As primeiras 200 linhas.
!نگهبانان!درود بر پادشاه!شليک
بعضي آدما خوش شانس تر از بقيه ها بدنيا ميان
همين اتفاق هم واسه من افتاد
اما به عنوان يک بچه من کاملا برعکس همه ، زنداني شده بودم
کدوم دختر کوچولي روياي بزرگ شدن مثله يه پرينسس رو نداره؟
اما بعضي قصرها اصلا اون چيزي نيستن که شما فکرشو مي کنين
حتي يه قصر هم...مي تونه يه زندان باشه
مامان هيچ وقت توضيح نداد چرا کسي رو گذاشته که غذام رو بچشه
چرا نرم مدرسه با بچه ها يا کتاب هاب معروف بخونم
وقتي پدرم مرد
مادرم و مشاورش آقاي جان کونروي قوانيني ايجاد کردن
گفت اونا براي حفاظت از من هستن
و اون رو اصل "کنزينگتون " ناميد
نمي تونستم تويه يه اتاقم بدون مامان بخوابم
يا حتي بدون همراهي کردن يه نديمه برم پايين
من همه ي اين دلايل رو براي همه ي اينا ياد گرفتم وقتي 11 سالم بود
عموم ويليام پادشاه انگلستان بود
هنوز اون و 3تا برادراش مي تونن فقط به داشتن يه بچه در قيد حيات بنازن
و اون من بودم
آرزوي آقاي جان اين بود که پادشاه بميره
و در مکان نائب السلطنه قرار بگيره
جايي که مامانم انگلستان رو فرمانروايي مي کنه و اون مامانه من رو اداره مي کنه
پس من شروع کردم به اينکه آرزو کنم زندگيم عوض شه
و شايد من آزاد شم
و براي قدرت دعا کردم تا سرنوشتم روبيابم
من موفق ميشم
هندل:زاداک دا پريست
!خدا ملکه رو حفظ کنه
!خداوند ملکه رو حفظ کنه !خداوند ملکه رو حفظ کنه
امضاش کن
مطمئني ما داريم کاره درست رو مي کنيم؟
ما به اندازه کافي صبر کرديم
حالا براي آخرين بار شما اين دستور رو امضا کنيد
امضاش نمي کنم
!مي گم مي کني
!مي گم نمي کنم تو چطور جرات مي کني ...تو
آقاي جان
ما فقط داشتيم
وقته داروهاي پرينسسه
ميشه من؟ من انجامش مي دم
(خب ،اگه مطمئني (بکن اينکارو
شب بخير عزيزم شب بخير مامان
چطوري؟
من نامه اي از طرف انگلستان دريافت کردم
خواهرم گفت ويکتوريا دستور نائب السلطنه بودن خودشو امضا نمي کنه
و چرا امضاش کنه؟
پرينسس نزديکه 18 سالش شه ، چرا اختيارات خودش رو امضا نکنه؟؟
چون اون يه بچه ي نادانيه
چون اون به راهنمايي و زمان نياز داره که خودش رو براي نقش ملکه آماده کنه
تا زماني که خواهرم جاش رو به عنوان نائب السلطنه بگيره
آقاي جان کانري نائب السلطنه ميشه
بدبختانه دوشش توسط يکي ديگه کنترل ميشه
ممکنه علاقه عاليجناب باشه که کونروي رو ترک کنه و خواهر شما
قبل ازينکه خيلي ديرنشده به جاش ملکه آينده رو حمايت کنه
البته که دوشس ازين خوشش نمياد
بارون ،من به عنوان پسر جوون تره از يه دوک فقير به دنيا اومدم
حالا من پادشاه بلژيکم
چنين اتفقاق هايي بدون تصميم گيري هاي درست انجام نميشه
،علاوه برين کي يه دختر جوون رو بيشتر از همه کنترل مي کنه؟
حالا برو آلمان و آموزش خواهرزاده ام رو تموم کن
!آلبرت
فکر مي کردم مي خواي اين بعدازظهر باهام قدم بزني
واقعا؟ما دوتا تنهايي؟ مامانت چي ميگه اونوقت؟
همين طوري بمون وگرنه هيچ وقت دماغت رو صاف نمي کشم
اوه من تسليمم
