As primeiras 200 linhas.
تقديم به پارسي زبانان سراسر جهان
"!بکش، محبوب من"
!همیشه تو رو به عنوان یه وراج می شناختم !چی شد یهو ساکت شدی
کتاب جواب هات رو گم کردی؟ یا منتظر وکیلت هستی؟
شاید فکر نمیکنی که ارتکاب قتل بهت بیاد
.شاید من این کارو نکرده باشم- !شاید این کارو نکرده باشه-
...ببین مارلو ما تو رو احضار میکنیم
ما ازت خوشمون نمیاد ولی این فقط یه چیز شخصی نیست
ما فقط روال معمول پس از قتل رو پیروی میکنیم
رندال کجاست؟
اون مارو فرستاد تا باهات صحبت کنیم البته اگه مشکلی نباشه
دختره پیش اونه؟ نظری ندارم-
حالش خوبه؟ منم نمیدونم-
آخرین بار کی دیدیش؟ یادم رفته-
چه حسی داری؟ !حس یه گوسفند آماده ذبح شدن رو دارم-
سیگار؟ بله، مرسی-
میخوای دفاعیه تنظیم کنی؟
!همکارات به من گفتن که من مرتکب چند تا قتل شدم از اینا دفاع کنم!؟
!طناب دار من رو از الان آماده کردین؟
فکر کنم بهتر باشه بذاری من دفاعیه ت رو بنویسم
من مجبورم با تو ادامه بدم !ولی فکر کنم بهتر باشه تو بهم اجازه این کارو بدی
باشه داولینگ، تو دفترت واردش کن-
ما آماده ایم
همه کارا؟ آره-
بعضی قسمتاشو میدونی ...اگه اشتباهی ازت نقل قول کردم
بزار از اولش شروع کنیم
پس این کار با مالوی باشه
...ساعت هفت بود به هر حال... تاریک بود
چرا اونقدر دیر به دفترت رفتی؟ !من خیلی تنبلم-
من همیشه به اون گُه دونی برمیگردم !مهم نیست چقدر دیر شده باشه
...من توی قسمت های روزنامه یکشنبه
دنبال یه آرایشگر به اسم دومینیک میگشتم !که زنش میخواست برگردونتش. ولی یادم نمیاد چرا اینکارو میکردم
من فقط به این خاطر این کارو قبول کردم !چون تقریبا هیچی تو حسابم پول نداشتم
و هیچ وقت اونو پیدا نکردم
فقط توی جستجوهام دوباره به این نکته !پی بردم که این شهر چقدر بزرگه
پاهام درد میکنردن
...و حس میکردم مغزم مثل یه دستمال کثیف شده
بطری مشروبی که تو دفترم داشتم ...منو ارضا نکرده بود
پس با همون وضع زدم بیرون تا شاید یه پولی دربیارم
هیچی مثل شونه های نرم !اعتماد به نفسم رو بالا نمیبره
اون شونه های نرم یه تاریخ مصرفی داشتن ...ولی اون فکر میکرد میتونه درستش کنه
...و بعدا میخواست برگرده تا ببینه مشکل حل شده یا نه
...یه چیزی در مورد سکوت مرده ی دفتر وجود داره
که خیلی هم واقعی نیست
!شلوغی اون پایین چیزی بود که هیچ ربطی به من نداشت
من اسم شمارو روی تخته سیاهِ طبقه پایین دیدم
واقعا؟
...من اومدم اینجا تا شمارو ببینم
شما یه کارآگاه خصوصی هستید؟
درسته
من میخوام برای من دنبال کسی بگردید
من دیگه تعطیل کردم رفیق فردا بیا تا در موردش صحبت کنیم
...من تو جایی که کار میکرد دنبالش گشتم
ولی نتونستم پیداش کنم
...باشه. فردا
میخوام جایی که کار میکنه رو بهتون نشون بدم
باشه ... نشونم بده کجا کار میکرد
از این طرف
یارو به نظر دردسر برانگیز میومد ولی این اذیتم نمیکرد
هیچی اذیتم نمیکرد
اون دو تا بیست دلاری که بهم داد برخلاف عادت ...اخیرم بهم خیلی حس خوبی داده بود
سعی کردم که اون رو عاشق کسی تصور کنم ولی اینکار هم جواب نداد
اونا خیلی عوضش کردن
اون رو یه استیج کار میکرد با چند تا دکه
