Charmed

Charmed

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 6

Informações de lançamento

Charmed S06E03 Forget Me Not 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 6 قسمت 3 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publicado em: 2025-12-03
Downloads: 13
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

وقت زیادی نداریم، دنبالمون میان

چطوری جلوشون رو بگیریم؟ باید یه فکری بکنیم

نمی‌تونیم بذاریم وایات رو ببرن

!اومدن

فرار کردن فایده‌ای نداره

نمی‌تونی اونو ببری

متاسفانه، فقط داری کاری که باید بشه رو عقب میندازی

بسیار خب، اگه اجازه بدی، ما حسابی کار داریم

!نه

!لئو

!وایات

یک ارشد، خوبه. شاید شما بتونید براش توضیح بدید

توضیح بدم؟ چی رو توضیح بدم؟

خب، یه کاری بکن. فقط وایسادی اونجا

نمی‌تونم

هیچ‌کس نمی‌تونه. داری چه کوفتی میگی؟

خواهش می‌کنم، اون فقط یه بچه است

دوباره اتفاق نمی‌افته. نمی‌ذارم دوباره اتفاق بیفته

متاسفم، نمی‌تونیم این ریسک رو بکنیم

نگران نباش

.به هر حال، هیچی از اینا یادت نمی‌مونه

اینجا چیکار می‌کنی؟

.نمی‌دونم

.بهتره بری

چی داشتیم می‌گفتیم؟

.نمی‌دونم. هلاک شدم. میرم بالا بخوابم

.آره، منم خسته‌م

حالت خوبه؟

.آره، حس می‌کنم یه چیزی رو یادم رفته

مثلاً چی؟

.نمی‌دونم

حتماً چیز مهمی نیست. با بارون دیروز خداحافظی کن و بگو "صبح بخیر، آفتاب!"

