As primeiras 200 linhas.
رسانه اینترنتی مووی پووی تقدیم میکند
MoviePovie. Com
این فیلم بر اساس یه داستان واقعی ساخته شده که بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۰ اتفاق افتاده.
سلام، من مارک کرم، نماینده کشتی آزاد آمریکاییام و اومدم اینجا
تو دره جهانی ۲-۳ تا ثابت کنم این بهترین سبک مبارزهست.
و این کشتیگیر مارک کره.
قدش ۶ فوت و ۱ اینچه، ۲۶۰ پوند وزن داره، از تولدو، اوهایو.
و بازم، تخصصش کشتی آزاده،
و این اولین مبارزه حرفهایشه.
از این یارو انتظارای زیادی داریم، چون ربع
از قویترین آمریکاییایی که تا حالا پاشون به این رینگ باز شده.
اونم دن سورین، دان فرای و مارک کولمنن.
امروز صبح بهمون گفت که این یارو بهترینیه که تا حالا دیده.
و حالا که برای اولین بار تو حرفهاش وارد رینگ میشه،
میبینیم چطور جلوی بعضی از سرسختترین رقیبا وایمیسه.
و حالا غول اینجا داره میاد، پل فارلین.
قدش ۶ فوت و ۸ اینچه، ۳۳۰ پوند وزن داره، از سن خوزه، کالیفرنیا.
و اونم ۸ سال تجربه کشتی داره،
ولی قطعاً رو پاهاش مهارت بیشتری داره.
و اونجا سرجیو بارترلی داره
مبارزا رو برای شروع آماده میکنه.
و این مبارزه شروع شد.
و کری داره میره سمتش، اون
نمیتونه مبارزه رو متوقف کنه.
بارترلی مجبور شد وسط بیاد، جرأت کرد.
ببینید، یه سری بریدگی جدی اونجا هست.
ثانیهای که زنگ به صدا درمیاد، فقط کافیه به بعضیا نگاه کنی و میفهمی
که از ترس دارن میمیرن.
یعنی تو چشماشون میتونی ببینیش.
حتی میتونی تو عرقشون بوییش.
وای.
ولی میدونی، تا وقتی دستامو روش نذارم و واقعاً
خودمو و طرف مقابل رو حس نکنم، نمیتونی واقعاً حس کنی
که طرف قراره تسلیم بشه یا نه، تقریباً یهو میفهمی.
بعدش چی میشه؟
سادهست.
من بهش صدمه میزنم قبل از اینکه اون به من صدمه بزنه؟
اگه اون به من صدمه بزنه، من دو برابر بدتر بهش صدمه میزنم.
چون بذار یه چیزی بهت بگم، وقتی
یه مشت تو صورتت میخوره، دو تا واکنش میتونی داشته باشی.
یا میتونی جا بزنی یا بخوای به خاطر مشتی که زدی تنبیهش کنی.
ولی من یه راه سوم پیدا کردم.
میدونی، اگه لگد بخورم یا مشت بخورم،
یه کار متفاوت از تنبیه کردنت میکنم.
ارادهمو بهت تحمیل میکنم، از نظر فیزیکی.
و وقتی این اتفاق میافته، واقعاً حسش میکنی، وقتی طرف فقط
ول میکنه و بهت میگه که تو بازوهات چی قراره بشه.
و این یه چیز خیلی قویه.
دیوونهست چون اولش فقط داشتم خوش میگذروندم.
با یه غریزه حیوانی کار میکردم که فقط غالب شده بود.
سعی میکنم توضیحش بدم، شاید اینجوری، ولی یه جورایی عجیبه،
میدونی؟
کل ماجرا خیلی تکاملی به نظر میاومد.
وقتی تو کالج کشتی میگرفتم، این کاملاً یه چیز دیگه بود.
خب، منظورت چیه؟
مثل وقتی که اون هیجان رو حس کردم، اولین ضربه، فهمیدم قراره
به چیزی نزدیک بشم که تقریباً جادوییه.
وای.
به جایی میرسی که باید از خودت بپرسی، مثلاً، آیا انگشتمو تو
کف دست طرف فرو میکنم، یه کم بازش میکنم،
فقط برای اینکه به خاطر درد کشیدنش برنده بشم، میکنم؟
فکر کنم آره، میکنم.
معلومه که فرو میکنم.
میدونی چرا؟
چون برنده شدن بهترین حس دنیاست.
و یادت باشه، این یه تورنمنت تو برزیل بود.
پس اگه برنده میشدی، نمیرفتی خونه.
نه، میرفتی جلو و با یاروی بعدی و بعدی و بعدی درست بعدش میجنگیدی.
و بعدی و بعدی.
پس تا آخرش، حس میکردی خدایی.
عالیه.
باورنکردنیه.
یعنی،
هیچ چیز دیگهای تو این دنیا مهم نیست.
و شاید بهترین حس دنیا باشه، میدونی؟
آره.
و یه حسیه که حتی نمیدونستم ممکنه.
و لعنتی، این بهم حس عجیبی میده.
فقط دارم برات تعریف میکنم.
