As primeiras 131 linhas.
.خب. این دریچه زمینگرماییه. قراره قلب رو اینجا بندازیم
.البته اگه بتونیم قلب رو پیدا کنیم
.و بدون اینکه دیده بشیم، یواشکی بریم تو
واسه همین بیژو رو تا تریورتون پرواز میدیم. ونپا؟
.فورها ما رو میبرن تو
.اون تونلها رو مثل کف دستشون میشناسن
...عالیه. پس وقتی همهمون رفتیم تو، همدیگه رو ملاقات میکنیم با
...هی، بچهها. شما
.باید اینو ببینین
.اونو ببین
.کل جنگل سرگردانه
.هر موجودی که تو اوربونا هست
.همهشون دارن مهاجرت میکنن
.دارن میرن خونه
.به سمت قلب
...که یعنی
.قلب قطعا داخل آتیکا جدیده
.و اگه بتونیم قلب رو بگیریم، میتونیم نجاتشون بدیم
این خوب نیست. چی خوب نیست؟
یادتونه مبدل تعادلمون رفت یه دوری تو آب بزنه؟
.خب، دیگه همهتون روش کارو بلدین
.حالت آمادهباش
.تریورتون، بشنو. این کشتی نجات بیژو هست
.فرود اضطراری. در حال ارسال مختصات
.ما درست پشت اون برآمدگی هستیم
.درخواست کمک زمینی. تریورتون، بشنو
...هنوز برای ما خیلی خطرناکه که
.تا زمانی که ما... اینجا مقاومت کنیم. بیژو به تریورتون
وقتی فورها هستن... هشت؟
.من صدای اونا رو میشنوم، اما اونا صدای منو نمیشنون
.نمیتونم ریسک کنم... کادموس میفهمه
.هشت. اون حالش خوبه
.اون به تریورتون رسید
.باید برم پیشش. باید برم ببینمش. اون میتونه کمکمون کنه
.صبر کن. اوا، منم باهات میام. فکر نمیکنم این ایده خوبی باشه
.بهتره هر دو تامون بریم
.اون ممکنه هنوز باهات مشکل داشته باشه
.این نگرانی من نیست. تو هستی
.رُوی، من باید این کارو تنها انجام بدم
.این بهترین شانس ما برای کمک بهشونه
وایولت، کای، سنسورها دارن دیوونه میشن. چی داره میشه؟
.یکی داره میاد سمتمون
کی؟
اوا؟
!اوا
.هشت. اوا
!هشت! اوا
...چطور تونستی
تو اینجا چیکار میکنی؟
.نگران نباش. من اینجام
.من اینجام
.اوا، تو مرده بودی
...چطور تونستی
.بهت آسیب زد
.نه
.نجاتم داد
.هشت، من کلی چیز دارم بهت بگم
...اصلا نمیدونم از کجا شروع کنم. ببین، این
.وای
.فقط از اول شروع کن
.همهشو برام بگو
.خب، باشه
.خب، قلب جنگل دقیقا شبیه ماذر بود
.و بهم گفت نترسم، اما من نمیترسیدم
بیشتر نگران اون بودم. واقعا؟
.و بعد، من اونو بردم بالای یه درخت سرگردان
.جایی که خانوادهاش بودن، و ناگهان یه کلبه قارچی ظاهر شد
...یعنی، شاید از اول اونجا بود، اما در
.در باز شد
.آریوس خواهر داریوسه پس اون میتونه آینده رو ببینه
.و اون ۱۵۰ ساله که دنبال من میگشت
.چون من پل هستم
.و شاید به این خاطر که من تنها کسی هستم که میتونم باهاشون حرف بزنم
!و... هی، بچهها
.اینجا چیکار میکنین؟ هی
بگذریم، مثل داووسو تو بیابانها؟
.خب، باشه، این بهترین مثال نیست اما شما اتو رو یادتونه
.حتماً. آره
.پس من از ترنفینها خواستم که منو به سمت دود ببرن
.و رُوی اونجا بود و منتظرم بود
.معلومه که بود
اما به هر حال، از اونجایی که قلب جنگل و منبع یه چیزن،
اگه بتونیم اون رو از کادموس بگیریم،
.میتونیم اونو تو دریچه زمینگرمایی بندازیم و همه چی رو درست کنیم
واقعا فکر میکنی میتونی اینو درست کنی؟
.آره! باشه
.باشه
.وایولت، دکتر خوزه رو بیار
.تو مریضی، اوا
چی داری میگی؟
.تو توسط موجودات فضایی آلوده شدی. چیکار داری میکنی؟ نه
.دکتر خوزه بهترینه. هشت. من آلوده نیستم
...اگه کسی بتونه کمکت کنه، اونه. دارم بهت میگم، من
.نه، ما باید کادموس رو پیدا کنیم
.ما باید قلب رو بگیریم
.منظورم اینه که، ما باید اوربونا رو نجات بدیم
!اینجا اوربونا نیست
.اینجا زمینه
!تریورتون
!داریم حرکت میکنیم
!حرف هشت رو شنیدی! حرکت کنین! حرکت کنین
.تریورتاون، جواب بده
.اینجا سفینه رتریور بیژو است
.مثل تخم مرغ روی موتور سرخ شده
.درست کردن این خیلی طول میکشه
خبری از تریورتاون نیست؟
.خب، ما فرکانس رو داریم ولی اونا هنوز صدای ما رو نمیشنون
.خوزه، زندانی ایوا ۹ رو ببر به ایزوله
.دستور هشت اینه که کامل از برنامهریزی خارج بشه
.اوه، نه. ایوا
!نه! این... شما نمیفهمید. وقت نیست
.من مریض نیستم. دارم سعی میکنم نجاتمون بدم
خوزه، یه نفر دیگه هم برای برنامهزدایی؟
.بقیهاش با ما
.به من گوش کنید. من مریض نیستم
.باید با خواهرم حرف بزنم
.لطفاً منو برگردونید
چرا من با هشت تماس نگیرم؟
.فقط برای اطمینان
.مطمئنیم
حالش خوب میشه؟
تو هم یه فراری دیگه ای؟
.فقط دارم سعی میکنم جنگ رو متوقف کنم
.آره، ما هم همینطور. فورها مخالف جنگیم
فورها. شما وِنپا رو میشناسید؟
.اوان ۴؟ به اون یارو بگو زنده بمونه
.اون هنوز یه دلار به من بدهکاره
.فرانک، وقت این حرفا نیست
.یه داستان واقعاً طولانیه
.باید برم داخل نیو آتیکا
.باید کادموس رو پیدا کنم
No comments yet. Be the first to leave one.