As primeiras 200 linhas.
سلام. میشه یه کم پوره سیبزمینی داشته باشم، لطفاً؟
پروتئین نمیخوری؟
نه ممنون. گوشت نمیخورم.
چی؟
چی شده؟
بندازش بیرون.
اَه.
-گازش زدی؟ -نه.
-مطمئنی؟ -ببین. نه.
این موضوع حسابی عصبیم میکنه.
مامان، اشکالی نداره. بیخیال شو.
جدی میگی؟ اگه حساسیت داشتی چی؟
مال منو میخوای؟
نه، ممنون.
دخترم گوشت خورده.
این که نمیشه. ما گیاهخواریم.
اوه، داغونتر به نظر میاد.
نه؟
این همونه؟
نه، اون دانشکده پزشکیه.
سمت چپ بیمارستانه، کنارش هم سردخونهست.
و اون سوپرمارکت، نگاه کن.
من که از همین الان گم شدم.
-گوشیت همراته؟ -آره.
به خواهرت زنگ بزن. شاید برات جواب بده.
من میرم. اون نمیاد.
دیوونه شدی؟ جوجو رو که تنها نمیذاریم!
گفت خودش میآد دنبالش.
یه کم صبر کن، شاید بیاد.
خب، خانم نابغه،
نشون بده چه کارهای.
باشه؟ میبینمت.
دوستت دارم عزیزم.
-زنگ بزن. -آره.
منم دوستت دارم، مامان.
این چه آهنگ کوفتیه؟
من چه میدونم. تو کی هستی؟
هماتاقیام. دیر رسیدم اینجا. پاشو!
تو که دختر نیستی.
نه.
من یه دختر خواستم.
بهت یه گی انداختن. فرقی هم نمیکنه براشون.
بیا، اینو بگیر.
چه خبره؟ این چیه؟
یه چوب اسکی.
اون کوفتی مال منه!
هِی! کجا میری؟
کجا؟
تخت، رفیق.
تخت؟ کجا؟ تختت پایینه، رفیق.
ببین. این یکی از همین الان میخواد بره بیرون!
واسه خوشحال کردن پدر و مادرت اومدی، نه؟
فکر کردم تموم شده بود.
خودت میفهمی تموم شده یا نه، گنده بک.
برگرد سر صف.
برو تو صف.
و حالا، کجا میریم؟
کجا؟
-به سمت آزادی! -گمشو!
حرومزادهها!
تندتر، تازهکارها!
عوضیها.
پاشین! جنب بجنب کنین! زود باشین، رئیس منتظره.
-تکون بخورین! -یالا، بچهها.
سریعتر، تازهکارها!
برید پایین!
جنب بجنب کنین!
تو! تو وایسا سر جات.
برین. برین. تکون بخورین. تکون بخورین.
تازهکارها، تکون بخورین!
راه بیفتین، برین، برین!
هِی، فقط یه بازیه. فکر میکنی چی میتونه بشه؟
من آدرینم.
ژوستین.
جلفبازی دربیارین، دخترا.
خودت جندهای.
الکس!
الکس!
خیلی مستم.
کجا بودی؟ مامان و بابا میکُشنت.
چه خوبه که اینجایی.
عاشقش میشی. سال اول بهترینه.
و همه وقت هم همدیگه رو میبینیم، مثل خونه.
بند شورت لامباداییم از شلوارکم زده بیرون؟
خوبی.
میبینم که مامان کلهات رو شسته. بدون من جهنم بود؟
منظورت چیه؟
اَه.
به یه هوای آزاد نیاز دارم.
کوییکی!
چه عجب از این طرفا!
-چراغ کجاست؟ -نه. اینجا اجازه نداریم بیایم.
ما کجاییم؟
الکس؟
حالا کجا برم؟
لعنتی، چشمم خورد!
کجایی؟
بس کن!
ببین.
چند تا سر بریده شده.
خائنها. اونا از آیین ورود سر باز زدن.
ایناش، بیا نگاه کن.
اون کیه؟
عمراً. اونا از این کارا نمیکنن.
رسمه. تو هم انجام میدی، آره؟
واقعا؟
لوس نباش. حتی مامان هم خوشحال به نظر میاد.
بابای بیچاره، همه جاشه. صورتش دیده نمیشه.
سردته؟
من برمیگردم رقص. کوئیکی رو میبینی؟
من میرم بخوابم، مردم.
عمرا!
-چرا؟ -تازهکارا حق ندارن قبل ما برن بخوابن.
هماتاقیم خوابه. بیا با من.
وایسا.
کتامین.
بیا امتحانش کنیم.
بیارش بالا.
