D.C. Sniper: 23 Days of Fear

D.C. Sniper: 23 Days of Fear

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

28305 1757352449 D C Sniper 23 Days of Fear 2003 DVDRip
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian d.c. sniper: 23 days of fear 2003 زیرنویس فارسی سریال

Tags

dvd
Publicado em: 2025-12-04
Downloads: 16
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

گرچه این فیلم بر اساس وقایع واقعی ساخته شده، بعضی شخصیت‌ها و صحنه‌ها ساختگی هستند.

۲۱ سپتامبر ۲۰۰۲

خشک شو!

مونتگمری، آلاباما

اونجاست! اونجاست!

کجایی پسر؟ زود باش، پسرم.

گفتم خشک شو!

دو هفته بعد

۳ اکتبر ۲۰۰۲

صبح بخیر، و این هم سرتیتر خبرهای مهم امروز ما از سراسر جهان...

جیمز کِلی، معاون وزیر امور خارجه، به گفتگوهای خود در کره ادامه می‌دهد...

این بار با مقامات کره شمالی.

این اولین مأموریت یک مقام ارشد آمریکایی به این کشور است...

از زمان دولت کلینتون.

به خبرهای اقتصادی می‌پردازیم... رونق بازار سهام...

ممکن است اعتماد سرمایه‌گذاران را افزایش دهد، اما آیا اتهامات کیفری بیشتری...

در راه مدیران انرون است؟

مونتگمری کانتی، مریلند. در اخبار محلی، پلیس مونتگمری کانتی در حال بررسی است...

تیراندازی شب گذشته در یک مرکز خرید ویتون...

روز اول

زود باش سندی. باید بریم. - بیدارم. بیدارم.

دیشب کی رفتی تو تخت؟

نمی‌دونم. حدودای دو.

باید بیشتر بخوابی، چارلز.

رئیس پلیس مونتگمری کانتی، چارلز موس. دیشب تو ویتون یه قتل داشتیم.

به جیکوبز گفتم خبر بده.

یه درگیری خانوادگی؟ - نمی‌دونیم.

این چطور آب و هوای ما رو تحت تأثیر قرار میده؟

همه رو بعد از بررسی وضعیت ترافیک صبح پنجشنبه، در پیش‌بینی آب و هوا خواهیم گفت.

ترافیک سنگینی در راه ها داریم، مخصوصاً اگه در Outer Loop باشید...

در حال ترک I-95 کالج پارک به سمت سیلور اسپرینگ.

کمربندی خروجی آکسون هیل قفل شده...

چون همه به سمت پل ویلسون می‌رن.

ستوان جیکوبز چیزی داشت که ساعت ۲ صبح باید بهت می‌گفت...

که نمی‌تونست ساعت ۸ صبح بگه؟

باید تو رو ببرم فرودگاه، یه سر برم ستاد...

برم مراسم تشییع افسر مورفی، بعدش دوباره برگردم فرودگاه برای پروازم.

می‌دونی، ممکنه کلاً جیکوبز رو نبینم.

پل چساپیک و ترافیک کند زیادی مونده...

اما در ۹۵ و ۳۹۵ بین اسپرینگفیلد و بریج استریت.

اگه دارید می‌رید سر کار، امروز صبح وقت و حوصله زیادی داشته باشید.

وضعیت در حال حاضر اینطوره، جیم. برمی‌گردیم به شما.

ممنون، کریستین. در خاورمیانه...

می‌دونی از وقتی اومدیم اینجا، تو حتی یک...

حتی یک افسر رو هم تو حین خدمت از دست ندادی؟

آره، این تنها چیزیه که دلم برای پورتلند تنگ نمی‌شه.

آره.

سالنامه می‌گه که بالاترین دمای ثبت شده در مونتگمری کانتی...

برای ۳ اکتبر خیلی وقت پیش، یعنی سال ۱۹۵۴ بوده.

پس چقدر گرم می‌تونه بشه؟

وایت فلینت، مریلند

هی. آره. آره. - آره.

صبح بخیر، رئیس.

صبح بخیر، آقا. بعداً باهاتون تماس می‌گیرم.

یادداشت‌های صحبتتون رو تایپ کردم، با چندتا پُست‌ایت برای جاهایی که ناخوانا بودن.

نگران نباش، سیلویا. زبان خودمونی من مردم رو شیفته خودم می‌کنه.

آره. پاولسون.

پاولسون. - بله قربان.

می‌خواین درباره امتحان گروهبانی صحبت کنیم؟

آه، نه. می‌تونه صبر کنه، رئیس. یعنی...

پنج دقیقه وقت داری. بیا تو اتاقم.

یه مرد باید محدودیت‌هاش رو بدونه.

نمی‌گم امتحان نده. می‌گم به خودت...

رئیس، یه مشکل داریم.

اسپن هیل، مریلند

داگ دانکن، مدیر اجرایی مونتگمری کانتی

صبح بخیر، شهردار دانکن. - صبح بخیر.

