As primeiras 200 linhas.
بریتانیا قرنطینه میشود
مردم فقط برای موارد ضروری
میتوانند خانههای خود را ترک کنند
سختگیرانهترین محدودیتها
برای مقابله با کرونا در
انگلستان برقرار است
این موقعتیست که
توسط نویسندگان داستانهای تخیلی
پس از فجایع آخرالزمانی ترسیم میشد
چیزی نمیاری کوچولو؟
هی این رو بگیر
تو اتاق نه
خدایا
تنها چیزی که ما رو کنار هم نگه داشته بچهمونه
آرتور آرتی کوچولو
اسمش آرتوره
آره، اگه به خاطر آرتور کوچولو نبود
سالها قبل جدا شده بودیم
واقعیت اینه که ما نمیتونیم همدیگه رو تحمل کنیم
از همدیگه خوشمون نمیاد
خوب، قرنطینه
و من و اون توی یه خونه با هم بودن...
تنها چیزی که زندگی کردن با اون رو
قابل تحمل میکنه
اینه که میدونم هر روز میتونم از این خونه برم بیرون
منم دقیقا همین احساس رو دارم
خدای من خدافظی کردن با تو
بیشک بهترین بخشِ زندگی هر روز منه
با این داخل یه اتاق بودن...
برگشتن به خونه و دیدن دوباره اون، آه لعنتی..
مثل ترکیبی از
ناراحتی و تنفره
از قیافت متنفرم
ـقیافه من؟ ـاز قیافت متنفرم
آه، از قیافه من متنفری؟
آره از قیافت متنفرم
آه، یعنی میگی جذاب نیستم یا...
نه، نه، تو جذابی... میگم، این خیلی جذابه.
فقط چهرته که، ازش متنفرم.
راستش این مثل سرطان میمونه
از نگاه کردن بهت متنفرم شاید بهخاطر چشماته یا...
نه سرطان پوست یا بیضه،
یکی از اون خطرناکهاش
میدونی، مثل سرطان کبد یا لوزالمعده.
به خاطر گونههاته؟ حتی نمیتونم..
ـدقیقا بگم به خاطر چیته؟ ـسرطان روده...
وقتی بهت نگاه میکنم دقیقا همون احساسی رو دارم که
وقتی به سرطان پدر مرحومم فکر میکنم.
دقیقا همون احساس. ـبه خاطر لباته.
ـبه خاطر لباشه. لبای من خیلی هم خوبن.
آره، آره البته که لبهات خوبن.
اونا فوقالعادهند ولی من ازشون بدم میاد.
ازدواج ما از اولشم
ـ اشتباه بود ـدیوونگی بود
منظورم اینه که ما دو تا آدم کاملا متفاوتیم
اولش فکر میکنی که «جنس مخالف جذابه دیگه»
تو گرفتار...
میدونید دیگه چی آدم رو جذب میکنه؟
...هورمون و فرومون و...
قاتلهای زنجیرهای برای قربانیها
...مسمومیت و رابطه جنسیای که قلبت.. رو به تپش میندازه.
آه، خدایا خدای من
حتی فکر کردن به...
اینکه با تو سکس داشتم..
میدونم میدونم
دیدگاه سیاسی ما هم کلاملا متفاوقته.
آره من معتقد به کار و تلاش زیادم
همه به کار و تلاش معتقدند!
آره، اما این...
یه سوسیالیست عقبموندهٔ قدیمیه
اون که مامانمه..
داری درباره مادرم صحبت میکنی.
هیچوقت دیدگاههای من رو نفهمیدی.
من کاملا میانه رواَم
من معتقدم که
تو این کشور نباید کارگرها رو استسمار کرد.
کارگرها. این رو ببینید
تو درباره کارگرها چی میدونی؟
راستش من خودم از خانواده کارگری هستم
تو خانواده کارگری بزرگ شدم
و کارگرها اون چیزی که تو فکر میکنی نیستند
همشون که کارگرای فستفود و بسته بندی
و آوازهخون های اطراف پیانوهای قدیمی نیستند
کارگرها نفرت انگیزند.
تو از مردم متنفری.
از آدمای تنبل متنفرم
ام ماهایی که
جز طبقه متوسط هستیم
ـوای خدای من. اینو ببین. ـنخبههای اهل قلم
بابای من دندونپزشک بود
تلاش میکنید و خودتون رو میکشید بالا درسته؟
این همون کاریه که من کردم
خودم رو کشوندم بالا تلاش کردم و بالا اومدم.
خدای من، اینقدر تند نرو
آره، تو اهل «کیلمارنوک»هستی نه کالیفرونیا
ما فقیر بودیم!
