Lucky

Lucky

Baixar Legenda em Farsi/persian

Temporada 1

Informações da versão

Lucky 2026 S01E03 Read The Room 1080p ATVP WEB-DL DD 5 1 Atmos H 264-playWEB
Um comentário de shine021
سریال لاکی

Tags

webdl
Publicado em: 2026-07-22
Downloads: 61
Para Deficientes Auditivos: No
FPS: 23.976

Prévia da legenda em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

"زيرنويس از مهدي shine021"

میانگین تولید روزانه‌مون حدود ۳۰۰ بشکه‌ست.

این افزایش خیلی شارپی‌یه.

نگران نباش. دست خودشه.

پسر، خیلی بهش آزادی عمل دادی.

می‌دونم چیکار می‌کنم.

پروانه قانونی‌م.

بچه‌ها چطورن؟

خب، بزرگه داره می‌ره دانشگاه.

خرجش زیاده ها.

نگو که.

این به دردت می‌خوره.

امضا کن اینجا.

داشتی استرس می‌گرفتی؟

چطور گذشت؟

مجوز دولتی رو برای ۱۲ ماه آینده گرفتیم.

باید تولیدت رو بیاری پایین.

پول نقدی که درمیاریم از حدی که بتونم بی‌خطر جابجا کنم بیشتره.

قابل نداشت.

پررو نشو.

اعتماد به‌نفس پوله.

نه جان. پول، پوله.

چیه؟

می‌تونستی بگی می‌خوایم بیایم اینجا.

یه سرپایی‌ست.

می‌دونی که من نمی‌خوام با این قضیه کاری داشته باشم.

کدوم قسمتش؟

همین. اون زنه. کلش.

بابا. به من اعتماد کن.

ما اینجا یه چیز خوبی جور کردیم.

آخر این قضیه خوب تموم نمی‌شه.

" لاکی"

چقدره که اینجوری شده؟

چند ساعتی.

چی گیرت اومد؟

هیچی. حرف نمی‌زنه.

این تو کیفش بود.

باشه. جعبه ابزار رو از ماشین بیار.

حسابی پوستت رو کندن، ها؟

نه، به من نگاه کن. آقای میلر؟

به من نگاه کن، آقای میلر.

اسم من داچه.

و من... برای زنی کار می‌کنم که اون گلوله رو کاشت تو پات.

بیا. یه دونه می‌خوای؟

چی؟

- می‌خوای یکی؟ - ن...

- نه. - آه. دارم سعی می‌کنم سیگار رو ترک کنم.

این...

خب، زنی که براش کار می‌کنم،

یه مادره که دنبال پسرش می‌گرده.

یه اتفاق شیمیایی می‌افته، یه چیز غریزی،

وقتی یه مادر از بچه‌اش جدا می‌افته.

کمکت می‌کردم اگه می‌تونستم.

قسم می‌خورم، طرف رو نمی‌شناسم.

ببین، مسأله بینی شکسته خیلی دردش نیست...

...هرچند خیلی درد داره.

ولی نفس کشیدنت رو عوض می‌کنه چون الان فقط از دهنت نفس می‌کشی.

پس بیا ببینیم می‌تونیم، یه جورایی، کار رو سریع‌تر پیش ببریم.

چی؟

وای خدا. نه، نه، نه، نه، نه. وای خدای من. نه، خواهش می‌کنم.

خواهش می‌کنم. من...

- وای، نه. خواهش می‌کنم ن-- - کری ماسترسون.

نمی‌شناسمش.

نمی‌شناسمش. نمی‌شناسم.

می‌دونیم کری اومده سراغت.

نه.

می‌دونیم کارت چیه.

برای کری ماسترسون شناسنامه جدید درست کردی؟

من شناسنامه جعل نمی‌کنم، داداش.

نمی‌دونم، لعنتی... نه، این یه اشتباه بزرگه.

وای خدای من. وای خدا. نه.

وای خواهش می‌کنم. خواهش می‌کنم.

وای خواهش می‌کنم. وای نه.

سلام.

صبح بخیر.

سواری چطور بود؟

عالی بود. واقعاً ذهنم رو باز کرد.

خب، پس شانسی نبود؟

- خواهش می‌کنم. التماست می‌کنم. نمی‌دونم. - آره، هیچی نمی‌دونه.

چه بد.

- بی‌صدا تمومش کن. - چ-چی؟

- نمی‌خوام اسب‌ها رم کنن. - ن-نرو.

- البته. - وای خدا. نه، برگرد.

من چی می‌شه؟

نه.

من. التماست می‌کنم.

نمی‌دونم. نمی‌شناسمش.

من نمی‌دونم--

یه تماس تلفنی دریافت کردی از یه زندانی در زندان فدرال لومپوک.

جان آرمسترانگ.

دکمه یک رو برای قبولی فشار بده.

- بابا. - دنبالت بودم.

- باید بگی چیکار کنم. - خوبی؟

- نمی‌تونم از پسش بربیام. - البته که می‌تونی.

نمی‌فهمی. آدما دارن می‌میرن، بابا.

نه، پشت تلفن نه.

حرکت بعدیت رو برنامه‌ریزی کن. برو یه جای امن.

