Together

Together

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

Together 2021 All WEB-DL
Together 2021 WEBRip x264-EMPATHY
Together 2021 WEBRip x264-XviD AAC-XVID
Together 2021 WEBRip x264-YTS MX-YIFY
Together 2021 WEBRip x264-RARBG
Together 2021 1080p WEB-DL DD5 1 H 264-CMRG
Together 2021 HDRip XviD AC3-EVO
Together 2021 720p WEBRip 800MB x264-GalaxyRG
Together 2021 1080p WEBRip 1400MB DD5 1 x264-GalaxyRG
Together 2021 720p WEBRip x264 AAC-[YTS MX]
Um comentário por Majid.R
🔰ترجمه دقیق و کامل🔰

Tags

webrip
web
x264
BRip
XviD
hdrip
HDRip
AC3
HD
Web-DL
web-dl
WEB-DL
720p
720
TS
YTS
1080
Publicado em: 2021-10-11
Downloads: 46
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

‫بریتانیا قرنطینه می‌شود

‫مردم فقط برای موارد ضروری

‫می‌توانند خانه‌های خود را ترک کنند

‫سختگیرانه‌ترین محدودیت‌ها

‫برای مقابله با کرونا در

‫انگلستان برقرار است

‫این موقعتی‌‌ست که

‫توسط نویسندگان داستان‌های تخیلی

‫پس از فجایع آخرالزمانی ترسیم می‌شد

‫چیزی نمیاری کوچولو؟

‫هی این رو بگیر

‫تو اتاق نه

‫خدایا

‫تنها چیزی که ما رو کنار هم نگه داشته بچه‌مونه

‫آرتور ‫آرتی کوچولو

‫اسمش آرتوره

‫آره، اگه به خاطر آرتور کوچولو نبود

‫سال‌ها قبل جدا شده بودیم

‫واقعیت اینه که ما نمیتونیم همدیگه رو تحمل کنیم

‫از همدیگه خوشمون نمیاد

‫خوب، قرنطینه

‫و من و اون توی یه خونه با هم بودن...

‫تنها چیزی که زندگی کردن با اون رو

‫قابل تحمل میکنه

‫اینه که میدونم هر روز میتونم از این خونه برم بیرون

‫منم دقیقا همین احساس رو دارم

‫خدای من ‫خدافظی کردن با تو

‫بی‌شک بهترین بخشِ زندگی هر روز منه

‫با این داخل یه اتاق بودن...

‫برگشتن به خونه و دیدن دوباره اون، ‫آه لعنتی..

‫مثل ترکیبی از

‫ ناراحتی و تنفره

‫از قیافت متنفرم

‫ـقیافه من؟ ‫ـاز قیافت متنفرم

‫آه، از قیافه من متنفری؟

‫آره از قیافت متنفرم

‫آه، یعنی میگی جذاب نیستم یا...

‫نه، نه، تو جذابی... ‫میگم، این خیلی جذابه.

‫فقط چهرت‌ه که، ‫ازش متنفرم.

‫راستش این مثل سرطان میمونه

‫از نگاه کردن بهت متنفرم شاید به‌خاطر چشماته یا...

‫نه سرطان پوست یا بیضه،

‫یکی از اون خطرناک‌هاش

‫میدونی، ‫مثل سرطان کبد یا لوزالمعده.

‫به خاطر گونه‌هاته؟ ‫حتی نمیتونم..

‫ـدقیقا بگم به خاطر چیته؟ ‫ـسرطان روده...

‫وقتی بهت نگاه میکنم ‫دقیقا همون احساسی رو دارم که

‫وقتی به سرطان پدر مرحومم فکر میکنم.

‫دقیقا همون احساس. ‫ـبه خاطر لباته.

‫ـبه خاطر لباشه. ‫لبای من خیلی هم خوبن.

‫آره، آره ‫البته که لب‌هات خوبن.

‫اونا فوق‌العاده‌ند ‫ولی من ازشون بدم میاد.

‫ازدواج ما از اولشم

‫ـ اشتباه بود ‫ـدیوونگی بود

‫منظورم اینه که ‫ما دو تا آدم کاملا متفاوتیم

‫اولش فکر میکنی که ‫«جنس مخالف جذابه دیگه»

‫تو گرفتار...