اونجا رو میزها پر از گل صورتی بود
اون خیلی جذاب بود
یه موقرمز بود
هشت سالی میشه که ندیدمش
شش ساله که نامه ننوشته ولی حتما دلیلی داشته
اون چیکاره است؟ خواننده ست؟ بله-
بیا بریم بالا تا یه چیزی بنوشیم
رئیس
ویسکی... تو چی میخوای؟ ویسکی
هیچ موقع در مورد ولما شنیدی؟
ببین جو، من بخاطر دوست دخترت متاسفم
و میدونم چه احساسی داری ولی اون اینجا نیست
از موقعی که من اینجا رو خریدم هیچ دختری اینجا نبوده
نه اجرایی داشتیم نه سر و صدایی
شهرت و اعتبار من بخاطر دردسر درست نکردنه
اون قبلا اینجا کار میکرد
تو ازش در مورد ولما بپرس
ما دیگه بیخیال اون قضیه شدیم ...بنوش، جو
تو ولما رو یادت میاد؟
من باید از شما درخواست کنم که مزاحم مشتری ها نشید
تا حالا منو به عنوان یه شخص مودب میشناختید؟ من تا حالا شما رو اذیت نکردم
!بعضیا نمیدونن کی دست از خیالبافی بردارن
ویسکی
بیخیال، هشت سال زمان زیادیه اونا دیگه ولما رو یادشون نمیاد
کی گفت تو وارد صحنه شی!؟ تو گفتی. یادت نمیاد؟-
!من کسی ام که با تو اینجا اومد مرتیکه
.موس. اسم من موس ـه !چون یکمی گنده م
موس مالوی.احتمالا در موردم نشنیدی؟ شاید شنیده باشم-
اونا خیلی عوضش کردن
جایی که کار میکرد یه استیج داشت با چند تا اتاقک
اینو گفته بودی
دیگه کم کم داره از اینجا بدم میاد
شاید خیلی بت اطلاعات دادم نه-
ما قرار بود ازدواج کنیم چه اتفاقی افتاد؟-
فکر میکنی این هشت سال کجا بودم؟
!شکار پروانه
قبل این که بیدار بشم چند صد دلار کنار گذاشتم
تا حالا تو اتاق کارگران قطار بودی؟ فقط چند بار که بعد از نصفه شب نگه میداشت-
باشه، ولما رو پیدا کن
فامیلش چیه؟ ولما. ولما والنتو
من چطور با تو تماس بگیرم؟ من باهات تماس می گیرم-
تو یه بار دیگه هم برای گذشته بازم یه دلار خرج کردم
مایک فلورین تا 1939 ریاست رو برعهده داشت
سال 1940 وقتی داشت یه لیوان آبجو میخورد فوت کرد
!زنش جسی اون لیوان رو واسش تموم کرد
فهمیدن حرکات اون آسون بود. من میتونستم اونکارو کنم
یه کلاس سومیِ باهوش هم ..میتونست اینکارو بکنه ولی مالوی نه
اون به یه کارآگاه خصوصی نیاز داشت
اون یه زن میانسال نسبتا جذاب با صورتی !مثل یه سبدِ گلی بود
.من بهش نوشیدنی دادم ...از اونایی بود که اگه میتونست
کتک کاری میکرد تا یه بطری مشروب رو بگیره و همشو خودش بنوشه
اون مشروب، شرکت رایت رو سرپا نگه داشته
فقط مواظبش باش آقا !الان وقت افتادن چیزی رو زمین نیست
داشتیم در مورد چی صحبت میکردیم؟
در مورد یه دختر موقرمز به نام ولما والنتو
که یه زمان توی بار شوهرتون تو محله مرکزی کار میکرد
گفتین شما کی هستین آقا؟
اینو ببینید
یه پلیس خصوصی
...اینو بهم نگفته بودین آقا
!ولی میدونستم که شما یه پلیس معمولی نیستین
هیچ پلیس معمولی ای همچین !مشروبی نمیخره
ولما رو یادتون میاد؟
اون کی بود، آقای پلیس؟ ولما-
!نه به نظر نمیرسه که فورا متوجه بشم
گفتین اونو واس چی میخواین؟
من برای این دنبالش میگردم چون یکی از موکل هام میخواد
من نباید اینجا بشینم ...و شما رو اذیت کنم
ولی وقتی من از کسی خوشم میاد ...و اون هم برام مشروب میخره
