As primeiras 200 linhas.
ارائهایی از بزرگترین و کاملترین سایت دانلود فیلم و سریال 30NAMA.click
تــرجـمــه و زیـرنـویــس از «MeysaM/Unicorn»
:تمامی فیلمها و سریالها رو "رایگان" دانلود کنید 30NAMA.click
بگیرش
الان نه.
عصر بخیر.
دیر شده
موسیو راباسکال.
خوبه؟ خیلی افاده ای نیست؟
خیلی زیباست
از ساحل؟
لیون رو میدونید کجاست مادام؟
نه
هنرستان دوره؟
از پل بگذری اونجاس
رقابتی هست؟
آره، برای پیانو زن های جوون
از سر تا سر فرانسه
اون چه کار میکنه؟
چی شده؟
شیشه بر!
خیابان Kommin
صبر کن!
من میام
اونجا میبینمت
برو!
برو.
برو!
برو.
موسیو Sauvage - طبقه اول
سلام.
سلام، گابریل.
بشین
بشین تا تموم شه
تو همه کارا رو برای کار مستقل انجام دادی؟
بله.
تاریخ حوصله سر بره
ولی سرتو گرم میکنه مگه نه؟
این مطالعه مناسب من نیست
میخوام با من حرف بزنی
کتابتو اوردم
ممنون
تو تب داری.
این رمان فوق العاده است،
نویسندش یه زن جوون انگلیسیه که کل عمرش رو توی روستا بوده
-جایی که زندگی میکرد -و جای دیگه نرفت؟
اون جوان درگذشت.
دست خط زیباییه.
ادامه بده
میخوای چیزی بگم؟
نه
یکم دیگه مونده
حالا دیگه استراحت کنید تا شام بیاد
چه دختر قشنگی! مال روستای ما نیست
این کتاب متعلق است به ژان کلود...
ما لباسامونو در اوردیم
من مال تو ام
دستهامونو بهم گره زدیم
ما من بهتریت لذتو میفهمی
ما یکی میشیم
نمیشه ما رو از هم تشخیص داد
نمیشه ما رو از هم تشخیص داد
خب، مادام ساورنی شما از برداشت راضی هستید؟
بهتر از سال گذشتست.
چند کیلو در هر هکتار؟
15-16.
امسال گلا خوب بودن
بیا!
عصر بخیر. با ما بشین!
خیلی ممنون!
امیدوارم که هر سال مثل امسال باشه
من اینجام.
عصر بخیر.
از کتاب خوشت اومد؟
بله.
این کتاب در مورد عشقه
بله، یک داستان عاشقانه.
این برای شماست.
چیه؟
بگیرش، برای توئه
زنده باد جشن برداشت محصول! ما کل شبو میخونیمو میرقصیم!
نمیخونمش
نه
این برای توئه
کی نوشته؟
من.
اینو از کجا گرفتی؟
خودم.
این حرفا... تو عقلتو از دست دادی
تو به من کتابو دادی
این یه کتابه
منو ول نکن، کجا میری؟
عوضی
جشن برداشت محصول! با صلح و عشق!
عجب چیزی بود
به چی نگاه میکنید؟
گابریل!
احتیاط کنید! بهش صدمه نزنید!
اون بیهوشه
بیا اینجا، دخترم!
گابریل!
باز کن!
گابریل!
از اونجا بیا بیرون!
گرسنه ای
ببین چه کار میکنه! باید نجاتش بدیم
تو خونه حالت خوبه؟
بله.
میخوای وضعیتتو عوض کنی؟
نه، چرا؟
جاهایی هست که...
اون دست خودش نیست، ولش کن
هیچ وقت نمیدونی چی تو سرشه
بهتری؟
بهترم.
خوبه...
به زودی همو میبینیم دوباره
برای چی؟
و تو؟
صدامو میشنوی؟
اینجایی؟
تو لختی
به من مهمترین چیزو بده
یا بزار بمیرم
سلام خوزه! حیف شد هوا خوب نیست
بارش بارون کمتر شده
سلام، خوزه، من میخوام باهات صحبت کنم.
سلام، من گوش می کنم.
ما میریم مزاحم صحبتاتون نشیم
میخوای...
نه، لازم نیست
بشین
ممنون
خوزه
فکر نکنم زندگی آسونی داشته باشی
همیشه تو جابه جایی بودی، شاید ازش خسته شدی
ولی بزار برم سر اصل مطلب
دخترمن...
دختر بزرگمو میشناسی؟
بله.
به نظر بهش بی تفاوت نمیای
اون قشنگه
و الان وقتشه که خانواده تشکیل بده
من به تو دروغ نمیگم
اون مریضه، بیماریه عصبی داره
همیشه
سر به هواست
دیوونه نیست
شایعاتو باور نکن
اون نیاز به یه مرد قابل اعتماد داره
یه شوهر.
یکمی دربارت میدونم
ولی بمن قوت قلب میدی
اما اون...
چیزیه که من تا حالا دیده باشم؟
ببین
تو کاتولیک هستی
من دین ندارم، هیچی ندارم خانم
هیچ چیزی ندارم
میدونم
ولی یه حرفه بلدی
ما میتونیم کمکت کنیم یه کسب و کار راه بندازی
بلاخره یه سنگتراش با تجربه ای هستی
در موردش فکر کن
برای چی به این مرد نیاز دارم؟
حدس بزن.
من نمی فهمم.
اون میخواد باهات ازدواج کنه
کیه؟
ول کن!
وقتی روستامون تصرف شد
بعضیا تونستن فرار کنن و برن به کوه
ما چند روز تو یه پناهگاه نشسته بودیم
ارتش ژنرال فرانکو اومد
و جنگ تموم شد، من با جمهوریخواها جنگیدم
من نمیتونستم دور بشم
ما صبر کردیم...
بیا کمکمون کن
بعدش مجبور شدم برم، چاره ای نبود
آخرین باری که روستا رو دیدم
تو آتیش می سوخت
تو خبری از خونت نگرفتی؟
برادر بزرگم رفت ساراگوسا
بعدش دیگه رابطه ای نداشتیم
ما توی یه جایی بودیم
یه کشتی سازیه بزرگ
خوزه قراره اونجا کار کنه
متاسفانه، زمانی که سیاست خانواده ها رو از هم جدا میکنه
همسایه به همسایه، برادر به برادر رحم نمیکنه
برای ما همین اتفاق افتاد
گابریل دوست داری توی ساحل زندگی کنی؟
چی؟
ما چیو جشن میگیریم؟
می خوای با من ازدواج کنی؟
دیوانه.
ما همدیگه رو نمیشناسیم
No comments yet. Be the first to leave one.