As primeiras 200 linhas.
برای بهتر متوجه شدن این فیلم به تاریخ ها کاملا توجه کنید
بر پایه ی داستانی حقیقی
سال 1951 - کشور انگلستان - شهر منچستر
توجه میکنید ؟
خوبه
اگر با دقت گوش نمیدید ، چیز هایی رو از دست خواهید داد
چیز های مهمی رو
من مکث نمیکنم ، حرفم رو تکرار نمیکنم و شما هم وسط حرف بنده نمیپرین
شما فکر میکنید به دلیل جایگاه خودتون و جایگاه بنده
چیزی که قراره اتفاق بیفته تحت کنترل شخص شماست
اشتباه میکنید ، تحت کنترل بنده است
چون من چیز هایی میدونم که شما نمیدوند
منچستر ، اداره پلیس ، لطفا گوشی خدمتتون باشه
پنجره ها شکسته ، خانه به سرقت رفته یک کاراگاه به اونجا بفرستین ، ممکنه ؟ مقر رسیدگی به اطلاعات محرمانه - بخش 6 نظامی
چیزی که الان من از شما میخوام یک تعهده
با دقت به حرف هام گوش میدید و تا زمانی که حرفهای بنده به پایان نرسیده درمورد من قضاوتی نمیکنید
اگر قادر به پشتیبانی این موضوع نیستید پس لطفا اتاق رو ترک کنید
بفرمایید
اما اگر تصمیم به ماندن بگیرید یادتون باشه که خودتون تصمیم گرفتید که اینجا باشید
هرچیزی که از این لحظه به بعد اتفاق بیفته خارج از عهده ی بنده است
بر عهده ی شماست خانه ی "الن تیورینگ" مورد سرقت قرار گرفته
توجه کنید
پس اینا دیگه چیه ؟
"تیورینگ " ، "الن"
"پروفسور" دانشگاه "کینگ" لندن" به نظر سرقتی انجام شده
خوب ، از چی ؟ خوب همینه که هست ، چیزی که مفقود نشده
اون تو منچستر چی کار میکنه ؟
یه کارایی با یه سری دستگاه ها
"طرح "آزمایشگاه ملی فیزیک
من بررسی کردم ، اما اون نمیگه که موضوع چیه
"پروفسور "تیورینگ" ؟ کاراگاه "ناک" هستم ، پلیس شهر "منچستر
گروهبان "استال" میگن که در منزل شما دیشب سرقتی رخ داده
"پروفسور "تیورینگ
!یک قدم به عقب برید و نفس عمیق هم نکشید
نفس !؟ سیانور خالص
یک نوک انگشتش کافیه تا بکشتتون
ناامید کننده است معذرت میخوام ؟
امیدوار بودم کمی بیشتر باشه
گروهبان "استال" ؟ فقط من اینطورم یا شما هم این احساس رو دارید که داره بهمون توهین میشه ؟
شب گذشته به خانه ی شما ورود غیر مجاز شده
همسایه تون آقای "اسپرینگ بورن" برای گزارش سر و صدا تماس گرفتن ایشون گفتن که یک جنجال کامل بوده
به جز اینکه شما میگین چیزی رو نبردن
عجیبه ، پس چطوره که بهمون بگین که چه اتفاقی افتاد و ما مردی که این کار رو کرده پیدا میکنیم
آقایون ؟ من فکر نمیکنم که شما بتونین مردی که اینکار رو کرده رو پیدا کنین
اونم اگه بیاد سمتتون و تف کنه تو صورتتون
چیزی که الان میتونم استفاده کنم ، یه پلیس نیست بلکه یه خدمتکار خیلی خوب خانمه
مگر اینکه یکی از شما یه پیش بند تو ماشینتون داشته باشه توصیه میکنم که گزارش هاتون رو به مافوقتون بفرستین و من رو تنها بزارین
"هر طور شما بگین پروفسور "تیورینگ
!بهترین آرزو ها رو برای سیانورتون دارم
بهت یه پوند میدم اگه اسم یه آدم غیر قابل تحمل تری رو برام بیاری
به هر حال به نظر کمی تحت فشار بود ، مگه نه ؟ نمیدونم منظورت چیه ؟
