As primeiras 200 linhas.
...آنچه گذشت
ما دلواپس تو هستيم
واسه چي؟
قرص مصرف ميکردي که بيدار بموني؟
سايهي توي عکس مالِ توئه؟
چرا قبلاً قضيه رو بهمون نگفتي؟
چون هميشه براي يک قسمت از وجودم
سؤال بود که اين قضيه تقصير منه يا نه
تو تازه از يک رابطه خارج شدي
اون رابطه واسه من مُرده، تمومه
،کاش خودت بهم ميگفتي قضيه چيه
به جاي اينکه اينطوري بو ببرم
اين براي توئه
شغل من وقتي متوجه ميشيم آدماي بيگناه
رو قرباني کرديم، خيلي سخت ميشه
پول آليسون داره تَه ميکشه
و شانا تنها کسي ـه که ميدونه چطور ميشه باهاش ارتباط برقرار کرد
!تو آليسون رو ميشناختي
داشتم يه کتاب در موردش مينوشتم
من براي تو همين بودم؟ يک تحقيق؟
به خدا قسم، اين کتاب رو ميسوزونم
نه، ميخوام بدونم چي بوده که ارزش اينو داشته
که هرچي با هم داشتيم رو بخاطرش خراب کني
حالا چيزي از اون کتاب رو خوندي؟
چند صفحه
يه جاهاييش رو خوندم
،ازرا قبل اينکه با هم آشنا بشيم من رو ميشناخته
همهمون رو ميشناخته
تازه آليسون رو هم ميشناخته
پس اعتراف کرد با آليسون رابطه داشته؟
آره، يه رابطهي کوتاه مدت
پس حتماً پسر شلوارکي خودشه
،بابا، ازرا قصد کُشتن آليسون رو نداشته
توي کتابش سعي داره تکههاي معما رو کنار هم بذاره تا بفهمه کار کي بوده
چطور ميخواد همچين کاري کنه
وقتي حتّي پليس هم نتونست قضيه رو حل کنه؟
چميدونم
با اينحال يه نظريه داره
خب؟ چي هست؟
فکر ميکنه کار يکي از ما بوده
شوخيت گرفته ديگه، آره؟
پس معلومه کل کتابش تخيلي ـه
ميخواد اين جريان رو گردن کدوم ـمون بندازه؟
فرصت نشد اين رو ازش بپرسم
به عقلت نرسيد ازش بپرسي؟
واسه چي؟
خودمون ميدونيم که همچين چيزي واقعيت نداره
فقط به اين خاطر که يه کتاب نوشته دليل نميشه "اي" نباشه
ميدوني، ممکنه بخواد به بهونهي اون کتاب ...تقصيرها رو بندازه
گردن يکي از ما و از خودش رفع اتهام کنه
نه، لازم نيست اين کار رو بکنه
در جريانه آليسون زندهست
منتها قبل اينکه شروع به نوشتن کتاب بکنه از اين موضوع خبر نداشته
بچهها، گوش کنيد، ازرا "اي" نيست
اون يک نويسندهست که ديده موقعيت
براي مشهور شدنش فراهمه و از من سوءاستفاده کرد
از همهمون سوءاستفاده کرد
،وايسا ببينم، پس الآن منظور ما اينه که
همهي چيزايي که داخل اون اتاق توي "ريونزوود" ديديم
همشون براي تحقيقات کتابش بودن؟
سالهاست داره روي اين کتاب کار ميکنه
،خب، ما دوربين مداربستهاش رو ديديم
پس ميدونيم ما رو تحت نظر داشته
،احتمالاً اميدوار بوده ما به آليسون برسونيمش
تا بتونه پايانبندي خفني براي کتابش جور کنه
،اگر واقعاً ما رو تحت نظر داشته پس حتماً ميدونه "اي" کيه
يعني، چطور تونسته اين همه مدت دست رو دست بذاره
و هيچکاري براي کمک به تو نکنه؟
خيلي سادهست
چون هيچوقت از ته دل عاشقم نبوده
اوضاعت روبراهه؟
يک کم خستهي سفرم
آخه تازه از اروپا برگشتم
پس "هاليس" درس خوندي؟
تازه فارغالتحصيل شدم
قراره براي اولين بار مشغول تدريس کردن بشم
عاشق اين آهنگم
"بي-26" ،Happiness اشاره به آهنگ] [بي-26 پسورد کلبهي ازرا هم بود
رشتهات چيه؟
به ادبيات انگليسي علاقه دارم
منم انگليسي تدريس ميکنم
ضمناً، نويسنده هم هستم
،البته تا الآن بيشتر شخصيه فقط واسه دل خودم مينويسم
ممکنه بهم اجازه بدي بعضي از نوشتههات رو بخونم؟
آره، واقعاً دلت ميخواد بخونيشون؟
آره
تو باهوشي، سفر کردي
سليقهات توي آهنگ هم که حرف نداره
دوست دارم بيشتر بشناسمت
