As primeiras 200 linhas.
به ملکه خبر بدید
!هی
فصل اول "روش حساب نکن ، بتمن"
"بروس وین"
"بروس وین"
طوفان شش روزه که هلی کوپترهارو زمین گیر کرده
چطوری اینجا اومده ؟
میگه از طریق کوهستان اومده
امکان نداره
حرف بزن
شنیدم یه غریبه اینجاست
که از دریا به این روستا میاد
زمستونا ، وقتی مردم گرسنه ان ، سر و کله اش پیدا میشه
براشون ماهی میاره
موقع جزر و مد بزرگ بهشون سر میزنه
که دیشب بوده
کور که نیستی ، خودت داری میبینی
بندرگاه پر از کوه یخه
از آخرین باری که یه کشتی تونسته عبور کنه ، چهار ماه میگذره
خب ، این غریبه با کشتی اینجا نمیاد
دشمنانی از دور دست ها تو راهن
من به یه سری جنگجو نیاز دارم
به این غریبه و امثالش
دارم تیمی رو گرد هم میارم تا از خودمون دفاع کنیم
ملاقات این طرف برام خیلی مهمه
اگه همچین غریبه ای وجود داشته باشه
با 5000 دلار آمریکا
پیغامشو به دستت میرسونه
ببین ، بهت 25 هزار دلار میدم
تا بتونم همین الآن ، خارج از اینجا باهاش صحبت کنم
این سگ چطور جرئت میکنه که باهامون مثل بچه ها صحبت کنه ؟
وای ، مرد جادویی که از دریا میاد
ما فقیریم ، احمق نیستیم
برو بیرون
شرمنده
نمیتونم اینکارو انجام بدم
وقتی باهم صحبت کردیم ، میرم
"بهت گفت "گمشو بیرون
فکر نکنم
"آرتور کری"
ملقب به محافظ دریاها
"آکوامن"
بذار یه بار دیگه مطمئن شم
تو مثل خفاش لباس میپوشی ؟ مثل یه خفاش واقعی ؟
تو "گاتهام" که بیست ساله جواب داده
اوه ، اون آشغال دونی رو میگی
وقتی نوبت به جنگیدن برسه ، بهت نیاز پیدا میکنیم
"روش حساب نکن ، "بتمن - چرا نه ؟ -
چون خوشم نمیاد بیای اینجا ، تو کارام فضولی کنی
و وارد زندگیم شی میخوام تنها باشم
واسه همین اینکارو میکنی ؟
واسه همین به مردمی که وسط ناکجاآبادن ، کمک میکنی ؟
داستان هاتو خوندم
کارای خوبی که میکنی فکر میکنی کسی نمیبینه
بهمون ملحق میشی
"یه آدم قوی ، وقتی قدرتمندترینه که تنها باشه"
این ضرب المثلو شنیدی ؟
تا حالا اسم "سوپرمن" رو شنیدی ؟
در حالی که دوش به دوش من میجنگید ، مرد
منظور منم دقیقا همینه
سوپرمن" باور داشت که ما کنار هم قوی تریم"
اینو بهش مدیونیم
من به هیچکس دینی ندارم
مثل یه خفاش لباس میپوشی
"یه تخته ات کمه ، "بروس وین
"برو کنار ، "داستی
خدای من ، ارباب "وین" ، هوا خیلی سرده
شاید بتونیم خودمونو به جزر و مد بعدی تو "جامائیکا" برسونیم ؟
شاید یکی دو تا ابرانسان تو "فیجی" باشن
هوای "کاستاریکا" هم خوبه
پیداش کردم
جواب رد داد
پس ملاقات دو نفره اتون به جایی نرسید ؟
شاید کسی که کل زندگیشو صرف اخم و تخم تو یه غار میکنه
به درد جمع آوری افراد نمیخوره ، نه ؟
میشه 10 دلار
"صبح به خیر ، خانم "لین
"سلام ، "جری
وای
یه روزم از دست نمیدید ، نه ؟
اینجارو دوست دارم
عذر میخوام
!تکون بخورید
!بجنبید ! حرکت کنید
!نه ، رفیق ، شلیک نکن - !یالا ، جم بخور -
!گم شید اون طرف
!جم بخورید ! با همتونم
کنار دیوار به صفشون کن
ساکت نگهشون دار
!ساکت باشید - !خفه شید ! خفه شید -
!اونارو هم خفه کن
خیلی زود یه بیانیه میدیم
تا اونموقع ، اگه حرکتی ببینم
