As primeiras 200 linhas.
بخواب بابا. بزنين بچاک
...آنچه در "کاليفرنيکيشن" گذشت
و اين طرفدار پر و پا قرص قرار با من چيکار کنه؟
هي، مرتيکه. من مامانِ يه بچهام
مامان من که نيستي عشقم
ايشون "کريس" هستن توي کلاس يوگا با هم هستيم
خدافظ. خدافظي ديگه
کيرم راست نميشه
نميتونم يه حال اساسي يه زنم بدم
!تو يه خانوادهي ديگه داري
مسئلهاي که رسماً رابطهي ما رو به هم ميزنه
يه پيشنهاد واست دارم
ميخوام دوباره با مارسي بخوابم
چه مرگته؟
نميدونم
چه خبره؟ - واقعاً بخاطر دادن -
،نقش بازيگري ازت ممنونم
ولي اگه اين نقش يه اما و اگري توش باشه
پس نميتونم قبولش کنم و اينکارو هم نميکنم
ورشکست شدم هنک
از اون مدل ورشکستهايي که يه مَرد رو مجبور به انجام يه سري کاراي مايوسکننده ميکنه
نيکي، اين همه پول دارم بهت ميدم
که امشب رو قرار من باشي
فقط ميخواستم پول بيشتري گير بيارم
گفت پول رو هنک پرداخت ميکنه
واسش يه جنده گرفتي؟
هيچوقت نبايد ميومديم لس آنجلس
.:: ارائهاي مشترک از فريآفلاين و تيويسنتر ::.
اوه، خيلي عالي ـه
واي خدا جون، خيلي حال ميده
اوه، آره - آره، عاشق اينم -
...که ميکشي
اي بابا، توئي باز؟ - درود، هنک -
اين چه کُس بازاري ـه؟ - به تو ربطي نداره -
فکر نکنم همچينم بيربط باشه کارن
اينجا چيکار ميکني؟
اينم به تو ربطي نداره
خيليخب، پس بفرما بيرون - ،نه، هي، حالا که اصرار ميکني -
اومدم کمي تا نسبتي حالت رو سر جاش بيارم و خوشحالت کنم
،جوليا کُل قضيه جندهه رو فهميد
و بدجوري هم دلخور بود
يه تو گوشي سنگين هم نثار من کرد
خوش بحالش
اومدم که اين رو هم بهت بدم
اين چه کوفتي ـه؟ - حقوق قسمتي که نوشتم رو گرفتم -
و پيش خودم فکر کردم ممکنه تو يکمي پول لازم باشي
،نميبينم زياد کار کني
و حتي وقتي هم مشغول کاري، فقط روي
طرحهاي اوليهات کار ميکني
،و با مدلهاي کوچيکت بازي بازي ميکني
و اون کارها هم همچين پولساز نيست
داري چيکار ميکني؟
تو نميتوني گذشت و بخشش من رو بخري
،قصدم خريدن هيچي نيست کارن
دست کم گذشت و بخشش تو نيست
من هيچ کار اشتباهي نکردم
ميشه خواهشاً بري؟
خب ميرم، ولي حس نميکنم
که همهچي رو حل و فصل کرده باشيم، ميدوني؟
چيزي واسه حل و فصل باقي نمونده هنک
هنک، مطمئنم خانم ازت خواست از اينجا بري
اوه، تو يکي شروع نکن يوکا کار
تو خيلي بيادبي هنک
اوه، من بيادبم؟ - بيادبه، خيلي هم بيادبه -
من بيادبم؟ ويژگيات رو گفتم ديگه
ميدونم چيکارهاي. تو همهي اين زنهاي
دلشکستهي شهوتيِ غربي رو تور ميکني
اين زن غربي دلشکسته نيست
اوه؟ متوجه نشدم بگي "شهوتي نيستم"، کارن
ميدوني به اين چي ميگن؟ ميخواي بِدي ولي روت نميشه
بريم
هي، دستت رو به من نزن داداش
بايد بري
کيرم توش! چه دردي گرفت
آره
خودشه
اينجورياست
© F R E E O F F L I N E ™ © T V C E N T E R ™
« کاليــــفرنيــــکيشن » قسمــت هفتم از فصل هفتـــم
ترجمه و زيرنويس: سميرا و سعيده S@eideH & Sorrow
دعوا کردي؟
سيکتير. ليوان کجاست؟
گفته مريضه و نمياد
رث کجاست؟ - داره تو دفترش غذا ميخوره -
طبيعي ـه؟
فقط وقتي جداً از يه موضوعي عصباني ـه
هنوز پيشنويس و خلاصهاي بهت نداده؟
نه، بيسيم خاموش ـه طبيعي ـه؟
واسه من که هميشه اتفاق ميوفته
...بعضي وقتا، هيچي نميگه
و بعدش تک تک کلمههارو بازنويسي ميکنه
شايد فقط از نوشتههاي تو خوشش نمياد
نه، نه، نه، اون عاشق نوشتههاي منه
اوه - کس شر نگو -
از نوشتههات متنفره. ديگه اينو جار ميزنه
"اين واقعاً نامرديه "آلونزو
اين حرف من نيست. من از نوشتههات متنفر نيستم
من از نوشتههات متنفرم
بشين روش تري
بشين روش
،صبرکن، من از نوشتههات خوشم مياد عزيزم
وقتايي که زور نميزني اداي باحالهارو دربياري
که خيلي وقتا اينجوري هستي
اونجوري نگام نکن
صفحه اول بازنويسي شد
واي نه - خدايا، اونقدر بد بود؟ -
