Little House on the Prairie

Little House on the Prairie

Baixar Legenda em Farsi/persian

Temporada 1

Informações da versão

Little House on the Prairie 2026 S01E07 Soul
Um comentário de Soul
🔥 Soul | t.me/cinemaeticket 🔥

Tags

webdl
netflix_synced
Publicado em: 2026-07-13
Downloads: 18
Para Deficientes Auditivos: No

Prévia da legenda em Farsi/persian

As primeiras 200 linhas.

‫پدر عزیزم

‫همش تو فکرت بودم و با خودم میگفتم ‫چقدر از آسمون اینجا خوشت میاد

‫یادمه وقتی بچه بودم کنارت مینشستم

‫با هم به ابرها زل میزدیم و رازهای ‫مگو و پنهانشون رو خیال‌بافی میکردیم

‫خوشحال میشی اگه بدونی نوه‌هات اینجا ‫دارن قد میکشن و روزگارشون روبراهه

‫و فاریا بهش داد...

‫لورا بدجور دلباخته این دشت و کتاب خوندن شده

‫...باید گنج رو پیدا کنه

‫ربطی به ما نداره و همش زیر ‫سر تاثیر خوب دوست جدیدشه

‫مری هنردست و خیاطی مامان رو به ارث برده

‫الانم به جای شکلات و شیرینی ‫ازمون نخ قرقره کادو میخواد

‫کارولین اینجا دلش شاده

‫دور و برش پر از دوست و آشنای خوب شده

‫ذرت‌ها دارن خوب و جون‌دار قد میکشن

‫اداره ثبت زمینم همین روزاست که باز بشه

‫و بالاخره تکلیف آیندمون اینجا روشن میشه

‫از همه مهم‌تر اینکه صاحب ‫یه نوه دختر دیگه شدی

‫اسمش رو گذاشتیم کری

‫صحیح و سالمه و یه پارچه خانوم

‫هر بار نگاهش میکنم لبریز از عشق میشم

‫همون عشقی که میدونم تو به من داشتی

‫و همین‌طور به جورج

‫منو ببخش که موقع رفتن بینمون شکرآب شد

‫امیدوارم بتونی از ته دلت حلالم کنی

‫اگرم نشد

‫لطفا بدون که ما توی این دشت خوشبختیم

‫توی خونه جدیدمون دلمون شاده

‫بابا

‫بیا اینو ببین

‫دارن کجا میرن؟

‫رؤسای قبایل دارن جمع میشن

‫آقای میچل گفت بالاخره واسه ‫امضای توافق‌نامه آماده شدن

‫بعدش چی میشه؟

‫کوچ میکنن به قلمروی سرخ‌پوست‌ها

‫همشون؟

‫حتی عقاب خوب؟

‫بجنب بیفتیم جلو امروز ناهار ‫خوش‌آمدگویی کشیش رو داریم

‫دل تو دلم نیست واسه خوردن تارت‌های مامانت

‫- تو که همین الان صبحونه خوردی ‫- آدم باید دوراندیش باشه

‫باشه

‫آروم بگیر دیگه انقدر با سیب‌زمینی ور نرو

‫مطمئنی میخوای روز تولدت رو با لورا بگذرونی؟

‫سرت که شلوغه لورا هم برام یه غافلگیری داره

‫خوش‌تیپ و باابهت شدی

‫موافقم

‫امشب جشن میگیریم...

‫اوم

‫...وقتی همه چیز جور شد

‫- عقاب خوب بجنب دیگه ‫- یادت نره چی بهت گفتیم

‫شش‌دونگ حواست جمع باشه ‫و مو رو از ماست بکش بیرون

‫بعدازظهر خودم میام دنبالت

‫حواسم هست در ضمن اصلا هم به ‫کادوهایی که برام خریدین نگاه نکردم

‫خب خداحافظ موفق باشی

‫شک نکن نگاهشون کرده

‫گردنبندش رو هم که جا گذاشت ‫این بچه کپی برابر اصل خودته

‫استرس داری؟

‫نه تا حالا کلی ترجمه کردم

‫رؤسا به یکی مثل تو نیاز دارن

‫کسی که مو به مو حرف‌های اونا رو براشون بگه

‫چون میشناسنت بهت اعتماد دارن

‫فقط میخوام مطمئن بشم ‫داریم کار درست رو میکنیم

‫چاره دیگه‌ای نداریم

‫کاش این‌طور نبود ولی...

