As primeiras 200 linhas.
.ديشب يه خواب احمقانه ديدم
.داشتم نمايش "قوي سفيد" رو اجرا مي کردم
حرکات رقصش با اونچه که انتخاب مي کنيم .کاملاً متفاوت بود. بيشتر مثل "بلوشوي" بود
.مقدمه نمايش بود
.وقتي "روتبارت" (جادوگر داستان) طلسم رو ايجاد مي کنه
!ببين چقدر صورتي و خوشگله
!خوشگل
.حالت خيلي خوبه - .بهم قول داده که توي اين فصل نقش بيشتري بهم بده -
.خب، حتماً هم بايد بده
،تو به اندازه کافي اونجا بودي
.و فداکارترين رقصنده توي اون گروه هستي
.دست ها بالا
اين چيه؟ - چي؟ -
.اينجا
.هيچي
مطمئني که نميخواي همراهت بيام؟
.تو دختر شيريني هستي
بث" رو امروز ديدين؟"
.باورم نميشه که برگشته
البته که برمي گشت نمي توني حدس بزني چرا؟
،شرکت ورشکسته شده .هيچکس ديگه براي تماشاش نمياد
.توي اين وقفه، هيچکس به تماشاي باله نمياد
"اين حقيقت نداره شنيدم گروه "رويال .بهترين فصلشون رو تا الان داشتن
فقط بنظر مي رسيد که ميخواست .يه چيزِ جديد رو امتحان کنه، همين
.نه، يه نفر جديد رو ميخواسته
مثلاً کي؟ - .کسي که هنوز به يائسگي نرسيده باشه -
.ناراحت کنندهست
چي ناراحت کنندهست؟
.بث" واقعاً رقصنده زيباييه"
!آره، مادربزرگِ منم همينطور
.فانتين" هم تو 15 سالگي رقص رو آغاز کرد" - .آره، مي دونيم -
اوه، خيلي دير شده؟
.عاليه
.از ايستگاهم جا موندم
.از خيابون 79 تا اينجا ترافيک بود
"مثل هميشه زيبا... "نينا
.آروم باش
،همه .يک، و دو، و سه، و چهار
"يه لحظه قطع کن، "جان
...خيلي خب، سر جاهاتون باشين و
...يک، و سه، و بالا
.يک، و دو، و سه، و چهار
.سلام، عزيزم
.همه مون داستان نمايش رو مي دونيم
...دختر کوچولوي پاک و باکره اي
،در جسم يک "قو" به دام ميوفته
،و در آرزوي آزاديشه
ولي فقط عشق حقيقي .مي تونه طلسمش رو بشکنه
،و آرزويش نيز بوسيله شاهزاده در حال تحقق بود
،ولي قبل از اينکه شاهزاده عشقش رو ابراز کنه
"خواهر دوقلوي شهواني اون، "قوي سياه .بهش حيله ميزنه و شاهزاده رو اغفال مي کنه
،قوي سپيد" نااميد شده نيز" ...زندگي رنج آور خود را
،با کشتن خود به پايان ميده ...و با مرگ
.آزادي خود رو بدست مياره
.صبح بخير به همه دوستان
.صبح بخير
،ما فصل نمايش خودمون رو .با اجراي "درياچه قو" آغاز مي کنيم
،و مي دونيم نمايش با مرگ به پايان ميرسه
.ولي نه جوري ما ميخوايم اجراش کنيم
و ميخوايم اجرايي واقعي .و احساسي ازش به نمايش بذاريم
،صحنه جديدمون .يک "قوي ملکه" جديد ميخواد
.چهره جديدي که به دنيا معرفي بشه
،ولي، کدوم يک از شما ،اين توانايي رو داره که نقش هردو قو رو بازي کنه
.قوي سپيد، و قوي سياه
،تمام رقصندههاي تک نفرهاي که به پشت شون زدم
،به برنامه تمريني بعدازظهر ميرن
،و دخترهايي که به پشت شون نزدم
.در ساعت 5 در استوديوي اصلي به ملاقاتم بيان
.ممنونم
.خيلي خب
.دوباره شروع مي کنيم - .بله خانم -
!چيه؟
،اگر فقط نقش قوي سپيد وجود داشت .اون مالِ تو ميشد
.ولي اينطور فکر نمي کنم
.لطفاً Odile's Coda استاد قطعه
"حالا اجراي قوي سياه رو بهم نشون بده، "نينا
،اينقدر محافظه کار نباش ...بلکه بايد اغوا کننده باشي
نه فقط براي شاهزاده، بلکه براي سالن و تماشاچيان .و کل دنيا بايد اغوا کننده باشي
زود باش، مثل يک عنکبوت .که در حال تنيدن تاره خودشه
،حمله کن، حمله کن .زود باش
،خب
.خوب شد که بهمون ملحق شدي - .ببخشيد -
،دخترا، اين "ليلي" هستش
،از سانفرانسيسکو پيشمون اومده .و جاي قديم "ربکا" رو پُر مي کنه
.هي - .برو خودت رو گرم کن -
.نه خوبه
.من آمادم
دوباره بايد اجراش کنم؟