.امروز یه چهارشنبه‌ی قشنگ تو سانفرانسیسکوئه

.و اگه مثل من باشین، دلتون می‌خواد کلاً دیروز رو فراموش کنین

.من که همین‌طورم. خیلی ممنون

هیچ آگهی لکه‌بر هم اونجا نیست؟

لکه ای دارین که باید پاک بشه؟

.آره، دیروز روی بلوزم قهوه ریختم

،پس اون کسی که با یه لکه گنده و قدیمی رو لباسش تو اداره راه می‌رفت

اون منم. جوش شیرین رو امتحان کردی؟

.نه، فقط خشک‌شوییه و نصف حقوق یه روزمو می‌بره

حقوقش کمه، رئیس عوضی‌ت یه خوک نژادپرست زن‌ستیزه، چرا ولش نمی‌کنی؟

.کارش افتضاحه و کلاً هم یه کار موقته

چون، اگه یه زندگی جدا از جادو می‌خوام

.نمیشه که هر وقت یه کاری مزخرف شد، ولش کنم

گذشته از این، کار سگ‌گردونی رو ادامه دادم

.و هی، آخرش به یکی کمک کردم

.آره باشه، ولی اون یه بار بود

چقدر احتمال داره همچین چیزی دوباره اتفاق بیفته؟

نمی‌دونم. ولی گاهی اوقات میگن باید سوار اسب‌های مختلف زیادی بشی

.توی شهربازی، قبل از اینکه اونی که دنبالشی رو پیدا کنی

.کاروسل

چی؟

خب، یه "مری‌گو-راند" کلی حیوون داره

.ولی یه کاروسل فقط اسب داره

باشه، اصلاً تو اینو از کجا می‌دونی، عجیب‌غریب؟

.هیچ ایده‌ای ندارم

شنیدی؟ چی رو؟

حالا رفت. حالا چی رفت؟

.می‌دونم ممکنه عجیب به نظر برسه ولی فکر کنم صدای یه بچه رو شنیدم

!آره، تو دیوونه‌ای

!پایپر

.وای خدای من، یه چیزی شنیدم

.اوه، ساکت باش. دارم میام

فکر می‌کنی تا کی می‌خواد اون پایین بمونه؟ بقیه عمرشو؟

آره، اونقدر که مطمئن بشه

.زبانش رو تو دهن پیک موتوری بعدی نکنه

.شنیدم

جهت اطلاع، خوش شانسیم که یارو ازم شکایت نکرد

.به خاطر آزار جنسی

.خب، تو داشتی احساساتش رو جذب می‌کردی

.مهم این نیست

،مهم اینه که باید بفهمم چطور از قدرت جدیدم استفاده کنم

.وگرنه باید تا آخر عمرم خودم رو تو این زیرزمین حبس کنم

.پشت خط زرد بمون

.ممکنه احساسات هر دوتون رو جذب کنم

آره، می‌خوای صبحونت رو برات پرت کنم؟

سرت چی شده؟

.این؟ نمی‌دونم

.این اواخر خیلی حواس‌پرت بودم، حتماً به جایی خورده یا یه چیزی

خب، الان هیچ‌کدوم از شما دوتا احساسات شدیدی دارین؟

عصبانیت؟ ناراحتی؟

کلافگی؟

.می‌تونید ادامه بدید. ممنون

.یه لحظه صبر کن

.یکی‌تون حس ناامنی می‌کنه

.چی؟ من فقط امروز یه کم حالم خوب نیست، همین

.اینجوری بهم نگاه نکن

.و لبه‌های نون تستمو بریدی

.و تخم‌مرغمو ریز ریز کردی

.و نگاه کن، سس سیب و شیر هم هست

.پایپر، من که کلاس دومی نیستم

.فقط فکر کردم شاید شیر بخوای، برای استخونای محکم

باشه، چت شده تو، خانم؟

چرخ و فلک، شنیدن صدای بچه و حالا شیر برای استخونای محکم؟

وایسا، داشتی صدای بچه می‌شنیدی؟

.ولش کن، مطمئنم چیزی نیست. بیخیالش

.هی الیز، چطور بود--؟ - به این راحتی ولت نمی‌کنم

!چی؟ - فقط بیا تو

.نه، امروز نمی‌تونم بیام چون خیلی مریضم

!دیروز دفتر رو کلاً زیر و رو کردی

.وایستا، ولی من دیروز نیومدم سر کار

چرا، اومدی! اوه، اومدم؟

.برام مهم نیست که اون یه نفر شبیه فیبی هالیول بوده

!همین الان پاتو بذار اینجا وگرنه اخراجی

.- متوجهی؟ جدی می‌گم! اوه، باشه

چی بود اون؟

.الیز بود

.می‌خواد هرچی سریع‌تر برم سر کار، وگرنه اخراج می‌شم

شغلت؟ چرا باید اینو بگه؟

.هیچ ایده‌ای ندارم. یه چیزی در مورد دیروز

حتماً سرم حسابی به جایی خورده، نه؟

.خب، مثل اینکه باید با دنیای بزرگ و بد روبرو بشی

.می‌خوای برسونمت؟ نه، خودم رانندگی می‌کنم

.اینجوری می‌تونم زود برم و زود برگردم

