As primeiras 200 linhas.
« دوم مارس 2021 »
معلومـه؟
آره، یه کوچولو، ولی ردیفـه
خب، میشه از دستت بهعنوان کِلاکت استفاده کنی؟ - اوهوم -
خب، هروقت آماده بودی شروع
خیلیخب
ما الان تو یه رستوران دنیز قشنگ در .اسکاتزدیلِ آریزونا هستیم
و قراره الان اولین فامیلم که باهم نسبت خونی داریم و .اسمش هم ساموئل ـه رو ببینم
ساموئل - ساموئل -
میخوای ماجراهای شبهایی که اینجا مست کردیم رو براش تعریف کنی؟
وای به حالت... بهنفعتـه صداشو درنیاری - گرند اسلم -
فکرکنم خودشـه
بهنظرت همینـه؟ - اوهوم -
.آره، میخواد کرایۀ اوبر رو نقد بده !صددرصد خودشـه
ساموئل؟ - بله، خودم هستم -
مارگو هستم
!بهبه
!عجب - !وای -
خیلی عجیبـه. شرمنده - ...واقعاً. نه، نه -
منم جداً نمیدونم چی بگم - آره -
گشنهت نیست؟ - چرا، چرا -
...اونـ
آره، اون کریس ـه - سلام. چطوری؟ -
پس یعنی قراره این یهجور مستند باشه؟
آره، یهخرده عجیبـه. هیچوقت فکرشو نمیکردم .در مورد خودم چیزی بسازم
بهنظر یهکم خودشیفتهبازی میاد
اما کریس اصرار کرد انجامش بدم
داستانش حرف نداره
براتون آب آوردم - مرسی -
ممنون
...راستش من تا حالا تو عمرم
جلو دوربین نبودم
!هیچ مدلی؟
...نه - !یعنی چی؟ -
بله، آخه اساساً درست نیست از خودمون فیلم و عکس بگیریم
آخه... میدونید... تکبر گناهـه
آها، باشه. درستـه
اما اگه ریشسفیدها اجازهش رو بدن .بعضی وقتها میشه استثنا قائل شد
آره، تلفنی که صحبت کردیم گفتی .فعلاً از فرقه جدا شدی
مگه نه؟ - آره، درستـه -
چند وقتی ازش گذشتـه؟
...حدوداً
فکرکنم هفت ماهی شده
این قضیه واسه والدینت که سرپرستیت رو بهعهده گرفتن عجیب نیست؟
چرا... ولی مگه میشد همینطوری بدونِ اینکه
بدونم خونوادۀ واقعیم کیا بودن زندگیم رو بگذرونم؟
خب، مشکلی که نداشتم
ولی بهنظرم واسه اکثر کسایی مثل من ...که والدینشون ولشون کردن
یهطوریـه انگار همیشه یهچیزی کمـه
حالا بگذریم، اینکه واقعاً ریشههام رو بشناسم .خیلی برام باارزشـه
قطعاً همینطوره
امیدوارم کمکی ازم بربیاد
- اصلاً چطور از طریق «23andMe» یه مرد آمیش رو پیدا کردی؟ !واقعاً -
مگه خلافِ قوانینشون نیست؟ - الان تو دورۀ «روماسپرینگا»ست -
چی هست؟ - میشه گفت دورۀ یکسالهایـه که -
میتونن دنیا رو ببینن و اتفاقاتِ .خارج از جامعهشون رو تجربه کنن
خلاصه مشغول سفر به اینور اونور و .تجربه کردن شغلهای مختلف بوده
بعد یه روز با یه زنی آشنا میشه و ...براش آغلـ
مرغدونی
.مرسی. مرغدونی درست میکنه .همینـه
خلاصه زنه حسابی دیوونهش میشه - ...آره، مثل این خانم گربهبازها کهـ -
میخوای تو ماجرا رو تعریف کنی؟
شرمنده، شرمنده... ببخشید - اگه دوست داری تعریف کن دیگه -
خلاصه اینطوری بوده که براش قُپی اومده 25% ژنِ
سرخپوست چروکی یا همچین چیزی داره
بعد بهش گفته یه جایی میشه اینترنتی تست دیانای داد
بعد تست میده و معلوم میشه با یکی دیگه از اعضای سایت !نسبت فامیلی داره... یعنی بنده
!ایشون آمیش ـه
!من آمیش نیستم - !از فرقۀ آمیشی -
!اینطوری نیست که
« دهم اُکتبر 1997 | 6:52 صبح »
این فیلم رو از بیمارستان گرفتی؟
!باورم نمیشه کسی بتونه اینطوری بچهش رو ول کنه
حتماً خیلی برات سخت بوده
آره خب... احتمالاً بالای صد بار این ویدیو رو دیدم
و هربار که میبینمش یه سؤال جدید برام پیش میاد
مثلاً اینکه... چرا همچین کاری کرده؟
چرا اومده جای اینقدر دور منو ول کرده؟
اصلاً هنوز زندهست؟ ...میدونی منظورم رو
بهنظرم عجیبترین بخش ماجرا حالتیـه که .وقتی منو بغل کرده داره
یهطوری دور و برش رو نگاه میکنه انگار میترسه
شاید از این میترسیده که یهو گیر بیفته
بهخاطر عذابوجدان، نه؟ - آره، منم میگم همینـه -
شاید
...نمیدونم
« نُهم مارس 2021 »
،مسافرین محترمی که در بخش تحویل بار هستید .توجه فرمایید
هواپیمایی دلتا ورود شما به شهرِ .بوفالوِ نیویورک را خیرمقدم میگوید
اینم از صحنۀ امضام - خنگول -
وایسا - بسپرش به من -
!عجب زوری داره
آدم با کار کردن تو مزرعه .به جابهجا کردن چیزهای سنگین عادت میکنه
