As primeiras 120 linhas.
« اسپیس گوست در: سیاحت شکار فضایی »
چه سیاره فوق العادهای رو "برای پیک نیک انتخاب کردیم، "جیس
پسر، صدای قار و قور شکم "بلیپ" رو "از همین جا دارم میشنوم، "جن
.بلیپ"، یکم مراعات کن"
این صدا اصلا شبیه "قار و قور شکم نبود، "جیس
"بیا بریم یه نگاهی بندازیم، "جن
.جیس"، نگاه کن"
،با این هیولاها که تحت کنترل ذهن منن
بالاخره میتونم سیاره ارواح رو تسخیر کنم
و "اسپیس گوست" رو .برای همیشه نابود کنم
"اون "کریچر کینگه"، "جیس
.بهتره به "اسپیس گوست" خبر بدیم
"از "جیس" به "اسپیس گوست
"از "جیس" به "اسپیس گوست
"اسپیس گوست" صحبت میکنه، بگو، "جیس"
اسپیس گوست"، ما "کریچر کینگ" رو" .روی سیاره ی زلتور پیدا کردیم
انگار دوباره داره شیطنتهای .قدیمیش رو میکنه
،مواظب باشید دیده نشید .جیس"، دارم میام"
"امان از "جن و جیس "همیشه دارن دردسر درست میکنن، "بتمن
شاگردهای جوون خودم هم "دقیقا همینجوری هستن، "اسپیس گوست
.هیس
.جیس"، نگاه کن"
.کریچر کینگ" ما رو دید"
.اینها جاسوسهای "اسپیس گوست" هستن
.نابودشون کن، حیوون زیر سلطه من
.زود باش، "جن"، از قدرت نامرئیت استفاده کن
.خیلی دیره، "جیس"، بوی ما رو گرفته
"اون "اسپیس گوسته"، "جن
"و "بتمن"، "جیس
"اسپیس گوست" .میبینم یه دوست هم آوردی
ولی بازهم حریف .باغ وحش هیولاهای من نمیشی
.یه انفجار صوتی
!"مراقب باش، "اسپیس گوست
پرتوی بیحس کنندهام باید جلوی .اون دایناسور پرنده رو بگیره
!آره
اون میمون-فضایی میخواد "بتمن" رو .یه لقمه چپ کنه
"نمیتونم نگاه کنم، "جیس
"گاز خواب آور، زیرکانه بود، "بتمن
"اسپیس گوست"
"آره، خود "اسپیس گوستم
احمق، تو نمیتونی کل ارتش .هیولایی من رو شکست بدی
ها؟
حالا، چه بلایی سر دستیارهای اسپیس گوست" اومد؟ ها؟"
!نه
.کلاه کنترل ذهن من
!نه، عقب وایسید! بهتون دستور میدم
مثل اینکه نتیجه برداشتن لقمه .بزرگتر از دهن "کریچر کینگ" مشخص شد
.در واقع، احتمالا خودش لقمه میشه
« پایان »
« ارائه شده توسط چنل خیزش عدالت/دوج و تی-ان ترنسلیت » در تلگرام @DOJ_Channel و @tntranslate
Bist :ترجمهای از @BistThunder :در تلگرام
.خب، عالی شد
چه خبر شده؟ - به نظرم "مستر فریز" کارمونو ساخت -
اولین سرنخت چی بود؟
.دما خیلی سریع داره پایین میاد
،اگه زودتر از اینجا نریم .تبدیل میشیم به یخمک
،هی پسر-پلاستیکی چرا خودتو کش نمیدی بیای بیرون؟
.نمیتونم، سرما بدن پلاستیکیم رو شکننده کرده
فقط کم داریم "بتمن" بیاد .و دوباره نجاتمون بده
این منو یاد اون موقعی میندازه .که من و "بتمن" با هم گیر افتاده بودیم
تو یه ماجراجویی که اسمشو گذاشتم ...غارهای دریایی شوم" اون یه"
آره، یادمه اولین باری که .با خفاشی کار کردم
سالها پیش بود، وقتی که هنوز .تو فاز تنهایی و شبگردی بود
.من داشتم یه داستان تعریف میکردم
خلاصه اینکه، داشتم به شهر گاتهام سر میزدم .که یه وارث ثروتمند دزدیده شد
"از این به بعدش با من، "گرین ارو
.متاسفم، "بتمن"، من زودتر رسیدم
.این سوژه منه
.این شهر منه
.قربانی "روبی رایدره"، از شهر استار سیتی
.اون شهر منه
پس کی این کارو کرده؟
"مورتیمر دریک"، معروف به "کاوالیر"
.دیوونه رمانتیسم قرن هجدهم
تحت تعقیب اینترپله ،به جرم سرقت بزرگ، اختلاس
.و قتل
،عجیب و الخلقه حقیریه .ولی از ریش بزیش خوشم میاد
.اینجا آخرشه، من تنهایی کار میکنم
یه چیزی میگم، تو راه .خودتو برو، منم راه خودمو میرم
!هی
.آره، داری عالی پیش میری، بزن بهادر
.طبقه بالا میبینمت
ها؟
.طبقه بالا میبینمت
.پس میدونی که این میشه اعلان جنگ
.به به، "بتمن" خان
.دلبرکت اون پشت چشم انتظارته
،ولی اگه میخوای بانویت رو نجات بدی .اول باید توی مبارزه من رو شکست بدی
.گارد بالا
.خوشا به دیدارت، پس یه کم استعدادی داری
،دوست دارم کمک کنم .ولی تیرام یه کم ته کشیدن
نظرت درباره این چیست؟
با من بیاید - من اینجام که نجاتتون بدم -
.یک بار دیگر بیندیشد، رذلها
"بندازش زمین، "شکسپیر
.ما خانم "رایدر" رو داریم
.در حقیقت، باور دارم او شما را دارد
،نقشه قدیمی آدم ربایی الکی .باید حدس میزدم
ولی چرا؟ - پول -
صندوق امانت خانم رایدر نمیتونه .خرج و مخارج زیادش رو پوشش بده
"خیلی خوب بود، "بتمن
تنها راه خالی کردن اون صندوق .امانت میلیاردی یه باج گیری بود
.و خالیش هم کرد
.پولش همین الان هم منتقل شده
و به زودی شماها میشید .شوالیه زغالی و کماندار سوخته
،بیا، عزیزم .بریم که ثروتمون رو جمع کنیم
.به امید دیدار در بهشت جاودان
خب، خفاشی، یا با هم کار میکنیم .یا با هم کباب میشیم
،موافقم، اگه بتونم به کمربند ابزارم برسم .میتونم از اینجا نجاتمون بدم
.بسپارش به من
امیدوارم به اندازهای که میگن .تیرانداز ماهری باشی
.بهتر از این حرفهام
!پروردگارا
جایی میرفتی، خوشتیپ؟
.خاک بر سر شدم، به آتش کشیده شدم
!لعنت خدا به هر دوتاتون
هیچوقت فکر نمیکردم ،آدم کار تیمی باشم
ولی شاید بهتره بیشتر .با هم کار کنیم
.ولش کن اصلا
.یکی از دستهام آزاد شد
No comments yet. Be the first to leave one.