As primeiras 200 linhas.
"مورتال کامبت: نابودی"
موضوع مورتال کامبت، مرگ نیست
بلکه حفظ زندگی ـه
...لیو کنگ و چند مبارز برگزیده از قلمروی زمین
ساحر دنیای بیرون، شنگ سونگ رو شکست دادند...
...طبق قوانین مورتال کامبت
پیروزی اونا برای یک نسل دیگه، ایمنی زمین رو تضمین کرد...
...منتخبین ما حالا به خانه لیو کنگ در زمین برمیگردند
تا از لحظهای آرامش مختصر لذت ببرند...
چون یکی از دنیای بیرون، نقطه نظر متفاوتی داره
شائو کان. امپراتور دنیای بیرون
زمین در 6 روز خلق شد
در 6 روز هم نابود خواهد شد
...و در روز هفتم
تمام نسل بشر، مُردهاند...
این خوب نیست
یه جوری تونسته درگاهی به دنیای شما باز کنه
فکر کردم پیروزی ما در مورتال کامبت باعث بسته شدن اون درگاهها شده
بسته شده را می توان دوباره گشود - این یعنی چی؟ -
مادر
تو زندهای - چه بد که تو قراره بمیری -
کان. تا وقتی من قدرت دارم تو هرگز به جهان حکومت نخواهی کرد
...تا وقتی درگاهها باز باشن
دنیای شما مال من هم هست...
تو هرگز پیروز نمیشی
ارباب
این الان تموم میشه
پشت یک انسان، قایم میشی؟
چرا نه، لرد ریدن؟
تو کل عمر رقتانگیزت، پشت اونا قایم شدی
!هی - نه جانی -
تسلیم شو، ریدن و گرنه این یکی میمیره
پس من هم ژنرالهای تو رو میکشم
چون زمین تسلیم اراده مستبدین نخواهد گشت
تو هرگز اجازه نمیدی یکی از انسانهای عزیزت بمیره
منو با جانی کیج معاوضه کن
بیا جلوی پام تعظیم کن
!احمق
!جانی
در 6 روز، همه تون به من تعظیم میکنید
شروع شد
نمیشه بگذاریم کان با این کارش قسر در بره - این نبردی نیست که اینجا بتونیم ببریم -
همه رو نابود کنید
باید بریم
برید عقب
کان درگاه رو باز کرد
سیاره شما و دنیای بیرون، دارن با ادغام تبدیل به یک قلمرو میشن
بهش به چشم جهنم روی زمین نگاه کنید
مادرم دوباره زنده شده
چطور میشه؟
اگه اشتباه نکنم، مادرت سیندل کلید همه این ماجراهاست
نمیتونه باشه ما در تورنمنت برنده شدیم
قوانین میگن که زمین تا یک نسل دیگه در امانه
مشخصا کان تقلب کرده و قوانین رو شکسته
مادرت رو زنده کرده تا درگاهها رو به طور نامحدود باز نگه داره
با رسیدن تو و اون به هم، افسون کان شکسته میشه
روح مادرت در آرامش خواهد بود
و درگاهها بسته میشوند
چطور خدایان ارشد اجازهاش رو دادن؟ - نمیدونم -
ولی کان حتما باید متوقف بشه و گرنه جهان شما هلاک میشه
شما 6 روز تا نابودی وقت دارید
من شنگ سونگ رو شکست دادم میتونم کان رو هم شکست بدم
بله. تو یک ساحر بزرگ رو شکست دادی تا تورنمنت رو ببری
ولی حریف کان نمیشی
اگه کسی قراره کان رو بکشه باید من باشم
کافیه
خیلی از آمادگی به دور هستید ...وقتی درگاهها باز هستن
جوخههای نابودی کان، همه جا هستند و شما رو شکار میکنن...
برای صلاح خودتون میگم
کان میدونه در دنیای بیرون، قدرتی ندارم
با ادغام دو قلمرو، من قدرتهای خودم در زمین رو از دست میدم
تک تک شما باید با هم قویتر بشید
ما تنها امید هستیم
با هم، حتی نتونستیم جانی رو نجات بدیم
اینا چه کار میکنن؟
همین که وارد ولوسفر بشی، میتونی در چند ساعت به هرجای زمین سفر کنی
بادهای درونی، هدایتت میکنن
اونقدر سریع حرکت میکنی که انگار اصلا حرکت نمیکنی
وای
به کمکت نیاز داریم، سونیا میبرمت که همکارت جکس رو پیدا کنی
فراموشش کن. مهم نیست که بمیرم ولی کس دیگهای رو از دست نمیدم
...تنهایی آسیبپذیر هستی. ولی اگه با هم مثل تیم کار کنید
میتونید خیلی کارها بکنید...
ما چی؟
شما به تختتپه ی هوپی سفر میکنید
دفعه قبل کارتون عالی بود ولی برای چیزی که در پیش دارید، به کمک نیاز دارید
به اعماق شب برید
از شخصی به نام نایت-ولف، مشاوره بخواهید
شما پیداش نمیکنید اون شما رو پیدا میکنه
من با خدایان ارشد صحبت میکنم
و بخاطر کاری که شائو کان کرد، طلب جواب میکنم
آمادهای؟ - آماده -
بریم
از چیزی که یادم میاد، سریعترن - بیصبرانه منتظرم -
این عالیه - ...هوای داغ از هسته زمین -
ما انرژیاش رو مهار کردیم
چه خبره؟ کجاییم؟ - تغییر مسیر. به سمت راست بچرخون. محکم -
به من بچسب
پدر ادغام کننده کارشو شروع کرده
زمین تحت حمله اس
و این باشکوهه
بگو. قبل از نابودی ریدن، کاری کردی برای جونش التماس کنه؟
ریدن برامون خطری نداره
اونو زنده گذاشتی؟
نمیشد جلوشو گرفت
من هیچ بهانهای رو نمیپذیرم
من قوانین مقدس رو برای باز نگه داشتن درگاهها شکستم
...اگه خدایان ارشد از دسیسه ما خبردار بشن
هر دو از عواقبش رنج میبریم...
