Hunter Killer

Hunter Killer

Baixar Legenda em Farsi Persian

Informações da versão

Hunter Killer 2018 HC HDRip XviD AC3-EVO
Hunter Killer 2018 HC 720p HDRip X264 AC3-EVO
Hunter Killer 2018 HC 1080p HDRip X264-EVO [3 74 GB]
Hunter Killer 2018 HC 1080p HDRip X264 AC3-EVO [9 88 GB]
Hunter Killer 2018 KORSUB HDRip x264-STUTTERSHIT
Hunter Killer 2018 720p KORSUB HDRip XviD MP3-STUTTERSHIT
Hunter Killer 2018 KORSUB HDRip XviD MP3-STUTTERSHIT
Hunter Killer 2018 720p HC HDRip MkvCage ws
Hunter Killer 2018 720p HC HDRip x264 950MB MkvHub
Hunter Killer 2018 720p KORSUB HDRip x264 AAC2 0-STUTTERSHIT
Um comentário de Film2Movie
█► Erfan , Saman | Film2Movie ارائه ای از وبسایتِ ◄█

Tags

hdrip
HDRip
x264
HD
XviD
AC3
720p
720
1080
mkv
MkvCage
Publicado em: 2018-12-16
Downloads: 65
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi Persian

As primeiras 200 linhas.

«: مـتـرجـمـیـن: سامان و عرفان :» .:: Erfan , Saman ::.

‫گزارش موقعیت.

‫کاپیتان, اکولای روسی ‫در فاصله 400 یاردی ماست.

‫- بهترین فرکانس 0-3-5 است. ‫- ما هنوز رویت نشدیم قربان.

‫دو ساعت, و 45 دقیقه ‫هست که دنبالشون هستیم, قربان.

‫ما رسیدیدم بیخ ریش ایوان, ‫و اونا روحشون هم خبر نداره

‫حواست به کارت باشه.

‫کان, کاپیتان, فاصله رو حفظ کنید ‫و ما رو پشتشون نگه دارید.

‫کاپیتان, ‫روی کونک. یک انفجار رخ داده

‫- اجازه بده پخش بشه. ‫- بله قربان

‫اونها دارن از ‫علامت های اضطراریشون

‫استفاده میکنند.

‫دو علامت ‫فعال ارسال کن.

‫-اجازه بده تا اونا بدونن ما اینجاییم. ‫- صبر کن

‫اون چیه؟

‫اژدر داره به سمت ما میاد ‫با ما 600 یارد فاصله داره!

‫از اژدر فرار کن. ‫عمق رو به 700 فوت افزایش بده!

‫- آیا اون از کونک بود؟ ‫- نه قربان.

‫این یه شلیک از مستقیما ‫بالای سرمون بود.

‫- چهارصد یارد! ‫- همه آماده باشید!

‫- کاپیتان, زمان کافی نداریم. ‫- دویست یارد!

‫- به راست بپیچید! ‫- اژدر ردیاب!

‫-ژنرال. ‫-کاپیتان.

تمپا بِی" دقیقا توی "کولا پنینسولا" گُم شد.‏"

‫گزارشات نگهداری ‫هیچ تعمیری اخیرا انجام نشده,

‫سیستم های ارتباطی موردی ندارند

‫و هیچ آب و هوای بدی هم ‫بر فراز دریای بارنتز نیست.

‫که به طرز معذب کننده ای ‫به آب های روسی نزدیکه.

‫بله قربان, ‫اونا دارن با ما بازی میکنن.

‫اونم با یه زیردریایی روسی. ‫برای هفته ها.

‫بیاید امیدوار باشیم ‫اوضاع از این بدتر نشه.

‫قربان, اونها تا الان ‫دو ساعت دیر کردند.

‫لعنتی, نمیتونیم.

‫ما باید به ‫کنگره برگردیم,

‫و گوش چند نفر رو حسابی ‫بپیچونیم.

‫یک مسابقه تسلیحاتی, ‫اونم توی قطب شمال؟

‫بابا بیخیال, ‫یه سود آسونه.

‫رئیس جمهور روسیه به سادگی ‫سرگرم خودنمایی شده,

‫و با مشت به سینه خودش میزنه.

‫اون توی سوریه منقلب شد.

‫اون همچنان حضور ما رو ‫در کریمه مهم نمیدونه.

‫آیا ما میخوایم به اون اجازه بدیم که ‫در بالتیک به ما زور بگه؟

‫و بعد از اون چی؟ ‫اروپا؟

‫ما نمیتونیم یه جنگ سرد دیگه رو تحمل کنیم.

‫و همینطور اونها.

‫درسته که بگیم ما شاهد

‫بزرگترین تحرک نظامی ‫تاریخ روسیه هستیم؟

‫وقت مسخره بازی ‫تموم شده.