دفعه بعد که زنگ زدم، یه جای بهتر باش. برام تکرار کن.

- یه جای بهتر می‌شم. - برام تکرار کن.

یه جای بهتر می‌شم.

لاکی؟

چرا هرچی این دختره دست می‌زنه به آتیش کشیده می‌شه؟

الان می‌تونه هرجایی باشه.

ببین، می‌دونم این چیزیه که نمی‌خوای بشنوی--

پس بهم نگو.

ما یه رزرو تو یه شرکت ماشین کرایه‌ای تو وگاس پیدا کردیم.

- ما که ماشین رو پیدا کردیم. - نه، این یه دونه فرق می‌کنه.

به نام پریسیلا رزرو شده

و همون روزیه که رسیدن وگاس.

فکر کنم اون ماشینیه که کری باهاش رفت.

پس شاید بهتره مسیر رو عوض کنیم.

- عوض کنیم؟ - آره.

الان وقت تغییر مسیر نیست.

همینجا بود. نزدیکیم.

نزدیکتر از وگاس که نیستیم. با کرشاو حسابی روی یخ نازک راه می‌ری.

کرشاو رو بذار به خودم.

اگه واقعاً همین کارو می‌کردی اینو می‌گفتم.

تو مدام روال کار رو نادیده می‌گیری، رند.

می‌دونم فکر می‌کنی این چیزیه که تو رو خوب می‌کنه،

ولی این دومین باره که از دستت درمی‌ره.

ما باید بر اساس حقایق عمل کنیم، نه احساسات.

گاهی فقط یه حسی داری و بس.

فقط وانمود می‌کنم که اینو نگفتی.

گیتس!

- می‌خوای ماشین کرایه‌ای رو دنبال کنی؟ - آره.

ماشین کرایه‌ای رو دنبال کن.

ولی حواست باشه با کی داری حرف می‌زنی.

- من فقط مراقبتم، خانم. - تو مراقب خودتی.

احتمالاً یه اشتباهه.

کدوم قسمت؟

اینکه مجبورش کنیم بین مادرش و زنش انتخاب کنه.

اگه اونو انتخاب کرده بود،

اونوقت اون وسط بیابون...

تنها نمی‌موند.

ممکنه راست بگی.

مطمئن بودم طرفش رو عوض کرده، اما الان...

تو صورتش دیدم.

اونم درست مثل ما هیچی... هیچی نمی‌دونه کجاست.

خب، چی شده؟ اصلاً چه اتفاقی ممکنه افتاده باشه؟

خب، شاید یه کمی پول به آدمای اشتباهی نشون داده. زدنش؟

آه، و بعد چی؟ کشتنش؟

چرا ماشینش تو لانگ بیچ بود؟

شاید برای گمراه کردن.

نمی‌دونم.

من...

یه دوش طولانی می‌گیرم و به قدم بعدی فکر می‌کنم.

و تو هم مراقب اون بیچاره تو اصطبل باش.

کسی تو اصطبل نیست.

بیچاره یا غیر بیچاره.

شلخته کار کردم.

پسرت گم شده.

هر کاری مجازه، تا وقتی پیدا نشده.

و لاکی؟

هدفش چیه؟

وقتی پیداش کنیم می‌پرسیم.

بیا بفرما. لذت ببر.

آماده‌ای؟ آره، آماده‌ای. باشه.

وای خدای من.

- سلام، می‌تونم کمکت کنم؟ - وای خدای من. ممنون.

- گرفتمش. - ممنون.

چیزایی که زن‌ها با خودشون حمل می‌کنن.

قبلاً مدرسه دیدمت؟

نه، فکر نکنم.

نائومی تازه منو استخدام کرده برای کمک به بچه‌ها.

- بذار اونو برات بگیرم. - ممنون.

- آره. - سلام پسر کوچولو.

می‌خوای دستم رو بگیری؟

- باشه. - باشه، بریم.

تولد مارکوس مبارک.

- آره. - آره.

- هیجان زده‌ای؟ - آره.

فکر می‌کنی کیک تولد داشته باشه؟

کیک.

کیک خوبه.

مخصوصاً خامه‌اش.

- خامه‌اش خوشمزه‌ست، نه؟ - آره.

باشه عزیزم. چرا نمی‌ری با مامانت بازی کنی؟

نگران این نباش. شماها از مهمونی لذت ببرید.

همینه.

باشه، لاکی. کجایی؟

زود باش.

همینه.

کجایی؟ کجایی؟

آنجایی.

باشه.

وای خدای من.

لباس قشنگیه.

نگران نباش. همه مون این کارو کردیم. یه پهن‌کردنی مسخره‌ست.

نه؟

منظورم اینه که، بهم گفت بیام این بالا چون، می‌دونی...

یه کمی شراب ریختم، می‌دونی؟ ولی فکرشو نمی‌کردم اینجا شبیه...

برگدورف گودمن لعنتی باشه؟

- آره. - آره.

یه کیف برکین هم بردار. نمی‌فهمه.

تازه، نیل تو طلاق همه چیو می‌بره.

شنیدم.

نائومی بیچاره.

به صلاحشه.

نیل مث کاغذ سمباده می‌مونه.

آره. این...

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left