من خودمو کشیدم بالا. اومدم بیرون
اولش فکر کردم، میدونید،
«بامزس، یه پسر محافظه کار»
من محافظه کار نیستم
از وقتی که با هم آشنا شدیم تو تمام انتخاباتها به محافظهکارها رای دادی
به تونی بلر رای دادم
لعنتی، میشه لطفا درباره سیاست حرف نزنیم؟
نگران مامانم هستیم
باید میاوردیمش همینجا
بحث کردن دربارش که فایدهای نداره. داره؟
منظورم اینه که، ما یه تصمیمی گرفتیم
من بحث نمیکنم باشه؟
واقعا بحث نمیکنم
ما یه تصمیمی گرفتیم این رو میدونم
فقط... اون الان تنهاس؟
آرتی کوچولو آرتور آرتور
...یه مادربزرگ که بیشتر نداره
دلم میخواد که کنارش باشه. ضمنا،
آدمی که بشه بچه رو...
دستشون سپرد پیدا نمیشه
پرستار هم داره
اونا که افتضاحاند
افتضاح نیستند خستهاند
درسته پرستار هم میاد،
سه بار در هفته، هر بار ۴۵ دقیقه.
ماکارونی حاضری رو میندازن تو مایکروفر،
کیسه کولوستومی رو عوض میکنن (کیسه ای برای دفع مدفوع پس از جراحی روده)
و میرن میشینن پای تلفن.
فقط یکیشون، یه دختره بود.
بعضیهاشون خیلی خوبن میدونی.
و... به هر حال پول آنچنانی هم نمیگیرن.
از ۷ صبح کار میکنند
تا ۱۰ شب
بین این مریض و اون مریض در حرکتند
و وقتی بین مریضها بیکار هم باشن...
میدونید که پولی بابتش نمیگیرند.
درآمدشون کمتر از حداقل حقوقه.
نمیخوام بیدلیل ازشون انتقاد کنم. باشه؟
میدونم بعضیهاشون فوقالعادهند
اما بعضیهاشون خوب نیستند.
به هر حال هیچکس خانواده آدم نمیشه.
و یه موضوع دیگه اینه که اونها همیشگی نیستند.
این...این مشکلی نداره؟
نمیدونم
میگم اصلا وقتی...
وقتی تو اتوبوس یا جایی هستند ماسک میزنن؟
خیلیها رو دیدم، آدمایی که..
ماسک میزنن. ـاره ـاره
خوب، بهشون میگن که ماسک بزنن.
وقتی سوار مترو و اتوبوس میشن
از کجا معلوم که مبتلا یا ناقل نشن؟
مردم بقیه کشورها ماسک میزنن؟
ما باید ماسک بزنیم؟
ـنمیدونم! ـمنم همین رو میگم!
هیچکس نمیدونه چیکار باید کرد.
هیچی
لعنتی
ما سعی کردیم که بیاریمش خونه، من و خواهرم
جای قشنگیه قشنگه
هر چی که لازمه رو داره
ما نمیخوایم از سرمون بازش کنیم.
میدونی.. رقص صبحگاهی،
دیالیز روزانه،
و اون میدونه که...
نمیخوای از سر خودت بازش کنی.
خوب،آخرین بازی که رفتیم دیدنش گفت:
«شما عوضیها میخواید من رو از سر خودتون باز کنید»
شخصیت عجیبیه
فقط میخوایم ازش مراقبت کنیم
ـاره پر و مادر من که هر دوشون مردن،
خدا رو شکر.
ببین، من...
واقعا متاسفم...
باید باهاش کنار بیایم. کاملا درک میکنم.
و فقط خدا میدونه این وضعیت چقدر طول میکشه.
این وضعیت، همه این اتفاقات، باعث آشفتگیـه.
به نظر میاد که هیچکس نمیدونه چه خبره
انگار که کشتی بدون ناخداست
و همه آدم بزرگا خوابن.
و همه مردم اون بیرون، باور کردنی نیست. باور کردنی نیست
همه مردم چشونه؟
ادامه بده..
بهش فکر نکن، همش رو میفهمی...
ـنه، زودباش. ببین... ـنه مشکلی نیست.
اگه قراره از این مرحله بگذریم، باید...
باید، میدونی.... ـچی؟
باید حرف بزنیم. ـما؟
ـاره فکرکنم. مخالفی؟
از من میخوای که حرف بزنم؟
خوب، آره فکرکنم منظورم اینه که، نباید حرف بزنیم؟
ـخیلیخب. یکمی؟
باشه، خیلیخب، باشه.
خوب،ببین. همین دیروز بود...
درست قبل از اینکه اعلام قرنطینه بشه
رفته بودم سوپرمارکت تسکو
میدونی، همونی که سر نبشـه
اره، همونی که سر نبشـه..
خوب، داخل سوپرمارکت بودم، همینی که سر نبشه،
خودم اونجا بودم و، کاملا خالی بود
انگار که ملخها حمله کردند
اونجا بودم چون میخواستم بادمجون بخرم،
ـکه کار.. کاری کاتسو بادمجون (غذای ژاپنی) ـاره
میخواستم کاری کاتسو بادمجون درست کنم
برای اینکه این تنها غذاییه که آرتی میخوره.
No comments yet. Be the first to leave one.