من تسليمم.تو تو غير قابل تحملي.تو غير قابل تحملي.تو غير قابل تحملي
ويکتوريا،مادرتون منتظره
!بيا
!دش
دوشس کجاست؟ در سالن پذيرايي ،عالجناب
!واسشون 3روز طول مي کشه با کلسکه از کوبرگ بيان.دشي
چطوري اومدي پايين؟ قدم زدم
تنهايي که نه؟ نه ،نه تنها
لزن با من بود دستت رو گرفت؟
گرفت.ولي چرا هنوز مجبوره بگيره
چون هيچ کسي توي انگلستان به گرمي تحويلت نمي گيره
لطفا کتاب رو بذار سر جاش
!دشي
انگلستان کليد صلحه در اروپا
عموي شما 6ساله پادشاهه و که باعث جنگ هاي داخلي شد
اون فقط تاج بلژيک رو تسخير کرد چون انگلستان قول داده بود حمايتش مي کنه
اگه پادشاه بمونه بايد از فشار انگلستتان خلاص شه
رمان هاي مورد علاقه؟
اصلا تاحالا رمان نخونده انگليسي ، هميشه انگليسي
اون خيلي رمان نخونده ،اونا تا سال پيش ممنوع بودن
اما حتما ...دوست داشته دِ برايد آو لمرمور
اثر کي؟ آقاي والتر اسکات
عکس العمل هاي ديگه نقاشي مدل هاي معروف البته
موزيک ، پيانو در کل.خيلي سخته باور اينکه آهنگ ساز ، شوبرت رو مي شناسه
شوبرت که مشکلي نداره اون از آهنگ سازاي مدرن خوشش مياد
اجازه تئاتر رو داره؟ فقط اپرا و باله
کدوم اپرا رو بيشتراز همه دوست داره؟
نرما؟
اي پوريتاني
براي ادامه ي کنترل پرينسس ويکتوريا
آقاي جان و دوشس اون رو از دربار پادشاه ويليام دور نگه داشتن
وقتي بين مردم ظاهر مي شد
نظر همه رو کاملا به خودش جلب مي کرد
تو بايد اونو عاشق خودت کني قبل ازينکه کسي اين شانس رو ازت بگيره
تو هنوز به نظر خوب نيستي . شايد بايد براي ماه آکوست بيايم
نه مامان منظورت از نه چيه؟
تو تولد ملکه رو از دست دادي ديگه تولد پادشاه رو از دست نمي ديم
ما دعوت قبول کرديم.ميريم
جدا ، ويکتوريا بمن دستور نده ها . نوکرت نيستم که
خب تو واسه اتاق هاي اضافي ازم اطاعت نکردي ، بســه ديگه
ما مثل خرگوش ها زندگي مي کنيم؟ زنداني شده در قفس؟
مامان ما توي قصر زندگي مي کنيم. ما خيلي شرايطمون بهتر از بيشتر آدماست
اتاق هايي رو که من انتخاب کردم خالي بودن
راه ندادن ما به اونجا يه جورايي زشت بود
اون همون چيزيه که جان مي گه مي دونستم يه سهمي توش دارم
فرزند عزيزم فقط آرزوم بهترين هاست براي تو
اي کاش اينو باور مي کردي
من برادران کوبرگ رو دعوت کردم که بيان و بمونن
تو که بايد اونارو بهتر بشناسي چرا؟
چون که بايد
عمو ليوپلد فکر مي کنه ايده خوبيه
اگه يه سنجاق ديگه فرو کني توي من قسم مي خورم ،نگهبانان رو صدا مي زنم
اولين ملاقاتت مهمترينه نبايد مشکلي داشته باشيم
و هميشه يادت باشه تو کوبرگ اولي
پادشاه بلژيک يه کوبرگه پادشاه پرتقال يه کوبرگه
پس ملکه مادر انگلستان هم هست و تو دومين قسمت بازي هستي
و حالا برو به انگلستان و خنده به لبهاش بيار
اين همه ي بارتون هستش؟
اگه بخواد برقصه چي؟ اين اولين ملاقاته توده . نمي خواد برقصه
سرورم خوش آمدين متشکرم
من سِرجان کنروي ، مدير امور خونه دوشس هستم ، ازين طرف لطفا
دوشس در اتاق پذيرايي هستن
آه ! بذارين علياحضرت رو معرفي کنم سلام