‫میدونید دیگه چی آدم رو جذب میکنه؟

‫...هورمون و فرومون و...

‫قاتل‌های زنجیره‌ای برای قربانی‌ها

‫...مسمومیت و رابطه جنسی‌ای که قلبت.. ‫رو به تپش میندازه.

‫آه، خدایا خدای من

‫حتی فکر کردن به...

‫اینکه با تو سکس داشتم..

‫میدونم میدونم

‫دیدگاه سیاسی ما هم کلاملا متفاوقته.

‫آره من معتقد به کار و تلاش زیادم

‫همه به کار و تلاش معتقد‌ند!

‫آره، اما این...

‫یه سوسیالیست عقب‌موندهٔ قدیمی‌ه

‫اون که مامانمه..

‫داری درباره مادرم صحبت میکنی.

‫هیچوقت دیدگاه‌های من رو نفهمیدی.

‫من کاملا میانه رو‌اَم

‫من معتقدم که

‫تو این کشور نباید کارگرها رو استسمار کرد.

‫کارگرها. ‫این رو ببینید

‫تو درباره کارگرها چی میدونی؟

‫راستش من خودم از خانواده کارگری هستم

‫تو خانواده کارگری بزرگ شدم

‫و کارگرها اون چیزی که تو فکر میکنی ‫نیستند

‫همشون که کارگرای فست‌فود و بسته بندی

‫و آوازه‌خون های اطراف پیانو‌های قدیمی نیستند

‫کارگرها نفرت انگیزند.

‫تو از مردم متنفری.

‫از آدمای تنبل متنفرم

‫ام ماهایی که

‫جز طبقه متوسط هستیم

‫ـوای خدای من. اینو ببین. ‫ـنخبه‌های اهل قلم

‫بابای من دندونپزشک بود

‫تلاش میکنید و خودتون رو میکشید بالا ‫درسته؟

‫این همون کاریه که من کردم

‫خودم رو کشوندم بالا ‫تلاش کردم و بالا اومدم.

‫خدای من، اینقدر تند نرو

‫آره، تو اهل «کیلمارنوک»هستی نه کالیفرونیا

‫ما فقیر بودیم!

‫من خودمو کشیدم بالا. اومدم بیرون

‫اولش فکر کردم، میدونید،

‫«بامزس، یه پسر محافظه کار»

‫من محافظه کار نیستم

‫از وقتی که با هم آشنا شدیم ‫تو تمام انتخابات‌ها به محافظه‌کارها رای دادی

‫به تونی بلر رای دادم

‫لعنتی، میشه لطفا درباره سیاست حرف نزنیم؟

‫نگران مامانم هستیم

‫باید میاوردیمش همینجا

‫بحث کردن دربارش که فایده‌ای نداره. ‫داره؟

‫منظورم اینه که، ما یه تصمیمی گرفتیم

‫من بحث نمیکنم ‫باشه؟

‫واقعا بحث نمیکنم

‫ ما یه تصمیمی گرفتیم ‫این رو میدونم

‫فقط... ‫اون الان تنهاس؟

‫آرتی کوچولو ‫آرتور ‫آرتور

‫...یه مادربزرگ که بیشتر نداره

‫دلم می‌خواد که کنارش باشه. ضمنا،

‫آدمی که بشه بچه رو...

‫ دستشون سپرد پیدا نمیشه

‫پرستار هم داره

‫اونا که افتضاح‌اند

‫افتضاح نیستند ‫خسته‌اند

‫درسته پرستار هم میاد،

‫سه بار در هفته، ‫هر بار ۴۵ دقیقه.

‫ماکارونی حاضری رو میندازن تو مایکروفر،

‫کیسه کولوستومی رو عوض میکنن ‫(کیسه ‌ای برای دفع مدفوع پس از جراحی روده)

‫و میرن میشینن پای تلفن.

‫فقط یکیشون، ‫یه دختره بود.

‫بعضی‌هاشون خیلی خوبن ‫میدونی.

‫و... به هر حال پول آنچنانی هم نمیگیرن.

‫از ۷ صبح کار میکنند

‫تا ۱۰ شب

‫بین این مریض و اون مریض در حرکت‌ند

‫و وقتی بین مریض‌ها بیکار هم باشن...

