As primeiras 200 linhas.
زیــرنـویـس اخـتـصاصـی نــــئــوتــرن NEUETERN
مـا را در شـبـکههای اجـتـماعی دنـبال کـنید یــــوتــــوب، ایــــنــسـتــاگرام و تـــــلگـرام NEUETERN
«ذهنهای شرور»
میگن نسل من دلسرد و خستهست
توی دورهای بزرگ شدیم که هیچ ایمانی به خدا، دولت، مردم و هیچچیز دیگهای وجود نداره
همیشه دوست داشتم فکر کنم خودم آدم خوشبینتری هستم
ولی باید اعتراف کنم، وقتی تو همچین موقعیتی گیر میافتی فقط یه پیام تو ذهنت جرقه میزنه
مثل یه تابلوی نئونی قرمز و روشن و سوزان
به هیچکس اعتماد نکن
"فلشبک به گذشته" یک روز قبل
دارم میمیرم اینجا میشه شروع کنیم؟
آمادهای؟
دوربین عاشق این پسرهست
لطفاً اسمتون رو بگید
هولدن پرایس
و موافقی که این مصاحبه ضبط بشه؟
بله
خیلی خب پس
ادامه بده
شاید این دفعه بتونی سعی کنی راستش رو بگی
بهار پارسال از هاروارد فارغالتحصیل شدم
اونجا هیچ فامیلی نداشتم
مادرم سال قبلش فوت کرده بود
و پدرم...
خب، حدس میزنم توقع زیادی داشتم
منظورم رو بد برداشت نکنید
همیشه خوب خرجم رو میداد
حتی بعد از اینکه اون و مادرم از هم جدا شدن
تو ۱۱ سال گذشته، مطمئن میشد که به بهترین مدارس خصوصی برم که وارد هاروارد بشم
و پول داشته باشم که تو تعطیلات تابستون سفر کنم
وقتی پای پول وسط بود هیچوقت کم نمیذاشت
ولی وقتی پای چیزایی که واقعاً مهم بودن وسط میاومد
داستان فرق میکرد
بیشتر از دو سال بود که همدیگه رو ندیده بودیم
تا اینکه یهویی زنگ زد و گفت: «بیا شیکاگو»
بعد از یه سال سفر تو اروپا جایی رو نداشتم برم
پس گفتم به درک
فکر کردم شاید این دفعه...
چیزی بیشتر از یه چک نصیبم بشه
میگن فارغالتحصیلی قراره قدمی به سمت آینده باشه
ولی تا وقتی با گذشتهم کنار نمیاومدم، نمیتونستم جلو برم
هولدن
مادلین
نصف جونم کردی
بیا اینجا. بیا اینجا بغلم کن پسر
پسر بدی شدی
نمیای بهمون سر بزنی چته تو پسر؟
دیگه دوستمون نداری؟
داشتم دنیا رو میدیدم تا جوونم یه کم سفر کردم
آره ارواح عمت، الان خیلی پیری
دلم برات خیلی تنگ شده بود
منم از دیدنت خیلی خوشحالم
خب، کجاست؟
طبقه بالا
یه سورپرایز بزرگ داره ولی گفت حق ندارم بگم
بهتره بین پدر و پسر باشه
برو
برو
واقعاً خوشحالم که اینجایی
منم همینطور
یه کم دیگه میبینمت
میسون؟
خب، این سورپرایز بزرگ چیه؟
میسون؟
بابا؟
امم، ببخشید
در رو پشت سرت ببند
آره. آره، ببخشید
هی
حرومزادهی کوچولو
اوه، نگاش کن
اوه پسر
حتماً دارم پیر میشم چون تو دیگه کاملاً بزرگ شدی
اینا چیه؟ نایکی؟
میخوای سکتهم بدی؟
فقط یه جفت کتونیه
خب اگه فقط کتونیه دفعه بعد مال منو بپوش
خیلی خب، باشه
خب، تو اروپا خوش گذشت؟
آره، عالی بود
ببین، متأسفم که نتونستم بیام جشن فارغالتحصیلیت
اتحادیه دمار از روزگارم درآورده بود هنوزم درمیاره
همهش سر این قضیه تولید خارج از کشوره
بیخیال این قضیه که همیشه بوده...
