The Run

The Run

Baixar Legenda em Farsi/persian

Informações de lançamento

The Run 2025 1080p SCREENER WEB-DL H264 AAC-NESTED
Um comentário por NESTED
🔥Mr. Rocky | T.me/NestedSubtitle 🔥

Tags

webdl
Publicado em: 2026-08-12
Downloads: 21
Deficientes Auditivos: No

Pré-visualização das legendas em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

‫تقدیم به تمام پارسی‌زبانان

‫NESTED ‫با افتخار تقدیم می‌کند

‫"سال 2036"

‫"3 سال و 4 ماه و 8 روز"

‫"از آخرین تولد ثبت شده"

‫بحث و جدل درباره دلیل بحران ناباروری

‫هنوز هم بین محافل علمی و سیاسی ‫شدیدا ادامه داره.

‫هنوز معلوم نیست که ویروس

‫یا خود واکسن مقصره، ‫هنوز جوابی برای این سوال پیدا نشده.

‫در خبری مرتبط، موج جدیدی از اعتراضات

‫در سراسر کشور به راه افتاده

‫و قوانین جدید قرنطینه ‫و تعطیلی رو به چالش کشیده.

‫پلیس و ارتش

‫دارن تلاش می کنن کنترل اوضاع رو پس بگیرن، ‫مخصوصا تو مناطق دورافتاده

‫جایی که گروه هایی از شهروندای مسلح

‫چندین ایست بازرسی ایجاد کردن

‫و رفت و آمد تو سراسر کشور رو محدود کردن.

‫این اتفاق همزمان با فعالیت گروه های ‫افراطی راست گرا و...

‫جزیره فلینترز هم به تازگی

‫به آخرین جزیره ای تبدیل شده که ‫ارتباطش رو با سرزمین اصلی قطع کرده،

‫و شبه نظامیان محلی

‫کنترل تمام رفت و آمد کشتی ها رو ‫ به دست گرفتن.

‫در همین حال، نخست وزیر ‫امروز صبح خطاب به مردم صحبت کرد

‫اون هم در حالی که دوباره درخواست ها ‫برای استعفاش بالا گرفته.

‫بشریت با بزرگ ترین تهدید ‫برای بقای خودش روبه رو شده،

‫و می ترسم دنیای ما هیچ وقت ‫اینقدر از هم جدا و متفرق نبوده باشه.

‫در برابر چنین سختی هایی،

‫وظیفه ما الان اینه که به همین ‫ذره امیدی که برامون مونده بچسبیم.

‫بله، این بحران ناباروری

‫ما رو با چالشی روبه رو کرده که

‫هر روز بیشتر از قبل ‫غیرممکن به نظر می رسه...

‫خوبه.

‫وصلش کن به خط.

‫چیز غیرمنتظره ای پیش اومده؟

‫- نه. ‫- خوبه.

‫کی می تونم ببینمش؟

‫یه محموله دیگه هم هست.

‫نه، نه، این که...

‫می خوای زنت رو ببینی؟

‫نشونش بده.

‫چند روز بیشتر براش نمونده.

‫این کار رو بکن تا بتونی ببینیش.

‫این قول منه.

‫محموله همین الان تو راهه.

‫نورمن همین الان جلوشو گرفته.

‫بعدا بهت زنگ می زنم و ‫جزئیات تحویل رو بهت میگم.

‫بلند شو، کلیدها رو بده به من.

‫داری چیکار می کنی؟

‫بلند شو و به ماشین تکیه بده.

‫نه، نه، نه!

‫یه مشکلی پیش اومده.

‫دارم میام.

‫مطمئن شو آدم خودت اونجا باشه.

‫موضوع بچه هست؟ ‫باشه.

‫دختره چی؟

‫گرفتم.

‫یالا، یالا

‫یالا

‫می خوام اینو بردارم.

‫آره، هر کدومو خواستی می تونی برداری.

‫اسم اینو چی می ذاری؟

‫فلاوی، پشمالو.

‫چرا اسمش فلاویه؟

‫چون شبیه توئه.

‫آره، بوی عجیبی هم میدی.

‫نارنجیه شبیه مامانه

‫چون از همه بزرگ تره.

‫شبیه توئه.

‫- بله؟ ‫- دختره...

‫چیزی که دستشه محموله توئه،

‫و داره میره پیش یه خریدار دیگه،

‫یه نفر دیگه قراره تحویلش بگیره.

‫قراره تو مرکز تجارت دوست قدیمی باشه.

‫تا یه ساعت دیگه اونجا باش.

‫این قضیه خیلی حساسه.

‫لعنتی.

‫مامانم فروختش.

‫اون عوضی لعنتی فروختش.

‫من هیچ وقت قبول نکرده بودم.

‫اون برای فروش نبود.

‫پسر، راست میگی.

‫یه کم زیادی بهش وابسته شده بودی، نه؟

‫خیلی دوستش داشتم، احمق.

‫هر کاری رو که همیشه می کنی انجام بده.

‫بفهم کی اونو برده...

‫...به کجا میره...

‫...و محل تحویل کجاست.

‫بگو لطفا.

‫لطفا.

