A Woman of Substance

A Woman of Substance

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 1

Informações de lançamento

A Woman of Substance S01E06 Episode 6 1080p ALL4 WEB-DL AAC2 0 H 264-FFG
Um comentário por warez
Translated subtitle from English to Persian فصل 1 قسمت 6 A Woman of Substance 2026 زیرنویس فارسی سریال

Tags

webdl
Publicado em: 2026-03-28
Downloads: 41
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

صدای بوق ممتد مانیتور قلب

و البته ماه آینده در رم خواهم بود

بنابراین مشتاقانه منتظر بررسی نظرات شما هستم

درباره‌ی پیشنهادهایم، به صورت حضوری

در این فاصله، دستیارم

قرارهای هفته‌ی آینده‌ام را تنظیم خواهد کرد

چون سفر کاری‌ام تنها

حداکثر سه روز دیگر طول خواهد کشید

دکترها می‌گویند حداقل یک هفته

هیچ‌کس نباید بویی ببرد، جری

هرگونه ضعفی فقط به نفع آن‌هاست

من فقط در سفر کاری خواهم بود

حداکثر تا سه روز دیگر

و همین‌طور

تماسی داشتیم جری؟

صدها تماس. «سایتکس» شب و روز با تلفن امانم را بریده

و همین‌طور... نه، نه، منظورم تماس‌های کاری نیست

تماس‌های خانواده

نگذاشتم کسی بفهمد بیمارید، خانم هارت

طبق دستور شما

البته

هر دومان می‌دانیم کسی هست که دلش می‌خواست باخبر شود

اگر پائولا می‌فهمید مریض هستید، از نگرانی از پا در می‌آمد

پخش موسیقی دیسکو

می‌خندند

حالت چطوره؟... بهترم

البته که دلتنگش هستم

اما حالم از قبل بهتر است

بهتر از اون حسِ «چطور جرئت کرد اون غلط رو بکنه؟!»

