As primeiras 200 linhas.
« خیزش عدالت با افتخار تقدیم میکند »
« خطر: طوفان یاکوزا »
آه!
ها؟ آه!
بابا، نگاه کن!
موهام دوباره به حالت عادی برگشته!
قسم میخورم دیشب مثل کپه شده بود.
همم.
چه بد، اون مدل مو بهت میومد.
ها؟
چند لحظه پیش،
خبری اعلام شد از یه طوفان یاکوزا
که داره به شهر گاتهام نزدیک میشه.
درحال حاضر یک ناحیه وافشار
- در جنوب شرقی درحال شکل گیریست - آه... اون چی گفت؟
یه طوفان یاکوزا.
- باید دست به کار بشیم - انتظار میره بارون و بادهای به شدت قوی...
- درسته - در کنار انبوهی از یاکوزای پرنده
از آسمون، داشته باشیم.
دیمین، وقتی دیروز از عصر ژاپن فئودال برگشتیم،
باید میفهمیدم که باعث تغییر تاریخ شدیم یا نه.
رفتم دنبال تغییرات ژاپن امروز گشتم،
ولی همونطور که میبینی...
ژاپن وجود نداره؟
بله، جزایر ژاپن از بین رفتن.
و درست مثل موهات، یه چیزی درست نیست.
همم.
آلفرد، با برج نظارت تماس گرفتی؟
خب، ارباب بروس...
متاسفانه برج نظارت وجود نداره.
- ها؟ - خبر بدترم دارم
بنظر میاد که سوپرمن واندروومن، آکوامن،
گرین لنترن، و فلش ناپدید شدن.
پس حالا بدون جاستیس لیگ هستیم.
با وجود این، نبود برج نظارت منطقیه.
خیلیخب، پس این یعنی ما تو یه زمین دیگه هستیم یا همچین چیزی؟
نه، قبلا فرکانس چند-جهانی رو بررسی کردم.
دقیقا درست تو زمین خودمون هستیم.
که فقط یه چیز باقی میمونه: تاریخ تغییر کرده.
همم!
دارم مختصات احتمالی طوفان یاکوزا رو
براتون میفرستم.
یاکوزا؟
اراذل اوباش ژاپنی چه ربطی به این ماجرا داره؟
مطمئنم بزودی یه جوابی میگیریم.
برو بریم.
بریم تو کارش.
آه.
از زاییده شدن پشیمونشون کنید!
ها؟
سلام، بتمن خوبه که میبینمت.
فکر کنم درباره "از اون بالا یاکوزا میایه" شوخی نکردن.
خب، آره، البته.
بارون آدم داریم، درست مثل همیشه.
چی چی شد؟
مشکل چیه؟
دیروز دقیقا همین کارو میکردیم.
تنها جواب منطقیش اینه که ما جابجا شدیم...
- ها! - جابجا شدیم؟
وقتی دیروز از عصر فئودال ژاپن برگشتیم،
باید مکان برامون جابجا شده باشه.
اون نسخههایی از ما که تو این خط زمانی با یاکوزا جنگیده،
باید یه جای دیگه باشن.
خیلی ساده جلوهاش میدی،
- ولی این نباید برای خودش یه آش شله قلمکار باشه؟ - بعدی تویی، بچه!
ها؟
واقعا باید حواست به پشتت باشه، رابین.
اوه، سرت تو کار خودت باشه.
خودم میخواستم به اون طرف یه گوشت مالیای بدم.
اوه، واقعا، ها؟
فکر کردم اون همه مدت تو گذشته عقلتو سرجاش آورده،
ولی نه، برگشتی به همون اصل نونور بودنت.
زود باشید!
جریان اون موها چیه؟
- کلاهگیسه؟ - نه!
یه شبه یهویی رشد کرد.
آره، هرچی تو بگی.
همهشون رو دستگیر کنید.
اون اخبار آب و هوا باعث شد از رو مبل بپرم.
میشه یکی توضیح بده؟
همونطوریه که میبینی.
تو این گاتهام، از آسمون یاکوزا میباره.
- ها؟ - آره
هیچی سرجاش نیست.
جزایره ژاپن از بین رفتن،
و جاستیس لیگ هم دیگه وجود نداره.
جدی میگی؟
ولی اگه ژاپن وجود نداره، چجوری یاکوزا از آسمون میاد پایین.
- ها؟ - همم؟
یا خدا!
اون جدی ژاپنه؟
اون هم شناور درست بالای گاتهام.
چرا به اون بالا زل زدید؟
اون جزیره بزرگ رو نمیبینی؟
جزیره؟
خیلیخب، پس.
فکر کنم الان میدونیم یاکوزا از کجا میاد.
هیچی نمیتونم درباره اون جزیره پیدا کنم.
و بنظر میاد ما چهارتا فقط میتونیم ببینیمش.
میرم دربارهاش تحقیق کنم.
- بقیهتون برید سراغ یاکوزا - وایسا! منم میام!
آه!
