As primeiras 200 linhas.
تقدیم به تمام فرزندان ایران
"روی خط سرنوشت"
!گنده
!گنده! دوستت دارم
.منم تو رو دوستت دارم
!بخش جنایی
سرایدار بعد از اینکه سر و صداهای عجیبی شنیده به پلیس خبر داده
این چیزیه که پیدا کردند
یکی دیگه هم داریم
!درش بیار
!همش رو در بیار! گنده
!دوست دارم
!آره
پلیس. لطفا همکاری کنید
رو به دیوار بایستید
!پلیس! زانو بزنید
!پلیس! زانو بزنید
!تکون نخورید
!بیا بیرون
!بیا بیرون
!زانو بزن! دستات رو بذار رو سرت
چهار چشم
کارت شناسایی لطفا
کارت شناساییت همراهته؟
من وکیلم رو میخوام
زودباش. حرف زدن بسه
یه فرصتی بهم بده
!تو بیشتر از همه کیف میکردی
!درش بیار! گنده! من دوست دارم
قایمش کردید؟
برش گردونید
به چی نگاه میکنی؟
!مواظب باش
!چهار چشم رو چک کن! آمبولانس خبر کن
!بگیرینش
...میگیرمت
!بگیرینش
!تکون نخور
!پلیس
همه چی حله؟
دستبند زدن بهش مشکله
تکون نخور
!میکشمت
من نمیتونم کمکت کنم. من دیگه راهب نیستم
... ندیدمش
تو خیابون لاک هارت چیکار میکردی؟
.الان که بهتون گفتم قربان
داشتم خرید میکردم
بدون لباس؟
ظاهرم رو نادیده بگیرید
دروغ بسه! همکارای من !الان توی بیمارستانند
یه لباس بدید بپوشم
!وحشیگری پلیس
!وحشیگری پلیس
تو خیابون لاک هارت چیکار میکردی؟
یه لباس بدید بپوشم
ببخشید قربان
من مطمئنم که این مرد ربطی به تحقیقات شما نداره
!برو بیرون
در مورد یه رقص لختی به ما خبر دادن
برای تحقیق رفتیم
در حین بازداشت فرار کرد
ما تا خیابون لاک هارت تعقیبش کردیم
!برو بیرون
فقط به خاطر برهنه شدن در انظار عمومی مجرمه
مظنون ما محسوب میشه، لطفا به ما برش گردونید
...ندیدمش
!وحشیگری پلیس
!عدالت وجود نداره
!قانون وجود نداره
!وحشیگری پلیس
.کار ما باهاش تمومه. کلهم اجمعین در اختیار شما
خودم انجام میدم
تو 35 سالته
و در گذشته به جرم ورود غیرقانونی محکوم شدی
وقتی 34 سالت بود محصولات سلامتی تقلبی فروختی
وقتی 33 سالت بود گدا بودی
وقتی 31 سالت بود یه کارگر غیرقانونی بودی
... اما قبل از اینکه 30 سالت بشه
تو یه راهب رزمیکار در ... معبد "گروتو" بودی
چرا از راهب بودن دست کشیدی؟
نمیتونستم بدون پول نقد امرار معاش کنم
ما تو رو تحت پیگرد قرار نمیدیم
فردا تو رو به چین بر میگردونیم
"لی فانگ یی"
بخش جنایی چندتا از افرادش رو از دست داده و به نیروی کمکی نیاز داره
سروان "چانگ" مخصوصا کمک تو رو درخواست کرده
کی؟
حالا
مراقب باش بچه
میتونی کار من رو تموم کنی؟
حتما - ممنونم -
ممنونم
خواهش میکنم
همین یه بار
این دو تا مرد کی هستند؟
هندی هستند مقتول صاحب اینجاست
قاتل توی یه رستوران کار میکرده
چه مدتیه از دانشکده در اومدی؟ .چهار سال قربان
برو رو قوطی
4 چشم مرده
چیزی رو جا گذاشتی؟
دوربین رو میگم !دیدم که جاش گذاشتی
ببخشید قربان
!ماشین رو نگه دار. پیادهش کن
!برو پایین
!برو پایین
!برو
ببخشید
من دوربینم رو داخل جا گذاشتم
بفرما
نمیدونم چی بگم فقط میخوام کمک کنم
یه نفر از تیمت خواهد مرد
