8 Times Up

8 Times Up (8 fois debout)

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

Tokyo Ghoul S01 [Blu-Ray]
Um comentário por momonsamada
@TokyoGhoulFans هماهنگ با نسخه بلوری ، ترجمه از انیم ورلد ، کانال

Tags

Blu-ray
blu-ray
Blu-Ray
Publicado em: 2017-07-09
Downloads: 123
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

از پایگاه ‏"‏سی سی جی‏"‏ به 203 ‏،‏

در ساختمان "آکوا" واقع در بخش 20 یه مورد گزارش شده ‏.‏

به نظر میاد حمله ‏"‏غول‏"‏ باشه ‏،‏ تکرار می کنم ‏"‏کار ‏"‏غول‏"‏ هاست ‏.‏

فورأ به محل برید ‏.‏

آه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

بازم ‏،‏ بیشتر ‏.‏

خوشمزه است ‏.‏

انگار شهرتت به پر خوری الکی نیست ‏.‏

از کسایی که مزاحم غذا خوردنم میشن متنفرم ‏.‏

می دونی من کیم ؟

آره ‏.‏ یه موجود خسته کننده که عاشق اذیت کردن بقیه است ‏.‏

از بالا بهم دستور دادن ‏.‏

قراره زنده دستگیرت کنم ‏.‏

ولی قبل از اون ‏،‏ میشه یک یا دو انگشت

یک دست یا دو پات رو ‏.‏‏.‏‏.‏

بِبُرم ؟

اسباب بازی کوچیکی واسه بدن بزرگ انتخاب کردی ‏،‏ مطمئنم عاشق خاله بازی هستی ‏.‏

چقدر ملوس ‏.‏

بزار ‏.‏‏.‏‏.‏

ببرمشون ‏.‏

پسش بده ‏،‏ اون مال منه ‏.‏

پسش بده ‏.‏

نمی خوام باهات بازی کنم ‏.‏

http‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏:‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏//forums‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏animworld‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏.‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏net/

صبح امروز ‏،‏ جسد چند مرد ناشناس

در ساختمان "آکوا" کشف شد ‏،‏

این مرکز تجاری در بخش 20 توکیو واقع شده ‏.‏

کارشناسان معتقدن بزاق بجا مانده ‏،‏ روی اجساد متعلق به ‏"‏غول‏"‏هاست ‏.‏

این حادثه جزو جنایت ‏"‏غول‏"‏ها دسته بندی شده ‏.‏

کجاش خنده داره ؟

آخه نمیشه واسه اولین قرار بری کتابخونه ؟

چرا ؟ شاید خوشش بیاد ‏.‏

اینو مطمئن باش ‏،‏ امکان نداره ‏،‏ اتفاق نمیوفته ‏.‏

ها ؟ پس دفعه اول ببرمش رستوران ‏،‏

و باهاش همبرگر بخورم ‏.‏

یه جواب درست بده ‏.‏

نه ‏،‏ خوبه اتفاقأ راست کار خودته ‏.‏

ولی به عنوان قرار شکست حساب میشه ‏.‏

چیه ‏،‏ همش اشتباهه ؟ خودت بودی چکار می کردی ‏"‏هیده‏"‏ ؟

ببین ‏،‏ منظور از قرار خوشحال کردن دختراست ‏.‏

مثلِ ؟

مثلِ ؟ ‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏هیده‏"‏ خودتم نمی دونی ‏.‏