.قربان، "تمپا بِی" توی دریای "بَرنتز: گُم شد

‫ما یه سیگنال درخواست کمک توی ‫کولا پنینسولا دریافت کردیم.

‫هممم... ‫حیاط خلوت روس ها.

‫سیستم های محرمانه ای ‫در اون کشتی وجود داره.

‫و همینطور 110 نفر, قربان!

‫قطعا همینطوره. ‫خب, شما باید سریع و

‫مسلح حمله کنید, ‫یه زیردریایی ضربتی.

‫من به ناوگان ششم گفتم ‫که میخوایید شکارچی رو شکار کنید.

‫ما توی محدوده خودمون ‫همچین چیزی نداریم,

‫حداقل نه با تجهیزات نجات.

‫چرا. یدونه داریم.

‫نه پسر, آرکانزاس صدمات شدیدی خورده.

‫و ما هم ‫تعمیرش کردیم.

‫اون توی منطقه است, ‫تا به حال کاپیتان نبوده.

‫جو گلس؟

‫از زیر کدوم سنگی پیداش کردی؟

‫جزو کدوم گروهان بود؟

‫تا به حال به آناپلیس نرفته, قربان.

‫گلس.

‫ منتظر تماس ‫امن بمانید

‫ از رهبر ناوگان.

‫فرمانده گلس؟

‫برایان ادواردز.

‫سفرتون از پورتزموت چطور بود,کاپیتان؟

‫سریع بود. اینجا چی داریم؟

‫دستور های محرمانه از ناوگان ششم.

‫اونا هیچ زمانی رو ‫هدر نمیدن, قربان.

‫اکس او, تیم رو صدا کن.

‫ما به زودی ‫حرکت میکنیم.

‫ولی قربان, اونا ‫دو روز مرخصی دارند,

‫پیدا کردن اونا غیر ممکنه.

‫غیر ممکن؟

‫یه چیزی به من بگو, زو.

‫در فسلین چندتا ‫کاباره وجود داره؟

‫دو تا.

‫پس بیا یه نقشه دور از ذهن ‫رو عملی کنیم.

‫تو اولی رو بگرد, ‫و من دومی رو.

‫بله, قربان.

‫پایین, پایین تر.

‫دریچه بازه, ‫مخزن های اژدر 1-4 عملیاتی هستند.

‫- بارگزاری اژدر شماره یک. ‫- بارگزاری شد!

‫خدایا, خیلی تجهیزات ‫بهمون دادن.

‫اره, فکر میکنی برای چی ‫لازمشون داریم؟

‫دستورات کاپیتان تنها چیزیه ‫که لازم داری بدونی.

‫من شنیدم اون عضو ‫ یاغی های باتون. ‫بوده.

‫یه مکانیک. ‫تاحالا یه کاپیتان نبوده.

‫من شنیدم اون یه بار ‫یه افسر ارشدش مشت زده.

‫اره, اره. ‫شنیدم کارش درسته.

‫همیشه هم توی بندر ‫داف ترین دختر اتاقشو میبینه,

‫از همینجا تا ساموا.

‫- پس اونم مث خودمونه. ‫- چی؟!

‫آخرین باری که به کف دستت ‫شب بخیر نگفتی

‫چند سال پیش بوده, بریکووسکی؟!

‫تاحالا کاپیتانی که ‫مثل خودمون باشه دیدی؟

‫خب دیگه آروم باشید, ‫کلی کار داریم.

‫ادامه بدید.

‫کاپیتان کنترل رو به دست گرفت.

‫آماده شیرجه هستیم, ‫برخوردی با سطح نخواهیم داشت.

‫قصد شروع حرکت رو داریم.

‫ آرکانزاس اجازه ‫حرکت داره, قربان.

‫رهیاب پارک هستم. ‫به کجا, کاپیتان؟

‫به تمام خدمه, من کاپیتان ‫شما هستم, جو گلس.

‫ میخوام بگم که من فرمانده اوبرایان رو شخصا ‫میشناسم,

‫ ولی میدونم که ‫شما رو به خوبی آماده کرده.

‫ خب, من کلی پچ پچ میشنوم,

‫ در این مورد که قرار چه کاپیتانی باشم.

‫ پس بذارید تا خودم براتون بگم.

‫من مرد آناپلیس نیستم,

‫که شغل های شما رو ‫توی کلاس توجیهی یاد گرفته باشم.

‫من شغل های شما رو خودم داشتم, ‫پای سونار وایسادم,

‫من بمب های اتم جا به جا کردم ‫و لوله های اژدر ها رو دستمال کشیدم

‫و اگر فکر میکنین بیشتر از ‫بقیه کاپیتان ها میشناسمتون,

‫حق با شماست.