‫میدونید که پولی بابتش نمیگیرند.

‫درآمدشون کمتر از حداقل حقوقه.

‫نمیخوام بی‌دلیل ازشون انتقاد کنم. ‫باشه؟

‫میدونم بعضی‌هاشون فوق‌العاده‌ند

‫اما بعضی‌هاشون خوب نیستند.

‫به هر حال هیچکس خانواده آدم نمیشه.

‫و یه موضوع دیگه اینه که ‫اون‌ها همیشگی نیستند.

‫این...این مشکلی نداره؟

‫نمیدونم

‫میگم اصلا وقتی...

‫وقتی تو اتوبوس یا جایی هستند ‫ماسک میزنن؟

‫خیلی‌ها رو دیدم، ‫آدمایی که..

‫ماسک میزنن. ‫ـاره ‫ ـاره

‫خوب، بهشون میگن که ماسک بزنن.

‫وقتی سوار مترو و اتوبوس میشن

‫از کجا معلوم که مبتلا یا ناقل نشن؟

‫مردم بقیه کشورها ماسک میزنن؟

‫ما باید ماسک بزنیم؟

‫ـنمیدونم! ‫ـمنم همین رو میگم!

‫هیچکس نمیدونه چیکار باید کرد.

‫هیچی

‫لعنتی

‫ما سعی کردیم که بیاریمش خونه، ‫من و خواهرم

‫جای قشنگیه ‫قشنگه

‫هر چی که لازمه رو داره

‫ما نمیخوایم از سرمون بازش کنیم.

‫میدونی.. ‫رقص صبحگاهی،

‫دیالیز روزانه،

‫و اون میدونه که...

‫نمیخوای از سر خودت بازش کنی.

‫خوب،آخرین بازی که رفتیم دیدنش گفت:

‫«شما عوضی‌ها میخواید من رو از سر ‫خودتون باز کنید»

‫شخصیت عجیبی‌ه

‫فقط میخوایم ازش مراقبت کنیم

‫ـاره پر و مادر من که هر دوشون مردن،

‫خدا رو شکر.

‫ببین، من...

‫واقعا متاسفم...

‫باید باهاش کنار بیایم. ‫کاملا درک میکنم.

‫و فقط خدا میدونه این وضعیت چقدر طول میکشه.

‫این وضعیت، همه این اتفاقات، ‫باعث آشفتگیـه.

‫به نظر میاد که هیچکس نمیدونه چه خبره

‫انگار که کشتی بدون ناخداست

‫و همه آدم بزرگا خوابن.

‫و همه مردم اون بیرون، ‫باور کردنی نیست. باور کردنی نیست

‫همه مردم چشونه؟

‫ادامه بده..

‫بهش فکر نکن، ‫همش رو میفهمی...

‫ـنه، زودباش. ببین... ‫ـنه مشکلی نیست.

‫اگه قراره از این مرحله بگذریم، ‫باید...

‫باید، میدونی.... ‫ـچی؟

‫باید حرف بزنیم. ‫ـما؟

‫ـاره فکرکنم. مخالفی؟

‫از من میخوای که حرف بزنم؟

‫خوب، آره فکرکنم ‫منظورم اینه که، نباید حرف بزنیم؟

‫ـخیلی‌خب. ‫یکمی؟

‫باشه، خیلی‌خب، باشه.

‫خوب،ببین. ‫همین دیروز بود...

‫درست قبل از اینکه اعلام قرنطینه بشه

‫رفته بودم سوپرمارکت تسکو

‫میدونی، ‫همونی که سر نبشـه

‫اره، همونی که سر نبشـه..

‫خوب، داخل سوپرمارکت بودم، ‫همینی که سر نبشه،

‫خودم اونجا بودم و، ‫کاملا خالی بود

‫انگار که ملخ‌ها حمله کردند

‫اونجا بودم چون میخواستم بادمجون بخرم،

‫ـکه کار.. ‫کاری کاتسو بادمجون ‫(غذای ژاپنی) ـاره

‫میخواستم کاری کاتسو بادمجون درست کنم

‫برای اینکه این تنها غذاییه که ‫آرتی میخوره.

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left