‫وایسا!

‫عقب بمون!

‫این رو امتحان کن.

‫دهنتو باز کن...

‫...و بذار کلمه ها پشت سر هم بیان بیرون.

‫حرف بزن!

‫کنار ساحل صدف می فروشه.

‫گرگ بد گنده.

‫اون خون آبی درخشان.

‫هر چی می خوای.

‫هر چی.

‫آره!

‫خدای من!

‫پسر، تو کانالی؟

‫شما احمق های لعنتی.

‫اونجایین یا نه؟

‫اسمایلی، کجایی داداش کوچیکه؟

‫همین اطرافم.

‫چی برام داری؟

‫یه ماشین سفیده که داره میره شمال،

‫حدود ده کیلومتر اون طرف تر ‫از مرکز تجارت دوست قدیمی.

‫روز بخیر چیپ،

‫یه مدتیه اینجا ندیدمت.

‫گمشو از جلوی چشمم، ‫حوصله ندارم.

‫هنوزم مثل همیشه سرحال و شادابی، می بینم.

‫برای تحویل یه محموله اومدم.

‫تحویل؟ خب...

‫پس اون دوست دیگه مون، ‫اون پیرمرده چی شد؟

‫فکر نمی کردم تو رو بفرستن اینجا.

‫من پیرمرده رو دوست داشتم.

‫نمیدونم از تو خوشم میاد یا نه...

‫شوخی کردم بابا.

‫پیرمرده یه احمق به تمام معنا بود.

‫محموله کجاست؟

‫اگه میدونستم بهت می گفتم، ولی...

‫بهت نمی گم چون خودمم هیچ ایده ای ندارم.

‫یا زود رسیدی یا اونا دیر کردن،

‫که اصلا خوب نیست. ‫یه چیزی بخور.

‫این منو عصبی می کنه.

‫منم از عصبی شدن خوشم نمیاد.

‫خب... یه مقدار گازوئیل لازم دارم.

‫چیزی که تو لازم داری رفیق...

‫یه کم محبت و صمیمیته،

‫ولی...

‫با این قیافه ای که داری، ‫مجبوری به گازوئیل قناعت کنی.

‫آره، خدا بهت برکت بده!

‫می خوام ماشین رو باز کنی.

‫گمشو.

‫گفتم گمشو.

‫دختره کجاست؟ کجاست؟

‫- دختره کجاست؟ ‫- این دیگه چه کوفتیه؟

‫آروم باش مرد.

‫لعنتی، بیشتر می خوای؟

‫- من... لعنتی! ‫- باشه!

‫میرم کلیدهای لعنتی رو ‫از ماشین لعنتی میارم و بازش می کنم.

‫لعنت به من! باشه، ‫فقط آروم باش!

‫درماشین رو باز کن!

‫"وقتی دختره رو پیدا کردی زنگ بزن"

‫برو!

‫لطفا.

‫- آروم تر برو. ‫- تو بچه داری...

‫نشنیدی چی گفتم؟ ‫گفتم آروم تر برو.

‫- چطوری بچه گیرت اومده؟ ‫- آروم تر برو!

‫آب داری؟

‫این زیره.

‫ولش کن.

‫لعنتی.

‫نه، داری چیکار می کنی؟ وایسا نکن.

‫- موتور زیادی داغ کرده، باید وایسیم. ‫- نمی تونیم وایسیم!

‫لعنتی.

‫لطفا...

‫کمکم کن.

‫بچه ام...

‫اونایی که اونجا بودن کی بودن؟

‫به اون دست نزن!

‫لعنتی.

‫- کجایی؟ ‫- یه نوزاد؟

‫یه نوزاد لعنتی!

‫دختره چی؟

‫نه. اونجا نبود.

‫باشه.

‫تحویل موقع غروب آفتابه.

‫مختصات رو می فرستم.

‫اونایی که اونجا بودن کی بودن؟

‫با تو چیکار کردن؟

‫کجا داری میری؟

‫یه جزیره هست.

‫هنوز امنه.

‫- این که گزینه نیست. ‫- چرا، هست.

‫شنیدم...

‫...اونجا مدرسه دارن...

‫بیمارستان. یه جامعه.

‫بی خیالش شو.

‫غیرممکنه.

‫همه چی همیشه غیرممکن به نظر میاد ‫تا وقتی که اتفاق بیفته، مگه نه؟

‫یه جایی اینو شنیدم.

‫صاف نگهش دار.

‫بعضی وقتا هوا می خورن ‫و دلشون درد می گیره.

‫همین طوری. آفرین.

‫تو بچه داری.

‫چطوری بچه گیرت اومده؟

‫غیرممکنه... مگه نه؟

‫اگه بدونی کجا دنبالش بگردی،

‫هنوزم می تونی بهترین چیزها رو پیدا کنی.

‫پیداش کردم.

‫دوربین های دوست قدیمی هنوز کار می کنن.

‫خب، اون...

‫از ماشین پیاده میشه و...

‫بعد می پره تو اون لندکروزر.

‫این کیه؟

‫تا امروز حتی یه بار هم ندیدمش.

The Run subtitles in other languages

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left