- هی! - بهتره مشغول بشی
یکی باید اون ریخت و پاش رو درست کنه.
ارباب بروس،
یه اثر-انرژی ناهنجاری داره از آسمون میاد.
جزئیاتش رو براتون میفرستم.
مثل همون موتور کوئیک میمونه.
بله.
یا حداقل، یه چیزی مثل شبیهاش.
موتور کوئیک؟
همونی نبود که مارو به گذشته فرستاد؟
این نتیجههای استفاده از موتوره.
ژاپن از زنجیره فضا-زمان حذف شده.
حتی با اینکه بنظر میرسه تو آسمون شناوره،
درواقع داره از یه شکاف بین فضا-زمان عبور میکنه.
پس شاید تنها دلیلی که میتونیم ببینیمش
اینه که ما هم تو زمان سفر کردیم.
درسته، و ما متعلق به این خط زمانی نیستیم.
مکانمون تو زمان گم شده، همونطور برای اون جزیره.
باید موتور کوئیک رو بازسازی کنیم
و ازش برای درست کردن فضا-زمان استفاده کنیم.
داریم وارد شکاف میشیم.
محکم بشین!
اصلا شبیه عصر فئودال ژاپن نیست، هست؟
یه سیگنال طرفای توکیو وجود داره.
ممنون، میبینمش.
اونجا منطقه دشمنه.
ارتباطات رو برای یه مدت قطع میکنم.
دریافت شد، ارباب بروس.
اون گرین لنترنه؟
اینکه تونستی تا اینجا بیای، تحسینت میکنم،
ولی کارت احمقانه بود.
وارد منطقهای شدی که توسط .خانواده هاگنه کنترل میشه
و اجازه نمیدم بیشتر از این جلوتر بری،
چون من زشیکا، رخش زمرد هستم!
« زشیکا رخش زمرد »
اون جسیکا کروزه؟
نه دقیقا.
این زن یه لباس کیمونو پوشیده.
اوه، نه، جرئتشو نداری!
« »آسا اژدهای آبی
وایسا! آکوامن هم؟!
من دست راست خانواده هاگنه هستم،
آسا ملقب به اژدهای آبی!
حالا تیغه های چرخان رو بچشید،
اونم از نیزه فرمانروای موجهای دریا.
اول یه طوفان یاکوزا داشتیم.
حالا یه گردباد یاکوزا داریم؟
یجورایی.
گردبادها روی زمین درست میشن و چیزهای رو زمینو به طرف خودش میکشه.
از اونجایی که این داره از آسمون میاد،
پس باید این عملا یه فروپکش یاکوزا باشه.
توضحیات ازت نخواستم آقای تحلیلگر آب و هوا.
همم؟
- اون دیگه چیه؟ - ها؟
برای چشمها نامرئیه، و برای گوشها غیرقابل شنیدنه،
مثل یه بلور قرمز میاد و مثل یه صاعقه میره.
به عنوان سریع ترین مرد تو خانواده هاگنه معروفه،
ولی من سریع ترین مرد زندهام!
من تیزپا هستم، بری!
« بری تیزپا »
اون فلشه!
دیدم افرادم رو تو دردسر انداختید،
خب منم اینجام تا یکم ادب بهتون یاد بدم!
ها!
زودباش! زودباش! زودباش!
داری کجا میری؟
ما از اویابون دستور داریم تا شما متجاوز هارو از بین ببریم.
قضیه شخصی نیست، فقط کارها رو اینجوری انجام میدیم.
حالا، غزل خداحافظی رو بخونید!
برای امروز کافیته.
دایانا.
روی این پوست درخشان حک شده
و در آبهای اینوکاشیرا فرهیخته شده،
به دلایلی که فقط خدایان میدونند...
یک عقاب طلایی که بر فراز آسمانهاست،
و به عوان زنی که قبیلهام رو رهبری میکنم
و بیرحمها و اراذل رو به جنگجو تبدیل میکنم...
من الهه عقاب، دایانا هستم.
« دایانا الهه عقاب »
باید هوشیار باشی که نباید منو دستکم بگیری.
تو هم باید هوشیار باشی که نباید دخالت کنی!
دخالت نکن، دایانا.
ها!
ها!
تو وارد منطقه کیچیجوجی شدی، .که متعلق به خانواده آمازونیهاست
اوه! آی!
اون مردها مهمان سرزمین ما هستن،
و اگه بذارم انگشتت بهشون بخوره،
به اسم دایانا، الهه عقاب بی احترامی میشه.
و نمیذارم این اتفاق بیوفته!
ها!
جونت لب مرزه.
پیشنهاد میکنم تجدید نظر کنی البته اگه این دوتا ارزشش رو داشته باشن.
اینقدر باهوش هستی که بدونی کی باید عقب نشینی کنی، اژدهای آبی؟
بوق-بوق! بیق-بیق! دارم میام!
توجه لطفا!
« هارین دلقک وحشی »
ببینید کی اینجاست، بچهها!
No comments yet. Be the first to leave one.