As primeiras 200 linhas.
... آنچه گذشت
...من دنبالِ کاروانِ گمشدهم ميگشتم
،توبي دزديتش و اون رو به "اي" داده .و اسپنسر از اين موضوع خبر داشته
شرمنده. موضوع اينه که توبي هنوز براي اينکه به شماها بگه اوضاع از چه قراره آمادگي نداره
،اين رو پيدا کردم کت قرمز، همون "اي" ـه ديگه، درسته؟
ما دنبالِ يه دختر بلوند ميگرديم - اين چيزي نيست که دنبالش ميگرديم -
اي. لمب؟ ادي لمب؟ - خودمم -
ببخشيد ولي من اينطوري بهت علاقه ندارم
کلمه ي "هرزه" چند تا امتياز داره توي اسم فاميل ؟
!وايسا! اون ماشينِ منه !چيکار داري ميکني؟
يه جورايي دلم ميخواست اينکار رو انجام داده بودم، اگه اتفاقي مثل اون دوباره برات بيافته ، ميخوام که آماده باشم
اين همون اسلحهست، يا لااقل من فکر ميکنم همونه - دستِ تو چيکار ميکنه؟ -
،تو کمد مامانم پيداش کردم بايد از شرّش خلاص شم
!دستا بالا! تکون نخور
از اون تفنگ براي قتل کارآگاه ويلدن استفاده شده
و اثرانگشت مادرت روي گلوله ها هست
بايد يه کليد رو تحويل بدم
بجنبيد بچهها، بيايد بريم قراره دزدکي بريم آپارتمان ويلدن
دنبال نامه برگردين ، يا عکس ... هر چيزي که بتونه ويلدن رو به شانا يا جنا مرتبطت کنه
،اگه نتونه کليد رو پيدا کنه بدجوري تو دردسر ميوفتيم
اگه من کار نکنم از پس مخارجمون برنميايم
ميشه گوشي رو بديد به "باب لرابي"؟ ايشون گزارش اوّليه رو تنظيم کردن
ممنون، منتظر ميمونم
.... باب؟ نه، نه، نه، ما ما تو مسافرخونهايم
،حدوداً ساعت 2 همونجا با مأمور بيمه قرار دارم
... امّا ببين، قبل اينکه ببينمش
آره، متوجهم که يه ماشين دزدي بوده، ولي يعني هيچکس رانندهش رو نديده؟
يعني اگه طرف اينقدر ديوونه بوده که ،با ماشين بياد تو اتاق نشيمنِ من
چطوري تونسته با اين سرعت در بره؟
ممنون
نه، نه
،ببين، ميدونم هر کاري از دستت برمياد رو انجام ميدي
ولي اين ماشين بي هوا خونهي منو داغون کرده
ممکن بود دخترم توي اون اتاق نشسته باشه
بعد اينکه مأمور بيمه رو ديدم باهات تماس ميگيرم، باشه؟
خيليخب، مرسي، خدافظ
آخه چطوري يه نفر ميتونه از همچين تصادفي قِسِر در بره
اونم بدون اينکه حتّي يکي از همسايهها ببينتش؟
بهتره با خودت کاپشن بياري
ظاهراً امشب قراره هوا سرد باشه
بعد از مدرسه يه راست ميام خونه تا براي باز کردن وسايل کمکت کنم
مگه امروز جلسهي مشاوره براي انتخاب کالج نداري؟
... درسته، امروز صبح جلسه دارم، ولي پيش خودم گفتم
عزيزم، جلسهت رو از دستي ندي ها، خواهش ميکنم
مامان، ميخوام کمکت کنم
اگه فکر آيندهت باشي بيشتر کمکم ميکني
حالشون چطوره؟
ميگه حالشون خوبه
اي" کلاً عشقِ اينه که با ماشين از رو ملّت رد شه
احتمالش هست اين قضيه واقعاً يه حادثه بوده باشه؟
آره، منم همين فکر رو ميکردم
خب، باشه، کار "اي" بوده، ولي آخه چرا؟
،تا حواسمون رو پرت کنه ،يه کاري کنه نتونيم کُت قرمر يا
،سيسي درک يا هر کَس ديگهاي که طرفمون هستش رو پيدا کنيم
راستش، به نظرم طرفمون همين "سيسي درک" ـه
و دعا ميکنم توبي و کيلب گيرش بندازن