ولی واقعاً، چطور جرئت کرد؟

که برای من تعیین تکلیف کند عاشق چه کسی باشم

و بعد هم خیلی راحت برود پی یک سفر مرموز

واقعاً بدجوری عصبانیم می‌کند

کسانی که دوستشان داریم، همین‌طورند

دوستت دارم

جیم فیرلی

سعی کردم دیگر این‌طور نباشد

اما فکر نمی‌کنم به این سادگی‌ها باشد

برو خانه جری

و به آن دوست‌پسرت هم بگو وقتی نمایشش شروع شد

صندلی‌های ردیف اول را می‌خواهم

خانم هارت، ممکن است این یک نشانه باشد؟

برای شرکت در کلاس‌های ورزشی؟

برای اینکه کمی آرام‌تر پیش بروید

به تعطیلات بروید، یک بار یا دو بار

کمی استراحت کنید

قبلاً همدیگر را دیده‌ایم؟

من اِما هارت هستم

گروه موسیقی آهنگ «پادشاه خوب ونسسلاس» را می‌نوازد

ممنونم. اوه، کریسمس مبارک

سلام

از دیدن دوباره‌تان خوشحالم

آقای کالینسکی، راحت‌الحلقوم چیزی باقی مانده؟

اوه، فکر نمی‌کنم. خیلی رویش هجوم آورده بودند

از تمام آن خانه‌های بزرگ بالای تپه

باورتان نمی‌شود چقدر طرفدار داشت

خانه‌دارهای اعیانی هر کدام دو جعبه برده‌اند

اما فکر می‌کنید بتوانیم یکی برای خانم ایستون پیدا کنیم؟

بله

موفق شدیم

خب، پس بهتر است هر دو را بردارم

اوه، و بد نیست یک کنسرو گوشت هم اضافه کنید

و فکر می‌کنم یک شیشه دیگر سس سیب

متشکرم. خواهش می‌کنم

عصر بخیر. صدای زنگ در مغازه

اِما. شب کریسمس است

فکر کنم جوراب‌هایی هستند که باید آویزان شوند

و درخت‌هایی که باید تزئین شوند

اوه، به ادوینا بگو یک موش شکریِ اضافی

توی سبدتان گذاشته‌ام که فقط مال خودش باشد و با کسی تقسیمش نکند

من می‌توانم مغازه را ببندم. شما راه بیفتید

متشکرم

اوه، یک هدف پنهانی هم دارم

قصد دارم کمی پنیر بدزدم

هر چقدر که می‌توانید بردارید

جدی می‌گویم. می‌دانم خانواده‌تان احتمالا

چون حانوکا تمام شده، جشن‌شان را تمام کرده‌اند

اما خوشحال می‌شویم فردا شما و فلورا به ما بپیوندید

جو شاکی شده که از بس غذا هست، روی کابینت‌های آشپزخانه پیدا نیست

فرانکِ ما نمی‌تواند بیاید

حسابی مشغول درس خواندن برای امتحاناتش است

و مَک هم خدا می‌داند ماه‌هاست کجاست

مک همیشه توی هر شهری، یک دختر مرموز یا یک مهمانی زیر سر دارد

عمدتاً هر دو

پس نه، کسی نمی‌آید

یعنی برای هر دوی شما کلی جا هست

اِما، من

در این چند سال گذشته، از کمک کردن در اینجا خوشحال بوده‌ام

اما

نمی‌توانم فقط وانمود کنم که یک دوستِ صمیمی خانوادگی هستم

نمی‌توانم

کریسمس مبارک، دیوید

صدای زنگ در مغازه

فکر کنم رسیدند

من فقط... نمی‌خواستم

متاسفم. من می‌روم. نه، نرو

اولیویا... لطفاً

بمان

من زیاد به اینجا نمی‌آیم

کاملاً درک می‌کنم که گاهی چقدر می‌تواند مفید باشد که

همم

او همه‌جا هست

این معجون‌های نکبتی‌اش

همیشه مرموز. همم

این هفته واقعاً سخت است، مخصوصاً

عاشق کریسمس بود. بله

اوه، نه. ببخشید. اِ

بنشین

اشکالی ندارد. بنشین

روی هر دیواری، تصویرهای مختلفی از او هست

عاشق این کار بود

من اکثر روزها حتی تحمل یک آینه را هم ندارم

با این حال، لحظه به لحظه زیباتر می‌شوی

ما باید، اِ

حتماً برایشان سوال شده که کجاییم

باید برویم

نواختنِ دست‌وپاشکسته‌ی آهنگ «پادشاه خوب ونسسلاس» با پیانو

خوش آمدید. بالاخره آمدید

خیلی وقت بود که به ما سر نزده بودید

عمه اولیویا

اوه، اولیویا عاشق گوشواره‌هایت شدم. ممنونم

کریسمس مبارک. تو اینجایی

خوبه

فقط من مانده‌ام و این زوج‌های خوشبخت

شنیده‌ام اوضاع «استاندارد» عالی است

چیزی جز گزارش‌های خوب به گوشم نرسیده

هفته‌ی سختی بود، نه؟

در خط مقدم اخبار جهان؟

«شادیِ جشن در بازارچه‌ی کریسمس آرملی.»

همین‌هاست که فروش می‌رود

خب، خوشحالم بالاخره یک نفر فهمید چی فروش می‌رود

آن روزنامه‌ی لعنتی سال‌ها برایمان مایه ضرر بود

اما تو به سوددهی رساندیش

فکر می‌کردم قرار بر این است که وقتی روزنامه را تحویل گرفتی

چیزی جز روزنامه‌نگاریِ جدی و کوبنده نباشد

سرمقاله‌های تند و تیزم را

درباره‌ی بودجه دفاعی آلمان، برای ماه ژانویه نگه داشته‌ام

وقت شام است. شاید کمی نوشیدنی؟

بله، لطفاً. چندتایی نوشیدنی

اوه، و بعدش هم یک مدل بازیِ دورهمی

عمه اولیویا، پدر دلش می‌خواهد یک بازیِ شاد راه بیندازیم

نظرت چیست؟

بازیِ «خانواده‌های خوشبخت»؟ «آدم‌کشِ چشمک‌زن»؟

جرالد

ولش کن

من دارم می‌روم بیرون

شب کریسمس است

کازینو هیچ‌وقت تعطیل نمی‌شود؟

گوش کن

پول نقد همراهت داری؟

نه آنقدری که تو به باد بدهی

فکر می‌کردم اوضاع کارخانه دوباره روبه‌راه شده

از وقتی مادر

حسِ زیرِ آب بودن بهت دست نداده؟

چرا

داری خودت را توی دردسر می‌اندازی؟

خدای من

ادوین، بهره‌ای که این نزول‌خورها می‌گیرند

واقعاً تبهکارند

اسم خودشان را گذاشته‌اند «همیلتون اِکوئی‌تبل»

حالا هم با درخواست بازپرداخت، تهدیدم می‌کنند

و پدر نباید بفهمد اما من

رسماً بهشان قول داده‌ام که فرزند اولم را بهشان بدهم

تا روز «باکسینگ دی»

اما امشب یک موردِ قطعی دارم

می‌توانم تمامش و حتی بیشتر را برگردانم

باشه؟ خواهش می‌کنم. همم؟

آن روزنامه واقعاً یک موفقیت مالی بزرگ است. نه؟

خواهش می‌کنم

در باز می‌شود

در بسته می‌شود

کودک زیر لب حرف می‌زند

ادوینا جیغِ شادی می‌کشد

خنده

ادوینا ریز می‌خندد

بابا، این خوشگل رو نگاه کن

واقعاً زیباست

خب. این یکی را کجا بگذاریم؟

آنجا؟ یا

بالاتر؟ بالاتر! بالاتر

بالاتر! تو می‌گی بالاتر

خب، این را ببین. خدای من

بالاخره آمدی

حتماً خیلی خسته‌ای

خب، دخترِ عزیزِ من کجاست؟

نه، پایین نه، نه

بذار... بذار یکی دیگه برداریم. اوه، تو

تو جوراب‌ها را آویزان کرده‌ای

خب، ادوینا می‌خواست قبل از اینکه

برادر کوچکش بخوابد، آویزانشان کند

البته

و خیلی هم سخت تلاش کرد

درست مثل مامانش

خب، درخت خیلی قشنگ شده

سلیقه‌ات عالیه عزیزم

اما اینجا یک جای خالی هست، ببین

اگه فقط این گوی رو جابه‌جا کنیم

بذاریمش این طرف... نه، دلم می‌خواد اونجا باشه. نه

ما بهترین جا رو براش پیدا کرده بودیم

مگه نه عزیزم؟ دخترِ باهوش

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left