اگه می دونستم ‏،‏

بعد از ظهر روز تعطیل وقتمو اینجا با تو تلف نمی کردم ‏.‏

حالا بخش شکار ‏"‏غول‏"‏ ‏،‏ ‏"‏سی سی جی‏"‏ منطقه 20

در حال انجام تحقیقات هستند ‏.‏

خیلی نزدیکه ‏،‏ ها ؟

خب ؟ پس ؟

دختره کیه ؟

اونه ؟ نه نیست ‏.‏

قبول دارم خوشگله ‏.‏‏.‏‏.‏

ببخشید ‏.‏

یه کاپوچینو لطفأ ‏،‏ ‏"‏کانکی‏"‏ تو چی ؟

هنوز اینو تموم نکردم ‏.‏

و اسمت چیه ؟

هیده ‏.‏

کیریشیما توکا ‏.‏

‏"‏توکا‏-‏سان‏"‏ دوست پسر داری ؟

بس کن احمق ‏.‏

چه ناز ‏.‏

اگه بندازنم بیرون چکار کنم ؟

اینجا تنها محلیه که می تونم ببینمش ‏.‏

این ‏.‏‏.‏‏.‏ همون ‏.‏

بی خیال شو ‏.‏

ها ؟

تو و اون خیلی بهم میایید ‏.‏

نامرد ‏.‏

خب ‏.‏‏.‏‏.‏ حالا که دختر رویاهاتو دیدم ‏،‏

بهتره برم ‏.‏

واستا ‏"‏هیده‏"‏ ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

تا بعد ‏"‏توکا‏-‏چان‏"‏ ‏.‏

موفق باشی ‏،‏ ‏"‏کانکی‏"‏ رویا پرداز ‏.‏

انگار تو هم شانس داری ‏.‏

آره ‏،‏ فکرشو بکن هر دومون از یه نویسنده خوشمون میاد ‏.‏

آره ‏،‏ اسمش چی بود ‏"‏تاکاساکی سن‏"‏ ؟

تاکاتسکی سن ‏.‏

قراره یکشنبه با هم بریم کتابفروشی ‏.‏

واقعأ ؟ منکه نمی تونم قرار تو کتابفروشی رو درک کنم ‏.‏

ولی خوش بگذرون ‏.‏

باشه ‏.‏

ولی چه وضعی شده ‏.‏

آره ‏.‏

وقتی حرف خوردن انسان میشه ‏،‏ هر ماهی یکبار انتظار میره ‏،‏

ولی این پرخورها چیز دیگه ای هستن ‏.‏

بیشتر مثل حیوون هستن ‏،‏

اگه بهشون کاری نداشته باشیم ‏،‏ همینطور به خوردن مردم ادامه میدن ؟

‏"‏غول‏"‏ مثل حیوونه ‏،‏ ها ؟

از اونم بدترن چون هیچ فایده ای ندارن ‏.‏

درسته ‏.‏

‏"‏کانکی‏-‏سان‏"‏ از کدوم کار ‏"‏تاکاتسکی‏"‏ بیشتر خوشتون میاد ؟

فکر کنم اولین کتابش ‏.‏

واسه همه عجیب بود ‏.‏

میشه گفت یه جور ظرافت خاص تو اون کارشه ‏.‏

دقیقأ ‏،‏ همچین استعدادی

مخصوصأ اینکه تو نوجوانی کتابو نوشته ‏.‏

حالت خوبه ؟

آره خوبم ‏.‏‏.‏‏.‏

منظورم اینه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

‏"‏ریزه‏-‏سان‏"‏ هیچی نخوردید ؟

ها ؟ آه ‏.‏‏.‏‏.‏ راستش رژیم دارم ‏.‏‏.‏‏.‏

ببخشید باید برم دستشویی ‏.‏

دختره ‏.‏‏.‏‏.‏

بخاطر امروز ممنونم ‏.‏

منم همینطور ‏،‏ خوش گذشت ‏.‏

راستش جدیدأ اطراف خونه ـمون ‏،‏ حوادثی پیش اومده ‏.‏‏.‏‏.‏

آه ‏،‏ ‏"‏غول‏"‏ها ؟

خیلی منو ترسونده ‏.‏

فقط فکر کردن بهش باعث میشه ‏،‏ نتونم جلوی لرزش دستمو بگیرم ‏.‏

اشکال نداره ‏.‏

خیالتون راحت ‏،‏ من تا خونه همراهی تون می کنم ‏.‏

آره ‏،‏ بعد ‏"‏هیده‏"‏ ازم پرسید ‏،‏ ‏"‏منو بیشتر دوست داری یا رمان هاتو ؟‏"‏

به نظر آدم جالبی میاد ‏.‏

بله ‏.‏

چطور اهل کتاب خوندن شدید ؟

وقتی پدرم از خونه رفت همه کتاب هاشو گذاشت ‏.‏

آه ‏.‏‏.‏‏.‏

قبل از اینکه بتونم پدرمو ببینم از دستش دادم ‏.‏ به کتاب هایی که گذاشته بود علاقه پیدا کردم ‏.‏