اي خدا! اسپنسر چرا اينقدر مامانت طولش داره ميده؟
دادگاهها رو قاضيها ميچرخونن ها دستِ وکيلها نيست که چقدر طول ميکِشه
بابا يه جلسهي تفهيمِ اتهام که بيشتر نيست فقط بايد مبلغِ وثيقه رو مشخص کنن و مامانم آزاد شه
خانم هيستينگز گفت به محض اينکه مادرت آزاد شه بهت زنگ ميزنه
فقط يه نفس عميق بکش، باشه؟
مامان؟
سلام، صبحونه خورديد دخترا؟
خانم هيستينگز، مامانم کجاست؟
اسپنسر، ميشه لطف کني با آريا چند لحظه بريد طبقهي بالا؟
نه
نه، ميخوام اينجا کنارم باشن
هانا، ما مدعي شديم مادرت بيگناهه
ولي قاضي حاضر نشد وثيقه تعيين کنه
نه
آخه چرا؟
،متهم بودن به قتل عمديِ يه افسر پليس
يه دادستانِ بخش که نميخواد اشتباه بيشتري ازش سر بزنه
ولي شک نکن که ما درخواستِ تجديدنظر ميکنيم
خب، اين يکي چقدر زمان ميبره؟
کاغذهاي اداريش تا امروز عصر روي ميز قاضي قرار ميگيرن
ولي يه سري اتفاقهاي تازه قراره بيوفته
مثلاً چي؟
هانا، مادرت داره به يه
محل ديگه منتقل ميشه - کجا اونوقت؟ -
تا موقع جلسهي دادگاه به زندان ايالتي در مانسي منتقل ميشه
فردا منتقلش ميکنن
خدا! تو بهم قول داده بودي
عزيزم، متأسفم
حسين و سعيده با افتخار تقديم ميکنند S@eideH - Black-Death
کاري مشترک از دو تيم 9Movie - Farsisubtitle
جايِ مامانم، من بايد تو زندان باشم
هانا، تو که کار اشتباهي نکردي
درسته، يکي زده ويلدن رو کُشته
و "اي" هم داره از اين قضيه سوءاستفاده ميکنه
تقصير تو نيست
مامانم رفته بود اونجا تا از من محافظت کنه؛ چطور ميگيد من مقصر نيستم؟
،کيلب ـه حوصله ندارم الآن باهاش حرف بزنم
هانا، مامانم وکيل کار درستي ـه
اگه اينطوره، چرا نتونسته مامانم رو آزاد کنه؟
چون فعلاً فقط يه جلسه دادرسي برگزار شده
.قطعاً اين پرونده رو ميبَره هميشه همينطوره
مطمئني هميشه؟
خب، بالاخره ميخواي بري مدرسه يا نه؟
نه شماها بريد، خودم خوب ميشم
مطمئني؟
بايد برم بابام رو ببينم
اگه مامانم برنگرده، مجبور ميشم برم با بابام و اون دو تا عجوزه زندگي کنم
شماها بريد، من خوبم
باشه
اسپنسر، از مامانت بابتِ اينکه سرش داد زدم عذرخواهي کن
ناسلامتي مامانم وکيل ـه ها، به اين چيزا عادت داره
يه وکيلِ عالي هم هست
خيليخب، اگه چيزي لازم داشتي بهمون زنگ بزن، باشه؟
باشه، طوريم نميشه
آريا
معذرت ميخوام - نه، من معذرت ميخوام -
ببين، امشب قراره تا ديروقت با بر و بچههاي تيم بيرون باشم
دارم باهات هماهنگ ميکنم واسه اينکه اگه بابا از "سيراکيوز" زنگ زد سوتي ندي
ولي تو رو خدا نگي بايد سر يه ساعت معين خونه باشم
با بچهها تيم قراره چيکار کنيد؟
بعد بازي ميخوايم جشن بگيريم
حالا از کجا ميدوني جشن لازم ميشيد؟
خب، اگه ببريم اسمش جشن ـه
اگه ببازيم ميگيم مهموني گرفتيم
... حالا به نظرت کِي برميگردي - منتظرم بيدار نمون -
... مايک، چه ساعتي برمي - برنامهي امشب خيلي برام مهمه -
بايد با بچههاي تيم وقت بگذرونم
چرا اونوقت؟
از سَر جريانِ ماشين کانر ... اوضاع عوض شده
... خب، اين چه ربطي داره به
خودم حلّش ميکنم
اين ساک ورزشي رو از کجا گير آوردي؟