مرسی - حالا اینا چیان؟ -
!وسایل جادویی، عزیزم
دوربین مخفی کوچیک، پهپاد، الایدی
!حسابی مجهزیم - آره. مشخصـه. خیلیخب -
صدابردارمون گفت با یه ونِ سبز میاد
اوناهاش
سلام
!آره
سلام - سلام -
!فرودگاهـه! شرمنده، باید ماسک بزنم .تو ماشینـه
!سلام - تو دیل هستی دیگه؟ -
آره - هی. اسم من مارگو ـه -
اینم کریس، تصویربردارمونـه - هی -
ایشون هم سم ـه - سلام. دیل هستم، سم -
خیلی ممنون که با ون اومدی دنبالمون - !این چه حرفیـه بابا -
بیاید وسایل رو بذاریم تو ماشین
راستش این اولین باری بود که تو عمرش !سوار هواپیما شد
!اولین بار تو عمرش؟ - آره -
آره - !نه بابا -
دوربین محشریـه
راحت بشینید برا خودتون - خب، مرسی -
...همهمون تست کرونا دادیم. مشکلی که نداری اگهـ - نه، نه -
خودم تقریباً پنجباری کرونا گرفتم
همهچی ردیفـه، عزیزم
جدی میگی؟ - آره -
.یه بارشو تست دادم مثبت بود .ولی فکرکنم بعد از اون بازم گرفتم
،چی بگم والا... اوضاع بدنم عجیبغریبـه !ولی هنوز زندهام
واقعاً خیلی لطف میکنی ما رو میرسونی
.خواهش میکنم بابا. اصلاً کار خاصی نداشتم .خودمم خوشحال شدم
!اینجا چقدر برفیـه
آره، اینجا هر روز آبوهوا تغییر میکنه
امروز همهجا برفـه، فرداش میشه گلوشل
واسه همین باید اینطوری مثل من از این .شلوارهای زیپدار پوشید
...همۀ شلوارهای من اینطورین
شلوار پاتـه... اوه، هوا خیلی گرمـه؟
زیپش رو باز میکنی و دیگه شلوارک پاتـه
وقتی رسیدیم نشونتون میدم چطور .لنگوپاچۀ آدم هوا میخوره. محشر ـه، رفقا
.تازه اینم بگم کارِ خانمهام راحتتر میکنه !میگیرید که منظورم چیـه
خبخب - هی، اونو ببینید -
!چی؟
« ترجمه از یـاشـار جـمـاران » .::.::. TAMAGOTCHi .::.::.
تو فکرت چی میگذره؟
اضطراب دارم، ولی هیجانزده هم هستم
خب، این انبار رو رد کن
بعد اینجا باید بپیچی
اینجا گوشی شما آنتن داره؟ - نه -
آره... مال منم نداره
!ای بابا
آروم برو. آروم، آروم
خب، همینجا میتونی نگه داری
خیلیخب - !ای وای! چه جای بامزهایـه -
رفقا... میشه شما چند لحظه همینجا منتظر بمونید
سریع برمیگردم
!ساموئل
برگرد تو خونه، ایلای
!ای خدا
!انگار اوضاع تعریفی نیست
خب
...خیلیخب، رفقا
خبر بدی دارم
یعنی به فکرتون نرسید قبل از اومدن تماس بگیرید و بگید داریم میایم؟
!لامصبها آمیش هستن، رفیق .گوشی اینا ندارن که
اوه
درستـه - آره -
فقط دوتا تخت هم داریم
خیلیخب، باید یه کاریش کنیم دیگه
لعنتی
!باید با روال کار آشنام کنی ها سیستم خاصی داری؟
آره، اینطوریـه که باید یه لیست داشته باشیم و .آمارشون دستمون باشه. هرچی هم سر جای خودش بذاریم
.راستش این آبیه جاش اونجاست .اون گوشه
همینـه - خیلی هم عالی -
آره خلاصه. خیلی سادهست
!ای وایِ من! دوربین گوپرو
!اینا حرف ندارن! خیلی باهاشون حال میکنم
.میشه کثیفشون کرد، انداختشون اینور و اونور .خیسشون کرد
...آره، آره ...آره، میشهـ
آره، با دوربینهای گوپرو خیلی کارها میشه کرد. حق با توئه - ...آره -
!صحنه رو از دست دادی
بهنظرم... مثلاً شاید روالیـه که باید طی شه، میفهمی؟
شاید بشه سم فردا دوباره بره و تلاشش رو بکنه
آخه ازشون جدا شده
احتمالاً دلشون نمیخواد حتی خودش هم برگرده
بس کن - ...فقط دارم میگم -
صداتو بیار پایین - ممکنـه سرپرستیش بیفته گردنِ خودمون -
!بیخِ گوشمونـه ها میشه لوسبازی درنیاری؟
یهطوری حلش میکنیم
صدای چی بود؟
آها، آها
آقایون مقدمترن! آره؟
تو پنجره رو باز گذاشتی؟ - نه -
!وای که چقدر ترسویی
!خیلی بامزهست
!خدایا
ایلای! اینجا چیکار میکنی؟
حلـه
کمکتون کنم؟ - نه، نیازی نیست. ممنون -
وای! سلام، فسقلی
شرمنده
از این طرف
.خیلیخب. من باید برم اینور .خوب بخوابید
من تو این یکی اتاقم
صبح میبینمتون - شب بخیر -
اتاقِ شما اینجاست - !این چیـه دیگه؟ -
!عجب
!خیلی جای قشنگیـه
کنار بخاری بازم هیزم هست
اگه چیزی لازم داشتید بهم بگید - باشه -
شبتون بخیر - اینجا بینظیر ـه. خیلی ممنون -
No comments yet. Be the first to leave one.