...دیگه هرکاری که بگی میکنم
رو صندلیت بشین و اون طرف نیا
من یه ایده ای دارم
!دید زدن نداشتیما
اینا تمام چیزایی هستن که مایک !برام گذاشته. اینا و لباس های کهنه ش
...یه مشت روزنامه و
ولی عکس اون دخترها هیچ وقت تو روزنامه ها چاپ نشد
حداقل در ارتباط با رستوران نبودن
چرا این عکس از ولما رو پنهان کرده بودین؟ چرا قایمش کرده بودین؟
!اونو بده به من
اون مرده
...بچه خوبی بود
ولی الان دیگه مرده
.موس از شنیدن این خبر ناراحت خواهد شد آره... بالاخره که باید میشد-
...بله. اون بیرونه و داره دنبال دوست دخترش میگرده
چرا عکسش رو قایم کرده بودی؟
من هیچ کسی به اسم موس نمیشناسم آقای پلیس
!...برو بیرون
من هیچ کسی به اسم موس نمیشناسم
یهو انگار دیگه مست نبود
...دستش دیگه نمی لرزید و خونسرد شده بود
مثل کسی که داره قرار و مدار مراسم ...خاکسپاری بعد از یه قتل رو برنامه ریزی میکنه
که هنوز مرتکبش نشده...
سلام عزیزم
چند ساعت پیش اجازه دادم یه مرد وارد خونه بشه
اون گفت که موضوع مهمیه. اوکی؟
...اون عاشقه و عجله داره بالاخره که یادش میره
آدم جالبیه، مگه نه؟ بله
مست نبود که؟ نه-
اون بوی واقعا خوبی میداد
آقای مارلو؟
آقای مارلو من اجازه ی اینجا منتظر شدن رو گرفتم
نگهبان این حس رو بهم القا کرد که به زودی شما رو خواهم دید
کی واسم پاپوش دوخته آقای ماریوت؟
ببخشید؟ شما اسم منو از کجا فهمیدید؟-
...در واقع
همین امروز تصمیم گرفتم که یک کاراگاه خصوصی... استخدام کنم
از بعدازظهر شنبه نتونستم با کسی ...تماس تلفنی برقرار کنم
...و چیزی به عنوان کمبودِ
وجود یک فهرست اسامی در این محله وجود دارد... ...پس سعی کردم شانس خودم رو امتحان کنم
من الان سرم مشغوله
الان سرم شلوغه نمیتونم تعهد بزرگی بهتون بدم
کار چیه؟
من فقط امروز عصر به چند ساعت از وقت شما و خدماتتون نیاز دارم
من قراره بعد از نیمه شب چند نفرو ملاقات کنم
قراره بهشون مقداری پول بدم
بهتره یه استراحتی به خودت بدی و الا از پا در میای
قضیه چیه؟ اخاذی؟
من عادت ندارم به مردم آتو بدم که بتونن ازم اخاذی بکنن
من فقط قبول کرده بودم که حامل پول باشم
چقدر پول و برای چی؟ نمیتونم وارد جزئیات بشم-
الان انتظار داری من همینطوری بیام باهات و دستاتو بگیرم و تو هرجا خواستی منو ببری؟
فکر نکنم از رفتارتون خوشم بیاد
یه سری شکایت در موردش ازم شده !ولی هی داره بدتر میشه
برای انجام هیچ کاری بهم چقدر پول میدی؟
راستش خیلی تا حالا بهش فکر نکرده بودم
الان نمیخوای بش فکر کنی!؟
!نظرت در مورد یه مشت سریع تو دماغت چیه؟
من حتی از فکر کردن به چنین خشونتی هم !به خودم می لرزم
من برای چند ساعت از وقتتون 100 دلار پیشنهاد میدم
...اگر کافی نیست بگین !خطری وجود نداره
مقداری جواهر از یه دوستم دزدیده شده
!من دارم اونا رو بازخرید میکنم کی و کجا؟-
ترتیب انجام کار اینطوریه که من با ماشین به یه دره ی دورافتاده بالای ساحل برم
یه دقیقه واستا
تو من رو تو صندلی عقب قایم میکنی و به یه جای خوب و تاریک میبری
که برای یه زن جواهراشو بازخرید کنی؟... من همچین حرفی نزدم-
No comments yet. Be the first to leave one.