Paradise

Paradise

Baixar Legenda em Farsi Persian

Temporada 1

Informações da versão

Paradise 2025 S01E07 WEB
Um comentário de HosseinTL
🆔 حسین رضایی | FILMKIO.COM 🆔

Tags

webdl
Publicado em: 2025-02-25
Downloads: 123
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

‫نمی‌تونیم جزئیات رو فاش کنیم، ‫اما اینو می‌تونیم بگیم

‫که داریم برای یه فاجعه‌ی عظیم آماده می‌شیم

‫که ممکنه باعث انقراض نسل بشر بشه

‫اون هم در آینده‌ای خیلی نزدیک و خیلی واقعی

‫گوش کنین، می‌دونم خیلی دور از ذهن بنظر میاد

‫ولی می‌دونین کِی دیگه دور از ذهن نخواهد بود؟

‫کمتر از یه دهه دیگه، وقتی سونامی

‫کل ساحل شرقی ایالات متحده

‫رو ببره زیر آب

‫مارشا، میای تو؟

‫زیویر من رو می‌بره قدم بزنیم

‫به محض اینکه پروتکل ورسای شروع بشه، ‫شما سخنرانی رو ضبط می‌کنین

‫تا پایین اسکورت میشیم، ‫منتظر تأیید امن‌ترین مسیر

‫به پایگاه مشترک اندروز می‌مونیم، ‫بعد راه میفتیم

‫کالینز، بنظرم وقتشه که جلوی زنت کوتاه نیای

‫سفر به آتلانتا به اندازه قبل ‫بی‌خطر نیست

‫زنم بیست ساله بهم گوش نداده قربان

‫انگار باید بریم از اونجا برش داریم

‫نرو

‫دوستت دارم عزیزم

‫ده روز دیگه می‌بینمت

‫زنت اون بیرون زنده‌ست زیویر

‫و اگه این مسخره‌بازی‌ها رو جمع کنی...

‫می‌تونم کمکت کنم پیداش کنی

‫و حالا، بیل رابرتس از سازمان ملل با ماست ‫

‫پرده بالا میره و امیدواریم این پرده‌ی آخرِ

‫این کشمکش تقریبا دو هفته‌ایِ

‫بحران موشکی کوبا باشه

‫امروز، سفیر ادلی استیونسون

‫شورای امنیت سازمان ملل رو خطاب قرار داد

‫این قطعنامه خواستار اینه که ‫به عنوان یک اقدام موقت

‫بر اساس ماده ۴۰ منشور، ‫تمامی موشک‌ها

‫و سایر سلاح‌های تهاجمی

‫فوراً از کوبا خارج بشن

‫رهبران سراسر جهان شادمان ‫از اینکه یک راه‌حل صلح‌آمیز...

‫نمی‌دونستم میای خونه

‫یه ساعت پیش اطلاعاتی بهمون رسید

‫اون زیردریایی شوروی که حامل

‫کلاهک‌های هسته‌ای بود ‫ارتباطش با مسکو قطع شده بود

‫همونی که برگشت؟

‫ظاهرا آخرین دستورش این بوده

‫که اگه گیر افتاد تمام موشک‌ها رو پرتاب کنه

‫کاپیتان خودش تصمیم گرفته ‫که این کارو نکنه

‫خدایا

‫دوباره اتفاق میفته میریام. ‫راه فراری ازش نیست

‫اگه دفعه بعد کنترل دست آدم اشتباهی باشه چی؟

‫اگه آدم اشتباهی تصمیم بگیره برنگرده چی؟

‫خسته‌ای

‫بیا بخواب

‫نمی‌تونی همین امشب دنیا رو نجات بدی

‫باشه. باشه

‫« بـهـشـت »

‫ترجمه از حسین رضایی ‫ H o s s e i n T L

‫نشنیدی چی گفتم؟

‫- زنت زنده‌ست ‫- کسشره

‫دیگه وارد بازی‌هات نمیشم

‫- کسشر نیست مامور کالینز ‫- همه‌چی نابود شد

‫اون بیرون یه زمستون هسته‌ایه

‫ما هم اولش دقیقا همین فکرو می‌کردیم

‫اون گروه اکتشافی که برنگشتن

‫بخاطر محیط نمردن

‫مردن بخاطر اینکه

‫داشتن یه بازمونده رو برمی‌گردوندن به پناهگاه

‫که ضمناً بهشون دستور دادم این کارو نکنن

‫چون هزار تا مشکل برامون درست میشد

‫برای همین ترتیبشون رو دادم

‫خدایا، چقدر شبیه شرورهای ‫فیلم‌های جیمز باند حرف می‌زنم

‫قسم می‌خورم هیولا نیستم

‫چه جالب که کسایی که قسم می‌خورن ‫هیولا نیستن معمولا هستن

‫گروه اکتشاف یه سری فرستنده‌‌ی ‫موج کوتاه کار گذاشت

‫که از اون بیرون بتونن با ما ارتباط داشته باشن

‫فرستنده‌ها هنوز فعالن، ‫و این مدت بهشون گوش دادم

‫من کمرون میدلتون هستم

‫از زینزویلِ اوهایو

‫اگه کارلا یا جوزف میدلتون ‫صدام رو می‌شنون

‫لطفا بهشون بگید دارم میرم پناهگاه کلرادو...