خون کلی بچه به گردنتون میفته
کارشو تموم کنم ؟
دست نگه دار
اونجا کلی بچه گروگانن
آره ، بلوف نمیزنه ، رئیس
مدرسه "سینت بریجید" امروز یه اردو داشتن
!ساکت ! خفه
مرگ بر دنیای مدرن
به عصر تاریکی ها برمیگردیم
!خفه
!گفتم دهن گشادتونو ببندید
شما کی هستید ؟
کمند "هستیا" وادارت میکنه تا حقیقتو بگی
حالا بگو ببینم ، شما کی هستید ؟
ما یه گروه کوچیک از تروریستهای مستبد هستیم
که میخوایم تاریخ اروپا رو
به هزاران سال قبل برگردونیم - مزخرفه ! چرا گروگان گرفتید ؟ -
ما خواسته ای نداریم
فقط داریم تا پایان کارمون ، پلیس هارو سرگرم میکنیم
پایان چه کاری ؟
دیر رسیدی شمارش معکوس همین الآنشم شروع شده
...تا چند دقیقه دیگه ، چهار تا بلوک شهر
اونم وقتی که دنیا در حال تماشاست
!نه
مثل گوسفند قربونی میشید
باورم نمیشه
باور کن
همه حالشون خوبه ؟ خوبی ؟
خوبه چیزی نیست
مشکلی نیست ! همه چی تموم شد میتونید پاشید
همه چی مرتبه
دیگه تموم شد تو خوبی ؟
حالت خوبه ؟ عالیه
حالت خوبه ، شاهزاده خانم ؟
منم میتونم یه روزی مثل تو بشم ؟
میتونی هرچیزی که میخوای بشی
یالا بیا بریم
امروز فرقی کرده ؟
نه ، بانوی من
مادرباکس بیدار شده
با این حال هنوز اتفاقی نیفتاده
مادرباکس برای هزاران سال خواب بوده
از زمان عصر نخست
اصلا چرا بیدار شده ؟
از وقتی که ترک برداشته
اولین باره که ساکت شده
شاید دوباره داره به خواب میره
شرارت نمیخوابه
انتظار میکشه
یه چیزی تو راهه
!آماده نبرد شید
!آمازون ها ! صف آرایی کنید
!آماده باشید
...مدافعین
کسانی که صدها هزار جهان را از خود ناامید کردند
و در آخر ، همیشه شکست خواهند خورد
من با وعده ظلمتی بزرگ به این مکان آمده ام
و در وحشت شما ، خود را تطهیر خواهم کرد
"دختران "تمیسکیرا
!بهش وحشت خودتونو نشون بدید
!ما ترسی نداریم
!سپاه رو آماده کن
!تو هم باهاش برو
باید مسیرو ببندید
!برو - !"فیلیپس" -
!نه
!پشت سرتون
"ایپاین"
مارو مفتخر کنید کار درست همینه
مسیرو ببندید
!چکش هارو آماده کنید
!همین حالا ببندینش
با جون خودت ازش محافظات کن
!بله ، بانوی من - راه بیفتید -
!گرفتمش ! برو
آه ، شهبانوی پاکزاد ، زین پس برای چه میجنگی ؟
راهی برای نجاتش باقی نمانده
چاره ای برای نجات هیچکدامشان نداری
بدین گونه ظلمت بزرگ آغاز خواهد شد
!آمازون ها
بله ، باقی را نیز پیدا خواهیم کرد
!بکشید
!رها کنید
اون موجود به دنیای خودش برگشت
نه
پا به دنیای انسان ها گذاشته
تا دو مادرباکس دیگه رو پیدا کنه
باید آتش هشدار باستانی رو روشن کنیم
اون آتش 5 هزار ساله که نسوخته
انسان ها معنیشو نمیفهمن
انسان ها نه
ولی اون میفهمه
فصل دوم "عصر قهرمانان"
زهرآلود است
بسیار خوب
!بروید
شمیم جعبه های مادر را دنبال کنید
دو جعبه گم شده را بیابید
با پیدا شدن جعبه ها ، همبستگی آغاز خواهد شد
این جهان نیز به سایرین ملحق خواهد شد
سرورم خشنود خواهند گشت
و باری دیگر ، منزلتم را خواهند دید
هی
از اون بچه ای که تو مشروب فروشی بود ، خبری نیست ؟
شاید باشه
"شاید"
...اگه برای هربار که میگی "شاید" ، یه دلار داشتم
No comments yet. Be the first to leave one.