As primeiras 200 linhas.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
ــــــتــرــجـمـــه و ــــــزیـــرنـویــــس از بـهزاد اصلانی
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
اینجا زمین نیست، یک سیاره ی دیگه ایست
مانند اون ولی 800 سال عقب تر
سیاره های مشابه دیگری هم بود اما این یکی کوچک تر و نزدیک تر بود
و قلعه های خاکستری یاد آور دوران رنسانس هست
حدود سی دانشمند به آنجا فرستاده شدند
اما رنسانس اونجا اتفاق نیافتاد
فقط واکنشی به چیزی که تقریبا رخ نداد بود
"در شهر "آرکانار"، پایتخت "الترگلفو
با نابودی دانشگاه شروع کرد
روش فکر کردن و شکار اندیشمندان، دانایان
کتاب خوان ها و هنرمند های با استعداد
بعضی ها به ایروکن، کشور همسایه فرار کردند اونجا بهتر بود
باقی تسلیم شدند، یا اینکه اعدام شدند
به دست نیرو های "دان سبا"، وزیر امنیت شاه
سرباز ها و مغازه دار ها خاکستری میپوشیدند
سربازان خاکستری، وزارت خاکستری
رنگ سنگ محلی با بد ترین کیفیت
گارد شاهنشاهی کنار زده شد
هیچی نخورده
فقر، فقر
بسه، بسه
سنگ ها سفید و صاف بودند
فیکا"، قصاب مو قرمز، کجاست؟"
باران اینجا کوتاه و چسبنده بود اما مه طولانی بود
از خلیج میامدند و به همانجا بر میگشتند
خدا بودن سخت است
او معمولا در خواب گریه میکرد
چون در خواب کشته بود
اون هیچگاه اجازه ی کشتن نداشت
بعد صدای مادربزرگش از بچگی هاش در زمین رو شنید
بچه گریه میکنه
یک سیگار کشید و گفت
اشک بچه ها آبه همش تو فکرو خیالته پسر
روماتا لومید یارمونیک شریف
رو پیشونیش دود احساس کرد، ولی فقط از ترک ریزی میامد
جایی که دستور داده بود صندوق بزرگی بگذارند
تشک تخت رو انقدر محکم گرفت تا بیدار شه
شومینه ای در طبقه ی پایین قلعه ی بزرگش دود میکرد
برده ها با این که ممنوع بود، بلند بلند صحبت میکردند
اون رو زمین نبود، بلکه رو سیاره ی دیگری بود
یک اشراف زاده ی نسل 17 ام
پسر غیر مشروع "گوران"، خداری محلی
از دهان خدا متولد شده
همه باور نمیکردند
اما همه مراقب بودند
به لاکپشب غذا دادی احمق؟
موش ها گوشت خوک رو میخورند
آره
دوباره چکمه های من رو پوشیدی؟
اتفاقی بود
همش برای تو اتفاق میافته
کفش ها روی میز
خودم رو دار میزنم
چی؟
خودم رو دار میزنم
چی؟
برای چی وقتی خوابم انقدر سر و صدا میکنی؟ تو رو تو بندر میفروشم، تورم همینطور
چه بد که برده ها قیمتشون اومده پایین
راهش اینه
بمیر هیولا
تو بمیر
پاییزه، موشی نیست
تمام زندگیم
یک غاز اینجا دفن شده
یک نقاشی
یکم کم عمقه اول برو
پیگا، تخم مرغ گرفتی؟
زنبور ها دارند ملکشون رو میکشند
مثل یک موش گاز میگیره
این رو زیر خوک پیدا کردم
حروفش خیلی صاف هستند
بریم
حالا، حالا
عوضی، چهل سال پیش رو یادته؟
آره، مثل همون
به گتابم گفتی ان پرنده
یادم نمیاد- نمیاد؟-
چیکار میکنی؟
چهل سال از زندگیم، همه ی عمرم
اشکال نداره، به موقع تموم کردی
حالا میخوای بری قدم بزنی؟
بیا بریم سانز، مال ماست اون
یک مرد دانا رو اون پایین تو گهدونی انداختند
پاهاش اینجوری شد، بعد عمقش زیاد شد
من اونجا بودم، خیلی خنده دار بود
فلوط رو به دون برگردون
حروم زاده
باید حواست به پول باشه
خودت ببر پیشش کره خر، یا تو رو تو بندر میفروشم
دون
دزد
هر پاییز همینجوریه
نمیدونم چی بگم
یک شکله
