No Chains, No Masters

No Chains, No Masters (Ni Chaînes Ni Maîtres)

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações de lançamento

No Chains No Masters 2024 720p BluRay x264 AAC-[YTS MX]moviepovie
Um comentário por MoviePovie.Com
ترجمه اختصاصی سایت مووی پووی - moviepovie

Tags

bluray
Publicado em: 2025-03-04
Downloads: 199
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

مووی‌پووی

مووی‌پووی

مووی‌پووی

مووی‌پووی

عشق من،

التماست می‌کنم،

منو فراموش نکن.

مواظب دخترمون باش،

بهم قول بده!

به خاطر بیار، ماسامبا،

با قدرت جادوگریت.

با دعاهای اجدادیت،

تو مال خودتو نجات می‌دی.

صبر کن، برو پیش مادرت.

بیا، بدو!

بایست!

سِوا هیچ‌وقت این‌قدر قهوه‌ای نبود.

شکر زیاد. فشار دادن خوبه.

من هیچ‌وقت همچین کیفیتی نداشتم.

سیسرو.

چیزی شنیدی؟

مم. هیچی، ارباب.

مم.

فقط دو هفته از برداشت مونده.

خبر بده، الان وقت ضعیف کردن کار نیست.

من بهت تکیه می‌کنم.

بیا.

سیسرو ...

سیسرو.

سیسرو.

سیسرو.

سیسرو.

بزدل‌ترین جادوگرها ...

ما رو رها کردی، نه؟

باید چاقوت بزنیم.

سگ سفیدها!

"من ... کولت هستم ..."

خوبه.

"من ... من می‌شم."

"من می‌شم ..."

چی داری؟

روبا منو راهنمایی کرد.

یه مسیر به سمت جنوب‌غرب می‌ره.

با فی-بومی-دیام-یی-دوگ متحد می‌شه.

ما می‌تونیم فرار کنیم.

فی-بومی-دیام-یی-دوگ وجود نداره.

می‌شنویم؟

هرکی اونجا رو ترک کنه می‌میره.

از اول شروع می‌کنیم.

"من خیاط می‌شم."

تو اولین فرارش،

برده فراری با گل نیلوفر علامت‌گذاری می‌شه.

اگه دوباره فرار کنه ...

گوش‌هاش و تاندون‌هاش بریده می‌شه.

فکر می‌کردم باهوش‌تری.

چرا این کارو می‌کنی؟

مالگاشی‌ها، اونا ...

هیچ‌وقت سعی نمی‌کنن فرار کنن.

تو، ولوفی‌ها،

تو منو مجبور کردی این کارو بکنم.

سیسرو، قانون سوم رو بهشون بگو.

تو سومین فرار،

مرگ خواهد بود.

این کد،

قانونه.

اینجا هیچ‌وقت اعدامی نبوده.

کاری کن که هیچ‌وقت اتفاق نیفته.

هی، ماتی!

خودتو جمع کن، من اینجام.

بهم گوش کن.

با من بمون.

هی هی، هی!

نگران نباش، من اونو دور می‌کنم.

همه‌چیز درست می‌شه.

چی می‌خوای؟

روح، من تو رو می‌بینم.

کلبه‌م رو ترک کن!

چی می‌بینی، بابا؟

رو مادر نگسو.

اون رفت؟

این تصادفی نیست! - اون قیافه مادرت رو گرفته.

بابا، اون می‌تونه بهمون کمک کنه.

بذار بیاد داخل.

تو قدرتش رو داری، همه دنبالت میان.

ما ارباب‌هامون رو می‌کشیم ... همه‌شون رو می‌کشیم.

پدر... - خفه شو.

- بابا ... - خفه شو.

خفه شو.

آماده، کولت!

مم؟

اسم من ماتیه، نه کولت.

کولت نه.

اسمت کولته.

زبونشون رو یاد بگیر،

و خیاط می‌شی، دور از اینجا.

شلاق نمی‌خوری یا مورد تجاوز قرار نمی‌گیری.

و یه روز،

آزاد می‌شی.

بهم اعتماد داری.

چند تن شکر؟

به طور متوسط هشت، عالی‌جناب.

خانواده بورگوئینگ دوازده تا تولید می‌کنن.

یه آسیاب آبی بگیر، مثل اونا.

برای نگه داشتن آسیابشون.

من یه دستگاه خردکن نی خریدم، مثل اونایی که تو آمریکا هست.

ما به زودی از خانواده بورگوئینگ جلو می‌زنیم.

چند تا فرار برده داشتیم؟

خیلی کم.

تو زمین‌های من، من فقط سه تا گل نیلوفر دارم

و دو تا گوش بریده.

