As primeiras 200 linhas.
واسه همه موجودات روی زمین،
بزرگترین هدفشون غذا یا سرپناه نیست.
بلکه پیدا کردن جفته.
تو جنگلهای استوایی گینه نو،
مرغ بهشتی نر یه رقص مسخرهای میکنه تا دل ماده رو به دست بیاره.
هی، منو ببین! من یه کله گندهام! هنوز حشری نشدی؟
تو دشت باشکوه سرنگتی،
اسب آبی نر، دل اونی که خاطرشو میخواد رو به دست میاره،
اونم با پاشیدن عنش روش.
وای خدای من. عین قصهها میمونه.
و اون بالاها تو کوههای چین،
پاندای ماده اولین قدم رو برمیداره.
وقت برای معاشقه نداریم. داریم منقرض میشیم. بیا سریع کارو تموم کنیم.
اما برای بعضی از حیوونا،
بزرگترین مانع واسه پیدا کردن جفت، خودشونن.
باورم نمیشه سه هفته گذشته از وقتی اولیویا ولم کرد.
- این نرِ بتای بیعرضه... - هان؟
...یه فصل جفتگیری دیگه رو باید تنهایی سر کنه.
وایسا ببینم، داری... داری ازم فیلم میگیری؟
و شکست در جفتگیری میتونه به معنی پایان یه نسل باشه.
انقدر واسه من گزارشگری نکن! از اتاق من برو بیرون!
سرنوشتی بدتر از مرگ.
- جدی میگم! تنهام بذار! - اوه، لعنتی!
اه. آره، میتونم ببینمش.
- چی؟ - خواب زمستونی دوباره داره از راه میرسه.
و من باید تنهای تنها بخوابم، در حالی که یه سنگو بغل کردم.
- رفیق، جاشی، میدونی باید چیکار کنی؟ - با یه سنگ آشنا بشم؟
نه! باید دوباره برگردی به میدون!
اوم! میدونی، همیشه دلم میخواست با یه اسب قرار بذارم.
نه، خنگ خدا، منظورم اینه که باید زود و سریع برگردی به قرار گذاشتن.
ولی آخه چجوری با کسی آشنا بشم؟ غیرممکن به نظر میرسه.
آره خب، هست.
- یه کابوسه. - اه.
سایتای دوستیابی، یه گند تمام عیارن که پر از آشغالای جامعهان.
من فکر میکردم تلفظش "دِ-ترایتِسه".
جالبه بدونین، در واقع هر دو جورش تلفظ میشه.
باز این جغد لعنتی پیداش شد.
- آره، تو جزو گروه ما نیستی. - چرا هستم!
وای خدای من، گمشو!
- آره، ما با هم رفیق نیستیم! - میشیم!
- یا خدا! - این یارو روانی!
ببین جاش، فقط دارم میگم، دور سایتای دوستیابی رو خط بکش.
روحیهتو نابود میکنن.
خب پس من چه غلطی باید بکنم؟
یه نگاه به دورت بنداز، جاش.
اینجا پر از دخترای تنهاست که فقط منتظرن تو بری رو مخشون.
آره به نظر میاد منتظر توجه ناخواسته از طرف یه نر هستن، نه؟
همه همینن! دارن براش له له میزنن!
یالا، پاشو بریم رو مخ چندتا دختر!
- اه، کاش منم یه پسر دگرجنسگرا بودم. - نه، نیستی.
آره، نیستم. فقط آخه من هیچوقت تو این آبشخور با کسی آشنا نمیشم.
میدونی باید چیکار کنیم؟ بیا بریم "سد بیور".
- همون بار لزبینا که اسمش خیلی بهش میاد؟ - آره!
باشه، نمیدونم. همه اونجا خیلی خفن و ترسناکن.
آخرش همیشه تنها یه گوشه میشینم.
من که هستم! من بال پروازت میشم!
- و منم بال جغدی تو میشم! - وای خدای من!
لزبینا عاشق منن! من یه جغد-رفیقم!
- یارو، تو با ما نمیای! - لطفا یه موش تو گلوت گیر کنه بمیری!
عاشق این رابطهمونم!
