As primeiras 200 linhas.
«ترکش»
بابا؟ بابا، ببخشید
ببخشید، گند زدم
.توی دردسر افتادم لطفا کمکم کن
قطع کن
دستها بالا
وای خدا
"ورود افراد متفرقه ممنوع"
درست همینجا بود
...مطمئنی که درست - آره، مطمئنم -
همینجا بود میگم
یکی من رو اینجا دید و جا به جاش کرد
جناب، چرا یه نفر باید همچین کاری بکنه؟
اطلاع دارید که بهطور غیرقانونی
وارد شده بودید؟
در باز بود
باز هم ورود غیرقانونیه
ببینید جناب، شاید دچار اشتباه شدید
ماشین خیلی رایجیه
شاید ماشینه شبیه ماشینِ دخترتون بوده
و موقعی که اومدید دنبال من
صاحبش ماشین رو برداشته
کسی چه میدونه؟
من میدونم
من میدونم
گفتم که؛ پلاکش همون بود
خب آقای بکویث، متاسفانه
همیشه از این موارد به تورمون میخوره
همیشه یه خارجی مثل شما
متوجه میشه یکی از عزیزانش نزدیکِ مرز، گم شده
و همیشه هم انگشت اتهام رو
به سمت افراد تیرهپوستِ خطرناکی میگیره
که اونورِ پل زندگی میکنن
ببین من رو درگیرِ این بازیهای نژادیِ کسشعر نکن، فهمیدی؟
آقای بکویث، همونطور که گفتم مدرکی مبنی بر اومدنِ دخترتون
یا دوستش به خوارس وجود نداره
دوستهاش واسه پارتی اومده بودن
.دیدنشون دلیلی برای دروغ گفتن ندارن
ببین، بهت گفتم که شماره پلاکش هم همون بود حتی
ماشین خودشه
شاید
مگه اینکه این به اصطلاح دوستهاش
باعث و بانی ناپدید شدنشون باشن
بهتره برید خونه، آقای بکویث
اینجا جای شما نیست
گفتم که؛ اگر چیزی دستگیرمون شد باهاتون تماس میگیریم
افسر ساندووال شما رو تا مرز همراهی میکنه
"مزرعهی میست ماونتین" - تاسیس در 1892 به دست خانواده بکویث"
هی
لارن - چیه؟ -
قول داده بودی ازمون محافظت میکنی
نکردی
برو بیرون
از ته دلش نگفت، میدونی؟
اون هم مثل بقیهمون داره آسیب میبینه
نه، از ته دلش گفت
و راست هم میگه
شان، تو نمیدونستی که کجا داره میره
هیچکدوم نمیدونستیم
میدونست که موافقِ رد شدنش از مرز نیستیم
واسه همین بهمون نگفت
وقتی رفت مدرسه
یه هفته مریض بودم
بهت نگفته بودم، ولی هر روز
مریض بودم و دلشوره داشتم
و نگران دخترِ کوچولوی بابایی
توی این شهر بزرگ و خطرناک بودم
بعدش یه روز برگشت خونه
یه روز کیری
...میخواست لارن رو بیاره - چی کار میکنی؟ -
این قضیه، همین الانش هم
بدون فکر و خیال، به اندازه کافی بد هست
امروز چه اتفاقی افتاد؟
جریان چیه شان؟
جوری حرف میزنی که انگار کاری از دستمون برنمیاد
نگاهم کن
باور نمیکنم
نمیتونم
این رو از کجا آوردی؟
از ماشین لی
کجا؟
خوارس
توی یه پارکینگِ توقیف ماشین در حوالی شهر بود
وای نه
اثری از...؟
نه، هیچی نبود
.من که چیزی ندیدم اثری از درگیری و مقاومت نبود
این نشونه خوبیه، درسته؟
به پلیس خبر دادی؟
آره
و وقتی برگشتیم پارکینگ ماشینه سرجاش نبود
چطور ممکنه؟
پلیس چی گفت، شان؟
یه ریگی به کفششون هست
منظورت چیه؟ شان؟
میدونم
حالت چطوره؟ - یه نفسی میکشم -
آره؟ سرنخی دستگیرت نشد؟
موقع آبجوخوری بهت میگم
خب مشخصا یه کاسهای زیر نیم کاسهشون هست
تعجبی نداره
توی مکزیک، پلیس خوب کم پیدا میشه
تیم خودمون چی؟
خب، گشت مرزی تایید کرده که روز دوشنبه
ساعت 7 عصر