اتوبوس رو از دست می‌دی. - چی؟

اتوبوس رو از دست می‌دی. - اشکال نداره. با دوچرخه می‌رم.

تند برو. - شیر، عزیزم.

خب شاید کلاس اول رو از دست بدم. مهم نیست.

باشه؟ - بوس.

ساندویچ؟ ممنون. - گوشی؟

زود باش، جک.

اینجاست. اینجاست. - ممنون.

بعداً می‌بینمت. - جلوی تلویزیونی؟

روشنه؟ می‌بینیش؟

شاهدها میگن یه گلوله شنیدن.

یه شلیک از یه تفنگ یا هفت‌تیر. - آره، می‌بینمش.

یه تیراندازی دیشب. دومی هم امروز صبح زود.

من سر صحنه سومی هستم. نمی‌دونم چه خبره.

توسط امدادگرها مرده اعلام شد. - آره، مرکز شهر می‌بینمت.

اسم اون هنوز اعلام نشده.

دوباره می‌گیم، اگه تازه به ما پیوستید...

تیراندازی در یک پمپ بنزین محلی موبیل در راکویل رخ داده است.

بله، داگ دانکن هستم. باید با فرماندار صحبت کنم.

سیلور اسپرینگ، مریلند

سه شاهد یه شلیک شنیدن.

فقط یک شلیک بود.

یکی می‌گه یه کامیون سفید باربری رو دیده که از صحنه فرار می‌کرده، راننده‌ش هم مرد سفیدپوست بوده.

مرده داشت تاکسیش رو سوخت‌گیری می‌کرد.

باشه. این کاریه که باید بکنیم.

هر پلیسی در خیابون باید جلیقه بپوشه. اجباریه!

می‌خوام کالبدشکافی بدن‌ها... ویتون، وایت فلینت، اسپن هیل...

همین امروز صبح انجام بشه.

می‌خوام یه افسر خودش گلوله‌ها رو ببره...

از پزشکی قانونی به آزمایشگاه بالستیک.

نتایج رو امروز از آزمایشگاه بالستیک می‌خوام!

رئیس، یه مورد دیگه داریم! اداره پست سیلور اسپرینگ. این میشه سه تا.

چهار! چهار تا، اگه دیشب رو هم حساب کنی. - لعنتی!

ویتون، وایت فلینت، آسپن هیل، سیلور اسپرینگ.

چه ساعتی، فاستر؟ - چی؟

تیراندازی سیلور اسپرینگ. چه ساعتی بود؟ - نمی‌دونم. پنج دقیقه پیش.

پس میشه ۸:۳۷. و این یارو اینجا چطور؟

۸:۱۲. - بیست و پنج دقیقه.

ببین، همین الان به هلیکوپتر پلیس ایالت بالای آزادراه نیاز داریم.

باید برای اون کامیونت هشدار سراسری بدیم!

رئیس؟ - داره از کمربندی استفاده می‌کنه.

بذار رو AM، جان.

فروش فوق‌العاده تا دو روز ادامه خواهد داشت...

پس نمی‌خواهید این فرصت رو از دست بدید.

بزن اون دکمه دیگه رو. - کاهش بی‌سابقه قیمت‌ها در همه بخش‌ها.

ضبط‌کننده صدای کابین خلبان دیروز پیدا شد... - دوباره عوضش کن.

اگر تازه به ما پیوستید، شاهد یک سری تیراندازی بودیم.

در حال حاضر مطمئن نیستیم که این‌ها به هم مرتبط هستند یا نه.

اینقدر خودتو نخور، پسرم. - امروز صبح ساعت ۷:۴۰.

پلیس هنوز در حال بررسی صحنه‌های جرمه و ما انتظار داریم...

کنسینگتون، مریلند

ما الان بیرون مقر فرماندهی پلیس شهرستان مونتگومری هستیم...

در راکویل، مریلند...

فقط چند لحظه بیرون واشینگتن دی.سی. و منتظر اخبار جدیدی در مورد این قتل‌ها.

مدیر اجرایی شهرستان داگ دانکن و رئیس چارلز موس...

قرار است تا چند لحظه دیگر بیانیه‌ای صادر کنند.

۱۵۰ نیروی پلیس ایالتی میارم که کمبودها رو جبران کنن. دویست نفر هم فردا.

فرماندار گلندنینگ اعتبارات اضطراری رو اختصاص داده. نگران اضافه کاری نباشید.

قرار هم نبود باشم.

با چی طرفیم؟ جرایم ناشی از نفرت؟

یارو یه مردم‌گریز حسابییه. - منظورت چیه؟

زن و مرد، اقلیت و سفیدپوست رو می‌کشه. از همه متنفره.

چارلز، حرف از تروریسم نمی‌زنیم که؟

نمی‌خوام الکی اعلام خطر تروریسم کنم اگه فقط یه عوضی با یه دوربین تفنگ باشه.

یه کمی وحشت ممکنه مردم رو محتاط کنه. شاید جون چند نفر رو نجات بده.

چیزی به اسم یه کمی وحشت وجود نداره. دیگه نه.