باشه. اون رو بگیر.
یه دانشجو برای تکیهگاه، یه بالش برای سر.
دامپزشکها، اونا جلو میرن
کیرهاشون هواست و بهش افتخار میکنن
چون یه دامپزشک هرجا بخواد گائیدنت
اونا مردن - بله قربان! با تخمهای گنده، واسه اون
خوشخنده هستن، اهل نوشیدن هستن، سکس دوست دارن و ما هم همینطور!
اوه بله، اونا انجام میدن، و ما هم همینطور
هفتاد و یکمین دوره فارغالتحصیلی دانشکده دامپزشکی سنت اگزوپری
سپتامبر ۲۰۱۵
تازهواردا!
شما به مدرسه عالی ما راه پیدا کردین. بهتون تبریک میگیم.
استادای شما، شما رو بهترین دامپزشک دنیا میکنن.
بزرگترا شما رو جزو خانواده خودشون حساب میکنن.
اما اول باید یاد بگیرید.
یاد بگیرید تیمی باشید، اطاعت کنید، تازهکارهای خوبی باشید.
از حالا به بعد، بزرگترهاتون رو باید "بزرگتر" یا "عالیجناب" صدا کنید.
بعد از من تکرار کنید: بزرگترها.
-بزرگترها. -هی! بزرگترها.
بزرگترها.
خوبه. و عالیجنابان.
عالیجنابان.
چه گروه خوبی امسال. کجا بودم؟
اونا در هفتهی اول ورودتون بهتون کمک میکنن، که وقتی این رو شنیدید تموم میشه:
جدی میگی؟
وقتی بشنوید. آره.
اون موقع و فقط اون موقع دیگه تازهکار نیستید.
در همین حین، ما روتون حساب میکنیم.
سرافرازمون کنید. ما راه رو بهتون نشون میدیم.
دامپزشکها!
طولانیترین انتظار عمرم واسه بار آزاد.
چیه؟
صبر کن نوبتت شه.
گوشته؟
کلیه خرگوش. بهتره ندونی.
من گیاهخوارم، نمیتونم اونو بخورم.
از خواهرم بپرس، خانواده ما گیاهخوارن.
-خواهرت کیه؟ -الکسیا.
شوخی میکنی.
الکس؟ یه لحظه بیا اینجا.
-تو گیاهخواری؟ -نه. چرا؟
اون خواهرته؟
اگه به من اعتماد نداری به پدر و مادرم زنگ بزن.
جدی میگی؟ هیچی نیست. همه انجامش میدن.
خب پس مال اون رو بخور.
من مال خودمو پارسال خوردم.
واسه همینه که الان اینجام.
یالا، بخورش.
دیدی؟ آسونه.
باز کن.
خوشحال میشی که انجامش دادی.
سال رو با جا زدن شروع نکن. دارن نگاه میکنن.
شاید همه حیوانات نه، ولی میمونها.
از اونا میاد.
فکر میکنی یه میمون امروز میتونه ایدز بگیره؟
اگه یه میمون رو درمان کنی
تو یه باغوحش یا ذخیرهگاه آفریقایی،
به اندازه یه دکتری که جراحی عادی میکنه، محتاطی؟
اصلا نمیدونم. چرا به این چرت و پرتا فکر میکنی؟
یه پسری رو در نظر بگیر که میخواد با یه میمون سکس کنه.
تئوری اینه که ایدز اینطوری شروع شده.
اگه یه پسر امروز بخواد با یه میمون سکس کنه،
باید از کاندوم استفاده کنه؟
دارم غذا میخورم، مرد! در مورد سکس با میمون حرف نزن.
گرگها بزرگت کردن؟
به من چه؟
چون من با میمون سکس میکنم یا ایدز دارم؟
این چه کوفتیه.
باشه، ببخشید. سوال منطقی بود.
اونا فقط میمون خوردن. بقیهاش ساختگی بود.
کی انقدر مریضه که به یه حیوون تجاوز کنه؟
خیلیها.
از نظر قانونی، مطمئن نیستم "تجاوز به میمون" وجود داشته باشه.
حتما که وجود داره. حیوانات هم حقوق دارن.
میمون که بیاشتها نمیشه بره پیش روانشناس.
فرق داره.
میمونها خودآگاهن.
خودشون رو تو آینه میبینن، درسته؟
شرط میبندم یه میمون مورد تجاوز قرار گرفته مثل یه زن عذاب میکشه.
پس یه زن مورد تجاوز قرار گرفته،
یه میمون مورد تجاوز قرار گرفته، فرقی نداره؟
آره.
No comments yet. Be the first to leave one.