دون شریف، به این معلول سکه ای بده
بباد عوض شده، حالا بوی گندیده میده
شهر محاصره شده توسط مرداب های عمیق
هنوز، مردم، کتاب خوان غرق شده را دوست داشتند
شب به ایروکن خزید
آراتا بود شورش روستاییان هانچبک
یا برده های فراری از معادن قلع شفاف مثل پروانه
"یا سربازان سرهنگ "کوسیس
پرداخت میکنی، یا کشته میشی
فقط چون میخواستند فضای دیگری رو درست کنند
تا زندگی کسانی که هیچ چیز از زیبایی نمیدانند رو تزیین کنند
یا عینک های که به افراد نیمه بینا کمک میکرد که ببینند درست کنند
و کسانی که به آسمان نزدیک میشدند
دون روماتا کفش های شبدری اینجا مخفی کرده
تا مخفیانه به آرکانار بره
چیکار میکنی؟
داریم پرواز یاد میگیریم، بیشتر به سمت پایین
دون شریف، من رو از اینجا ببر
چه سعادتی
دکتر "بوداخ" قرار بود از ایروکان اینجا آورده شود
او مغز هشیار و منطقی ای دارد که از تمدن به وجود آمده
یک هم سخن خوب برای روماتا در عصر های طولانی آرکانار
اما بوداخ به همراه نگهبان ها ناپدید شد
این "پخ" هست، هیولای دم آهنی
داری دروغ میگی، همچین چیزی وجود نداره
شلغمه
شلغم
بازدم
داره دروغ میگه
حتی پرنده ها رو هم مست کردی
حالا میکشمش
بزن
بزنش
حروم زاده، بکشش
اگه دوباره اون آشغالا رو مخلوط کنی
چرا انقدر افسرده کننده است؟
چون پاییزه- آره-
دوباره پاییز؟
سفیده
غیر قابل تحمل
نگاه کن
باورت میشه اون احمق الکل رو تلفیق کرد
اون وزغ، اولین رو این سیاره است
"لئوناردو داوینچی"
زمینی ها بیشتر اینجا ها جمع میشوند
بیشتر و بیشتر مشروب خوردند، واز هم دیگر عصبانی شدند
دوستت دارم
ولی تو دوستم نداری
گور بابای اون رئیس جمهور ها و پادشاه ها
از سر راهم برو کنار
من یک پسر رو به فرزندی گرفتم
اون تنهاست، من تنهام
پسره دزده
اون یتیمه، حروم زاده حالا دوتا شدیم
دوباره تو خوابم زمین رو دیدم، زیبا بود
به اینجا خوش آمدی
آدمت بوداخ ناپدید شد ماموره هم همینطور، میکشنش
بوداخ رو میگیرم
بیل رو بده به من
پسره موافقت کرد که خودش خبرچینی کنه
بگو خفه شه مفهومه؟
مثل این
گوز قدیمی یک بوس بده
تو دهنت مورچه داری بیا این رو بخور
تله، گفتم
چند بار بهت گفتم
پاشکا" تو تله گیر کرد"
تله ی خرس
پات رو نزار
برای برداشتن این تله لازمه که پا هم قطع بشه
یک چاقو بده بهم
درد داره عوضی ها
سم میخوای؟، خوبش رو
گوش کنید، بیست سال پیش
بیست سال پیش یکی از ما
یک احمق
به رنسانس گفت، پیروزی هنر
تو این سیاره ی تخمی
من خندیدم
و تو نوشتی که من عوضی ام شاید هستم
ولی هنر و رنسانس کجان؟ ، اینجا نیستند
و کل زندگی؟- شوخی بود-
شرمنده، تقصیر من بود
همه گوش کنید، من بدون نگهبان اومدم اینجا
یک برده ی فراری بهم حمله کرد
داشت خفه ام میکرد، میبینید
این فقط جاشه
باید تنها برگردم
یک تیر تو چشم من رو خواهد کشت
و شما نمیخواهید که من رو قبل از مرگم ببخشید
اون نمیخواد من رو قبل از مرگم ببخشه
بیا بببوسیم
این عوضی کلی نگهبان داره
چه دروغ گویی- من مونش هازن هستم-
بدون من چیکار میکردید؟ احمق های عجیب، تو یک سیاره ی عجیب
کیف چرمی کجاست؟
پرنده اینجا ناله میکنه
رنسانس لعنتیت پست ترین سال های تاریخ زمینه
زوراب، اون بهتره
تاریک و ساکته
نه برای من، برای کس دیگری
خب؟
نه برای من، برای کس دیگری
No comments yet. Be the first to leave one.