‫کارمون به اینجا کشیده

‫کارمون به اینجا کشیده

‫این چه صدای دیگه‌ایه؟

‫صدای طبل‌هاست تا مردا برای شورا جمع بشن

‫اگه رؤسا امضا کنن باید برین؟

‫اگه امضا نکنن چی؟ ما باید بریم؟

‫نمیدونم

‫خب دیگه سوال پیچم نکن

‫امروز تولد عقاب خوبه

‫- لورا نقشه رو براش بگو ‫- نقشه رو بهم بگو

‫یه کار داریم که باید انجامش بدیم

‫چه کاری؟

‫باید این نامه رو پست کنیم

‫بدو بریم

‫اینگلز

‫شنیدی؟

‫این همون چیزیه که هممون منتظرش بودیم

‫میای با هم بریم و شاهد ثبت شدن تاریخ باشیم؟

‫بریم شورا؟

‫فکر نمیکردم حضور عموم آزاد باشه

‫خب آینده ما هم مثل اونا به این بستگی داره

‫بجنب کار تمومه

‫اینا دیگه همش بازیه

‫راهی نیست تا کشیش دعای ‫سر سفره رو تموم کنه برگشتیم

‫قول میدم

‫تاریخ داره رقم میخوره

‫برام تارت نگه دارین

‫خودشه اینگلز

‫پس فقط خودمونیم

‫واسه یه ناهار خوش‌آمدگویی ‫چندان تعریفی نداره

‫آره نداره

‫مارگارت

‫کمک میخوای؟

‫کارولین جما کارا رو سپرده دست من

‫قول داد همه چیز رو ردیف ‫کنه ولی هیچی اینجا نیست

‫نه میزی هست نه صندلی نه بشقاب و فنجونی

‫مگه قرار نبود بشقاب و ‫فنجونامون رو خودمون بیاریم؟

‫نمیدونم بهش گفتم من از این کارا بلد نیستم

‫ولی گفت باید خودی نشون ‫بدی و حتما اون‌قدر باهوش هستی

‫ولی اصلا این‌طور نیست

‫من اصلا باهوش نیستم

‫طوری نیست یه کاریش میکنیم

‫خانم‌ها

‫بیاین... بیاین نیمکت‌های کلیسا ‫رو بیاریم بیرون تا روشون بشینیم

‫و سارا

‫برو کارخونه چوب‌بری بگو چند تا ‫تخته بیارن تا بشه باهاشون میز ساخت

‫از چهارپایه‌های چوبی هم ‫واسه پایه‌هاش استفاده میکنیم

‫میتونی بری ببینی دوشیزه هندرسون ‫چیزی واسه رومیزی و گلدون داره؟

‫چشم مامان

‫- بریم نیمکت‌ها رو بیاریم ‫- چشم خانم

‫سلام

‫سلام آقای هنری میخوام این نامه رو پست کنم

‫بسیار خب

‫و اینکه ببینم نامه‌ای برای ‫عقاب خوب میچل دارین

‫چون امروز تولدشه

‫اتفاقا

‫فک کنم همین امروز صبح یه چیزی براش رسیده

‫بازش کن

‫این نقشه گنجه

‫لابد کنت مونت کریستو گنجش ‫رو توی ایندیپندنس قایم کرده

‫رو نقشه نوشته کجا باید بریم؟

‫ما اینجاییم و اولین گنج هم اینجاست

‫این که هتل جادسونه

‫بدو بیا

‫ممنون آقای هنری

‫از دیدنت خوشحالم

‫خوشحالم میبینمت

‫فکر نمیکردم اینجا ببینمت

‫اومدم احترامی گذاشته باشم

‫زورم میاد ببینم آدم‌های خوب انقدر ضرر میکنن

‫الی میگه این معامله خوبیه

‫و به نفع همه تموم میشه

‫خب بستگی داره چه تعریفی از انصاف داشته باشی

‫اینگلز

‫میخوام با نماینده سرخ‌پوست‌ها ‫آیزاک گیبسون آشنات کنم

‫مردی که امیدواریم بتونه حرف ‫حق رو تو گوش هفت رئیس

‫از هفت طایفه‌ای که امروز ‫اینجا جمع شدن فرو کنه

