Charmed

Charmed

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 7

Informações de lançamento

Charmed S07E13 Charmageddon 720p BluRay DD2 0 H 264-BTN
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 7 قسمت 13 Charmed زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publicado em: 2025-12-03
Downloads: 14
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

هی. هی. هی. هی

نگاه کن به همشون، لئو

بدون اینکه دلیلشو بدونن، اوضاع براشون بهتر به نظر میاد

با اینکه هنوز نفهمیدن که همه چی فرق کرده

البته یه دوره گذار هم خواهد بود

اما به زودی می‌فهمن

که دیگه لازم نیست نگران شرارت، امنیت و درگیری باشن

که این دنیا همین‌جا می‌مونه

مگه ازش حرف نزده بودیم، لئو؟ محشره

و می‌دونی، تنها تهدید برای آرمان‌شهر

به همه چیزایی که اینجا ساختیم، درگیریه

و این رو، لئو، ما اصلاً نمی‌تونیم تحمل کنیم

نمی‌دونم، فقط نحوه واکنش خواهرها، مخصوصاً پیج

اون عزاداره

می‌دونم، اما نه اونطوری که باید باشه

فقط... درست به نظر نمی‌رسه

خب، اوضاع فرق کرده، لئو، مطمئناً

ولی حالا به اطرافت نگاه کن

مگه حال همه بهتر نیست؟

مگه حال خواهرها بهتر نیست؟

نمی‌دونم

پس باید بری پیششون، لئو

اونا کسایی هستن که برات از همه مهم‌ترن. خودت ببین. درک کن

همه چیز خوبه، لئو. همش واقعیه

اما وقتی خیالت راحت شد، مهمه که برگردی پیش ما

مهم؟ چرا؟

بعد از مرگ یکی از خودمون

قدرت گروه کم شده

تو هم حسش می‌کنی، مگه نه؟ آره

،پس هر چی زودتر خیالت راحت بشه

زودتر می‌تونی به ما ملحق بشی

و به ما کمک کنی همه اینا رو حفظ کنیم

ما کار زیادی داریم، لئو

چه کاری؟

وقتی آماده باشی، می‌بینی

حس می‌کنی کجا پیدامون کنی

لطفاً آروم باشید، آقا

هارولد، برگرد تو ماشین

!چراغ زرد بود، درست مثل دفعه قبل

!چی، شماها با من مشکل دارین؟ هارولد، لطفاً

!نه! این آزار و اذیت پلیسه

!اسم و شماره نشانتون رو می‌خوام

حاضره. اینم همینطور

کره؟

هی، داری رشته کلامو پاره می‌کنی. برو کنار

ببخشید. کجا بودی؟

داشتم مطمئن می‌شدم همه چیز خوب پیش رفته

چرا خوب پیش نره؟ شماها چطورید؟

!شوخی می‌کنی؟ حالم فوق‌العاده‌ست

بهتر از هر وقت دیگه‌ای، خدا می‌دونه از کِی تا حالا

شش سال و نیمه، اما کی داره حساب می‌کنه؟

هنوز تو دنیای واقعی بیرون نرفتیم

اگه بیرون هم مثل اینجاست... شکایتی نداریم

می‌خوایم جشن بگیریم، یه مهمونی کوچولو

مهمونی؟ امروز؟ آره، چرا که نه؟

شاید می‌خواستی مطمئن بشی همه چی درست کار می‌کنه

لئو، کار می‌کنه، بهتر از اون چیزی که انتظار داشتیم

علاوه بر این، خیلی کار داریم که باید جبران کنیم

مطمئن نیستم بلد باشم با آدمای عادی چطوری معاشرت کنم

خوب می‌شی. مخصوصاً که دیگه هیچ شیطانی حمله نمی‌کنه

اونا هنوز اون بیرونن. همشون فرارین

بیخیال، فقط ازش لذت ببر. برای همه اینا باید از تو تشکر کنیم

پیج چطوره؟ بهتره، فکر کنم

مدتی طول می‌کشه. کایل براش خیلی مهم بود

اما اینکه می‌دونه اون به جای بهتری رفته، کمکش می‌کنه