تماشا کن و حالشو ببر — مووی پووی
اون تجربه اکتاگون رو داشته.
میدونی، خیلی قویه.
فوقالعاده قویه.
فکر میکنی چی قراره به این صحنه بیاری؟
خب، فکر میکنم حس خیلی خوبی نسبت به سطح قلبیم دارم.
از قدرتم خیلی راضیم، که روش کار کردم.
ولی میدونی چیه؟
مثل تفاوت بین چراغ قوه و پرتو لیزره.
وای.
عالیه.
منظورت چیه؟
باید مطمئن بشم که ۱۰۰٪ روی کاری که باید بکنم متمرکزم.
چون اگه نباشم، احساساتم همه جا پخش میشه، مثل چراغ قوه.
منطقیه؟
آره، یعنی فکرشو بکن.
این برای تو و همه آدمای دیگه تو دنیا صدق میکنه.
اگه احساساتمون، ترسهامونو
و اضطرابهامونو کنترل نکنیم، اونا ازمون بهتر عمل میکنن.
میدونی چی میشه؟
با احساسات کتک میخوریم و نمیتونیم داشته باشیمشون.
دقیقاً.
هی، کرت.
بلند شو.
خیلی ممنون بابت... آره، خیلی ممنون.
قدردانتونم.
عالیه.
مرد من.
فرق زیادی تو شکل رینگ میبینم، درسته؟
یه بازیه.
یه بازیه.
اولین بار تو اکتاگونه.
من هنوز تو همون حال و هوام.
آره، بچهها، بیاین.
فقط ۱۴ تا از اینا تو پنج سال بوده.
ببخشید، بومن؟
آره، مارک وندرکمر.
میتونم درباره برنامههات برای روبهرو شدن با بومن بپرسم؟
اوه، بومن.
ام، کرت؟
آره.
زود بندازش زمین.
چطور شد؟
و اون به یوافسی راه پیدا کرد.
اونا انگار اولین بودن تو ورزشهای رزمی.
این بوکسه؟
خب، یه کم بوکس توش هست.
آره، بیشتر مثل هنرهای رزمیه که هزاران ساله وجود دارن
و ما همشونو جمع کردیم تا ببینیم کدوم بهتره.
خب، من از زمینه کشتی میام، ولی ممکنه با یه یارو که از زمینه
کاراته یا بوکس میاد مبارزه کنم.
آره، دربارش شنیدم.
این همون چیزیه که دارن سعی میکنن ممنوعش کنن.
آره، درسته.
دقیقاً.
همینه.
ولی باید بهت بگم، محبوبیت این ورزش از کلیشهای میاد که
قراره خشنترین و خونبارترین ورزشی که تا حالا دیدی رو ببینی.
نمیتونم این کارو کنم.
این منو اذیت میکنه.
باید خیلیا رو اذیت کنه.
وقتی مبارزه میکنید از هم متنفرید؟
اصلاً.
نه.
ببخشید که ایمیل دکتر کورتز رو قطع کردم.
خیلی ممنون.
خوشحال شدم باهاتون حرف زدم.
ممنون.
منم از صحبت باهاتون خوشحال شدم.
آره.
چی شده، کوچولو؟
ببخشید.
یه کم خجالتیه، ولی فکر کنم میخواد امضاتو داشته باشه.
مشکلی نیست.
اسمت چیه؟
اسمش کانووه.
ولی میتونی برای برادرش ماری هم بنویسی؟
سورس اصلی — مووی پووی
مبارزه نکن.
هی، ماری.
هی، راجا.
چطوره؟
خوبی، مرد؟
آره، خوبم.
حتماً یه کم حسودیت میشه.
آره، همین صبح پرواز کردم اومدم.
از کجا اومدی باز؟
ژاپن.
پس حالا یوافسی تو ژاپنه؟
نه، یه جورایی مثل وضعیت انبیای و ایبیایه.
دو تا لیگ متفاوت.
این یکی اسمش پرایده.
چرا پیراهنت رو درنمیاری؟
بذار یه نگاه بندازم.
خب، پس مثل همیشه پیش میریم.
نسخههاتو میفرستیم به سیفوی.
میدونی چیه؟
فکر کنم این ماه.
میخوام برم سراغ ای تو زی.
اونا بیمهمو خیلی بهتر مدیریت میکنن.
بیا این کارو کنیم.
باشه.
مطمئناً، آره.
مشکلی نیست.
میتونم بیمه رو دوباره عوض کنم.
میدونی چیه؟
بیخیال بیمه بشیم.
اونا تو سیفوی هستن.
واقعاً دردسرن.
بعدم، اینجوری برات راحتتره.
خودم از جیب میدم.
مطمئنی؟
یه چیز بهتره.
مشکلی نیست.
من تو صورتم مشت نمیخورم بدون هیچی.
خودم از جیب میدم.
مشکلی نیست.
میخوای اینو بندازم دور؟
میخوای اینو داشته باشی؟
شیر کمچرب استفاده کن، درسته؟
آره.
No comments yet. Be the first to leave one.