The Woodsman and the Rain

The Woodsman and the Rain (キツツキと雨)

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

The Woodsman and the Rain 2011 1080p BluRay
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian the woodsman and the rain زیرنویس فارسی سریال

Tags

bluray
Publicado em: 2025-11-11
Downloads: 15
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

ببخشید!

ببخشید!

ببخشید!

ببخشید آقا!

بله؟

ما وسط برداشتیم.

چی؟

داریم برداشت می‌گیریم.

چی؟

خب، ببینید، ما...

...اونجا داریم فیلم می‌سازیم.

خب؟

میشه لطفاً فقط برای یه لحظه سر و صدا رو قطع کنید؟

یه لحظه؟

خب، منظورم بیشتر اینه که...

یه مدت.

بالاخره کدومش؟

فقط یه کم.

قطع کردم.

باشه، من بهتون علامت می‌دم.

قطع شد.

بهش گفتم قطع کنه.

خوبه، همینجوری نگه دارید.

وقتی شروع به فیلم‌برداری کردید، بهم خبر بدید.

متوجه شدم.

میتونم هرس کنم؟

هرس کردن.

میتونم هرس کنم؟

اگه سر و صدا نداره، آره.

داریم می‌گیریم! لطفاً ساکت!

لطفاً ساکت!

چوب‌بر و باران

و اما پیش‌بینی آب و هوای سراسر کشور.

آسمان سراسر ژاپن صاف و کمی ابری خواهد بود.

در مناطق توکای و هوکوریکو می‌توانید انتظار داشته باشید...

...آسمانی آفتابی در طول روز.

حداکثر دما در هوکوریکو به ۱۵ درجه سانتی‌گراد می‌رسد.

و در توکای حدود ۱۸ درجه سانتی‌گراد خواهد بود.

من رفتم سر کار.

بیا، بیا... خوبه.

یه کم نزدیک‌تر... خوبه.

هِی!

چی؟

بارون داره میاد.

چقدر دیگه؟

شاید نیم ساعت.

مارو سان، نگاه کن.

وای، چقدر زود بزرگ شد.

آره، تو یه چشم بهم زدن.

چند سالشه؟

سه سال، یادت نیست؟

کاتسو سان، نگاه کن.

قبلاً دیدمش.

ولی از اون موقع بزرگتر شده.

نگاه کن، می‌بینی؟

بامزه‌ست، نه؟

بامزه‌ترین چیز دنیا.

تا وقتی که کوچیکه ازش لذت ببر.

خوبی؟

می‌خوای؟

اوه، ممنون.

خوشمزه‌ست.

ممنونم.

کاتسو سان.

نه، ممنون.

چرا نه؟

نمی‌تونم شیرینی بخورم.

دکترش بهش گفته نمی‌تونه.

واقعاً؟

قند خونم خیلی بالاست یا یه همچین چیزی.

خوبه، نه؟

آره، شیرینیش اندازه‌ست.

با شاه‌بلوط‌های درجه یک.

واقعاً؟

اوه، داره بارون میاد؟

هِی!

هِی، چیه؟

هِی!

هِی!

ای تنبل.

کار نداری؟

هنوز دارم می‌گردم.

بازم که ول می‌کنی.

آخ.

هِی، خوبی؟

بذار ببینم.

برای بیست و ششم هیچ برنامه‌ای نچین.

دومین سالگرد فوت مامان!

آماده، هول بده.

آماده، هول بده.

آماده، هول بده.

دستتون درد نکنه.

آماده، هول بده.

ممنونیم.

اوه نه، قابلی نداشت.

در هر صورت سر راهم بود.

امیدوارم اون منطقه قشنگ و کوهستانی باشه.

کل این منطقه همینطوره.

همونی بود که می‌خواستید، نه؟

درسته.

دیروز بارون زد، رودخونه‌ای که می‌خواستیم توش فیلم بگیریم خراب شد.