خب، راهنمای "ری" برای مخزنی دخترا.
- یه رقصه. یه بازیه. - منظورت مثل رقص "هوکی پوکی"ه؟
نه، نه، خیلی پیچیدهتره. یه قدم میری جلو، یه قدم میای عقب.
- ری، این که خود "هوکی پوکی"ه! - انقدر نگو هوکی پوکی!
اصلا کل ماجرا همینه.
حرفم اینه که، باید خوب باشی، ولی نه خیلی خوب.
بخشنده، ولی خسیس.
- باشه. - خب، تصور کن یه کایروپراکتور هستی.
یه کایروپراکتور؟
دکتر نیستی، ولی یه آدم معمولی هم نیستی.
- باشه. - حالا، بیا یه پارتنر رقص برات پیدا کنیم.
اوه، اون چطوره؟ خوشگله.
آره، ولی فکر کنم مشکل اعتیاد داره.
یوهو! عجب مورچهی نابی!
اوه، اعتیاد یه بیماریه.
اوه، اون سیاهگوشه چطوره؟
شکم زیرینش بالا و سفته.
- این خوبه؟ - بد نیست.
از عینکش خوشم میاد.
خب، اینو بهش نگو که! باید اون رقص رو بری!
هوف. خب، بزن بریم.
هوکی پوکی، بخشنده ولی خسیس.
من یه کایروپراکتورم.
- هی! - هی!
- اوه، ستون فقراتت مشکل داره؟ - چی؟
برگرد، گردنتو بیار جلو.
- تا قولنجشو بشکنم. - گردنمو بشکنی؟
- فقط اینجا... - دستتو بکش عوضی!
من کایروپراکتورم! آخ، سینهم!
اوف. چه بد پیش رفت.
- سلام، ری. - میسی!
نمیدونستم الان وقت خوشگلهاست.
ری، همچین ساعتی وجود نداره!
اون شب خیلی بهم خوش گذشت.
به منم همینطور، عزیزم.
- ولی یه مشکلی هست. - چی؟
شورت محبوبمو خونهت جا گذاشتم.
اوه-اوه. میسی یه گندی زده.
خیلی خنگی.
هی ری، من باید اینجا باشم؟ تو که کاملا راست کردی.
میدونم، هیس.
میتونم یه وقتی بیام برش دارم؟
- اوه، جمعه چطوره؟ - عالیه.
- تا خود صبح شنبه. - ری!
- خیلی بدی. - اوه...
ولی آره، اون موقع تو و شورتمو میبینم.
شک نکن که میبینی.
دیدی؟ اینه اون رقص.
آره، فکر نکنم رقصنده خوبی باشم.
شاید بهتره زندگیمو وقف خودارضایی کنم.
آه، بله، هدف والاییه، ولی هنوز به اونجا نرسیدیم.
تو، رفیق من، باید بری سراغ سایتای دوستیابی.
- ولی فان میگه ازشون متنفره. - اِهه.
اون فقط به این خاطره که برای زنا خیلی خطرناکن.
- اوه. - اوه، ناراحت نباش. ما که پسریم.
جامون امنه.
دیدی؟ هر دفعه میام اینجا همین بساطه.
- نمیدونم چجوری باید با این دخترا سر صحبتو باز کنم. - بیخیال.
نمیتونم با بچههای اسکیتباز بگردم چون مچ پام خیلی ضعیفه.
- منو بگیر! - پرتم کن!
یوهوهو!
- واقعا کارشون درسته. - و گروه فعالها هم خیلی جدیان.
آدما هم حیوونن!
دست از ریدن تو چمناشون بردارین!
- خب باشه، اون دخترا چطور؟ - گروه قارچچینی؟
- اونا دیگه ته باحالین. - واقعا؟
و اون گرازه؟ یه تیکه بیکن خیلی جذابه.
عالیه! بیا بریم باهاش حرف بزنیم!
چی؟ نه! نمیتونم همینجوری برم جلو و شانسمو امتحان کنم! حتما خراب میکنم!
خب، شانس آوردی که من اینجام.
نه. این کار... اینجا یه جمع لزبینه.
- سلام خانوما! - سلام رفقا!