بالاست؟ تو آپارتمان کایل داره وسایلشو جمع می‌کنه

فکر کنم برم سر کار و دنیای واقعی رو یه نگاهی بندازم

باشه، خب، من می‌رم یه سری به پیج بزنم

باشه، شما دو نفر. اما دیر نکنید

هی، چطوری سر پا موندی؟

خوبم، با توجه به شرایط

اما واقعاً نمی‌دونم با این همه وسایل چیکار کنم

این که مسئولیت تو نیست، هست؟ نه، اما اون خانواده‌ای نداره

فقط خیلی عجیبه که رفته

واقعاً دلم براش تنگ شده

خوبه

منظورم اینه که، این طبیعیه

نمی‌خوای که همه چی همینطوری سرسری گرفته بشه

نه. ولی با این حال، من خوشحالم براش

منظورم اینه که، اون تو جای بهتریه

و مسئله اینه که

اون واقعاً می‌خواست که من از این دنیای جدید لذت ببرم

خب، اون در تلاش برای متوقف کردنش مرد

خب، به همین خاطر من بهش مدیونم که شاد باشم

البته

باید برم خونه و برای مهمونی آماده بشم. تو میای؟

فکر کنم آره

عالیه. اونجا می‌بینمتون، آقا

ضعیف شدی، آواتار

با مرگ یکی از خودت

من و تو، هر دو مون یه مشکل مشترک داریم

هیچ کدوممون به این دنیای جدید اعتماد نداریم

هر دو مون باید یه کاری در موردش بکنیم

فیبی، اینجا چیکار می‌کنی؟

فقط اومدم ببینم اوضاع چطوره. اوضاع چطوره؟

نیستن. و این خوبه. روزنامه امروز رو دیدی؟

نازک‌ترین روزنامه‌ای که تا حالا داشتیم

نه جرمی هست، نه فسادی، نه رسوایی‌ای

انگار مردم قرص شادی خوردن

خدا رو شکر که آگهی ترحیم‌ها هستن. وگرنه، فقط یه ورق داشتیم

پس اوضاع داره همینجوری بهتر و بهتر میشه، هان؟

.من که کاملا موافقم، ولی انقدر اینجا کار کردم که باورم نمیشه

...همیشه یه اتفاقی میفته. شاید

.یا شاید حیفِ وقتی اتفاقای خوب میفته و ما بهش اعتماد نمی‌کنیم

.چه فکر قشنگی

.حالا باید تو ستون بعدی‌ت درباره همین بنویسی

.بهترین توصیه‌ای که می‌تونی به خواننده‌هات بدی

.باشه، ولی باید برم خونه تا انجامش بدم

.به الیور بگو حدودای شیش براش ایمیلش می‌کنم

.الیور. اون تنها اتفاق بدیه که امروز افتاد

.خب، البته برای اون که بد نیست، فقط برای ما

چی شده؟

.حدود یک ساعت پیش از طرف خونوادش تماس گرفتن. رفته

.صبح زود همین امروز اتفاق افتاد. اوه خدای من

.پسر جوون خیلی دردمندی بود. امیدوار بودم بتونه اوضاع رو تغییر بده

.آره، منم همینطور

.خب، حداقل می‌تونیم دلخوش باشیم که الان تو جای خیلی بهتریه

.آره. فکر کنم همینطوره

میشه بهم بگی کجاییم؟

.یه مقبره باستانی تو یه هرم باستانی

.جایی که هیچ‌کس، مخصوصا آواتارها، قرار نیست دنبالمون بگردن

.چرا منو آوردی اینجا؟ برای اینکه حقیقت رو بهت نشون بدم

.چرا هیچوقت نباید به بزرگان پشت می‌کردی

.و اینکه تصمیم بگیری آیا حاضری بهم کمک کنی تا جلوی آواتارها رو بگیری یا نه

چرا باید به یه دیو کمک کنم؟

.این خیلی بهتر از گزینه‌های دیگه اته

...تو یا می‌تونی تلاش کنی تا اوضاع رو به حالت قبل برگردونی

.یا می‌تونی اشتباهات گذشته رو تکرار کنی

.آواتارها هزاران سال پیش هم اینجا بودن

.وقتی مردم به جادو و دیوها باور داشتن

.آواتارها قول دادن که از شرارت تو اون سطح نجاتشون بدن، درست مثل الان