‫ من کل عمرم رو زیر آب بودم.

‫ من پنج تا انتخابات از دست دادم,

‫ هفت تا جام هاکی و ‫حتی ازدواج خواهرم

‫همینطور مرگ پدرم.

‫این تمام چیزیه که این پایین بلدم.

‫من, شما هستم.

‫اگر فکر میکنید این یعنی ‫من قراره کاری جز

‫اداره کردن روان ترین زیردریایی دنیا ‫انجام بدم, اشتباه میکنید.

‫این یه تمرین ‫ساده و راحت نیست.

‫برادرای شما در تمپا, در آب های روسی گم شده اند.

‫و احتمالا هم غرق شدند.

‫هر کدوم شما کسی رو در اون ‫زیردریایی میشناسه.

‫حالا, قراره پیداشون کنیم.

‫پس, به دستورات عمل کنید.

‫من هیچ چیزی جز بهترین تلاشتون رو نمیخوام.

‫ من میتونم کار بعضی از شما ها رو ‫بهتر از خودتون انجام بدم.

‫کار شما,

‫از مسئولیت های من به حساب میاد.

‫ادامه بده, اکس او.

‫بله قربان.

‫ادمیرال فیسک؟ ادمیرال فیسک.

‫من در کمتر از یک ساعت دیگه ‫با رئیس جمهور تماس میگیرم,

‫و بچه های شما ‫همکاری نمیکنند.

‫من برای انجمن فرماندهان ‫کار میکنم,

‫و نه سرویس اطلاعات ملی, خانم نورکویس.

‫یا دیگه باید به اسم کوچیک صداتون کنم؟

‫- مربوط به مدرسه فرزندمه. ‫- بسیار خوب.

‫ما دو انفجار در سواحل ‫کولا پنینسولا ثبت کردیم,

‫درست همون جایی که تمپا گم شد.

‫- دوتا؟ ‫- ممکنه برای اونا باشه,

‫ممکنه برای ما باشه.

‫امکان اینکه اونها با هم ‫تصادف کرده باشند وجود داره؟

‫احتمالش خیلی کمه.

‫با همتا های روسی خودت ‫ارتباط برقرارکردی؟

‫اونا چی میگن؟

‫- اون اطلاعات محرمانه هستن. ‫- حالا ببین کی همکاری نمیکنه؟

‫انفجار ها در چه زمانی ‫اتفاق افتادند؟

‫ساعت 09:04 و 09:06 دقیقه بین المللی.

‫مشکل چیه؟

‫از زمانی که روسی ها ‫شروع به

‫ساختن ناوگانشون در ‫پولیارنی کردن,

‫حواس ما به رئیس جمهور روسیه بوده.

‫زاکارین با گارد ویژه خودش ‫از کرملین خارج شده,

‫و داره درست به همونجا در ‫کولا پنینسولا میره.

‫- مسلما, برای همین اتفاق. ‫- نه.

‫اون قبل از دو انفجار از اونجا رفت.

‫یک ملاقات برنامه ریزی شده با وزیر دفاع ‫روسیه, دوروف.

‫من از این اتفاق ها خوشم نمیاد.

‫خب, من یه زیردریایی ‫توی آب میذارم.

‫به زودی جواب هامون رو خواهیم داشت.

‫ادمیرال.

‫تو دو درجه پایین تر ‫از اونی هستی که بتونم

‫این اطلاعات رو بهت بدم.

‫من سعی کردم وزارت اطلاعات رو ‫راضی کنم تا اجازه عملیات بده,

‫و اونا داشتن فس فس میکردن,

‫ولی حالا همه چیز زیادی تند حرکت میکنه.

‫اگر این یه حرکت از روی ‫خصومت بوده باشه,

‫ما باید بدونیم که زاکارین ‫داره اونجا چکار میکنه.

‫اگر تو میخوای یه پهباد به ‫اسمان روسیه بفرستی,

‫نیروی هوایی خوشحال میشه تا...

‫نه از 60,000 پایی.

‫ما روی زمین چشم و گوش لازم داریم.

‫من مطمئنم کسی رو میشناسی که ‫صداش رو در نیاره.

‫تا 48 ساعت آینده.

‫تو از من میخوای یه ‫تیم به خاک روسیه بفرستم؟

‫بله, همینطوره.

‫دنبالم بیا!

‫برید! برید! برید!

‫پاکه!

‫تو 30 ثانیه زمان داری, مارتینلی!

‫در حال حرکتم!

‫برو! تکون بخور! برو!

‫بیست ثانیه!

‫ده ثانیه!

‫پنج!

‫تمام!

‫هی!

‫تبریک میگم مارتینلی,

‫تو همین الان کل این تیم ‫کوفتی رو به کشتن دادی!

More Farsi Persian subtitles for Hunter Killer

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left