یه هفته پیش، از مرز رد شدن
و دیگه برنگشتن
مطمئنن؟
کاملا
الان چی میشه؟
چه کمکی میخوان بکنن؟
خب، کار زیادی از دستشون برنمیاد
حوزه اختیاراتشون تا دم مرزه
ببین، دخترت یه جایی اون بیرونه برادر
درسته؟ پس پیداش میکنیم
ببین، نمیدونم کمکی میکنه یا نه
ولی تونستم برات یه جلسه
با سر کنسولگری آمریکا جور کنم
پدر اون یکی دختره هم اگه بخواد میتونه بیاد
از وقتی که این جریان شروع شده
کلی سعی کردم باهاشون صحبت کنم
ولی اصلا بهم زنگ نزدن
بهگمونم اینکه جذاب و سکسی باشی
یه جاهایی به کار میاد، میدونی؟
خب واسه تو چطور بوده؟
ممنونم
واقعا ممنونم برادر
هروقت و هرکجا که لازم باشه در خدمتتم
خودت که میدونی؟
میدونم
خوبه
اگه جای تو بودم، این کسشعرهای سیاسی رو فراموش میکردم
میرفتم اونور و سر اون پلیس فاسد رو
میکردم زیر آب تا حقیقت رو بهم بگه
اگه نگفت چی؟
بعدش به شعلهافکن و انبردست روی میآوردم
اگه اون هم جواب نده چی؟ بعدش چی؟
کیرتوش، نمیدونم
اونجا رو آتیش میزدم
و شهر رو با خاکستر یکیش میکردم
خب، این ایده رو تو ذهنت نگه دار
فعلا به روش خودم اقدام میکنیم، باشه؟
اگه نظرت عوض شد بهم خبر بده
"مکزیک"
سرکنسول، مارکوس دابسون هستم
شان بکویث
.ایشون جان لنگنکمپ هستن بابای بیلی
از آشنایی با جفتتون خوشوقتم
لطفا بشینید
بابت قضیه دخترهاتون
بهشدت متاسفم
من خودم هم بچه دارم
ببینید، ایکاش میشد گفت
که این اتفاق بهشدت نادره
ولی نیست
از پاییز گذشته تا الان، حدود 23تا آمریکایی
و حداقل 400 فرد محلی گم شدن
خیلیخب، چه کاری از دستتون برمیاد؟
کار زیادی از دستمون برنمیاد
متاسفانه، اکثر مقامات اینجا
با کارتلها، سرشون توی یه آخوره
نمیشه سرزنششون کرد
اکثر مردم ترجیح میدن رشوه بگیرن، تا اینکه تیر بخورن
منظورت چیه؟
شیش ماه پیش، یه رئیس پلیسِ قلدر
انتخاب کردن
همون روز، یه مشت افراد مسلح
توی روز روشن، به خونهش حمله کردن
خودش و زن و چهارتا بچهش رو کشتن
یارو صرفا میخواست کار درست رو بکنه
و تا غروب آفتاب، خودش و کل خانوادهش کشته شدن
همین یه پیغامی بود واسه بقیه
توی خوارس، یا برای کارتل ...کار میکنی، یا
یعنی میگی این کارتله
ممکنه یه نقشی
توی ناپدید شدن دخترهامون داشته باشه؟
احتمالش هست
یا شاید هم دخترهاتون
رفتن پارتی
اشتباهی یه مواد دیگه زدن و اوردوز کردن
...یه نفر هم وحشت کرده و - لی مواد نمیکشه -
هرچی تو بگی
گفتم دیگه
خب، اگه کار کارتل بوده باشه
پس احتمالا بردنشون
به یکی از خانههای امنشون تا زمانی که باجشون رو بهشون میدید
کسی درخواست پول نکرده
لعنتی، اگه درخواست پول هم کنن من چیزی ندارم که بهشون بدم
ولی آره، درخواستی به گوش ما نرسیده
...شاید هم - شاید هم چی؟ -
دخترهاتون خوشگلن
شاید یکی دزدیدتشون
و بردتشون به یکی از کلابهایی که دارن
کلاب؟ یا خدا
.ببینید، عذر میخوام یه موقع فکر نکنید حساسیت موضوع رو درک نمیکنم
همونطور که گفتم؛ من خودم هم دختر دارم
اگه جای شما بودم، دوست داشتم
طرف مقابلم باهام رک باشه
این کارتل خوارس، کیها هستن؟
اسمشون "لوس مرسیناریوس"ـه
No comments yet. Be the first to leave one.