Two Mules for Sister Sara

Two Mules for Sister Sara

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

Two Mules for Sister Sara HD ssa - Framerate: 23 98
Um comentário por Hadis
Only Edit: (1394/10/12)

Tags

HD
Publicado em: 2016-01-01
Downloads: 71
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

دو قاطر براي خواهر سارا محصول 1970

مهموني تمومه شما آقايون ميتونيد بريد پي کارتون

هي من نميدونم تو کي هستي اما

چرا ميخوايي بزور ازمون بگيريش؟

اون ميتونه با چهارتامون کنار بياد

ما همين طور يه مقدار ويسکيه قوي و خوب اينجا داريم

ما منتظرتيم ...علاوه بر اين

حالا ميخوايي چکار کني حرومزاده؟

ممکنه بتوني منو بگيري اما خيالت راحت باشه دستت به يه تيکه اين زن نميرسه

مگه اين که بخوايي با يه لاشه حال کني

همينجوري نايست اينجا

خورشيد اين بيابون جهنمي رو به وسيله تو ميسوزونه

اونا بهم گفتن که ميخوان من رو بکشن

برا همين نتونستم مخالفتي بکنم

...اونا بهم گفتن که

خب، ديگه اونا الان چيز زيادي بهت نميگن

پس لباساتو بپوش،هان؟

تو مرد خوبي هستي

همه عمرم دعا ميکنم که مريم مقدس تو رو از آسيب حفظ کنه

يا عيسي مسيح

و همينطور براي همه زندگيت دعا ميکنم که به هر چيزي آرزو داري برسي

آخه يه راهبه تو اين جهنم چکار ميکنه؟

من در حال رفتن به يه ماموريتم تو مکزيک يه راهبه ميتونه به راحتي و امنيت

بين دزدا و آدمکشا رفت و آمد کنه

من ميتونستم از اين مردا فاصله بگيرم اما به جاش اومدم تا ازشون غذا بگيرم

اونا چيزيم بهت دادن؟ نه

احتمالا يکم از پس مونده غذاشون باقي مونده الان نميتونم چيزي بخورم

خب، به نظر ميرسه بتوني يه جرعه ويکسي بزني

ويسکي؟ ممنون

اين قاطر تو؟ آره

بدون توشه؟بدون قمقمه؟ پس چطور رو زنده موندنت حساب کردي؟

براي توشم به خدا توکل کرده بودم

مثل اين سه تا؟

اون همينطور تو رو هم برام فرستاد

کدوم طرف ميري؟ شمال

شمال، هان؟

خب، من بايد برم جنوب

بايد بفکر خودم و اين اسبا باشم و به مسيرم ادامه بدم

اما اول بايد اين جسدا رو با سنگ بپوشونيم

ما نميتونيم اينا رو بدون مراسم تدفين مسيحي ول کنيم بريم

بعد از اين رفتاري که باهات کردن فکر ميکني مستحقش باشن؟ البته

احتمالا مغزت ضربه خورده

بيل داري؟

خواهر، يه نگاه به آسمون بنداز

اونا مخلوقات خدا هستن يا نه؟

البته که هستن چرا ميخوايي اين همه غذاي آماده رو از چنگشون در بياري؟

بيل داري؟

آره، رو خورجينم رو تپه ست

پس لطفا برو بيارش و اونا رو خاک کن اگه بخاطر خودت نمي کني به خاطر من بکن

خواهر، من از اينکه بخاطر شما به اونا شليک کردم ناراحت نيستم اما کفرم در مياد اگه بخوام رو اونا بخاطر شما عرق بريزم