خوب ، اگه آدم نمیخواد دو تا پلیس سر از امور شخصیش درارن
اون بهترین کاره که مطمئن شی سر در نمیارن
بهم بگو که فکر نمیکنی این موضوع مشکوکه من فکر نمیکنم که این موضوع مشکوک باشه
یه پروفسور مرموز که اغرار به دزدیده شدن چیزی از خونش نمیکنه ؟
من فکر میکنم که "الن تیورینگ" داره چیزی رو مخفی میکنه
بازی تقلید
اعلام جنگ شد ، 800هزار بچه از محل تخلیه میشوند
بمب های آلمانی در راه هستند روزنامه تون رو از اینجا تهیه کنید
اخبار داغ ، اعلام جنگ شد ، 800هزار بچه از محل تخلیه میشوند به زودی انتظار بمب های آلمانی میرود "سال 1939 - شهر "لندن
امروز صبح ، سفیر بریتانیایی در "بریلین" یادداشتی نهایی را تقدیم دولت آلمان نمود ، این یادداشت اظهار دارد که
در صورتی که در ساعت 11 پاسخی از آنان دریافت نشود
وضعیت جنگ بین ما برقرار خواهد بود
حال مجبور هستم که به شما بگویم که چنین پذیرش مسئولیتی دریافت نشده است
و اینکه متعاقبا ، این کشور در جنگ با آلمان میباشد
برای دومین بار در زندگی بیشتر ماها
ما ... در جنگ هستیم
برای یافتن راه خروجی صلح آمیز
مدارک لطفا
بلچلی تولید رادیو
اینجا چی کار میکنید ؟
اون خانم به بنده گفتن منتظر بمونم
در دفتر من ؟
ایشون گفتن که تا اینجا هستین از خودتون با چای پذیرایی کنید ؟
نه نگفتن
پس مسلما فکر میکنم این رو هم به شما نگفتن که شوخی چیه
قرار بود بگن ؟
شما کی هستید ؟
الن تیورینگ
"آها ، "تیورینگ
اون ریاضی دان درسته
به هر حال میتونستم حدس بزنم خوب حدس نزدین ، شما فقط از روی اون کاغذ خوندینش
"دانشگاه "کینگ" ، "کمبریج
حالا ، در اینجا گفته شده که شما در حوزه ریاضی کمی اعجوبه بودید
... مطمئن نیستم که بتونم اون رو ارزیابی کنم آقای
چند سالتونه آقا "تیورینگ" ؟ 27سالمه
و زمانی که در دانشگاه "کمبریج" عضو انجمن شدید چند سالتون بود ؟
و زمانی که این مقاله رو با عنوانی که من به زحمت میتونم بفهمم منتشر کردید چند سالتون بود ؟
و فکر نمیکنید که این به عنوان یک نابغه ی تصدیق شده شما رو واجد الشرایط بکنه ؟
خوب "نیوتون" ، "قضیه ی دوجمله ای" رو در سن 22 سالگی کشف کرد انیشتین" 4 مقاله در سن 26 سالگی نوشت که جهان رو تغییر داد"
تا اونجایی که میتونم بگم ، من حتی باهاش برابر هم نشدم
خدایا ، جدی میگین ؟ ترجیح میدادین شوخی کنم ؟
من فکر نمیکنم که بدونین شوخی ها چی هستن
منصفانه نیست که برابر بودن با اون اشخاص ... نیازمندیِ استخدام در اینجا باشه ، آقای
فرمانده "دنیستن" ، نیروی دریایی سلطنتی
خیلی خوب آقای "تیورینگ" ، میپذیرم چرا آرزوی کار کردن برای دولت اعلی حضرت رو دارید ؟
خوب آرزو که ندارم
تــــو یک صلح جو هستی ؟
من اعتقادی به خشونت ندارم
"خوب ، قطعا میدونین که تو فاصله ی 600 مایلی "لندن
یه آقایی وجود داره به نام "هیتلر" که میخواد اروپا رو غرق ِ در استبداد و ظلم و ستم بکنه ؟
سیاست واقعا حوزه ی تخصص من نیست