وقتی مادرم کار می کرد‏،‏ منم کتاب می خوندم ‏.‏

حتی وقتی مادرم فوت کرد ‏.‏‏.‏‏.‏

می دونی ‏،‏ اینو جز"هیده"به هیچکی نگفته بودم ‏.‏

که اینطور ‏.‏

از اینور ‏.‏

آه ‏،‏ باشه ‏.‏

‏"‏توکا‏-‏چان‏"‏ چی شده ؟

نه ‏،‏ چیزی نیست ‏.‏

دیگه تا همینجا خوبه ‏.‏‏.‏‏.‏

ریزه‏-‏سان ‏.‏‏.‏‏.‏

اگه اشکال نداره ‏،‏ میشه بازم ببینمتون ؟

ما طرفدار یه نویسنده ایم ‏،‏ هم سن هم هستیم ‏.‏‏.‏‏.‏

تو خیلی چیزا وجه اشتراک داریم ‏،‏ درسته ؟

کانکی‏-‏سان ‏.‏‏.‏‏.‏

بـ ‏-‏ بله ؟

راستش تازه فهمیدم ‏.‏

جوری که منو نگاه می کردی ‏.‏

ها ؟ پس یعنی ‏،‏ شما هم ‏.‏‏.‏‏.‏

آره ‏.‏

منم ‏.‏‏.‏‏.‏

بهت ‏.‏‏.‏‏.‏

علاقه مند شدم ‏.‏

آه ‏،‏ خوشمزه است ‏.‏

کانکی‏-‏سان ‏،‏

می دونی چیو از خوندن کتاب بیشتر دوست دارم ؟

اونم بیرون کشیدن اندام های داخلی آدما ‏،‏ وقتی دارن فرار می کنن هست ‏.‏

عجب حسی داره ‏.‏

زود باش منو ‏.‏‏.‏‏.‏

بیشتر هیجان زده کن ‏.‏

دروغه ‏،‏ دروغه ‏،‏ دروغه ‏،‏ دروغه ‏،‏ دروغه ‏،‏ دروغه ‏،‏ دروغه ‏،‏ دروغه ‏.‏

گرفتمت ‏.‏

کانکی‏-‏سان ‏.‏

خیلی آروم وارد دلت میشم ‏،‏ باشه ؟ ‏.‏

آه ‏،‏ مُردی ؟

بد شد ‏،‏ واقعأ دوست داشتم ‏.‏

مقدار مناسبی چربی ‏.‏

اون نگاه سردت وقتی داری خورده میشی ‏.‏

چطور ‏.‏‏.‏‏.‏

چطور ‏.‏‏.‏‏.‏ ممکنه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

اندام داخل شکمش پاره شدن ‏.‏

چه خبره ؟

اینجا کجاست ؟

یادمه با ‏"‏ریزه‏-‏سان‏"‏ قرار داشتم ‏.‏‏.‏‏.‏

آماده پیوند عضو بشید ‏.‏

بدون رضایت والدین ؟

اعضای ؟ نزدیکترین فامیل ؟

دارن چی میگن ؟

کانو‏-‏سنسه ‏.‏

همه مسئولیتش با من ‏.‏

اندام رو پیوند بزنید ‏.‏

گرمه ‏.‏‏.‏‏.‏

این ‏.‏‏.‏‏.‏ ؟

عجیبه ‏.‏ چه خبره ؟

کانکی‏-‏سان ‏.‏

دیگه نمی خوری ؟

راستی دوستت امروزم اومد ‏.‏

آه ‏"‏کانو‏-‏سنسه‏"‏ ‏.‏‏.‏‏.‏

حالت چطوره ‏"‏کانکی‏-‏کون‏"‏ ؟

شنیدم از وقتی به بخش منتقل شدی هیچی نخوردی ‏،‏

به نظر مشکل خاصی نیست ‏.‏

امم ‏.‏‏.‏‏.‏

طعم غذاها ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏ به نظرم عجیبه ‏.‏‏.‏‏.‏‏.‏

حس چشایی ؟

انگار هر چی می خورم بدمزه است ‏.‏‏.‏‏.‏

خب اینا طبیعیه ‏.‏

حادثه جدی رو پشت سر گذاشتی ‏.‏

نمی خواد عجله کنی ‏.‏

بزار زخم هات با گذشت زمان خوب بشه ‏.‏

بازم بهت سر میزنم ‏.‏

یعنی مشکلی نیست ؟

انگار تموم اتفاقایی که با ‏"‏ریزه‏-‏سان‏"‏ افتاد واقعی نبود ‏.‏

ولی مطمئنم ‏.‏‏.‏‏.‏

بعد از اون ‏،‏ یه چیزی ‏.‏‏.‏‏.‏

یه چیزی درست نیست ‏.‏

کانکی ‏.‏

مرخص شدنت رو تبریک میگم ‏.‏

یه مقدار غذا با همبرگر مورد علاقه ات میزارم ‏.‏

باید ازم ممنون باشی ‏.‏

همینکه سرپا شدی برگرد مدرسه ‏.‏

تنهایی حال نمیده ‏.‏

هیده ‏.‏‏.‏‏.‏

ممنون ‏.‏

More Farsi Persian subtitles for 8 Times Up

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left