.کم و بیش موفق بودن

.دنیا رو از نو ساختن

.ولی هیچوقت درباره بهای نهایی به مردم نگفتن

اون موجود کله‌سگی، دیوه؟

.در واقع، اون سر شغاله

.او آنوبیسه، نگهبان و محافظ مصری مردگان

.آرمان‌شهر بهایی داره

.بهایی که بهش مشکوکی، اما هنوز ازش خبر نداری

.اونا ازش خبر داشتن و علیه آواتارها شورش کردن

...و اولین بار جلوشون رو گرفتن. شاید، ولی من

.مأمور برودی هم به خطر آواتارها پی برد

.حاضر بود بهم کمک کنه تا اونا رو تضعیف کنم

.تا بتونم تو رو بیارم اینجا تا تو بتونی کمک کنی

.حاضر بود همه چیزش رو فدا کنه تا جلوی اونا رو بگیره

.برودی دیوونه شده بود. برودی حق داشت

...خودت ته قلبت می‌دونی

.که یه چیز خیلی اشتباهی تو این دنیا وجود داره، لئو

.چیزی که تو هرگز تو اشتیاق کوته‌بینانه‌ت پیش‌بینی نکردی

.تا سعی کنی همه چیزو بهتر کنی

.مردم دیگه اراده آزادی ندارن. حداقل نه کاملاً

.آواتارها حالا سرنوشت اون‌ها رو تعیین می‌کنن

.و تو گذاشتی اتفاق بیفته

سوال اینه که آیا حاضری درستش کنی؟

برای چی؟ تا چیزی که قبلاً داشتیم رو پس بگیریم؟ دوباره با هم‌نوع‌های تو بجنگیم؟

خب، هیچ‌کس نگفت که این سیستم بی‌نقصه، گفت؟

ولی از این بهتره، مگه نه؟

.خودت تصمیم بگیر و زود تصمیم بگیر

.اگه قراره با هم کار کنیم، باید سریع عمل کنیم

.لئو. خوش اومدی

خواهرا چطورن؟ راضی‌ان، مطمئنم؟

.خوب به نظر می‌رسیدن

اینجا کجاست؟

.اینجاست که ما آرمان‌شهر رو حفظ می‌کنیم

.بیا

.اینا بقیه هستن

.اونا رو حس کردی، هرچند هنوز ملاقاتشون نکردی

اونا چیکار می‌کنن؟

.درگیری‌ها رو رصد می‌کنن

.نمی‌فهمم

...برای ایجاد این وضعیت

.ما طرز فکر مردم و سیستم‌های اعتقادیشون رو تغییر دادیم

.تا بتونن راحت‌تر دنیایی بدون شرارت رو قبول کنن

.تا دیگه دنبالش نگردن

.تا دیوهایی که موندن، نتونن اون‌ها رو به سمت کارای شیطانی بکشونن

.متاسفانه اما بعضی‌ها دیگه غیر قابل جبران آسیب دیدن

.دیوهای درونیشون گاهی اوقات سر بر میاره

.باعث... درگیری میشه

.و وقتی اون درگیری از یه حدی بگذره، باید باهاش برخورد کنیم

.برای محافظت از آرمان‌شهر

.صبر کن. شما اونا رو کشتید

.ما حذفشون کردیم. یکی برای بقیه

.ما وظیفه داریم دنیایی که خلق کردیم رو حفظ کنیم، لئو

.نمی‌تونیم بذاریم چیزی تهدیدش کنه و نخواهیم گذاشت

!وای

!وای

.نه، نه! نه! دست نزن

.فقط می‌خوام مطمئن شم سمی نیست

.نه، می‌خوام همه چیز عالی باشه. مدت زیادی صبر کردیم

.پایپر، همه چیز عالیه. محشره

.باورم نمیشه همه‌ی اینا رو تو انجام دادی

...وقتی مدام مشغول ترکیب معجون‌های نابودی نیستم

.بیشتر کارا رو انجام میدم. یادم رفته بود چقدر آشپزی رو دوست دارم

.همه چی خوبه

.آره، اگه لئو به مهمونی برسه

.فکر کردم رفته بود خونه پیج؟ بدون اون برگشت

.اون بالاست داره آماده میشه

.خب، شاید یه سری کارای مربوط به آواتارها داشت

.امیدوارم آواتارها اون رو به اندازه بزرگان سرش رو شلوغ نکنن

.فکر نمی‌کنم اون اینو تحمل کنه، پایپر

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left