رئیس عصبی به نظر میاد. - می‌تونی سرزنشش کنی؟

کل کشور داره نگاه می‌کنه.

چیزی شبیه این هیچ‌وقت تو شهرستان مونتگومری اتفاق نیفتاده بود.

میزان قتل در اینجا همین الان افزایش پیدا کرد...

در یک روز ۲۵ درصد.

به مردم منطقه کلان‌شهر دی.سی...

توصیه می‌شود هوشیار و مراقب باشید.

هیچ الگوی مشخصی در مورد افراد هدف قرار گرفته وجود نداره.

در حال حاضر قادر به تضمین امنیت هیچ‌کس نیستیم...

در این لحظه نیستیم.

رئیس، آیا ارتباطی با تروریسم رو بررسی می‌کنید؟

آقا، ما یک جامعه بزرگ...

حومه شهری هستیم، مجاور پایتخت کشورمون.

در حال حاضر هیچ فرضیه‌ای رو رد نمی‌کنیم.

رئیس، آیا با یک جور حرفه‌ای طرفیم؟ یه تک‌تیرانداز آموزش‌دیده؟

ما با کسی طرفیم که تا الان...

در کاری که تلاش می‌کنه انجام بده، بسیار دقیق بوده.

ممنونم.

بچه‌ها! شام!

این سلسله قتل‌ها دیشب در مریلند آغاز شد...

و امروز با چهار مورد مرگ بر اثر تیراندازی دیگر ادامه یافت.

پلیس یک عملیات جستجوی گسترده در سراسر ایالت آغاز کرده است.

دیشب قربانی یک مرد ۵۵ ساله بود که در یک بازار محلی به ضرب گلوله کشته شد.

امروز صبح ساعت ۸:۰۰، مردی دیگر در حین چمن‌زنی هدف گلوله قرار گرفت.

مدت کوتاهی بعد، یک راننده تاکسی در حین بنزین زدن تاکسی‌اش در یک پمپ بنزین راکویل کشته شد.

سپس زنی که در اداره پست نشسته بود...

و سپس زن دیگری که در حال تمیز کردن ماشینش بود به ضرب گلوله کشته شد.

پلیس از عموم مردم درخواست کرده تا هوشیار و مراقب باشند.

به نظر می‌رسد فقط یک نقطه مشترک در این تیراندازی‌ها وجود داره...

هر قربانی در حال انجام کارهایی بود که هر یک از ما هر روز انجام می‌دهیم.

عصر بخیر. - هی. حالتون چطوره؟

خوبم، خوبم، خوبم. داشتم فکر می‌کردم اگه بتونیم یه... یه کمد بگیریم.

این عضویت خانوادگی میشه؟

حتما. ماهانه‌ هم دارید؟

اوهوم. - باشه، خوبه.

این پسر شماست؟ - بله.

اسمت چیه، عزیزم؟ - می‌تونی بهش بگی.

اسم من جان هست، خانم، درست مثل پدرم.

لهجه جزیره‌ای‌ات کو؟

مادرش جامائیکاییه. - اوه.

خون من کاملاً آمریکاییه.

اوه، چرا نمیای اینجا؟ ازت عکس بگیرم.

بیا. همونجا وایسا.

اوه، بیا دیگه عزیزم. یه لبخند بزن برای دوربین.

عکس منو می‌خوای؟ - حتماً.

خب، چرا یکی از اون لبخندات رو به من نمیدی؟

باشه.

باشه، بذار چند تا چیز رو باهات در میون بذارم. - باشه، باشه، باشه.

یادتون میاد که اون کامیونت رو قبل یا بعد از اعلام رئیس موس دیدید؟

متاسفم، اما رئیس مصاحبه‌ای انجام نمی‌ده.

تمام سوالات رو می‌تونید از طریق دفتر اطلاعات عمومی ما پیگیری کنید.

تا یک ساعت دیگه بهتر می‌دونم. ممنونم.

دفترم داره تلفن دریافت می‌کنه.

مردم ترسیده سوالاتی می‌پرسن که نمی‌تونم جواب بدم.

چی می‌خوان بدونن؟ - می‌خوان بدونن چطور امن باشن.

درباره برقراری مقررات منع رفت و آمد سوال می‌پرسن.

شب کشتن. روز هم کشتن.

نمی‌تونیم از یک میلیون نفر بخواهیم تو خونه پنهان بشن.

باید این رو تعریف کنیم، چارلز.

رئیس، سندی رو دارم.

باید براش یه اسم بذاریم. - اسمی براش وجود نداره.

سندی؟ - سلام عزیزم. من برگشتم. خونه‌ام.

خوبی؟ - آره، آره.

هرچه زودتر خودم رو می‌رسونم. - باشه.

رئیس! مامور ویژه ترمین از اِف.بی.آی.

دفتر بالتیمور.

رئیس، اگه راه رو برای فدرال‌ها باز کنیم، اونا ازمون می‌خوان کنار بریم.

D.C. Sniper: 23 Days of Fear subtitles in other languages

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left