واقعا ؟ خوب ، فکر میکنم که شما همین الان رکورد کوتاه ترین مصاحبه کاری در تاریخ نظامی "بریتانیا" رو ثبت کردید
مادر میگه که من بعضی اوقات میتونم به جهت اینکه یکی از بهترین ریاضی دانان جهان هستم ، بی جذبه باشم
در جهان ؟ بله
میدونی بابت این برنامه چند نفر رو رد کردم ؟
نه خوب درسته ، چون ما در یک برنامه ی فوق محرمانه هستیم
اما به شما میگم ، فقط به این دلیل که دوست هستیم
که تنها هفته ی گذشته ، من یکی از بهترین متخصصین ملی زبانمون رو رد کردم
که زبان "آلمانی" رو بهتر از "برتویت برکت" بلده برتویت برکت : شاعر مارکسیست و نمایشنامه نویس آلمانی
من "آلمانی" صحبت نمیکنم
چی ؟ من ... "آلمانی" صحبت نمیکنم
آخه چطور قرار بود ارتباطات "آلمانی" رو رمز گشایی کنی اگه ، نمیدونم والا ، به زبان "آلمانی" صحبت نمیکنی ؟
خوب ، من در معما های جدولی کاملا عالی هستم
مارگرت" ؟" رمز های "آلمانی" یک معما است ، یک بازی درست مثل هر بازی دیگه ای
مارگرت" کجایی ؟" من واقعا تو بازی ها خوب هستم ، یعنی معما ها
و این مشکل ترین معما در دنیاست
مارگرت ؟
یا خـــدا ، این مسلما یه شوخیه
! "متاسفانه من نمیدونم شوخی چیه ، فرمانده "دنیستن
سفر خوبی در بازگشت به "کمبریج" داشته باشید پروفسور
"انیگما"
منو خواستین ؟
این کاریه که شما در اینجا میکنین "برنامه ی فوق محرمانه در "بلچلی
شما در حال تلاش برای شکست دادن ماشین "انیگما" ی "آلمانی" هستید
چی باعث میشه که اینطور فکر کنید ؟
این بزرگترین دستگاه رمزگذاری تاریخه و "آلمانی" ها از اون برای تمام ارتباطات اصلی استفاده میکنن
... اگر هم پیمانان ماشین "انیگما" رو شکست میدادن ، خوب
البته که این تبدیل به یک جنگ کوتاه میشد
البته که این چیزیه که شما دارین روش کار میکنین
اما همچنین در این موضوع به جایی نرسیدید ، که اگه رسیده بودید در حال استخدام رمزنگارها از دانشگاه ها نبودید
شما خیلی بیش از اون چیزی که من به شما نیاز دارم به من نیاز داید
من از حل مشکلات خوشم میاد ، فرمانده
و "انیگما" دشوار ترین مشکل در جهانه
نه "انیگما" دشوار نیست ، غیر ممکنه
آمریکایی ها ، روسی ها ، فرانسوی ها ، آلمانی ها همه فکر میکنن که "انیگما" شکست ناپذیره
خوبه ، اجازه بدین تلاشم رو بکنم و به قطع خواهیم فهمید ، مگه نه ؟
به برنامه ی "انیگما" خوش آمدید
جزئیات هر تک (حمله) ناگهانی
هر کاروان مخفیانه
و هر زیردریایی آلمانی در اقیانوس "اطلس" که واردش میشه
حرف های نامفهوم و مهمل بیرون میاد
زیباست
این دست کذاب خود مرگه
اعضای نیروی دریایی سلطنتی زنان ما در روز هزاران پیام رادیویی رو در میان راه قطع میکنند شاخه ای از نیروی دریایی اون زمان انگلیس که زنان در اون مشغول بودن
و برای اون بانوان جوان دوست داشتنی ِنیروی دریایی زنان اینا بی معنی هستند
تنها در حالتی که برشون گردونیم به داخل "انیگما" چیز های منطقی ازش بدست میاد
اما ما یک ماشین "انیگما" داریم
