As primeiras 200 linhas.
۶۶ میلیون سال پیش
یک سیارک در مسیر برخورد مستقیم قرار داشت
با زمین.
برخورد آن قرار بود به شکل چشمگیری تغییر دهد
مسیر زندگی را روی سیاره ما.
که منجر به یک انقراض جمعی شد
و سه چهارم کل حیات جانوری را از بین برد.
از دل تاریکیای که در پی آمد،
گروهی ظهور کرد که به سلطه بر جهان ادامه داد.
آن گروه پستانداران هستند.
بسیار سازگار و به طرز چشمگیری گسترده،
آنها اکنون در هر اقیانوسی یافت میشوند
و در هر قارهای،
در هوا و زیر زمین.
در این مجموعه،
ما رازهای موفقیتشان را برملا میکنیم
و چالشهایی که اکنون با آنها روبرو هستند،
در جهانی که تحت تسلط است
توسط موفقترین پستاندار از همه،
ما.
غروب در جنگلهای آفریقای مرکزی.
خانوادهای از شامپانزهها به دنبال جایی هستند
تا شب را آنجا بگذرانند.
مثل ما، آنها بینایی روزانه فوقالعادهای دارند
اما شبها ممکن است غافلگیر شوند.
با کم شدن نور،
آنها به بالای درختان میروند
جایی که امنتر است.
آنجا، شروع به ساختن تختخواب برای خود میکنند.
اینجا، بالای درختان،
تمام خانواده میتوانند به راحتی بخوابند
در طول تاریکترین ساعات.
اما خوابیدن در شب در بین پستانداران غیرمعمول است.
بیش از دو سوم آنها فقط فعال میشوند
بعد از غروب آفتاب.
بنابراین، در حالی که من و شما و شامپانزهها
خواب عمیقی داریم،
بیشتر پستانداران در سراسر جهان
به فعالترین حالت ممکن خود میرسند.
زامبیا.
غروب است و نور در حال کم شدن.
یک پلنگ ماده به شکار فکر میکند.
او میبیند که طعمههای احتمالی زیادی وجود دارد.
اما در طول روز،
آنها هم به همان راحتی که او آنها را میبیند، او را میبینند.
اما این قرار است به کلی تغییر کند
وقتی بینایی خارقالعاده شبانهاش به او میدهد
یک مزیت کلیدی.
چشمان پلنگ ساختاری بازتابنده دارد
پشت شبکیه، به نام تپتوم،
که حتی کوچکترین میزان نور را هم تقویت میکند.
این حالا بسیار ارزشمند میشود
چون امشب به طرز خاصی تاریک است.
ایمپالاها یاد گرفتهاند که محتاط باشند.
با این طعمههای هوشیار،
او شانس کمی برای شکار یکی از آنها در اینجا دارد.
اما فرصتهای دیگری در نزدیکی وجود دارد.
۲۰ متر بالاتر از سطح جنگل،
گروهی از بابونهای زرد
دارند برای شب جا خوش میکنند.
حتی در شبی به این تاریکی،
یک پلنگ میتواند آسیبپذیرترینها را تشخیص دهد.
بابونها بینایی شبانه ضعیفی دارند.
اما شنواییشان عالی است.
هر چه او نزدیکتر میشود،
خطر بیدار کردن آنها بیشتر میشود.
گروه اکنون کاملاً آگاه شده.
بنابراین او جسورتر میشود.
در تمام این هرج و مرج،
یک مادر و بچه راه اشتباهی میروند
و اکنون در انتهای یک شاخه به دام افتادهاند.
به نظر میرسد راه فراری نیست.
نازکترین شاخه به مادر و بچه راه نجاتی ارائه میدهد.
با این بابونهای هوشیار شده،
او اکنون به تمام قدرت و چابکیاش نیاز دارد.
گروه دوباره پراکنده میشود
و یکی از آنها اشتباهی مرگبار میکند.
بسیاری از پستانداران شبزی مانند پلنگ
بینایی شبانه فوقالعاده حساسی دارند.
اما چگونه طعمهات را پیدا میکنی
اگر کاملاً از دید پنهان باشد؟
صحرای بزرگ آفریقا.
زیر آسمان مهتابی،
اینجا یکی از آرامترین نقاط روی زمین است.
در هوای خنک شب،
صدا بیشتر پخش میشود
تا در گرمای روز.
و یک پستاندار از این به نفع خود استفاده میکند.
موجودی است که به ندرت دیده میشود
چون میتواند صدای آمدن ما را بشنود.
یک روباه فنک.
بدنش به سختی از یک خوکچه هندی بزرگتر است.
اما گوشهایش عظیم هستند.
اگر کسی بتواند افتادن سوزن را بشنود،
یک روباه فنک میتواند.
و در این فضای باز وسیع،
او به دنبال صدای قدمهای ریز طعمهاش است.
یک جربیل.
اما با اولین نشانه خطر،
جربیلها زیر زمین پنهان میشوند.
