As primeiras 200 linhas.
شوگر! شوگر!
مثل نگاه کردن تو آینهست. نمیشه دو تا از ما وجود داشته باشه
تو چی دیدی لامصب؟
به اندازه کافی فرز نبودی، اون میکشتت
تا وقتی دستکش نپوشی، فقط یه تفالهی ایست اندی هستی
باهام مبارزه کن، قول میدم
تا نمیری دست برنمیدارم
پارچه ابریشمی زرد و آبی میخوام با گلدوزی طلایی
وایسا! روزی دو شیلینگ بره به درک. میخوام یه فیل باشم
میخوای از ملکه انگلیس دزدی کنی؟
نمیتونی چیزی رو حس کنی مری
چون یه سوراخ وسط وجودت هست
هرچقدر میخوای بهش بده الایزا
ولی حرفاش رو باور نکن
بمبگذاری و هرج و مرج درست کردن
آنارشیستها و کمونیستها توجهای
رو جلب میکنن که به نفعمون نیست
اگه شنبه ببازی
- اون میکشدت - من نمیتونه ببازه
اگه ببری، میده بقیه بکشنت. پس...
کیر توش!
ترجمه از حسین رضایی H o s s e i n T L
بمبگذاری در گرینویچ! انفجار عظیم!
بمبگذاری در گرینویچ! انفجار عظیم!
دو مامور پلیس مردن!
من یکی برمیدارم
وقتشه
نبرش، خواهش میکنم!
آقای گودسون، همه در نوانخانه قدردان سخاوت شما هستیم
موجودات کمتر بهرهمند خداوند...
من قدیس نیستم
لطفا!
چیزی نیست. چیزی نیست
خوبی؟
نه! نه! نه!
هی، برو عقب. از سر راه برو کنار!
از این کار لذت میبره
برو داخل. برو دیگه
شنیدم برای شام جمعه ماهی ترتیب دادی
همیشه به ما بچههای نوانخانه لطف داشتی
یادمه کریسمس با یه کیسه پر از پرتقال اومدی
تا اون موقع پرتقال نخورده بودم
یه دخترک لاغر و استخونی بودی
فقط کوچیکترین بودم
من یادت دادم چطور بجنگی تا از اونجا خلاص شی
چطور ناجوانمردانه بجنگم
چطور برنده بشی
شنبه شب بیا بردم رو نگاه کن
اون مبارزه شدنی نیست
هزکیا مصدوم شده
هزکیا!
هزکیا!
بیا اینجا ببینم!
هزکیا مسکو!
بیا باهام رودررو شو!
بزدل
من بزدل نیستم
نشونم بده
چه کارهایی حاضری بکنی تا یه پیروزی بیشیلهپیله رو ازم دریغ کنی
این کار خودته
کار من نبود
چی؟ کار توئه؟
چرا؟
برای یه کاری لازمش دارم
اینو؟
تو حتی نمیشناسیش
نمیتونی بهش اعتماد کنی
چی رو نگاه میکنی؟ ها؟
هنوز وقتی میام اینجا تو دلم رخت میشورن
خوشحالم میبینم شما فیلهای پسر
سخت کار میکنین و هزینههاتون رو جبران میکنین
- نه، بهش دست نزن - دیکی
ازمه
اینو یادمه
اگه کار نکنی، میبرمت نوانخانه
من اومدم
سلام مری
بله، اومدی
تو اتاقت میبینمت
الایزا و ازمه، با من بمونین
البته
اینجا کسی مجانی به چیزی نمیرسه
برگردید سرکار
تو خونه لرد لیتون با هم آشنا شدیم، و منم رازداری کردم
پولم کو؟
همینو میخواستی مادر؟
کجا میخوابی این مدت؟
ووپینگ
عجیبه که سر از اونجا درآوردی
تحت حفاظت شوگر گودسون دیگه، درسته؟
من نیاز به حفاظت ندارم
انقدر به خودت دروغ نگو
از خانوادهت که از همدیگه مراقبت میکنن جدا شدی
و رفتی پیش مردی که تو نوانخانه دیدیش
من دیگه ملکهام
به خیال خودت
ولی گفتنش برای ملکه شدن کافی نیست
و ملکه بودن هم برای ملکه موندن کافی نیست
تو نگران نباش، من اثر خودم رو میذارم
گروه نمایندگان چینیت؟
مسئولش منم و انجامش میدیم
شکست میخوری
تو چرا انقدر میخوای شکست بخورم؟
همیشه متوهم بودی
فقط یه دختر احمقی که به زودی زود
دوباره نشونده میشه سرجاش
میتونی لباس شیک بپوشی و ادا اطوار دربیاری
و میتونی تظاهر کنی...