.نه، ممنون، به اندازه کافي ديدم
.خب، "ورونيکا" نقش قوي سپيد براي توئه
.زود باشين، زود باشين، لطفاً
.خيلي خب، استاد
.دو... سه
چطور گذشت؟
.دير کردي، من هم با "سوزي" توي دفتر تماس گرفتم
باورم نميشه همچين آزمايشي رو .ميخواستن ازت بگيرن
...خب
.خوب بودش
فقط خوب؟
.اوه، عزيزم
.بهم بگو چي شد
نينا" همه چي مرتبه؟"
.من خوبم
.تقريباً تمومه
.خيلي ديگه داري سخت کار مي کني
.همه مون به استراحت احتياج داريم - .تقصيره اون دختره بود، که يهو وارد شد -
.مطمئنم منظوري نداشته
يادته اوايل کارت رو شروع کرده بودي؟ اگر توي تک تک .کلاسها همراهت نميومدم خودت رو گم مي کردي
ميخوام فردا باهاش صحبت کنم .بهش بگم تمرينش رو تموم کردم
.مجبور نيستي دروغ بگي
.از اين روش ها نمي توني متقاعدش کني
.اوه، عزيزم
.مي دونم که برات مأيوس کنندهست
،هرچي بيشتر توي اينکار سِنِت بالاتر ميره
،کلي فشار مسخره بهت وارد ميشه .خدا مي دونه که درکت مي کنم
.ولي عيبي نداره
...هرچي هم که بشه
احتمالاً مي توني براي نمايش گربه .دوباره انتخاب بشي
.نقش خيلي خوبي بود
يا شايد هم اون . دوباره نقش يه قوي بزرگ رو بهت داد
.در هر صورت، توي رقصيدن مي درخشي
.مي دونم
.صبح برسه همه چي درست ميشه
.هميشه همينجوريه
.دختر شيرينم
بله، "نينا"؟
يه دقيقه وقت دارين؟
.مي دونم وقت خوبي نيستش - .نه، اتفاقاً عاليه -
...خب
...فقط ميخواستم بگم که
...ديشب رقص "کودا" رو تمرين کردم و
.تمومش کردم
.فکر کردم که بايد بدوني
،باشه، "نينا" گوش کن ،راستش تکنيکهاي رقصت برام مهم نيست
.ديگه بايد تا الان فهميده باشي - ...آره، ولي ديروز -
...بهرحال
.من قبلاً "ورونيکا" رو براي نقش انتخاب کردم
.متأسفم
.باشه، ممنونم
همين؟
نميخواي تلاش کني، نظرم رو عوض کني؟
بايد پيش خودت فکر کرده بودي .که امکانش هست
در غير اينصورت واسه چي آرايش کرده اومدي اينجا؟
.اومدم که بخاطر دادن اون نقش ازت درخواست کنم
...خب
...حقيقت اينه
،وقتي بهت نگاه مي کنم .فقط قوي سپيد رو مي بينم
...آره، تو زيبا
هراسان و شکننده هستي .وبراي نقش ايدهآلي
،ولي براي نقش قوي سياه .کارِ بسيار سختيه که هردو نقش رو برقصي
.مي تونم نقش قوي سياه رو هم برقصم
جدي؟
،توي اين 4 ساله ...هربار که مي رقصي
مي بينم که خيلي حساسي ...تمام حرکات رو درست و کامل انجام بدي
.ولي هرگز نديدم که خودت رو توي رقص رها کني
!هيچوقت تمام اون نظم و انضباط براي چي؟
.فقط ميخوام که عالي باشم - چي؟ -
.ميخوام عالي باشم
.عالي بودن فقط بخاطر کنترل حرکات نيست
.بخاطر رها کردن هم هست
خودت رو متعجب کني تا بتوني تماشاگران .رو هم متعجب کني، برتري پيدا کني
.و افراد کمي هم اين توانايي رو در خودشون دارن
.فکر کنم من هم دارم
!منو گاز ميگيري؟
!باورم نميشه که منو گاز گرفتي
.متأسفم
!خيلي هم درد داشت
چشه؟
چرا همش بهم خيره شده؟
.هي، اسامي رو اعلام کردن
.هي، اسامي اومد
..."ورونيکا"
.بهت تبريک ميگم
چرا اون حرفو بهم زدي؟
ميخواستي يه جوک مسخره بهم بگي؟
چي؟
!لعنت بهت
"هي، "نينا
!تبريک ميگم
.تبريک ميگم
.تبريک ميگم
الو؟ - .سلام -
چيه؟ چيزي شده؟
.خوبم
.اون منو انتخاب کرد، مامان
شنيدي؟
براي نمايش "درياچه قو"؟ - !من قوي ملکه شدم -
...مامان
.اميدوار بودم زودتر از همه به تو بگم
.من هم دوستت دارم
«هرزه»
مامان؟
مامان، توي اتاقتي؟
"نينا"
خونه اي؟
،نينا" اومدي بيرون" .من توي آشپزخونهَم
.بيا، عزيزم
."دخترم، "قوي ملکه
.کيک وانيل و توت فرنگي، که مورد علاقته
.مامان، زياد نبر
No comments yet. Be the first to leave one.