تو به اندازه قاطرم کله شقي اينو ميدونستي؟

البته

تاولات چطورن؟

چيزاي دردناکتر از اينم تو زندگي هست

ممنون برادر

اسمم هوگانه منم خواهر سارا هستم

خب، خواهر سارا آدم هميشه از دست يه راهبه خسته ست

اما اگه يه نگاهي به اون طرف بندازي مي شه فهميد که يه گورکن درجه 1 جلوت ايستاده

بهتره يکم از اين لوبيا بخوري

اين آقايون مبارزاي خوبي نبودن اما يکيشون آشپزيش بدک نبود

من از چيزي که اونا پختن نميتونم بخورم، اما يه کم از آبتو ميخورم لطفا

راحت باش ممنونم

واقعا مخت ضربه خورده لطفا اونو به من پس بده

خواهر اگه ميخوايي اونا رو برکت بدي خوب خشک و خشک بده

من لطفمو در حقت تکميل کردم و حالا هم بايد برم و بگم خداحافظ

از اين خورشيد دور باش ميفهمي؟

واقعا تو دردسر ميوفتي

خداحافظ بازم ممنون

دست خدا به همراهت

هي، بخت باهات ياره ظاهرا يه سواره نظام فرانسوي داره اين طرف مياد

احتمالا ميتوني با اونا سفر کني

لطفا کمکم کن اونا دنبال من ميگردن

چرا؟

من يه مقدار اعانه براي کمک به ارتش مکزيک جمع کردم و اونا فهميدند

من مجبور شدم که نصف شب فرار کنم

خانم، اگه شما يه راهبه نبوديد ميذاشتم خودت راهتو پيدا کني

خيله خب، اين کاري که ميگم رو انجام بده

اين صليبو بنداز دور اين مثل يه آيينه مي درخشه

آخرين اسبو بردار و دنبالم بيا

حرومزاده

داري چکار ميکني؟

دارم کاري رو برات ميکنم که

مريم مقدس ابدا در هيچ شرايطي برات انجام نميده

ما آهسته ميريم برا اينکه بيش تر از اين

جريان آب به جنبش در نياد

چرا اون جنازه رو روي اسب گذاشتي؟

چون يه اسب با سوار رد پاي گود تري رو نسبت به يه اسب بدون سوار به جا ميزاره

اگه خوش شانس باشيم فرانسويا اون اسبو دنبال مي کنن

بيا اينو بخور

من که اونجا بهت گفتم يه چيزي بخور

با اين وضعيتي که معدت داره خرناس مي کشه تموم ارتش فرانسه ميزنن دنبالمون

ميدوني که اين صداي هاي کوچيک تا چند فوت اون طرفتر شنيده ميشن؟

خب...يه راهبه نبايد اينقدر خوشگل باشه

مهم نيست من چه جور به نظر ميرسم

من با پروردگارمون عيسي مسيح ازدواج کردم

خواهر معلومه که عصبانيت کردم از اينکه اينقدر رک حرف ميزنم منو ببخش

من دلخور نشدم برادر هوگان به من نگو برادر

ببخشيد

Soldats, concentrez-vous de ce côté.

Les autres, avec moi.

اون لعنتيا به دو قسمت تقسيم شدن دارن بهمون ميرسن

من نميخوام فقط اونجا بشينم راه بيوفت

ما نميتونيم از اونا جلو بزنيم اما تو ميتوني بري اونجا

وقتي تير اندازي بشه من حريف همشون نميشم اما توجهشونو به خودم جلب مي کنم

يه لحظه صبر ميکني و بعدش از يه راه ديگه اي ميري

تو دوست عجيبي بودي آقاي هوگان دست خدا به همراهت

با اين راه بيوفت،هان؟ حرکت کن

من نميتونم برم اونجا چرا نميتوني؟

يه مار زنگي اونجاست

به آواز خوندنت ادامه بده دوست من

اون قاطرو ببر اونجا

بيا اگه دو تيکش کنيم غذاي خوبي ميشه

Vous regardez là-dedans.

Il n'y a rien.

Au galop!