اونجا کلاس ميرم
کلاسِ هنرهايِ رزمي؟ چرا؟
هيچ ايرادي نداره ياد بگيرم چطوري از خودم دفاع کنم
خب اين فيل ـه؟
دايناسور ـه؟
بيخيال ديگه مالکوم، بايد يه راهنمايي بکني
باشه، پس اين الآن منم؟
،رامبراند" جون گوش کن" نقاش هلندي
بعداً با هم راجب اين قضيه حرف ميزنيم الآن يکي از دانشآموزام باهام کار داره
امّا ... باشه، دوسِت دارم، خدافظ
سلام، بيا داخل
يه در صد هم احتمال نميدادم بياي
والا خودمم همينطور
،ولي مامانم ازم خواسته روي آيندهم تمرکز کنم
حالا چه خونه داشته باشيم چه نداشته باشيم
واي اميلي، از صميم قلب متأسفم
...اصلاً نميتونم تصور کن تو و مادرت چه
حسي داريد
پليس چيزي گير آورده؟
فعلاً که مشغولِ تحقيقات هستن
فهميدن ماشينِ دزدي ـه
واجب نيست الآن جلسه رو انجام بديم ها
...با توجه به اين قضيه تصادف و مامانِ هانا و
اگه بيخيالي طي کنم، مهلت درخواست دادنم تموم ميشه
فقط بايد اميدوار باشم اوضاع بهتر ميشه، درسته؟
همينطوره
،اميلي، اون اوايل که به اين شهر اومده بودم
تو و دوستات با تهديدهايِ خيلي جدي روبهرو بوديد
،اينم ميدونم مونا مسئوليت بيشتر اون تهديدا رو پذيرفته
ولي احتمالش هست که شخص ديگهاي هم قصد آزار شماها رو داشته باشه؟
يعني تاريخ باز داره تکرار ميشه؟
،دفعه پيش کُلي طول کشيد تا در مورد مشکلتون حرف زديد
... اگه اون ماجراها دوباره داره تکرار ميشه
يه سانحه بوده
يه ديوونهي عشقِ سرعت کنترلش رو از دست ميده و از ايوون جلويِ خونهي ما به عنوان سپر بلا استفاده ميکنه
اين کالجِ کجاست؟
مريلند
جوابِ تلفنام رو نميده
در حال حاضر خيلي بهم ريختهست
خيال ميکرد مامانش با وثيقه آزاد ميشه همه همين فکر رو ميکرديم
خوشم نمياد تنها باشه، متوجهي؟
راستش، گفت ميخواد با پدرش تماس بگيره
بيخيال بابا! اگه نظر منو بخواي اين بدتر از تنها بودنش ـه
ببين، بعد کلاسِ انگليسي يه سر ميرم خونه
تا مطمئن شم خودش رو زير ملافههاي من قايم نکرده باشه
حلّه؟
بقيهتون در چه حاليد؟
عالي و سرحاليم
... اسپنسر
با ماشين از دمِ خونهي اميلي اينا رد شدم، خب؟
هنوزم دارن تيکههايِ اون ماشين رو از خونهي اونا جمع و جور ميکنن
بهم بگو واقعاً چطوريد؟
داريم سعي ميکنيم خوشبين باشيم
شايد اينکه "اي" به کاراش سرعت داده معنيش اين باشه که ما زيادي نزديک شديم
شايد چيزي نمونده تو و توبي بفهميد قاتلِ توبي کيه
،بگذريم، اون شماره که از موبايلِ "نايجل" گير آوردي
آخر فهميدي شماره کي بوده؟
يه نفر که خيلي زرنگه
اين شماره مالِ 3 تا آدم مختلف با 3 تا آدرس متفاوت ـه
همشون هم تويِ نيويورک قرار دارن
خب، کدومش راستکي ـه؟
نميدونم واسه همين هم ... توبي رفت نيويورک تا
،به اين خونهها سر بزنه ببينه تو کدومشون آدميزاد زندگي ميکنه
شايد سيسي درک اونجا باشه
شايد
خيليخب، ميشه خواهشاً به هانا بگي يه زنگي به من بزنه؟
حتماً
دستت درد نکنه
اين کالجِ کوچيکه
اصلاً ارزش تقاضا نامه پُر کردن رو داره؟
چرا که نه؟
... آخه به زور ميشه جاي خالي توش
No comments yet. Be the first to leave one.