‫دنبال مسیر بی‌خطر به کلرادو هستم

‫کانزاس غربی رادیواکتیویه

‫جنوب پاسو روبلز داریم یه اجتماع تشکیل میدیم

‫اگه دارید گوش میدید، ‫چند نفر می‌خوان اونجا اردو بزنن

‫مردم زنده‌ان

‫و دارن دنبال ما می‌گردن

‫و فکر می‌کنم زنت هم یکی از اونا باشه

‫نه... دهنت رو ببند

‫اون تو آتلانتا بود. اونجا برخورد مستقیم بود. ‫زنده موندن غیرممکن بود

‫رئیس‌جمهور اون روز یه کاری کرد مامور کالینز

‫- کاری که تو ازش خبر نداری ‫- دروغه، من پیشش بودم

‫کل اون روز وحشتناک باهاش بودم

‫- از تمام اتفاقات خبر نداری ‫- من اونجا بودم!

‫اونجا بودم

‫پوشش لحظه‌به‌لحظه‌ی ما از این وضعیت ادامه داره

‫وضعیتی که در جنوبگان آغاز شده

‫و در حال ایجاد ویرانی

‫و آشوب بی‌سابقه‌ای در سراسر جهان بوده

‫اونچه در حال حاضر می‌دونیم: ‫حدود سه ساعت پیش

‫اونچه دانشمندان اون رو ‫یک «مگا کالدرا»

‫یا «ابرآتشفشان» می‌نامند، ‫در زیر ورقه‌ی یخی جنوبگان فوران کرد

‫و میلیون‌ها تن خاکستر رو در اتمسفر رها کرد

‫شدت این انفجار باعث شد مقدار زیادی

‫از یخ‌تاق‌ها دچار فروپاشی بشن ‫و تریلیون‌ها گالن یخ در جا ذوب بشن

‫و در نتیجه سونامی عظیمی شکل بگیره ‫که با سرعتی نزدیک

‫به هزار کیلومتر بر ساعت ‫به سمت شمال در حرکته

‫نگران‌کننده‌تر از همه، گزارش‌هایی...

‫حاکی از اون هستند که ارتفاع ‫این موج ممکنه به 90 متر هم برسه

‫در اقدامی بی‌سابقه

‫اداره‌ی ملی اقیانوسی و جوی ایالات متحده ‫

‫به تمامی مناطق ساحلی این کشور ‫هشدار سونامی داده

‫پیش‌بینی میشه که این موج در عرض دو ساعت به کی وست ‫

‫و در پنج ساعت آینده به پایتخت کشور برسه ‫

‫زیویر ‫

‫ ‫

‫زیویر، شنیدی؟ ‫پنج ساعت دیگه می‌رسه واشینگتن

‫اختلالات گسترده در تلفن‌های همراه و اینترنت...

‫- زیویر ‫- هوم؟

‫شما بخاطر این قضیه اینجایین؟

‫شما دو تا چرا جلوی در اتاق کابینه مستقر شدین؟

‫از من نپرسین خانم. ‫امروز روز سوم منه

‫این موضوع عادی نیست قربان؟

‫مارشا، فقط داریم کاری که بهمون گفتن رو می‌کنیم

‫اطلاعات دیگه‌ای ندارم

‫- اون ملبورنه؟ ‫- تخمین زده میشه...

‫که صدها نفر کشته شده...

‫خانواده نانسی اونجا زندگی می‌کنن

‫پیش‌دانشگاهی اش‌بریج

‫میشه بیست ثانیه بهم وقت بدی؟

‫سلام دنیس، زیویر کالینز هستم دوباره

‫زنگ زدم که تکرار کنم...

‫- یکم سرمون شلوغه زیویر ‫- نه، می‌دونم. می‌دونم

‫ولی می‌خوام بگم خیلی مهمه که

‫جیمز و پرسلی پیش جرمی بردفورد بمونن

‫- قبلا اینو بهم گفتی ‫- می‌دونم. شرمنده

‫ولی یه نفر میاد دنبالشون

‫می‌دونی، راستش اگه میشه

‫گوشی‌هاشون رو بده بهشون که بتونم ‫باهاشون حرف بزنم

‫- تماس‌ها مدام قطع میشن ‫- خدافظ آقای کالینز

‫کیر توش!