خب، خب، خيلي بده که راهبه ها پوکر بازي نمي کنن تو خيلي برا اينکار باهوشي

راهي نيست که بتونم ازتون تشکر کنم

فکر ميکنم ديگه مي خواييد راه بيوفتيد طرف جنوب

نه داريم به تاريکي نزديک ميشيم بايد اول يه غذاي گرم بخوريم

راهبه ها هم ميتونن غذا درست کنن؟ ميتونم

خوبه، دوستاي جنتلمن مرحومت يه مقدار لوبيا و قهوه هديه دادن

اما اول ميرم يکم هيزم پيدا کنم

باورش سخته که مار زنگي ميتونه اينقدر لذيذ باشه

بيا، خانما مقدمن

ممنونم

گفتي که داشتي ميرفتي طرف شمال جاي خاصي ميرفتيد؟

اول ميخواستم يکي از دسته هاي جواريستا رو پيدا کنم با اونا در امن و امانم

از کجا اومدي؟ چي هواهوا

چي هواهوا؟ اونجا زندگي مي کني؟ هوم، چندين ساله

پادگان نظامي در چي هواهوا هوم، درست کنار کليسا

به طور تصادفي ميدوني چند تا سرباز تو اون پادگانه؟

به طور تقريبي مي دوني حدود 200 سرباز و يه توپ

اينارو از کجا ميدوني؟

افسراي فرانسوي ميخواستن زبون اسپانيايي ياد بگيرن

پس رييس راهبه ها اينکارو به من واگذار کرد من فرانسويم صحبت مي کنم

من سه هفته پادگان رفتم

ازشون متنفرم اوه چقدر ازشون متنفرم

متنفر بودن برا راهبه ها گناه نداره؟ نه اگه از يه چيز بد متنفر باشي

ارتش فرانسه مردم مکزيک رو شکنجه ميدن و ميکشن

سعي مي کنن اونارو بزور يکي از مستعمراتشون بکنن

اون پادگان چقدر بزرگه؟ دوطبقست سال ها پيش اونجا يه صومعه بود

يکي از اون ساختموناي با حياط باز؟ ...حياط باز قشنگ

يه بالکن دور طبقه بالا؟ با يه پلکان به طرف پايين؟ درسته

گفتي کنار کليساست دقيقا چقدر از هم فاصله دارن؟

خب دقيقا يادم نيست اما فاصلش بيشتر از 10 يا 12 فوت نيست

وقتي که رو سقف کليسا هستي طبقه بالاي پادگان بالاتره يا پايين تر؟

پايين تر، خيلي پايين تر اوه

نگهبانا؟ روز و شب جلوي دروازه

خواهر سارا تو يه مقدار سرعتمو کم ميکني

اما تورو به يکي از اين دسته هاي پارتيزان که دنبالشون ميگردي مي رسونم

تو عضو يکي از اونايي؟ تا زماني که پول بگيرم آره

پول بگيري؟ منظورت طلاست؟

خب، بزار اينجوري فرض کنيم اونا بهم نون ذرتي مکزيکي ميدن

منم درست وسط چشم دشمناشون شليک ميکنم

اما جواريستاها خيلي فقيرن که بخوان کسيو اجير کنن

باهاشون يه معامله کردم بهشون يه تدبير ياد دادم که بتونن اون پادگانو بگيرن

اگه اونکار انجام بشه نصف خزانه فرانسويا مال من ميشه

يعني تو اصلا طرفدار هدفشون نيستي؟

نه اونا و نه هيچکس ديگه اي

ميدوني، من دوسال از عمرمو تو يکي از جنگاي ايالت متحده صرف کردم

حالا تنها چيزي که برام جالبه پوله

اگه همه علاقت پوله پس چرا براي فرانسويا نمي جنگي؟

هرکس تو زندگيش مي فهمه که نبايد بيش از يه بار حماقت کنه

آقاي هوگان؟ هوم

چهاردهم جولاي روز تعطيليه فرانسوياست

ظهر همين روز پارسال تموم پادگان فرانسويا مست کرده بودن

امروز چندمه؟ ششم جولاي

خوشگله

اين اطلاعات طلا رو يه راست ميزاره تو جيبم

الان جون ميده برا مشروب

خب، برا چند دقيقه تنهات ميزارم

مراقب باش خيلي دور نري ممکنه اونجا مار زنگيه ديگه اي باشه

به اندازه يه پياده روي دعا مي کنم

من جلوي تمايلاتمو ميگيرم نگران نباش

شما يه جنتلمن واقعي هستي آقاي هوگان

حدس ميزنم تجربه زيادي براي خوابيدن رو زمين نداشتي

اوه، من خيلي خسته ام بايد بخوابم

با اينکه از خستگي از پا در اومديد اما يه قيافه خوشحال رو چهرتون نقش بسته

اينکه منو تو اون شرايط پيدا کرديد معجزه بود آقاي هوگان

اون يه معجزه نبود، فقط يه تصادف بود زندگي پر از اينجور تصادفاست

نه اون يه معجزه بود

بله، خانم

دوتا مرد سوار پهلو به پهلوي هم دارن پيش ميرن

يه گلوله از کنار يه سنگ کمونه ميکنه ...يکي از اونارو ميکشه اون يکي ديگه رو نميکشه

اين فقط يه تصادفه همين نه معجزه

پس تو معتقدي که معجزه اي وجود نداره؟

خب، اون مرد امروز صبحو فرض کن

اون اگه ميتونست اون ديناميتو برداره

و به طرف خودم پرتاب کنه قبل از اينکه بتونم بهش شليک کنم

حالا اين ديگه نميتونست يه معجزه باشه

خوشحالم که صداي خندتونو ميشنوم خانم

فکر ميکني راهبه ها نميخندن؟

نميدونم من هيچوقت شب رو با يکي از اونا نگذروندم

شب بخير، آقاي هوگان

بازم بخاطر همه چيز ازتون ممنونم

هي، پاشو خواهر

وقت حرکت رسيده

نميشه يکم بيشتر بخوابم؟

نه اگه بخوايي با اين مسافت سفر کني

بدنم خيلي خشک شده

More Farsi Persian subtitles for Two Mules for Sister Sara

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left