آره
صبر کن. صبر کن. صبر کن
عزیزم؟
عزیزم، لباست مناسبه؟
بیا اینجا
لانا، میخوام پسرم هولدن رو ببینی
سلام
سلام
نظرت چیه؟
بامزهست
خب، چند وقته با هم دوستید؟
دوستی چیه بابا ما زن و شوهریم
هولدن، به مامان جدیدت سلام کن
سلام پسرم
چرا بهم نگفتی؟
چی رو؟ لانا؟
آره
میخواستم سورپرایزت کنم تا قیافهت رو ببینم
و ارزشش رو داشت
میخوای؟
نه، ممنون
این بهترین جنس روی کره زمینه
روزی یدونه از اینا بزنم تا ۱۰۰ سالگی عمر میکنم
چی شده؟
واسه پیرمردت خوشحال نیستی؟
چرا، فقط یکم شوکه شدم
آره
تا حالا جزایر یونان رفتی؟
آره. من و دوستدختر سابقم یک بار رفتیم
جای رمانتیکیه، نه؟
آره، خیلی
ما تو میکونوس تو یه ساحل خلوت بودیم شنهای سفید، غروبهای طلایی
چیکار میتونستم بکنم؟
بدجور عاشق شدم
تازه، سالها بود همچین سکسی نداشتم
کلی عکس عروسی گرفتیم نشونت میدم
جوری که انگار تو هم اونجا بودی
خیلی شلوغ بود
هر چی محلی و توریست تو جزیره بود اومده بودن
واقعاً؟
و حالا باید آماده بشیم
داریم میریم یه مراسم خیریه که من میزبانشم تو دفتر مرکزی جدید شرکتم
میخوان یه بخش از موزه رو به اسم من کنن
به اندازه کافی پول خرج کنی هر چیزی رو به اسمت میکنن
به هر حال...
خوشحالم که اینجایی پسرم
منم همینطور
ممنونم. ممنونم
ببینید، این مردیه که منو راضی کرد همه پولم رو بدم به یه موزه
اوه، نه، نه، نه همسرتون این کار رو کرد
من فقط قانعش کردم کمکم کنه
آخ، از همه طرف دارن بهم حمله میکنن
هولدن، با هری دوپری آشنا شو وکیلم
بهترین وکیل جنایی لعنتی توی شیکاگو
پس، پس، پس این همون بچه هارواردیه
درسته
خیلی بهتر از اون دانشگاه درجه دوییایه که تو رفتی
من به یِیل نمیگم «درجه دو»
آره، ولی هاروارد هاروارده
خوشحالم که تونستی تو شب بزرگ پدرت به ما ملحق بشی
آره، منم همینطور
راستی یادم اومد به کمکت نیاز دارم
باید سخاوت مهمونها رو تحریک کنیم
عزیزم، چرا هولدن رو نمیگردونی؟
باشه. عاشق اینم که یه کم رابطه مادر پسری بسازیم
این چیزیه که دوست دارم ببینم یه خانواده بزرگ و خوشحال
اوه، شامپاین
ممنون
پول دست کیه؟
تقریباً همه من فقط بهترینها رو آوردم
حالا، صبر کن
میدونی، خوشتیپی پدرت رو به ارث بردی
تو کالج دل کی رو شکستی؟
استیسی
ولی اون حدود یه هفته قبل از فارغالتحصیلی دل منو شکست
استیسی احمق بود
اینه سزای کسی که با یه دانشجوی تئاتر دوست میشه
ببین، واقعاً، واقعاً متأسفم که اونجوری پریدم وسط خلوتتون
هیس. اون راز ما میمونه
بودنت اینجا قراره خیلی خوب باشه
خیلی خسته شدم از وقت گذروندن با دوستای میسون
خیلی کسلکنندهن، نه؟
زیاد از من خوششون نمیاد فکر میکنن دنبال پولشم
به درک
جالبترین جنبه این گردنبند عتیقه ناواهو طراحی پیچیدهشه
این یه پیشکش صلح بوده که یه رهبر قبیله به همسر یه رئیس دیگه میداده
قیمت پایه ۱۵۰ هزار دلاره
۱۵۰ هزار دلاره
بد نیست
۱۵۵ ۱۵۵
برمیگردم
۱۶۰ این طرف بله. ۱۷۰
۱۷۰ هزار
۱۸۰ دارم؟ ۱۸۰؟
۱۹۰
۲۰۰ دارم؟
آخرین پیشنهاد ۱۹۰ئه
۲۰۰ دارم؟
۲۰۰. ۲۱۰ دارم؟
۲۲۰
۲۲۰
فروخته شد
هولدن، این نیکوله
سلام
سلام
خیلی خوشحالم که اومدی
شوخی میکنی؟ من ذوقزدهم
هیچوقت اینجوری شیک بیرون نمیام
من همدوِ لانام
اوه، باشه
بهت گفتم بامزهست
نوبت منه
استیسی رو فراموش کن
«استیسی»؟
بیخیال
خطاب به همه دوستان و همکارانم، میخوام تشکر کنم که اومدید
No comments yet. Be the first to leave one.