‫جناب گیبسون چارلز اینگلز ‫یکی از بهترین مهاجرهای ماست

‫یه زن ماه و سه تا دختر گل داره

‫و واقعا عاشق این خاکه

‫راستش رو بگو آقای اینگلز چی تو رو کشوند ‫به این خاکی که انقدر بهش عشق می‌ورزی؟

‫فکر کنم همون چیزی که ‫پای بقیه رو هم اینجا باز کرده

‫آسمون بی‌کران و یه زندگی جدید

‫زندگی جدید یه شروع تازه واسه خانوادم

‫ولی چرا اینجا؟ چرا این گوشه از کانزاس؟

‫چرا اومدین به جایی که ‫دسترسی بهش انقدر سخته؟

‫راستش رو بخواین تبلیغاتش رو دیدم

‫کل دور و بر دریاچه پپین ‫پر از این کاغذ تبلیغاتیا بود

‫بزار حدس بزنم زمین رایگان در غرب؟

‫میلیون‌ها هکتار زمین و آب فراوان و زلال؟

‫اوم

‫یه چیز تو همین مایه‌ها

‫خب حالا که اینجاست و این از همه چیز مهم‌تره

‫هممون دیگه اینجا جمع شدیم

‫کاملا درسته

‫آقایان

‫آهان

‫آره همون میز رو بیارین ‫بعد غذاها رو میچینیم روش

‫نمیدونم چطور این کار رو میکنه هم لبخند ‫میزنه هم حرفش رو به کرسی می‌نشونه

‫- شاید جادوگری بلده ‫- مامان من جادوگر نیست

‫- داره شوخی میکنه ‫- دارم میگم کارش حرف نداره

‫شاید تو هم این قدرت نفوذ رو پیدا کنی

‫معرکه‌ست

‫دستتون درد نکنه همتون فوق‌العاده‌این

‫آخی

‫اصلا نمیخوابه نمیخواد ‫هیچ اتفاقی رو از دست بده

‫خب مری میتونه ببردش مغازه که خلوت‌تره

‫این‌طوری کالب هم از تنهایی درمیاد

‫راه بیفتین براتون ناهار نگه میداریم

‫حدس میزدم قراره این‌طوری بشه

‫دوشیزه هندرسون کجاست؟

‫اون... اون سمت کلیساست

‫سلام

‫چته پسر؟ بلد نیستی با ترازو کار کنی؟

‫چطور یکی دلش میاد یه بچه رو

‫که مثل خر توی گل گیر ‫کرده بگذاره پشت دخل مغازه

‫خب؟

‫پسر جون من دیگه جوون ‫نمیشم کارم رو راه بنداز

‫از دیدنتون خوشحالم آقای ‫کیند بزارین کمکتون کنم

‫- میشه 15 سنت ‫- به نظر درست نمیاد

‫پنیر خیلی مرغوبیه

‫مطمئنم دارین این رو میبرین ‫واسه ناهار مهمونی کشیش

‫خیلی دست و دلبازین چیز ‫دیگه‌ای هم میخواین براتون بزارم؟

‫فقط همین پنیر بزنش به حساب دفتریم

‫- ممنونم ‫- حال میده من مغازه‌داری رو دوست دارم

‫- توی دفتر ثبتش میکنم ‫- باشه

‫الان برمیگردم

‫سلام سلام

‫- اوه ‫- ببخشید دیر کردم

‫پسر سورنسون دستش رو کرده بود تو لونه زنبور

‫مجبور شدم هشت تا نیش رو ‫از دست و بال نوچش بکشم بیرون

‫شانس آورد جون‌داره و بدنش قویه چیزیش نمیشه

‫خداروشکر

‫خانم سورنسون باید حواش بهش باشه

‫ولی واسه همین به جای خودش ‫بیسکویت و موم عسل فرستاد

‫- میتونی بذاریشون اونجا ‫- باشه

‫چی شده؟

Little House on the Prairie subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Little House on the Prairie

Comentários

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left