ممکنه در حال حاضر بخاطر يه سري
دلايل کاملاً مبرهن باهات حال نکنم
ولي حرفهايتر از اونم
که بذارم همچين اتفاقي روي کارم تاثير بذاره
نوشتهها خوبه يکمي چُسي اومدي
که انگار داري زور ميزني اداي باحالهارو دربياري
مثل اون هيو کسکش که اونجاست
خب، اين نامردونهترين حرفي که
تابحال از کسي شنيدم
ولي مشکل اصلي اينجاست که
همين الان با جوليا صحبت کردم
نقش رو نميخواد. ما هم وقتش رو نداريم که دوباره بازيگر انتخاب کنيم
اين قضيه يه مشکل به حساب مياد
،بدون اون، کل داستان از هم ميپاشه
،چون برنامههاتون رو لغو کنيد چون امشب رو اينجا ميمونيم
جونم! بکن بکن دسته جمعي
سلام - اينجا چيکار ميکني؟ -
اومدم اينجا دوکلام منطقي باهات حرف بزنم، زن جان
آره، فکر ميکنم
فقط حوصلهي بازنويسي فيلم نامهتو نداري
از منظره لذت ميبري رفيق؟
"آدم باش "لو
قضيه ربطي به بازنويسي يه فيلم نامه نداره
قضيه سر منه که دارم سعي ميکنم
کمکت کنم به آرزوهات برسي
،دلم نميخواد به گذشته که نگاه ميکني پشيمونياي داشته باشي
اوه، پشيموني که دارم يه عالمه هم دارم
دارم سعي ميکنم با دوري کردن از تو
يا ريک رث يا هشتک بلک تعدادشون رو به حداقل برسونم
همتون ديوونهايد
ميدونستم يه جاي کار ميلنگه
هيچکس هيچوقت بدون اينکه چيزي در عوض بخواد
يه کار مناسب و معقول واسه کسي نميکنه
مخصوصاً يه مَرد - عجب -
درود، درود اينجا چه خبره؟
اين پدر ليوانه
پس ايشون پدر ليوانه
آره خب، هنوز آزمايش و اينجور حرکات نزديم
ولي از قرار معلوم، بله بنده ميباشم
دکتر "دنيل الن"، دکتر جراح دندان هستم
ميتونيد منو دکتر دن صدا کنيد - هرجور صلاحه -
از آشنايي باهاتون خوشحالم دندانپزشک دن هنک هستم
ايشون رو به من بسپار جوليا
هنک، ميشه بياي دفتر من؟
خب، مشتاق ديدارت بودم هنک
واقعاً؟ - بله، واقعاً -
چرا؟
خب، بخاطر اينکه جوليا واسه اين مطب خيلي ارزشمنده
هنک، و با توجه به چيزايي که دستگيرم شد
تو يه تهديد جدي واسه خوشحالي و خوشبختياش هستي
که دست آخر يه تهديد جدي
واسه خوشحالي و خوشبختي من محسوب ميشي
واسش نقشهها کشيدي، مگه نه؟
نميدونم داري موذيانه از چي حرف ميزني؟
دارم موذيانه ميگم که تو يه دندونپزشک حشري کون پشمي
دکتر دن - ،خب -
من خيلي بهش علاقه دارم و مجذوبش شدم اگه متوجه منظورت شده باشم
معلومه. اون کاملاً مجذوب کنندهست
...خيليخب. ميدوني، من
نميخواستم وقتي بزرگ شدم يه فضانورد بشم، هنک
نميخواستم واسه تيم يانکيها بازي کنم
،من نه، از همون اول ميخواستم دندونپزشک بشم
و ميخواستم با يه دستيار بلوند خوش سر و سينه ازدواج کنم
هي واي من - وقتي جوليا اون اوايل و واسه بار اول -
به مطبم اومد، ميدونستم که زن روياهامه
خودش هم در جريان نقشي که توي سرنوشت آشکار تو داره هست؟
...خب، هنوز بحثش پيش نيومده، ولي
رابطهي عاطفي بينمون کاملاً قابل لمسه - اوه -
ما واسه اون يکي خيلي خوبيم، يه تيم هستيم
،مگه همين تعريف يه رابطهي عالي نيست
کارتيمي؟
من فکر ميکردم نشاط و سکس رديف
و هرازگاهي گوزيدن زير پتو و بوخوري کردن طرفه
حداقل ننه بزرگم که هميشه اينجوري ميگفت
...آره. ببين، اينجوري
فقط خواهشاً واسه اين نقش کسشر
اميد الکي بهش نده، هنک. باشه؟
بيرحمانهست
ببين، خوشحالم که باهم صحبت کرديم
اوه، منم همينطور دکتر دن واقعاً خوشحال شدم
هي، يه لطفي در حقم ميکني؟
از اين مطب دوري کن، باشه؟
اينجا هممون با لبخند کارمون رو انجام ميديم
"ميدوني، "لبخندهاي طولاني اين شعار منه
ميفهمي؟
آره، فهميدم - خيليخب -
اوه، خيلي ممنون. ناهار امروزم
کرول"؟"
سلام، درچه حالي چرچيل؟
تو اينجا چيکار ميکني؟
به نظر ميرسه دارم چيکار ميکنم؟
واسه چي الان تو جاده با اديکس نيستي؟
اي بابا، بازنشست شدم
هنک رو برگردوندم که ،دوست دخترش رو ببينه
No comments yet. Be the first to leave one.