As primeiras 200 linhas.
کون، کون، کون، در کپسول زمان رو باز کن...کون، کون، کون
.در کپسول زمان رو باز کن
داري چکار مي کني؟
کون، کون، کون
.مي تونم اين طور رقصيدنشو چند ساعت نگاه کنم
.در کپسول زمان رو باز کن
کپسول زمان چيه، کون-کون؟
.مي خوايم اين کپسول زمان رو که ده سال پيش خاک کرديم، باز کنيم
.اوه
.آره
چي گذاشتين توش؟
اوه، پسر، ما اينجا يک مشت خرت و پرت گذاشتيم که فکر مي کرديم
يک روزي قيمتي بشن، مثل، بذار ببينم، اينجا
.عکس بيس بال "گرگ جفريز" داريم
.فوق ستاره آينده، فوق ستاره آينده
.اون موقع ها ارزشي نداشت
.اوه، يک سي دي "کورن" داريم
.اوه، يک کپي از فيلم "قوانين شراب خانه" روي ديسک ليزري داريم
.نمي دونم چرا فکر کرديم که اين يک روزي قيمتي ميشه
.اين چيزيه که کلکسيونرها دنبالشن
.اين در آينده خيلي...خيلي مواظبش باش
.اوه، خداي من، بچه ها، اين نامه من به خودم تو آينده است
!چي؟
.آره ديِ" آينده عزيز، هاليوود چطوره؟"
.همه موفقيت هاتو تبريک مي گم
.مغرور نشو
.داخل نامه يک چک به مبلغ يک ميليون دلار هست
حتما اون رو بده به "دکتر لري مايرز" به نشانه تشکر از همه
.الهام بخشي هاش
احمقانه است؟
.خيلي احمقانه است
دکتر لري مايرز" کيه؟"
.هيچ کس.مهم نيست
.توي دبيرستان معلم نمايشم بود
.خيلي...احمقانه است
مثلاً چرا ما همچين چيزاي مسخره اي رو ميذاريم اينجا و بعد
خاکش مي کنيم و بعد، ده سال ديگه بازش مي کنيم؟
که چي، يعني بايد فقط خاکش کني، بازش کني و
و به خودت هيچ فرصتي براي اينکه اين .آرزوهارو عملي کني، ندي
.همه اش احمقانه است
مثل، "قوانين شراب خانه"؟
.باشه
.هورموناي حاملگيه
.خيلي داغون شده
.به خاطر چاق شدنه
ديگه چي توش هست؟
!آ، اوه
!عکساي قديمي!عکساي قديمي
!عکس
.ياخدا، نگاه اين
!نگاه کنيد
.گروه
.اوف
اين عوضي کيه؟
.نگاه کنيد
.اوه، اون "اشميدي" ه
"!اشميدي"
.نفر چهارم گروه بود
يک نفر ديگه هم عضو گروه بود؟
.اوه، آره، پسر
.دلم براش تنگ شده، پسر
اصلا چرا از گروه انداختيمش بيرون؟ .يادم نمياد
.نميدونم
.اِه، به گروه نمي خورد
يادتونه؟مي دونيد؟
.يک جورايي رو اعصابمون بود
.روي اعصاب من که نبود
.نه، هيچ وقت رو اعصاب منم نبود .اصلا خيلي هم دوستش داشتم
.ميدوني چيه، الان يادم اومد
.چارلي" باهاش لج شد، و بعد، به ما هم اولتيماتوم داد"
يادته؟
...و بعد ما خيلي زود عليه اون پسره شديم- منظورم اينه، هممون توافق کرديم که اون-
از...تو خودت اونو از ماشين در حال حرکت پرت کردي بيرون و داد زدي
"!تو از گروه اخراجي"
.حالا که نگاه مي کنم، يکم کارمون عجولانه بود
.آره، تصميم شتابزده اي بود
چرا به اين پسره "اشميدي" زنگ نمي زنيد و ببينيد داره چکار مي کنه؟
.مي دوني، حس مي کنم که ما يک عذرخواهي به اين پسره بدهکاريم
.آره.ميدوني چيه، من خيلي دوست دارم "اشميدي" رو ببينم
.منم همينطور
آره، ولي اين تصميم شتابزده ايه، ميدونيد؟
.دليلي هست که اون نتونست تو گروه بمونه
.الان که اون نيست هم داريم خوش مي گذرونيم
.نيازي به يک عضو جديد تو گروه نداريم
. "نريد سراغ "اشميدي
."نريد سراغ "اشميدي
.: گروه يک عضو جديد مي گيره :.
.: فيلادلفيا هميشه آفتابي است :.