ولی اگه کسی واقعا بشناسدت...
خوشحالم میبینمت آلیس
- عجله دارم - همه عجله داریم
مری منو فرستاده ازت خبر بگیرم
خودم میدونم دارم چیکار میکنم
که اینطور؟
خب خیلی داری لفتش میدی
مری اونا رو نیاز داره
همین الان
- و منم جورش میکنم - هوم
اینجور کارها عجلهای نمیشه. باید بهم اعتماد کنن
نگرانیم که نکنه از پسش برنیای
موضوع اینه که من کارایی میتونم بکنم
که تو نمیتونی
جاهایی میتونم برم که تو نمیتونی، و مری اینو میدونه
پس انقدر پاپیچم نشو و برو پادوییت رو بکن
سریع یاد میگیری
اسکواشی هم ازت خوشش میاد
سگها خوب شخصیت آدمها رو قضاوت میکنن
نامهای از شوهرم نرسیده؟
هنوز نه، بانو
موقع ازدواج کردن حواست رو جمع کن
مردهای خوشتیپ و باهوش و جذاب
لزوماً در بلندمدت شوهر خوبی نمیشن
خانم، بذارید کمکتون کنم
چرا باید کمک تو رو بخوام؟
اینو ببرم پست بانو؟
آره. آره، چرا که نه
من حذف نمیشم
من این خونه رو اداره میکنم
زندگیش بخاطر من جلو میره
خوششانسه که شما رو داره
بانوی من
خیلی بدمزهست
بیا، یه تیکه بخور
هوم
خیلی چندشه
امروز قیافهت مثل کون گربه شده الایزا
خودتم همچین نقاشی رنگ روغن نیستی، ان
موافقم، ولی من طنازی و استعدادهای دیگهای دارم
برم از اون ده تا ملوان اسپانیاییای که بهشون ندادی...
بپرسم چه استعدادهایی داری؟
نه
بهتون گفتم من شیفتهی کیر نیستم
هوم
هی. هی. هی
دیدی؟
چیه؟
بچههات گرسنهان اونوقت تو نشستی نوشیدنی میخوری
دارن کیک میخورن
اونجوری هم نگام نکن. میخوام ببینم خودت چیکار میکنی
باشه، یکی باید اونا رو بگیره زیر بال و پرش
چه بهتر خودم این کارو بکنم
- بیا - خیلیخب
برو
آدم همیشه بعد از غرور سقوط میکنه
همه از تماشاش لذت خواهیم برد
بل، قهوه بیار
جین چیکارت داشت؟
میخواست بگه شکست میخورم
سر قضیه چینیها؟
که همین مصممترم میکنه
افتادیم رو دور. کدوم خری میخواد جلومون رو بگیره؟
کودنِ مغرور رو پیدا کردن
بفرمایید
نامه بانو گریس
چند تا سربرگ هم محض احتیاط گرفتم
«آقای وودهاوس عزیز
باعث خشنودی ماست که پیشنهاد محبتآمیز شما
برای آوردن یک مترجم چینی به گروه نمایندگان را بپذیریم»
کارمون راه افتاد
آلیس دایمند...
تو واقعا دایمندی (الماسی)
انقدر خوبی که آدم شک میکنه واقعی باشی
بانو گریس هم همچین حرفی زد
از بانو گریس برامون بگو
چه جوریه؟
همونقدر که میگن زیبا و شیوا هست؟
باشه یه وقت دیگه
نه، خیلی خطرناکه
خب، من به خودمون باور دارم
از پسش برمیایم
به من شک داری؟
مادرت رو دست کم نگیر
من سی ساله میشناسمش
خطرناکه
چی از جونت میخواد؟
خیلی ابلهی اگه بهش اعتماد کنی
ولی بازم باید اقرار کنم که روشهاش موثرن
فکر کنم باید بوکس کنم
علمت رو یادم بده
No comments yet. Be the first to leave one.