خانوم؟
.میخوام ولت کنم. جیغ نزن
زندگی یه نفر به تو بستگی داره
خانوم؟ چیزی شده؟
.خوبم، فقط پام به یه چیزی گیر کرد
مقتول ترسیده بود
قاتل خیلی خشمگین بود
اونا همدیگه رو میشناختند
!تحویل غذا
مقتول مجبور بوده از خودش دفاع کنه
حرکاتشون مثل هم بوده حتما با هم آموزش دیدند
قاتل سعی داشته مقتول رو خفه کنه
... قاتل مجبور بوده
...خواهش میکنم من رو ببخش .من اشتباه کردم. متاسفم
قاتل به خواهش و تماناهاش گوش نمیداده
اون درست از کتک زدن مقتول بر نمیداشته
نفرت به این شدت
نشئت گرفته از احساسات قویه
خیانتهای مکرر، اعتماد
... خیانت، اعتماد
...خیانت
بر میگرده به تعداد دفعات زندگی زیادی
پیداش کردی خانوم؟
پایین کنار تیر چراغ برق میبینمت
کمک لازم داری؟
پیداش کردم
بریم جسد رو توی سرخونه ببینیم
چرا باید حرفات رو باور کنم؟
من قبلا یه راهب رزمیکار بودم
من تمرینات خیلی خوب انجام دادم
توی صحنه جرم قدرتت رو ثابت کردی
دستمال کاغذی داری؟
بیا بریم
حرفام رو باور نمیکنی؟
رنگ ماشینی رو که نزدیک میشه بهم بگو
بعدش حرفات رو باور میکنم
بدون نگاه کردن! رنگش چیه؟
من که پیشگو نیستم .ادراک فراحسی که ندارم
قرمز یا سبز؟
من میتونم سرنوشت رو ببینم
وقتی که کسی قراره بمیره
من میتونم دلیلش رو ببینم
چیزی که من میبینم با مردم عادی تفاوت داره
ممکنه به شکل یه سری وقایع غیر مرتبط از گذشته به نظر بیاد
اما یک ارتباطی بینشون وجود داره
مثلا، سگ پلیس
،وقتی من دیدم یه بچه در حد مرگ یه توله سگ رو کتک زد میدونستم که سگ پلیس حتما میمیره
بعدش تو بهش شلیک کردی
...چیزی که من دیدم
... علت مرگش
وقتی بود که تو با تفنگت شلیک کردی ...
اما وقتی که بچه توله سگ رو کشت
فهمیدی؟
!می چیزهایی رو میبینم. میدونم که مردم خواهند مرد
خب... قرمز یا چی؟
!سفید
داری میگی یکی از مامورای بخش جنایی قراره بمیره؟
اونا توی تحقیات درمونده شدند
من نگرانم که اتفاق بدی میخواد بیفته
!بیا بریم. عجله کن
کجا؟
!سردخونه! برای دیدن جنازه
!از اون طرفه
از این به بعد وانمود کن که من رو نمیشناسی
هیچ اتفاقی تا به حال نیفتاده
راه رو نشون بده
من رو نکش
.تقصیرمنه. متاسفم
چی دیدی؟
یه مرد و یک سوسک با هم مردند
یه زن قاتل رو نجات میده
اون زن سرنخ توئه
یه مشخصه ویژهای داره
دست چپش رو از دست میده
... بیمارستانها رو چک کن
ببین آیا زنی اخیرا دست ... .چپش رو از دست داده
پلیس در جستجوی یک مرد هندی است
نام این مرد "دیوهانس" است
چهل سال دارد و قد او تقریبا 2 متر است
مظنون نامبرده برای یه پرونده قتل تحت تعقیب است
هم چنین بسیار خطرناک است
...یکی از ماموران بخش جنایی در حین تعقیب و گریز
به شدت زخمی شد و عصر امروز ... به سبب شدت جراحات وارده فوت شد
فرماندهی پلیس ابراز همدردی و تسلیت عمیق خود را از این واقعه ابراز داشت
جزئیات کامل را در بخش بعدی خبری بیان خواهیم کرد
خب؟
یه زن اواخر این هفته دستش رو از دست داد
No comments yet. Be the first to leave one.