.هی، پالتوهاتون رو یادتون نره. ممکنه بارون بیاد

میشه لطفاً اینقدر مادری نکنی؟

.ریتز، تئوکولسکی و روبن. لطفاً منتظر بمونید

.ریتز، تئوکولسکی و روبن. لطفاً منتظر بمونید

منتظر کی هستی؟

اتفاقاً به کمکی نیاز نداری؟

فلو، چی شده؟

.اخراج شدم، این چیزیه که شده

.چی؟ اوه، نباید تو می‌بودی. دوباره تماس بگیر، یا یه کاری کن

نمی‌فهمم. چرا؟

.خودت باید بدونی

.نه، نمی‌دونم، و می‌خوام کمک کنم باور کن

.ولی نمی‌تونم کمک کنم مگر اینکه بهم بگی، می‌دونی، چرا اخراج شدی

...آقای استیویک منو برد تو اتاقش و گفت

.یا دوباره باهاش قرار می‌ذارم یا اخراجم می‌کنه

.پیشنهادش رو قبول نکردم

پس بهم گفت وسایلم رو جمع کنم. حرف من در مقابل حرف اونه، می‌دونی؟

.اگه ازم خواسته بودی باهات می‌اومدم

.خواستم، دیروز ازت خواستم

.معلومه که اونقدر مهم نیستم که یادت بمونه

.نه، نه، جدی می‌گم یادم می‌موند

ببخشید، مزاحم میشی؟

.برگرد سر تلفنات، فرانسین

.پِیج. اسم من پِیجه

هرچی. تو یه کارمند موقتی. می‌خوای به مردم کمک کنی؟

.بشین سر جات و جواب اون تلفن لعنتی رو بده

.پی‌تری

.هی. هی

!لیو، هی

.نمی‌دونستم می‌آی اینجا

می‌بینم. داری آبجو می‌خوری؟

.قرار بود حسابش کنم

کریس، اینجا چیکار می‌کنی نشستی؟

مگه نباید با مسئولیت جدیدت آشنا بشی؟

.اوه، سلام، لیو

...باشه، ببین، قبل از اینکه عصبانی بشی

.اول از همه، خودت بودی که می‌خواستی من یه مسئولیت داشته باشم

.آره، برای محافظت ازش. اوه، داشت محافظت می‌کرد

.آره، فکر نمی‌کنم منظورش این بود

عقلت رو از دست دادی؟

.گذشته از اینکه این کار غیرقابل قبوله، کاملاً خلاف مقررات هم هست

.آره، تو یکی خوبه صحبت کنی

.اوه، فکر نمی‌کنم منظور اون این باشه

...چرا من فقط

شما دوتا رو تنها نذارم؟

ببین، من فقط داشتم یکم خوش می‌گذروندم، مگه چیه؟

.اتفاقاً کار ضروری هم نداشتم

کار ضروری نداری؟

پس اصلاً چرا از آینده برگشتی؟

.نمی‌دونم

.فراموش کردم. فراموش کردی

می‌شنوی؟ چی؟

.هیچی. بعداً در موردش صحبت می‌کنیم

رفته؟

.برام مهم نیست اون چی می‌گه، فیبی من همیشه می‌خواستم کاری که تو کردی رو انجام بدم

!و وای، چقدر خوب بود دیدم انجامش دادی

.اوه، ممنون بابت حمایتت، فرانک

.هی، الیز، اون بیرون چه خبره--؟ بشین

.می‌خواستم قبل از اینکه وکیل‌ها رو درگیر کنم، باهات تنها صحبت کنم

وکیل‌ها؟ چی--؟

...قرار نیست وانمود کنم که تنها دلیلی که هنوز اینجا کار می‌کنی

.اینه که تو یه سرمایه برای روزنامه‌ای

ولی دیروز چه بلایی سرت اومده بود؟

دیروز؟

.چون سه تا کارمند با جراحات بیرونن

...دماغ جکی شکسته! بگذریم

.آره، به نظر می‌رسه خیلی درد داره

.تمام کاری که می‌تونم بکنم اینه که جلوی سرازیر شدن شکایت‌ها رو بگیرم

...اگه، شاید یه توضیح منطقی وجود داشت

.برای رفتارت دیروز

.الیز، متاسفم. ولی من واقعاً نمی‌دونم تو چی داری می‌گی

!فیبی

.خیلی حالم بدتر شد. باید برم

.باشه، بریم. خب، بیا عزیزم

.حالا، نق‌نقو نباش

گرسنه‌ای؟

نق‌نقو نباش. شیر می‌خوای؟

...می‌دونی، اگه یکم تکونش بدی و صدای "هیس" دربیاری

.معمولاً کمک می‌کنه. سلام

وای، عالی بود. چطور اینقدر سریع آرومش کردی؟

.خب، ظاهراً صدای "هیس" رحم رو یادشون میاره

.عالیه. حتماً مادر فوق‌العاده‌ای هستی که این همه چیز رو می‌دونی

.نه، در واقع من بچه ندارم

...واقعاً؟ فکر کردم

.اوه، خب، من همیشه بچه می‌خواستم

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left