صبحبخير، عزيزم
سلام
يه کم قهوه ميل داري؟
آره
تلخ باشه لطفاً
کسي قراره بره سفر؟
...آره، آم
امروز صبح من و مادرت با دکتر "گريگز" حرف زديم
به نظر دکتر به نفعمونه که ،قبل از بدتر شدن وضعيت تو
برات يه راه چاره گير بياريم
چه راهي؟
يک مرکز بازپروري توي "فيلادلفيا" رو بهمون توصيه کرد
بازپروري؟
لازم نيست برم اونجا
عزيزم، از اينکه به مطب دکتر زنگ زدي
و خودت رو جاي من زدي تا نسخهات رو تمديد کني، خبر دارم
فقط ميخواستم با کمک قرصها چند تا امتحان رو پشت سر بذارم
اسپنسر، قبلاً هم از اين حرفا بهمون زدي
ببينيد، قبول دارم کنترلم رو از دست دادم
خب؟ ولي اين بار مثل دفعهي پيش نيست
فقط يه چند هفته قرص مصرف کردم
بعد بدون نسخه از کجا قرص گير آوردي؟
از آدماي مختلف توي مدرسه گرفتم
کار سختي نيست
خواهش ميکنم، هنوز دارم براي کالجها درخواست ميفرستم
نميشه هم سابقهي ردلي و هم بازپروري داشته باشم
فقط ازتون ميخوام بهم يک فرصت ديگه بديد
تا خودم ترک کنم
خواهش ميکنم
باشه
بهت فرصت ميديم
فقط به اين شرط که داروي ترک اعتياد رو
زير نظر ما استفاده کني
قول ميدم
و هر روز بعد از مدرسه يه راست مياي خونه
حتماً
ازتون ممنونم
اسپنسر، اين آخرين فرصتته
دفعهي بعدي ديگه با هم بحث نميکنيم
ميفهمم
سلام عليک
چه کت و شلوار قشنگي
بعد از مدرسه مصاحبهي کاري چيزي داري؟
نه دقيقاً
ببين، ميخواستم بهت زنگ بزنم و عذرخواهي کنم
آخه بابت اتفاقي که افتاد
عذاب وجدان داشتم
نبايد اون روز ميبوسيدمت
بيخيالش
ببين، مسأله اين نيست که از بوسيدنت خوشم نيومد
فقط اينکه توي شرايطي نبودم که بخوام ...يه رابطه جديد رو شروع کنم
هانا، ايرادي نداره
باشه، فهميدم
فقط...الآن وقت ندارم باهات حرف بزنم
چطور؟ کجا داري ميري؟
دادگاه
دادگاه؟
چي کار کردي؟
هيچي
موضوع بابامه
قضيه "ويلدن" رو يادته؟
اون بنا به دليلي از بابام اخاذي ميکرد
و حالا پليسا بخاطرش يقه بابام رو چسبيدن
همش تقصير منه
وادارت کردم خانوادهي من رو به مال خودت ترجيح بدي
هيچم وادارم نکردي
خودم تصميم گرفتم
،و اگر مجبور باشم دوباره انتخاب کنم همون تصميم رو ميگيرم
بايد برم
سلام
در چه حالي؟
حالت تهوع و درد دارم، خستهام
به جز اينا، توپ توپم
کاري از دستم برمياد؟
نه بابا ولي مرسي
مطمئني؟
آره، خواهشاً
بيا در مورد من حرف نزنيم
شانا امروز صبح بهم زنگ زد
از "جورجيا"؟
دليل رفتنش رو گفت؟
فقط گفت ازم ميخواد پول آلي رو
توي يک صندوق پستي تو "ولينگفرد" تا قبل از
شش بعد از ظهر امروز بندازم
ولينگفرد؟
تا اونجا که يه ساعت راهه
آره
به نظرم بهتره نري اونجا
چرا؟
يک لحظه دختره اينجاست بعد يک دفعه غيبش ميزنه
اونوقت يهو زنگ ميزنه
و ازت ميخواد فوري بري پول رو يه جا بندازي
اسپنس، ما که ميدونيم آلي پول لازمه
چه خبر شده؟
فکر ميکرديم امروز نمياي مدرسه
بايد رو در رو با ازرا حرف بزنم
وايسا، وايسا، آريا
نميدونم کجاي اين ماجرا راست بوده و کجاش دروغ
به نظر ما به جواب سوالات نميرسي، فهميدي؟
بااينحال بدون شک حقته بدوني
ولي رو رد رو شدن با ازرا توي مدرسه ايدهي خوبي نيست
ازرا کجاست؟
منظورت جناب فيتز ـه؟
آره، بايد باهاش حرف بزنم
خبر داري کجاست؟
آقاي فيتز بخاطر يک مسألهي اضطراري خانوادگي مرخصي گرفتن
کمکي از دست بنده برمياد؟
مسألهي خانوادگي؟
صحيح
خدايا، مرتيکه هم دروغگوئه و هم بُزدل
آريا، صبر کن - هيچيم نيست -
No comments yet. Be the first to leave one.