‫زیویر، حرف بزن باهام

‫چی می‌دونی؟ کابینه یه جوری جمع شده

‫که انگار یه برنامه‌ای وجود داره

‫و منم کلمه «ورسای» رو شنیدم

‫مارشا، باور کن بهت می‌گفتم

‫خب، باید برم ادوارد رو از مهدکودک بردارم؟

‫بیماری داره

‫باهاش حرف بزن

‫رئیس‌جمهور، من از...

‫دوران کمپین سنا باهاش بودم

‫- نمی‌تونم ادوارد رو تنها بذارم، خب؟ ‫- باهاش حرف می‌زنم

‫هر چی که بفهمم رو بهت میگم

‫برید کنار. معاون رئیس‌جمهور داره رد میشه

‫- محرمانه‌ست! ‫- شرمنده قربان

‫آقای معاون، باید یه لحظه با رئیس‌جمهور

‫- صحبت کنم... ‫- شوخی می‌کنی

‫روسیه از دسترس خارج شده. کاملا

‫ممنون هنری. می‌دونیم. ‫بگیر بشین

‫یه نفسی تازه کن، ‫یه والیوم هم بندازی بد نیست

‫اعضای ستاد مشترک داشتن ‫بهمون می‌گفتن

‫- ژنرال کرتلی ‫- بله قربان

‫همونطور که جناب معاون گفتن، ‫روسیه پاسخگویی خط قرمز نیست

‫هنوز در تلاشیم مطمئن بشم

‫که کودتای گروه سووبودا موفق بوده یا نه

‫- نشونه‌ها حاکی از اونن که موفق بوده ‫- سیا این رو تایید می‌کنه

‫همچنین تأیید شده که نیروهای نظامی

‫در حال حرکت به سمت مرز چین، ‫در امتداد رودخانه‌های آرگون و آمور

‫و غرب مغولستان هستن

‫بنظر میاد دارن برای تصاحب ‫زمین آماده میشن قربان

‫و از اونجایی که تمام مهره‌های این ماجرا ‫رو نمی‌شناسیم

‫به جز رهبر گروه سووبودا

‫چرکین. غیرقابل‌پیشبینیه

‫- رحم نداره ‫- که خودم داشتم می‌گفتم

‫توصیه ستاد مشترک نیروهای مسلح

‫اینه که وارد سطح آمادگی دفاعی سه بشیم

‫این زمان آماده‌سازی نیروی هوایی ‫رو به پونزده دقیقه می‌رسونه

‫خدایا. خیلی‌خب، چیز دیگه‌ای نیست؟

‫شورای امنیت سازمان ملل ‫دو ساعت دیگه جلسه داره

‫کشورهای ناتو بارها تماس گرفتن

‫دو ساعت. دو ساعت دیگه فلوریدا رو از دست میدیم!

‫قبلا اینو گفتم، ‫ولی درباره آرای فلوریدا بود

‫خیلی‌خب

‫وضع چقدر وخیمه؟

‫می‌خوام بدونم. می‌دونم ناجوره

‫ولی واقعا تهش همینه؟ آره؟

‫نصف رهبران دنیا که باهاشون حرف می‌زنیم

‫میگن دنیا به آخر رسیده، ‫بقیه میگن نه

‫محافظه‌کارهای انگلیس میگن ‫آتشفشان خیلی ازشون دوره

‫و تاثیری روشون نمی‌ذاره، ‫تازه اونا تو جزیره زندگی می‌کنن

‫قطعا روشون تاثیر می‌ذاره قربان

‫بنظر میاد موضوع جدیه آقای رئیس‌جمهور

‫تا الان برای همین لحظه آماده می‌شدیم

‫استرالیا چی؟ ‫کسی با ملبورن در تماسه؟

‫من نمی‌تونم خبر بگیرم

‫ملبورن نابود شده. متاسفم هنری

‫کل خانواده نانسی اونجان

‫سیدنی هم همینطور. ‫تمام شهرهای ساحلی

‫نیوزلند نابود شده

‫آرژانتین به جز مناطق کوهستانیش ‫عملا نابود شده

‫شیلی. آفریقای جنوبی. بازم بگم؟

‫- باید تصمیم بگیریم ‫- خرخون‌های من کجان؟

‫دانشمندها، یالا، بیاین جلو

‫گفتین قبلش زنگ خطرش بهمون می‌رسه!

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left