نمیفهمم
چطور میتونی از خدایان ارشد بترسی؟
با کنترل قلمروی زمین، قدرت ما مطلق میشه
...تا وقتی روز ششم نگذشته
نمیتونیم سر ریدن و فانیهای اون خطر کنیم...
قدرت روح انسان رو دست کم نگیر
لیو. اگه چیزیم شد ...میخوام که
کیتانا
من همه چیز رو از دست دادم
و تو رو هم از دست نمیدم
!لیو. موشک
باید برید بازم میان
من تو رو در تورنمنت کشتم
تو برادر بزرگم رو کشتی
پس چرا به ما کمک کردی؟ - من به اون کمک کردم -
چون افسانه میگه که شاهدخت، کلید متوقف کردن دسیسه کان ـه
تو ما رو تعقیب میکردی. چرا؟
دو روز پیش، کان اسموک رو برنامهریزی مجدد کرد تا به جای من، اونو دنبال شما بفرسته
تا تو رو از ملکه سیندل، دور نگه داره
بسیارخب. پس الان چطور به نایت-ولف برسیم؟
ما یک دشمن مشترک داریم، ساب-زیرو
اگه میخوای جلوی کان رو بگیری باید با قدرتهای خودت به ما کمک کنی
بیایید امیدوار باشیم که شما موفق بشید
!بیا اینجا
دستمو بگیر
!مکندهها
!کیتانا
من باید برم کیتانا رو پیدا کنم
کان میخواد که تو دنبالش بری
اینکارو نکن - تو نمیفهمی -
بدون کیتانا، همه چیز تمومه ما باختیم
اتفاقی که اینجا اُفتاد باید ثابت کنه که تو برای اتفاقاتی که در راهه، آماده نیستی
همین مسیر رو برمیگردی و میری جایی که نشونت دادم
نگران من نباش
همه جا اینطوریه؟
با گذشت هر ساعت، ادغام قلمروها نزدیکتر میشه
بیشتر زمین نابود میشه
تو رو در معبد خدایان ارشد میبینم
جکس
جکس
هی. فکر کردم قراره نجاتت بدم
بله. خب. نتونستم صبر کنم
این بار چه غلطی با خودت کردی؟
تقویت کنندههای قدرت سایبرنتیک
چیزی که داری رو میگیره و ظرفیت ماهیچهها رو 4 برابر میکنه
یه مشکل اعتماد به نفس واقعی داری. نه؟
این قفلها باید یه جور مکانیزم کنترل از راه دور باشن
چه خبره؟ اینجا چه کار میکنی؟
همه جدا شدن. کل تاسیسات داره توسط یک جوخه نابودی از بین میره
جوخه نابودی؟ یعنی چی جوخه نابودی؟
فقط باید بدونی که میخوان منو بکشن و احتمالا تو رو هم
من حتی این رفقا رو نمیشناسم اصلا کجا بودی تو؟
لعنتی. نمیتونم آزادت کنم، جکس
بسیارخب. برو عقب ببینم از چی ساخته شدم
بله. اینه که میگفتم
کاش این عشقا رو در دبیرستان داشتم - بعدا آرزو میکنی کاش دبیرستان بودی -
واقعا؟ - زود باش جکس. عجله کن -
اون چه کوفتیه؟
مرگ تنها راه خروجه
سرگرد بریگز. سونیا بلید شائو کان خشنود میشه
شائو چی؟
رفیقمون با من
حدس میزنم چیزی نیست که بشه دربارهاش صحبت کنیم حدس میزنم نیست
زود باش. بیا
!سونیا. بپا
!بگیرش
بیا اینکارو بکنیم
!نه
!بیا بخور
بله. حالا چی میگی؟
تقویت کنندههای قدرت سایبرنتیک !نوش کن
ظاهرت خوب شده ولی دیوار اضافه اس
منم دارم همین حس رو پیدا میکنم
مواظب باش، سونیا
!حواست باشه
!وای
!لعنتی. تا ماتحت کبابش کردی
اینو ببین
این همونیه که فکرشو میکنم؟ - چه بده که برای خودم پاهای جدید نگرفتم -
جوخههای من الانش هم هزاران روح در زمین به دست آوردند
و من میلیونها خواهم گرفت
اگه رفته بودی، الان پشت میلههای باغوحش بودی
...اون اون میلهها بتونن منو از تو دور نگه دارن، شیوا
پذیرای اونا میشم...
ساکت
گزارشتو بگو
دو تن از بهترین مبارزین زمین، از دور خارج شدند
کابال و استرایکر
بگو. قبل از نابودیشون کاری کردی برای جونشون التماس کنن؟
...ولی ارباب. فکر کردم بگذارم زنده - بهانه برام قابل قبول نیست -
رین. این اتفاق دیگه تکرار نباید بشه
No comments yet. Be the first to leave one.