه نمیتونستم نادیده بگیرمش
اون بیرون چه خبره؟
دود بـلـند شـده قــربــان از سمت جنـوب شرقی
اعـلاحضرت من ازتون میخـوام با تمـام سـرعت پیش محافظ برید
- اونها به جنگل الوین رسیدند - روستای بزرگ داره میسوزه
حمله شده؟
- چیه؟ - دیگه سراغ کـالن رو نگـیـر
سرت را از تو کار من بیرون بکش
اون میخواد راه پدرش را ادامه بده
پسر من نیازی به کمک تو نداره
وقتی با ملکه ت حرف میزنی، مراقب کلامت باش
قبل از ملکه بودن خواهرمی
آخرین بار کی از کارازان دیدن کردی؟
با هم رفتیم نمیدونم ... ۶ سال قبل
بعد از اون دیگه با مـدیو در ارتبـاط نبودی؟
نه ... فرصتش پیش نیومده
خب
خب دیگه نمیتونه از ما پنهان بمونه
نگهـبان احضار شده
سوار شو
موفق باشین
خیله خب
بذار من برم
گرگ های یخی واسه شکـار نمیـان؟
ما تـرجیـح میـدیم دشـمنمون سلاحش یه تبر باشه، نه یه بچه
به ما فرمان داده شده دورتان ما به سنت ها احترام بذار
توی این آشغال دونی یه جایی باید یه دشمن قوی وجود داشته باشه
همشون را پیدا کنید
سعی کنید خیلیشون رو نکشین مـا زنـده مـیـخـوایـمـشـون
لوتر
ماروس
نیگاش کن یه ذره هم پیر نشدی
بقیه کجان؟
خیلی چیز ها عوض شده
... قدرت و دانشی که باید اینجا محبوس باشه
اون کجاست؟
حتی نمیدونستم اینهمه کتاب وجود داره
همین جا صبر کنید
و سعی کنید به چیزی دست نزنید
- اون هیچ کس رو نمیبینه؟ - دنیا در صلح و آرامش بوده
خوبه که اینجایی لوتر
خیلی برای محافظ خوبه
که بجز قیافه پیـر من کس دیگـه ای رو هـم ببینه
اون یا پادشاه نمیتونن تو رو رد کنن
نه اگر احضار شده باشه
زود باش
تو اونو احضارش کردی موروس
نه اون منو احضار نکرده
خب حالا دیگه مجسمه ساز شدی؟
دارم یه گولم میسازم *گولم :موجود افسانه ای که مصنوعیه اما حرکت میکنه*
دارم یه گولم میسازم *گولم :موجود افسانه ای که مصنوعیه اما حرکت میکنه*
اینکار معمولا با جادو خیلی طول میکشه، اما اینجوری
خیلی سریعتر میشه اینکار را کرد
وقتی ساخته بشه میتونه به موروس کمک کنه خونه را تمیز کنه
متشکرم
خوشحالم میبینمت لوتر
ما به رهبـریت نیازمندیم مدیو
پادشاه احضارت کرده
اون پسره کیه اون پایین؟
سلام؟
نگهـبان
خوب این اطراف را نگاه کردی؟
داری ایده میگیری که وقتی اینجا به تو رسید، چیکار کنی ؟
نگهـبان،من قسمم رو شکوندم
من نمیخواستم به این جا بیام قـسـم میـخـورم نـگـهـبان
من ازشون خواستم پیداتون کنند ... من بهشون گفتم
شما باید کسی باشید که توضیح بدید
چی را توضیح بدم؟
فل" رو "
توی ازروث
توی سربازخونه اثرش توی بـدن یکـی از سـربـازا بود
نگهـبان، فل چیه؟
یه جادو که هیچ شباهتی به بقیه جادو ها نداره فـل قـدرتشو از زندگی انـسـان ها میـگـیره
اون مصرف کنندش را آلوده میکنه جوری که به هر چیزی دست بذاره تغییر میکنه
قدرت زیادی داره ولی بهاش هم سنگیـنه
توی آزروث جایی برای فـل نیست
تو کار درستی کردی
ما میریم
هی تو برو خونه
بیاید داخل
- مدیو - اعلاحضرت
خیلی وقته ندیدمت
بیا
کمکون کن ریـشه این مشکـلات رو پیدا کنیم
- چجور جونوری هستند؟ - میگن خیلی بزرگ هستند
غول های زره پوشی که سـوار گرگ هستن
هیولاهای بزرگ متوقف ناپذیر
بقیه قلمرو ها چطور؟ اون ها هم مشکل دارند؟
همشون از ما محافظت میخواند ولی هنوز اینقدر بهمون اعتماد ندارند که بهمون چیزی بگند
ما هیچ چیز درباره این هیولا ها نمیدونیم
ما باید یه تعدادی شون را زندانی کنیم
حتی جسد یکیشون هم میتونه اطلاعاتی دربارشون بهمون بده
من نمیدونم گرفتار چجور خطری شدیم مدیو
من برای حفاظت از این سـرزمین زنده هستم سرورم
این هدف اصلی منه
من نگـهبان هستم
حداقل برای مدتی
بله
No comments yet. Be the first to leave one.