بله ، سازمان اطلاعات لهستانی اونو از "برلین" به صورت قاچاقی خارج کرد
پس مشکل چیه ؟ فقط پیام های منقطع رو ... داخل "انیگما" قرار بدین و
اونقدر ساده نیست ، هست ؟
فقط داشتن یک ماشین "انیگما" کمکتون نمیکنه که پیام ها رو ، رمزگشایی کنین
"خیلی خوبه ، آقای "تیورینگ
برای رمز گشایی یک پیام شما باید احتمالات ماشین رو بدونید
حالا "آلمانها" احتمالات رو هر روز ، نیمه شب و فورا احتمالات رو تغییر میدن
ما به طور معمول اولین پیاممون رو حوالی ساعت 6 صبح قطع میکنیم
که بهتون هر روز دقیقا 18 ساعت وقت میده که رمز رو بشکنید
قبل از اینکه عوض بشه و شما مجددا شروع کنید
پنج چرخنده ، 10 کابل صفحه ی سیم بندی
...میشه یک میلیون و هزار میلیون
... نه نه ، میشه ، نوک زبونمه
میشه میلیون میلیون مسلما تو میلیونه
بیش از 150 میلیون میلیون میلیون احتمال ممکنه
خیلی خوبه
اگه بخواین درموردش دقیق باشین ، 1 - 5 - 9 با 18 تا صفر پشت سرش
احتمالاتشه
هر روز
آقایون ، با "هیو الکساندر" آشنا بشید
من خودم شخصا ایشون رو برای به دست گرفتن این واحد انتخاب کردم ... شما
آقای "الکسنادر" جایزه ی رقابت ملی شطرنج "بریتانیایی" رو بردند
دوبار
این اطراف تو تنها کسی نیستی که تو بازی ها کارش خوبه تیورینگ
قراره ما با هم کار کنیم ؟ من ترجیح میدم دفتر خودم رو داشته باشم
شما یک گروه هستید ، شما به عنوان یک گروه کار میکنید
من وقت ندارم که طی پیشروی در کار ، کارهام رو توضیح بدم
و ... متاسفانه این آقایون فقط سرعت من رو پایین میارن
اگر نمیتونید با هم بازی کنید پس متاسفانه اصلا نمیتونیم بهتون اجازه بدیم که بازی کنید
"ایشون "استورارت مینس" هستند ، "بخش 6 اطلاعات نظامی بخش 6 اطلاعات نظامی-سازمان اطلاعات محرمانه ی بریتانیا
تنها 5 بخش اطلاعات نظامی وجود داره بخش 6 اطلاعات نظامی" وجود نداره"
دقیقا ، به این میگن روحیه
آقای "تیورینگ" ، میدونین چند خدمتکار بریتانیایی به خاطر "انیگما" مُرده اند ؟
نه ، نمیدونم 3تا
درست همین الان که داشتیم به این گفتگو میپرداختیم
اوه نگاه کن ، یکی دیگه
امیدوارم که خانواده ای نداشته باشه
این جنگ که فرمانده "دنیستن" درموردش داشتند صحبت میکردند
ما اون رو نخواهیم برد
رمز رو بشکنید ، حداقل یه فرصت برد داریم
میشه بچه ها رو با اسباب بازی جدیدشون تنها بزاریم ؟
خیلی خوب آقایون
بیاید بازی رو شروع کنیم
بازی ، بازی کاملا ساده ای بود
هر پیام "آلمانی" ای ، هر تک ناگهانی ای ، هر بمبارانی هر یورش قریب الوقوع زیر دریایی ای
همه در هوا شناور بودند
... سیگنال های رادیویی که
خوب ، هر بچه مدرسه ای با یک کیت رادیویی "ای ام" میتونه دریافت کنه
کلکش این بود که اونها رمزگذاری شده بودند
159میلیون میلیون میلیون احتمال ممکن وجود داشت
تنها کاری که باید انجام میدادیم این بود که هر کدومش رو امتحان کنیم
اما اگه ما 10 نفر رو داشتیم که هر دقیقه یک احتمال رو بررسی میکردند
No comments yet. Be the first to leave one.