سیستم من کار می‌کنه.

می‌بینیم.

بیارش به برده‌ات.

آه، سисرو.

فرماندار جدید به زودی بعد از ورودش به ما افتخار یه بازدید رو می‌ده.

می‌خواست تو رو ببینه.

پس تو همون برده‌ای هستی که زبون ما رو حرف می‌زنه؟

به من کمک می‌کنی اونا رو بهتر بفهمم، هم‌دسته‌هات رو؟

باشه.

به نظرت، سیاه‌ها باید آزاد باشن؟

ما، سیاه‌ها، خلق شده‌ایم

تو روز پنجم آفرینش.

هم‌زمان با حیوانات.

شما، ارباب‌های ما،

شما تو روز ششم خلق شدید.

پس ما وظیفه داریم بهتون خدمت کنیم.

چه فصاحتی!

مگه نه؟

روشنم کن.

چرا یه برده این‌قدر آموزش‌دیده تو مزرعه کار می‌کنه؟

نباید برده خونه باشه؟

سیسرو نقش مهمی تو سازمان‌دهی برداشت داره.

و بعد مهم‌تر از همه، این واقعیته که ...

حالت روحی هم‌دسته‌هاش رو می‌دونه.

این ارزشمنده، خیلی ارزشمند.

پادشاه فرانسه به من مأموریت داده اینجا جلوی فرار برده‌ها رو بگیرم.

می‌تونی برام توضیح بدی چرا این‌قدر برده فرار می‌کنن؟

نمی‌دونم.

بیا، حتماً چیزی شنیده.

بدون ترس حرف بزن، سисرو.

بیا.

شاید ...

کار سخت یا خستگی.

فکر می‌کردم باید مثل حیوانات کار کنم.

جوابم بده، حیوان!

برو بیرون!

ببین، نگرو!

سیسرو!

لطفاً این اتاق رو ترک کن.

لطفاً ببخشیدش.

یه سیاه این‌قدر گستاخ، خلاف طبیعته.

آموزش‌دیده‌ست؟

- من همه‌چیز رو بهش یاد دادم. - اونوره.

اوه، بذار ادامه بده لطفاً.

من اینجا بین برده‌ها بزرگ شدم.

خیلی زود فهمیدم که بعضی‌ها دنبال بلند شدنن.

سیسرو یه دانش‌آموز شگفت‌انگیز بود.

اون منو متقاعد کرد

که سیاه‌ها به نژاد انسان تعلق دارن.

بانوی ویکتوار رو می‌شناسی؟

شکارچی برده‌های فراری.

کی اینجا اونو نمی‌شناسه؟

تو می‌دونی، مثل من، که اون به سیاه‌ها نزدیک می‌شه.

مم.

ولی اون نظرات تو رو قبول نداره.

نمی‌دونم درجه انسان‌دوستی‌ش چقدره.

اوه، منو از این کلمه معاف کن.

خیلی تو سالن‌ها شنیدمش که به بیماری روشنگری مبتلا شدن.

بیماری کوری توئه.

- می‌رسه. - تو مرد گذشته‌ای و ...

اونوره!

چطور جرأت می‌کنی؟

پسرها پدرهاشون رو نگاه می‌کنن و تقلید می‌کنن.

زمین‌هات به تاج تعلق دارن.

تو فقط امتیازشون رو داری.

برگرد.

تحت رهبری من، دیگه وجود نخواهد داشت حرفه‌ای‌های آزاد تو جزیره فرانسه.

امیدوارم حرامزاده‌هات بهتر از پسرت رفتار کنن.

رهبری کن.

تو فقط به خودت فکر کردی!

بدون توجه به عواقب.

آه، می‌تونی مغرور باشی.

نگام کن.

نگام کن!

برو دنبال سیسرو.

از امشب، همه‌چیز عوض می‌شه.

از حالا به بعد، تو دیگه کوچک‌ترین تماس رو نخواهی داشت.

من همه امتیازاتت رو می‌گیرم.

تو نی رو می‌بریدی.

دیگه با دخترت زندگی نمی‌کنی.

اون اینجا زیر سقف من میاد.

- التماست می‌کنم، ارباب. - ساکت.

از جلوم غیب‌ات بزن.

ماریوس.

همراهی‌ش کن به کلبه‌ش.

با کولت برگرد.

لطفاً این کارو با دخترم نکن.

اگه بیشتر اصرار کنی می‌کشمش.

کولت. ارباب صدات می‌کنه.

پدر؟

No Chains, No Masters subtitles in other languages

More Farsi Persian subtitles for No Chains, No Masters

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left