روباه تپههای شنی را میگردد
یکی پس از دیگری
گوش تیز میکند برای ضعیفترین سرنخهای شنیداری
آن گوشهای بزرگ آنقدر حساساند
که حتی میتوانند حرکت طعمههای پنهان شده زیر زمین را هم بشنوند
اما بعد باید برای بیرون آوردنشان خاک را بکند
هیچ موش صحرایی نیست
اما این گوشها کمک میکنند تا دقیقاً مکانیابی کند
انواع دیگر موجودات کوچکتر زیر شن را
مثل سوسکها و مارمولکها
و اینها فقط برای پیدا کردن غذا نیستند
این روباه میتواند بشنود
یک ندای دور را
که پژواک آن در تپهها میپیچد
ماه ژانویه است
آغاز فصل جفتگیری
اما برای این جفت
شاید کمی زود است
برای مقابله با چالشهایی که تاریکی به همراه دارد
پستانداران شبزی حسهای خود را به طرز خارقالعادهای تیز کردهاند
به روشهای خارقالعادهای
و همه اینها ممکن شده است
چون پستانداران سفر خود را به دل شب آغاز کردهاند
از خیلی وقت پیش
۲۰۰ میلیون سال پیش
زمین تحت سلطه دایناسورها بود
و دیگر شکارچیان بزرگ خزنده
اما آنها بیشتر در گرمای روز فعال بودند
بنابراین پستانداران اولیه از سر راهشان کنار میماندند
و تنها شبها برای غذا خوردن بیرون میآمدند
آنها خیلی کوچک بودند
پوشش پشمی داشتند که آنها را گرم نگه میداشت
و راهشان را با استفاده از
یکی از باستانیترین حسها پیدا میکردند
حس لامسه
در واقع
آنها احتمالاً خیلی شبیه این موجود کوچک بودند
یک حشرهخوار اتروریایی ریز
این یکی مادر است
و او خانواده کوچک خود را میبرد
برای اولین گشت و گذار شبانهشان
برای اینکه در تاریکی گم نشوند
آنها، به معنای واقعی کلمه، با هم در تماس میمانند
بچهها محکم به هم میچسبند
تا زمانی که به پناهگاه امن یک لانه جدید برسند
حس لامسه فقط به آنها کمک نمیکند راهشان را پیدا کنند
هنگام شکار هم از آن استفاده میکنند
با وزنی کمتر از یک توپ پینگپنگ
حشرهخوارهای اتروریایی کوچکترین پستانداران خشکیزی جهان هستند
اما با این حال، شکارچیان سرسختی هستند
بعضی از موهای نوک بینیشان
به سیبیلهایی بزرگتر تبدیل شدهاند
که به خصوص به لمس حساس هستند
مثل یک جفت دست اضافه
آنها را راهنمایی میکنند
در جستجوی بیپایان برای یک وعده غذا
برای سوخترسانی به سبک زندگی پرجنبوجوششان
آنها هر چند ساعت یک بار غذا میخورند
یک جیرجیرک بوتهای
تقریباً هماندازه خودش است
و به خوبی میتواند به سرعت فرار کند
او به سبکترین لمسها نیاز خواهد داشت
اگر بخواهد آن را بگیرد
پس با سیبیلهایش عمل میکند
برای جلوگیری از فرار آن
باید یکی از پاهای پرشیاش را بگیرد
شانس دومی نخواهد داشت
این یک وعده غذایی نسبتاً عظیم است
اما او باید زیاد غذا بخورد
تا خانواده رو به رشدش را سیر کند
و سوخت سبک زندگی پرشتابش را تأمین کند
بنابراین به زودی دوباره به شکار خواهد رفت
حس کردن راهشان با لمس، تنها روش نیست
که پستانداران با آن با مشکلات تاریکی مقابله میکنند
در آرژانتین، با فرارسیدن شب
زندگی در یک ساختمان مزرعه رها شده شروع به جنب و جوش میکند
انواع بوها در هوا پخش میشوند
بعضی قوی
بعضی ضعیف
و یک پستاندار شبزی دارد
راهی فوقالعاده حساس برای تشخیص
حتی ضعیفترینشان را
یک آرمادیلو
۲۱ گونه از آن در قاره آمریکا وجود دارد
این یکی آن بزرگِ
مودارِ
آرمادیلو است
بعد از تاریکی هوا
او به چراگاه اطراف میرود
که با بینی بسیار حساسش راهنمایی میشود
این نر بویی را حس کرده است
که به نظرش بهخصوص وسوسهانگیز است
و به زودی منبع آن را پیدا میکند
یک ماده در فصل جفتگیری
و او بویی مقاومتناپذیر تولید میکند
او دلباختهاش شده است
اما او آنقدرها از او مطمئن نیست
پس او پیش میافتد
نر باید تا جایی که میتواند، خودش را برساند
دوباره در ساختمان متروکه
No comments yet. Be the first to leave one.