« تـي وـي وُرلـد با افـتـخـار تـقـديـم مـي کـنـد »
:ترجمه از Hypnos & Ozymandias
.من خيلي خوشحالم که دارم اين پسرو مي بينم
.اوه، از همه باحالتر بود .جدي ميگم
...اوه
.سلام- .آره، آره، آره-
.خانم "اشميد"، من "دنيس" هستم
و منم "مک" هستم. مارو يادتونه، درسته؟
دنبال "اشميدي" هستيم. اين طرفها نيست؟
.مرده
.اوه، خدا، خيلي بد شد .بهتون تسليت ميگيم
!هيا
کونيا چه خبر؟
اين "اشميديه"؟
.سلام، فکر کرديم مردي
.مجبورم کرد اينجوري بهتون بگم- .آره مجبورت کردم بگي.ببين چي داري ميگي، مامان-
ديدي چکار کرد؟
.از رو کل پله ها پريد
."تو رو اونجا نديدم "چاکلز
چکارا مي کردي، مرد کوچک؟
اونقدرا هم کوچيک نيستم، ميدوني؟
.اندازه معمولي
...شايد اون، اما- .اما ديگه نه-
يک چند کيلو نسبت به آخرين باري که ديدمت اضافه کردي، ها؟
.نه.همون وزن اون موقع است
.هميشه وزنم همين قدر بوده
.آره، نه، خيلي وزن اضافه کرده
.نه، خودت وزنت اضافه شده
.نه من وزن ماهيچه هام زياد شده
اين پيرمردِ پدرسگ کيه؟
."من "فرانکم
فرانک"؟"
."فرانک"
."من "اشميديم
.از ديدنت... نه بذارمش اونجا
!نه
!ماچش نکن
هي، آ، خب چي شما عوضيا آورد اينجا؟
....اوه، خب، "اشميدي"، راستش، ما اومديم اينجا چون ما
.ادامه بده
."مي خواستيم بگيم متاسفيم، "اشميدي ...
آره، آره، ما ... ميتوني تو ادامه اش رو بگي، "مک"؟
.آره، پسر، بقيه اش با من
هي، پسر، ما فقط مي خواستيم بگيم که متاسفيم که اون موقع انداختيمت بيرون
.و ازت تقاضاي بخشش داريم
.آره
.زانو بزنيد و خواهش کنيد
ببخشيد؟
.زانو بزنيد و خواهش کنيد
.به خاطر خدا، يکم شکسته نفسي از خودتون نشون بديد
واقعا؟
.آره
.آه، پسر
."هر چي که لازم باشه، "اشميدي
.واو، واقعا داريد انجامش ميديد
.شوخي کردم
!آه
.اوه، اوه، داره شوخي مي کنه
.اوه، پسر
يالا، بچه ها، يکم غرور داشته باشيد .يکم احترام براي خودتون قائل باشيد
مارو بخشيدي؟
.قطعاً
."با حال بود، "اشميدي
.خيلي با حال بود
دکتر مايرز"؟"
بله؟
.سلام
."دي رينولدز"
.تو گروه موسيقي مدرسه بودم
."فرانکنشتاين"
.آره، البته
."دياندرا رينولدز"
!آره
.بشين، عزيزم، بشن
.ممنون
.ببينيد، اومدم که راجع به دوران دبيرستان باهاتون صحبت کنم- ... من ... اوه-
من اون موقع ها خيلي مشروب مي خوردم ...پس اگه کار نامناسبي کردم
.اوه، نه، نه، نه
.اصلا
.در واقع، کاملا برعکس
.شما الهام بخش ترين معلمي بودين که داشتم
.در واقع، من اين چک رو ده سال پيش نوشتم
.به اميد اينکه يک روزي بتونم اين رو به عنوان تشکر بهتون بدم
،باشد که توي جهنم بگندي
!اي جانور تهوع آور- ... اوه-
.آمم، من که گيج شدم- "فرانکنشتاين"-
اين چيزيه که روستايي ها درست قبل از اينکه تو خودتو پرت کني روي
.جايگاه آتش، بهت مي گفتن
.تو اون نمايش خيلي عالي ظاهر شدي
.ممنون .آره، باشه
"پس ميگي " بيخيال نشو
.من نبايد بيخيال آرزوهام بشم- .نه عزيزم، بايد بيخيال شي. بايد-
.برا تو ديگه خيلي دير شده
.ولي براي درس دادن خيلي دير نيست
.بيا براي بچه ها صحبت کن، بهشون روحيه بده
يک فرصتي هست که تجربيات بي همتاي خودتو .با ديگران تقسيم کني
.آه-ها
سوال اينه که: از اين فرصت استفاده مي کني؟
...اوومم .نه، مرسي
...پنج- چي؟-
...چهار...سه...- .نه، من فقط هيچ وقت نمي خواستم که درس بدم-
...دو، يک- .جسارت نباشه-
داري چکار مي کني؟
.باشه، قبول
!و اينم از اين
.يک معلم متولد شد
...خب
پسر، باورنکردنيه، ها؟
تو يک بار کني، يک بار رو بچرخوني؟
اين بهترين شغل دنياست، درسته؟
.آره، هست، کار ما اينه
آره، يک عالمه علافي، ها؟
No comments yet. Be the first to leave one.