One Day More

One Day More (Il giorno in più)

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

Il giorno in più 2011 1080p BluRay DD5 1 x264-SbR
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian Il giorno in più 2011 زیرنویس فارسی فیلم

Tags

bluray
Publicado em: 2026-02-21
Downloads: 11
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

احمق، خنگ، کودن

حتماً تقصیر منه

تقصیر منه که با یه آدم ناپخته

بچه‌ننه و خودخواه سر و کار پیدا کردم

همه بهم هشدار دادن: «اون یارو احمقه.»

ولی من گفتم: «نه، شما نمی‌شناسینش.»

و حق با من بود، اون احمق نیست، یه عوضیه

نمیشه ملامتش کرد، اینم بخشی از جذابیتشه

«بیا عجله نکنیم، قدم به قدم بریم جلو

ببینیم چی پیش میاد.»

خب، گند زده شد به همه چی

چهار ماه از زندگیم به باد فنا رفت

خفه شو، از شنیدن اراجیفت حالم به هم می‌خوره

البته، نه

این کاریه که می‌کنیم:

ثابت کن از لحاظ عاطفی بالغ‌تر از یه نوجوونی

وگرنه قسم می‌خورم دیگه رنگ منم نمی‌بینی

حداقل اون قیافه‌ی ماتم‌زده رو برام نگیر

تمام فکر و ذکرت اینه که برگردی سر صبحانه‌ات

اوراتسیو

تمومش کن

لعنتی

الو؟ آله، منم

فقط اینکه

توی اون اوج بحث و دعوا

حرفی برای گفتن داری؟

آره، ولی ربطی به حرفای تو نداره

بگو، می‌شنوم

فکر کنم اشتباهی سوئیچ ماشینمو برداشتی

نمی‌دونم زاپاسش کجاست

همونی که جاکلیدیشو از «لیوینیو» خریدم

آره، همون

لازم نیست بیاریشون بالا، فقط بذارشون

توی صندوق پستی

کار من شامل سه مرحله‌ست:

مشاهده، تحلیل، اجرا

بر اساس محاسبات پیچیده‌ی مالیه

درباره‌ی احتمال موفقیت

پیچیده‌ست، ولی براتون خلاصه‌ش می‌کنم

احتمال بالا، بخر

احتمال پایین، نخر

اگه زوج‌ها محصولات مالی بودن، سرمایه‌گذاری‌های بسیار پرریسکی به حساب می‌اومدن

احتمال موفقیت: عملاً صفر

پس چرا همه فکر می‌کنن من باید دل رو بزنم به دریا؟

میگن تو این سن دیگه باید تغییر کنم

که زندگی بدون شریک، پوچ و غم‌انگیزه

انقدر نگرانم بودن که بهم یه سگ دادن

ظاهراً برای اینکه یاد بگیرم چطور از بقیه مراقبت کنم

خوشبختی یعنی مراقبت از کسانی که دوستشون داریم

کل عمرم همین حرفا رو شنیدم

شریک زندگی یعنی امنیت

اینکه بدونی اگه آنفولانزا بگیری، اون ازت پرستاری می‌کنه

تا جایی که به من مربوط میشه، قضیه اینطوریه:

اگه یکی‌تون آنفولانزا بگیره، حتماً اون یکی رو هم مریض می‌کنه

یک روز بیشتر

سه هفته برای یه کلید؟

می‌دونم برای امنیت خودمه، ولی

باشه، پس اصلاً ماشینو بهم ندین تا خیالمون راحت باشه

نه، ببخشید، اشتباه از من بود

خدانگهدار، ممنون

مشکلی پیش اومده؟

سوئیچ ماشینو گم کردم و زاپاسش رو هم پیدا نمی‌کنم

«پولوتزی» اینجاست، مشتری وی‌آی‌پیه

مگه مشتری «بولدرینی» نیست؟

اون مریضه، از شوهرش آنفولانزای خوکی گرفته

«ملونی» همه‌ی جزئیات رو می‌دونه، با اون کار می‌کنی

نه، با اون نه! یه سال طول می‌کشه تا یه «سلام» بده

جاکومونه! هی، ملونی. رفیق من

خب، پس شدیم من و تو

قورتش می‌دیم و تمومش می‌کنیم

یه لحظه وقت داری؟ چند تا یادداشت دارم که توی جلسه‌ی امروز کمکمون می‌کنه

«سیلور گلوبال» یه طرح پنج ساله‌ست

یا یه طرح سه ساله

لازم نیست هیچ کاری بکنید، ما انجامش می‌دیم

فقط باید تصمیم بگیرید

که می‌خواید سه سال هیچ کاری نکنید یا پنج سال

می‌تونیم از مقدمه‌چینی بگذریم

بهتره سر مشتری رو درد نیاریم، ترجیح میدم برم سرِ اصل مطلب

فکر کنم مال شماست

بله. ببخشید

عجیبه، معمولاً هیچ‌وقت زنگ نمی‌خوره

خاموشش کن. بله، حتماً

از مدرسه‌ی دخترمه

باشه، جواب بده. فقط

الو؟

بله، صبح بخیر. بفرمایید خودم هستم

متأسفم

شما ادامه بدین، من

خب بچه‌ان دیگه، عادیه که روی دیوار نقاشی بکشن

این یه جور تخلیه‌ی

منظورتون از «ده تا آلت تناسلی» چیه؟

عجیبه، «الونورا» اصلاً نمی‌دونه

بله، البته، اگه

بسیار خب

ساعت چهار. باشه

روز بخیر

معلم دخترم بود. گفت الونورا داشته

سیلور گلوبال

بله، سیلور گلوبال

دوست دارم سرمایه‌گذاری شما رو

مثل راداری تصور کنم که ما براتون زیر نظر داریم

ما روی سه مرحله تکیه می‌کنیم:

مشاهده

و چون سرمایه‌گذاری محدودیت زمانی داره، باید سریع عمل کنیم

ببخشید

می‌تونم چیزی بگم؟

چطوری انجامش دادی؟ چی رو؟

اوضاع بد بود، اون شک داشت، بعد تو همه‌چی رو عوض کردی

اگه از کسی چیزی می‌خوای، یاد بگیر چطور درخواست کنی

و دستاش

سرانگشت‌های زبر، ترک‌خورده و با لکه‌های قرمز

دست‌های یه ماهیگیر، درست مثل بابای من

خب که چی؟ داشتی بهش عجله می‌دادی

اون معمولاً سه ساعت منتظر می‌مونه تا یه ماهی بگیره

لعنتی، واقعاً سخته

می‌دونی چیکار می‌کنیم؟

امشب، خونه‌ی من

پاستا کربونارا و آبجوی خونگیِ یکی از رفقا

آبجوی تازه، کلی هم جایزه برده

اونوقت می‌تونی چند تا ترفند بهم یاد بدی

فقط من و تو، بدون زن‌ها

فقط دوتایی

ببخشید، امشب نمی‌تونم

حیف شد

اگه برنامه‌هام عوض شد زنگ می‌زنم. امیدوارم

هر چقدر دیر هم شد زنگ بزن

من به هر حال آبجو رو می‌ذارم خنک بشه

شوهرت تو فوتبال خوبه؟

چطور؟

ممکنه بیاد خونه و ما رو با هم ببینه. تا حالا پیش اومده؟

فکر کردی من همیشه بعد از جلسات، مشتری‌ها رو میارم خونه؟

نمیاری؟

شنیدم میاری. میگن تو کارت حرف نداره

منظورم اینه که

این دفعه‌ی اوله. تو چی؟ باید یه چیزی بخورم

دارم از گرسنگی می‌میرم

اینطوری بهتر نیست؟

چی؟

اینکه هر وقت دلت خواست، توی تخت غذا بخوری

هر چی که دلت می‌خواد، بدون کلی محدودیت

من یه سری محدودیت‌ها دارم. همین‌جاست که اشتباه می‌کنی

چطور؟ این یه سوال فلسفی نیست

ریاضیاتیه

یه رستوران رو تصور کن با چهار تا غذا و چهار نفر آدم

اگه یکی فقط یه غذا رو انتخاب کنه، اون سه تای دیگه رو از دست داده

بهتره از هر کدوم یه ناخونکی بزنی، تنوع داشته باشی

تو چی می‌خوری؟

نمی‌دونم، تو چی؟ یه کم گوشت

دیوونه شدی؟ می‌دونی توی یه رستوران چینی چی پیدا کردن؟

سه تا سگ ژرمن شپرد

من حتی تحمل سگ‌های زنده رو هم ندارم

ای وای، سگه! کدوم سگ؟

لعنتی

الو؟ آلیس؟

کلیدهام رو خونه‌ی تو جا گذاشتم. خل شدی؟

شوهرم برگشته. دیگه هیچ‌وقت به خونه‌م زنگ نزن

این کار رو نکن، مطمئنم کشته میشی

حسش می‌کنم

لعنتی، چاندری، بدون تو هم به اندازه‌ی کافی سخت هست

اگه تو بمیری، من اخراج میشم

اگه من بمیرم، دیگه چه اهمیتی داره که تو اخراج بشی؟

دست از سرم بردار، باشه؟

سگِ لعنتی

موفق شدم، دیدی؟

اوراتسیو؟

قفله

شیشه رو بشکن

با چی؟ با اون گلدون

خیلی سنگینه

نه، از اون یکی استفاده کن

هی، آروم باش

اونوقت فکر کن این از من بیشتر حقوق می‌گیره

اوراتسیو، چه غلطی کردی؟

می‌خاموشیش؟ می‌دونی ساعت چنده؟

الو؟ مرکز خدمات حفاظتی، کی پشت خطه؟

اتفاقی نیفتاده. من یه سگ دارم

نام و نام خانوادگی، جناب

دزدی نشده، من صاحبخونه‌ام

مجبورم گشت بفرستم. خودتون می‌دونید

جاکومو پاستی. لعنتی... چی؟

با تو نبودم. رمز عبور؟

چی؟

موقع فعال‌سازی سرویس یه رمز انتخاب کردید

برای امنیت خودتونه، وگرنه گشت می‌فرستم

باشه، «استیل جیگ»ه

چی گفتی؟ استیل جیگ، همون کارتونه

همون ربات ژاپنیه، یادت نیست؟

اینم شد رمز؟ بچگی‌هام عاشقش بودم

اصلاً به تو چه ربطی داره؟

لطفاً هجیش کنید

الو؟

آقای پاستی؟

گشت بفرستم؟

سگِ فلان‌فلان‌شده

برو دیگه، لعنتی

من ساعت هفت بیدار میشم، اونوقت تو نمی‌خوای کارت رو بکنی؟

باید با هم حرف بزنیم

فکر کنم تو بدقدمی

یه پیشنهادی دارم: پنج دقیقه رو مخ نرو

حتی می‌تونیم با یه چوب بازی کنیم

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left