کجا؟

ام... اون کنار زیارتگاه بزرگه.

آها، شیرائیشی؟ اون رودخونه به درد نمی‌خوره.

چی؟

حالا که درختا نیستن، آبش بالا میاد.

من بهشون هشدار داده بودم اون درختا رو قطع نکنن.

ولی رودخونه ابیساوا باید خوب باشه.

اینجا از همه قشنگ‌تره.

امیدوارم واسه ده نفر که می‌خوان آب‌بازی کنن، اندازه باشه.

نباید مشکلی باشه.

درست بود؟

درست بود.

ببخشید.

یه خرچنگ.

آبش هم خوش‌طعمه.

رودخونه دیگه ای اینجا نداریم؟

این اندازه نیست.

فقط اون ده نفر رو یه صف کنید.

باید پخش بشن.

اینجا از همه قشنگ‌تره.

لازم نیست قشنگ باشه.

ده نفر هم جا میشن، مشکلی نیست.

هتل عشق اشراف‌زاده‌های عاشق‌پیشه

رودخونه میزوجوچی؟ وایسا، بذار بنویسم.

ای وای، خودکارم افتاد.

لعنتی، پیداش نمی‌کنم.

تو چکاره‌ای؟

نباید کمکش کنی؟

ولی، خب...

تو خیلی از اون جوون‌تری.

آره، ولی امم...

ببخشید. من ازت معذرت‌خواهی نمی‌خوام.

یالا، تکون بخور.

تکون بخورم؟

یه کاری بکن دیگه!

بله، ببخشید.

باشه، صبر کن.

داری چیکار می‌کنی؟

آره، آره، فهمیدم.

فهمیدم.

ممکنه ما رو به این رودخونه میزوجوچی ببرید؟

ببخشید، من واقعاً باید برم.

این حرفا رو به من نگو.

نمی‌تونی ما رو همینجا ول کنی بری.

یکم دوره.

ممنون!

اونور کوهه.

مشکلی نیست.

خودکارت.

کاتسو سان؟

کاتسو سان؟

لعنتی، پیاده؟

همینقدر خوبه؟

آره.

کاتسو سان، پس چطور بیایم اینجا؟

شما همین الان انجامش دادین.

نه، با ماشین!

یه کاری برام پیش اومده.

تا بعد از ساعت ۹ صبح نمی‌رسم.

بدون من شروع کنید.

همین الان؟ من الان تو مغازه یوشیو هستم، دارم از تلفن اون استفاده می‌کنم.

راستی، اصلاً کی تو این فیلم بازی می‌کنه؟

خب...

یالا، کی توشه؟ فقط بگو.

یوشیو.

خودتو ضایع نکن.

چرا تو داری بهشون کمک می‌کنی؟

من کمکشون نمی‌کنم.

مگه خیلی فیلم‌باز هستی؟

اصلاً.

و فکر می‌کنی می‌تونی کمکشون کنی؟

گفتم که نیستم!

آها، اونا اومدن.

اومدن.

ببین، یه ماشین گم شده.

هان؟

خب، ممکنه این گروه رو تا رودخونه برسونید...

و بعدش برگردین اینجا؟

این واقعاً آخرین باره.

خواهش می‌کنم.

این یارو چی؟ اون که می‌دونه، بذار اون انجام بده.

ولی...

اون که هیچ کاری نکرده!

ولی...

هی، پسر.

از پسش برمیای، نه؟

اونا رو تا رودخونه ببر.

ببخشید.

واقعاً باید اخراجش کنید.

اون کیه؟ تو کادره!

آقا، شما اونجا!

سر راهی!

اون طرف! میشه بری کنار؟

اون طرف! آره، فقط برو!

عجله کن، برو بیرون! بالای تپه!

گفتم عقب، احمق! نمی‌فهمی؟ عقب!

هی!

نمی‌فهمی.

لعنتی، تسوبوی! می‌خوای بمیری؟

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left