خانوم من ارنست هستم اين برادرم آلبرته
ما که مطالعه ي شمارو متوقف نکرديم؟ نه اصلا
سفرتون چطور بود؟ طولاني اما بد نبود
کتاب با خودمون داشتيم که سرمون رو گرم کنه
حقيقتش وقتم رو با کتاب دِبرايد آو لمرور گذروندم
نوشته آقاي والتر اسکات
بله
مي خواين بياين و مادر رو ببينين؟
از آهنگ سازاي مدرن فکر کنم وينچنزو بليني مورد علاقه منه
چه تصادفي ! منم همينطور کدوم اپرا رو بيشتر از همه دوست داري؟
نه صبر کن بذار حدس بزنم اي پوريتاني؟ حقيقتش آره
منم قبلا دوسش داشتم اما الان نرما رو ترجيح ميدم
!دشي ! برو بگيرش ! بيارش ، دش
آي آي آي آي
من يه جورايي تورو اذيت کردم؟ نه
و شوبرت
شوبرت رو دوست دارم
فکر کنم فکر کنم تو دوست نداري اما من دارم
مشکلي با شوبرت ندارم
خوبه
تاحالا احساس کردي مثل يه مهره بازي هستي؟
تويه بازي که برخلاف ميل باشه؟
کردي؟ هميشه
(همش مي بينم دور حصار من ميرن و ميان(حواسشون به منه
دوشس و آقاي جان؟
نه فقط اونا ، عمو ليوپلد
پادشاه ، من مطمئنم نصف سياستمدارا آماده اند دامن منو بگيرن
و ازين و به اون ور بکشونن منو
بايد مسلط شين به قوانين بازي تا اينکه بهتر ازونا بازي کني
شوهري پيشنهاد نمي کني که واسم اونو بازي کنه؟
من بايد يکي رو پيدا کنم که باهات بازي کنه نه برات.
چرا گروه موسيقي روصدا نکنيم ؟ و بعد مي تونيم برقصيم
تازگيا والس رو گوش کردم و فوق العاده عاشقشم
روي رقص والس خيلي مسلط نيستم اوه عزيزم
چه بد
مي دوني پادشاه ازمن خواسته بود با پسرخالم جورج ازدواج کنم
هم.
شطرنجش چطوره؟
ويکتوريا
مشکلي نيست لزن ، آلبرت مي تونه منو ببره بالا
تو بايد دستم رو بگيري مامان اصرار داره ، اميدورام مشکلي نداشته باشي
نه ابدا
چي مي خواستي بگي؟
فقط اينکه من بيشتر از درک تو ،از زندگيت مي فهمم
جدا؟
بچگي منم راحت نبود، من مادرم رو گم کردم وقتي پسربچه بودم
مي دونم اون مرد نه ....
يعني آخرش مرد ، اما
خيلي وقت پيش از مرگش فرستاده شده بود
يه شرايط سختي بود
همه سکوت کرده بودن و الان هيچ کسي درموردش حرف نمي زنه
اما مي دونم تنها زندگي کردن چقدر برات سخته
و وقتي که نتوني احساسات خودت رو بروز بدي
عمو ليوپلد اينو ازت خواست که بهم بگي؟
نه ، حقيقتش بهم گفت هيچ وقت نگم
خب ، منو نشناخته هنوز
هم
ميشه واست نامه بنويسم؟
شاهزاده ها که ميرن آدم دلش واسشون تنگ ميشه، خانم
!گستاخ نباش
اون پسرا اذيتت مي کنن اوه خواهش مي کنم لزن
فکر مي کني بزرگ شدم که برم يه زندان ديگه؟
تو بايد يه روزي عروسي کني خب نمي دونم چرا
و اگرم عروسي کنم بايد خودم خوشحال شم
نه مامان يا عمو ليوپلد يا پادشاه يا بقيه ، بهم اعتماد کن
بايد برقصم؟ آره مجبوري
مواظب باشين
ما داريم ميريم ويندسور براي جشن تولد عمو م
در قلعه ي دشمن دشمن تو آقاي جانه ، نه من
با هيچي راضي نميشه در مورد اتاق ها چي بايد بگم؟
بگو به درخواست ملکه به اتاق هاي بيشتري نياز داشتيم مسخره ست
اي کاش با ما ميومدي
No comments yet. Be the first to leave one.