چه خبر، پا دراز؟
خب، فقط میخواستم بدونم،
گروه قارچچینی شما دقیقا دنبال چه چیزی میگرده؟
بیا جلو تا در گوشت بگم.
قارچ!
آره، قارچ.
ریشی قرمز، شانتارل، شیپور سیاه.
واو، این دوست کوچولوی بامزهت خیلی راجع به قارچا میدونه.
واقعا همینطوره. و سینگله.
مثلا، میدونستین یه شبکه زیرزمینی از قارچها وجود داره که با گیاها حرف میزنه...
پنهلوپه. پن.
... و بعضی قارچا میتونن تا پونزده سانت رشد کنن!
یعنی، پونزده سانت تو یه روز همجنسگرا! یعنی، تو یه روز!
دختر، تو خیلی باحالی.
و از منم بلندتری.
میدونی، ما فردا یه برنامه قارچچینی داریم.
شما هم باید بیاین.
اوه! گشتن تو خاک و گل خیلی کار من نیست.
اوه، حتما میایم!
عالیه. البته ما فقط یه قانون داریم. فقط حس خوب.
اوه، یادم رفت. یه قانون دوم هم هست. فقط یه گیتار.
این عوضی همیشه دلش دورهمی میخواد.
خدایا، بهت گفتم این دخترا باحالن.
خب، برای هر حیوونی یه سایت دوستیابی وجود داره.
- این "اوکی روتد" برای زیرزمینیاست. - باشه.
سلام، خوشگله. میخوای بزنیم بیرون و یه باغچه رو خراب کنیم؟
و "فیلد" برای وقتاییه که دنبال یه موقعیت گروهی هستی.
- اوه! - البته تو یه دشت.
هی، رفیق! میخوای با زنم حال کنی؟
آره!
- و این، دوست من، "تینکلره". - تینکلر؟
- یه آشنایی کلاسیک بر اساس ادرار. - هوم.
حیوونا رو درخت میشاشن. تو فرومونهاشونو بو میکنی...
یه لحظه صبر کن. "تینکلر" فقط برای لاس زدن نیست؟
ببخشید! من زنمو اینجا پیدا کردم. یه موش کور تمام عیاره.
این شوخی خودمونه. ما موش کوریم.
اوه، آره. ما موش کوریم.
- اه، چقدر عجیب و غریبن. - فقط درختو بو کن، جاشی.
اسمم دبیه. تو پروفایلم نوشته ۲۵ سالمه.
۵۸ سالمه. بلد نیستم عوضش کنم.
وقتی داری میکنیم، باهام حرف نزن.
و، آره، تمام مدت این سیگارو میکشم.
آه، نه، ممنون.
واقعا؟
من سیاه گوش سیبری هستم.
۶۰۰ دلار کارت هدیه گردو لازم دارم.
در عوض باهات سکس میکنم.
- به نظر جالب میاد. - نه، نه، نه، نه، نه. کلاهبرداریه.
داره سرکیسهت میکنه.
اوه لعنتی! فهمیدن.
شاید "تینکلر" به درد من نمیخوره.
- بیخیال! بار سوم حتما جواب میده. - باشه.
سلام، من کیکیام. امم، من یه کایوتم.
ببخشید. من اصلا تو سایتای دوستیابی خوب نیستم.
من عاشق سوشیام، اوه، سگای کوچولو، بچههای بیصاحب...
وای خدای من، چقدر من خستهکنندهام.
خداحافظ!
اوه، به نظر خیلی شیرین میاد.
رو درخت بشاش! ببین با هم مچ میشین یا نه.
آه، لعنتی. یه کون برعکسه.
اون یه قلبه. این خوبه. یعنی یه قرار جور کردی.
واقعا؟ به همین راحتی؟
واسه پسرای قد بلند، آره.
اوه! این خاک خیلی مرطوب و پر از آهنه!
و اینو دوست داری؟
اوه، عاشقشم!
کله پایین، کون بالا با یه مشت لزبین.
ببخشید اینجوری میگم، ولی انقدر خیسم که میتونی یه سم کامل تو من جا بدی.
No comments yet. Be the first to leave one.